179
خاطره‌های آموزنده

پس از آن‌که تصمیم این‌جانب نسبت به دعوت از ایشان به عنوان میهمان بعثه قطعی شد، سفارش کردم تا به دفتر نمایندگی ولی فقیه در باکو تشریف بیاورد.
بعد از احوال‌پرسی و انجام تعارفات معمول گفتم: من از بدو آشنایی‌ام، با شما دیدارهای متعدد و صمیمی داشته‌ام و بارها بیان کرده‌ام که از ملاقات و مصاحبت با شما احساس مسرّت می‌کنم؛ اما دعوت امروز من از شما یک دعوت ویژه و مبارکی است و آن این است که می‌خواهم در مراسم حجّ امسال حضور یابید و شما را از طرف نماینده حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای _ دامت برکاته _ در امور حج، به بعثه معظّم له به عنوان میهمان دعوت کنم.
ایشان بلافاصله پس از شنیدن این جمله سرشان را پایین انداختند و با حالت حُزن‌انگیزی گریه کردند. لحظاتی گذشت. سرشان را بلند کرده، در حالی که به سختی می‌توانستند خودشان را کنترل کنند با تمام احترام و محبت به من نگاه کرده و گفتند: حضرت علی علیه السلام در شب پانزدهم ماه مبارک رمضان، شب ولادت امام حسن علیه السلام، خودشان مرا به مراسم حج امسال دعوت کردند.
گریه ایشان شدیدتر شد، به طوری که قدرت حرف زدن را از او سلب کرد. با توجه به این‌که روح باصفا و منکسر ایشان بنده را هم بسیار منقلب کرده بود، لحظاتی ساکت ماندم و مهلت دادم تا بتوانند خودشان را کنترل کنند.
بعد از گذشت مدتی کوتاه گفتم: خوب، قضیه چیست؟ چگونه حضرت، شما را دعوت فرموده است؟ تعریف کنید.
گفت: روز چهاردهم ماه مبارک رمضان در دانشگاه بودم. بعد از نماز ظهر با عده‌ای از وهّابیون، بحثمان شد. طبق روال قبلی من به سؤالات آن‌ها جواب گفتم و مقداری هم از فضائل حضرت علی علیه السلام سخن گفتم.
یکی از آن‌ها که خیلی عصبانی شده بود، گفت: تو که این همه از غیرت علی می‌گویی، پس چگونه بود که زنش را در مقابل چشمش کتک زدند و نتوانست دفاع کند؟


خاطره‌های آموزنده
178

4 / 5

مهمان امیر مؤمنان علیه السلام در حج

در سفری که در تاریخ 22/9/1379 (16 شوال 1421) به باکو داشتم، فاضل ارجمند، جناب حجة الاسلام و المسلمین سید علی اکبر اجاق‌نژاد، نماینده ولی فقیه در جمهوری آذربایجان، از این‌جانب خواست تا سه نفر از شخصیت‌های علمی و دینی این کشور را به عنوان میهمان به بعثه مقام معظم رهبری _ دامت برکاته _ دعوت نماید. ایشان، بعدها، جریان این دعوت را چنین بازگو و سپس به صورت مکتوب ارائه کرد:
پس از کسب اجازه دعوت سه نفر میهمان برای حج از جناب عالی، حقیر نسبت به انتخاب افراد اقدام کردم. در انتخاب نفر سوم بین چند نفر مردّد بودم. پس از بررسی بیشتر و ملاحظه اولویت‌ها بالأخره آقای علی عظیم‌زاده را در نظر گرفتم. ایشان در دانشگاه خزر باکو در رشته زبان انگلیسی و عربی تحصیل می‌کند و در جهت تکمیل کردن ادبیات و مکالمه عربی تمام جهد خود را مصروف می‌دارد.
آقای عظیم‌زاده دانشجویی باهوش، متدیّن و فعّال است که به فراگیری علوم اسلامی علاقه شدید دارد و بیشتر اوقاتش را با فراگیری علوم اسلامی و کارهای علمی می‌گذراند. ایشان در میدان مبارزه با وهّابیون هم حضور فعّال دارد و با مهارت کامل با آن‌ها بحث می‌کند و با بیان دلائل نقضی و حَلّی، واهی بودن ادعاهای آن‌ها را با سهولت به اثبات می‌رساند.

  • نام منبع :
    خاطره‌های آموزنده
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1391
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 239137
صفحه از 371
پرینت  ارسال به