تحفة الأولياء (ترجمه اصول كافى)

عنوان کتاب : تحفة الأولياء (ترجمه اصول كافى)
پدید آورنده : اردكانى، محمد على
محقق، مصحح : مرادى، محمد؛ مسعودى، عبدالهادى
تاریخ وفات : 329 ق

تحفة الأولياء اثر ميرزا محمّد على بن محمّد حسن نحوى اردكانى يزدى از علماى قرن سيزدهم هجرى از ترجمه نسبتاً كهن اصول كافى در چهار جلد است. وى عالمى اديب و لغت شناس بوده و از همين جهت است كه به« فاضل نحوى» لقب يافته است.

اطلاعات جانبى فراوانى در زمينه تفسير، حديث، عقائد، فلسفه، تاريخ و لغت در آن ارائه شده و به مثابه سرمايه‌‏اى است ارزشمند كه نبايد در عرصه پژوهش حديثى و ترجمه متون دينى ناديده گرفته شود.

تحفة الأولياء به دليل قدمتى نزديك به دويست سال، از مواريث فرهنگى و دينى كشور است. از اين رو، هم مى‏تواند بازگوكننده فعاليت عالمان دينى در گستره نشر باورها و آموزه دينى و توسعه فرهنگ و تعاليم اهل بيت عليهم السلام باشد، و به لحاظ علمى تجربه‏اى سودمند براى كسانى است كه به ترجمه علاقه مند هستند، و مى‏تواند زمينه ساز گسترش فعاليت ترجمه متون دينى به شمار آيد.

ساختار و محتواى كتاب‏

كتاب با آغازى از محقق آن و پيشگفتارى از آقاى محمد مردادى درباره مولف و انگيزه‏ى وى از تاليف، همچنين ترجمه‏هايى كه بر كتاب كافى انجام گشته است آغاز ميگردد، سپس مقدمه‏اى از مترجم و در ادامه ترجمه‏ى خطبه‏ى كافى آورده شده است.

اردكانى در اين ترجمه، سعى كرده به قلمى روان، اصول كافى را به گونه‏اى ترجمه كند كه براى همگان، خواندن و فهم آن آسان شود و مشكلات پاره‏اى از اصطلاحات را كه فهم آنها براى خوانندگان مشكل است، حل نمايد، بدين جهت مجبور به شرحِ متن نيز شده و اين امر، جذابيت ترجمه را دو چندان ساخته است.

وى كه كتاب را بنا به دستور شاهزاده محمد ولى ميرزا، والى وقت يزد، نگاشته در آغاز، صفحاتى را به توضيح پاره‏اى از اصطلاحات حديثى و رجالى اختصاص داده و در سه فايده سخن گفته است:« فايده نخست، در انواع حديث و اصطلاحات مربوط به آن. فايده دوم، در توضيح اصطلاحات موجود در كتاب الكافى در نقل خبر با اسناد خاص، مانند روى اصحابنا. فايده سوم در توضيح برخى اصطلاحات مؤلف را در سند و گويندگان مانند العالم، ابوالحسن و....»

شيوه و نكات اين ترجمه‏

۱. ساختار زبانى كتاب، و عدم امكان نگارش ساده و كوتاه همه مطالبى كه در متن آمده، مترجم را وادار كرده كه در موارد فراوان، به شرح متن اقدام كند. بنا بر اين، تحفة الاولياء را مى‏توان ترجمه‏اى شرح گونه به شمار آورد.

۲. ترجمه گرچه شرح گونه است و بنا براين بايد فراتر از ترجمه تحت اللفظى باشد، اما او چنان پابند كلمات بوده كه كتاب را به روش لفظى و كلمه به كلمه ترجمه كرده و حتى همه واوها، فاها، ثمّ‏ها و امثال اينها را به فارسى برگردانده است. در عين صفت ياد شده، گا هم ترجمه آزاد است و از لفظى بودن فاصله گرفته و حاصل معنا بيان ميشود.

۳. بيشتر احاديث مشكل و پيچيده را شرح و تفسير مى نمايد. گا با ترجمه آميخته شده و يك نواخت نمى باشد، گا در توضيح يك روايت، به شرح روايت ديگرى ارجاع داده، و گا به كتابى كه در شرح حديث است ارجاع مى نمايد.

مترجم گا هم از ديگران در شرح احاديث، استفاده كرده است. او در شرح لغات، وجوه معنايى آنها را نوشته، ريشه‏يابى كرده و احتمال ريشه‏ها، را بازگو ميكند.

۴. همه افزوده مترجم، شامل شرح و توضيح مربوط به بحث ياد شده نيستند، گا اين توضيح‏ها در آغاز ابواب و به مناسبت ورود به بحثى مناقشه برانگيز و يا اصطلاحى غريب است، و گا در پايان آنها و براى جمع‏بندى است، و برخى هم در ميانه احاديث و كشف حقيقت معنا و هويدا ساختن منظور، انجام يافته است.

۵. گا ترجمه به گونه اى است كه مطلب، روشنى لازم را از دست داده، تنها با مراجعه به متن عربى قابل فهم است. از اين رو، مترجم پس از ترجمه متن، و به ناگزير، با عنوان:« حاصل اين كه» اقدام به نتيجه‏گيرى نموده تا ابهام نوشته را برطرف سازد.

۶. مترجم، متن عربى بيشتر آيات را در ترجمه آورده گا هم تفسير و قول تفسيرى را اضافه مى نمايد، و براى پرهيز از تكرار در ترجمه، به گذشته و يا آينده حواله داده است.

۷. گا آيات در نسخه كافى كه در اختيار مترجم بوده، با قرآن متفاوت داشته، از اين رو، به آن تصريح مى‏كند، و گا آيه را از قرآن نقل، و به ترجمه آن مبادرت كرده، و در برخى موارد از آوردن آيات در ترجمه به اين دليل، خوددارى كرده است.

۸. در تعدادى از روايات، متن گفتار معصوم با آيه‏اى از قرآن، به صورت اقتباسى، تأويلى و يا تفسيرى آورده شده، و از اين رو با الفاظ قرآن تفاوت دارد. در چنين مواردى مترجم، تصريح به، اقتباس از آيه و يا خطاى راوى دارد و با تصريح به اين كه فلان فراز ذكر شده، در قرآن نيست، متن آيه را ذكر ترجمه مى نمايد. و در مواردى نيز، با تصريح به ناسازگارى آيه مذكور در روايت با قرآن، بدون توجه به لوازم كلام، آن را نسبت به قرآن ديگرى غير از قرآن موجود مى‏دهد كه به گفته وى، در نزد اهل بيت بوده است.

۹. وى چندين نسخه از كافى در اختيار داشته كه از آنها ياد كرده، براى انتخاب بهترين ترجمه، و اصلاح برخى از عبارت‏ها، به آنها مراجعه كرده است.

۱۰. مترجم گا متن يك حديث را ناتمام تشخيص داده و از مصادرى چون نهج البلاغه، التوحيد، علل الشرايع براى تكميل آن استفاده مى كند، و به صورت جداگانه در ادامه نوشته خود آن را افزوده است.

۱۱. ادبيات و كلمه به كار رفته در ترجمه، يكسان نيست، تعابير عاميانه، غريب، محلى، دربارى و تعابيرى ملوكانه در آن يافت مى شود.

همچنين، از عبارت‏ها و كلمات مترادف، از عربى و فارسى، بسيار استفاده كرده كه باعث حجم زياد ترجمه گرديده است.

۱۲. قالب سبك و واژه به كار گرفته شده در ترجمه، فارسى است، در عين اين كه از واژه عربى هم در ترجمه به فراوانى بهره گرفته شده است. كاربرد واژه فارسى در اين ترجمه، نشان از آن دارد كه مترجم، كاملًا به ادبيات و كاربرد واژه فارسى تسلط داشته است.

۱۳. در اين ترجمه، از تعيين موارد و مصاديق عينى اشخاص، اشيا، اماكن و رخدادها براى بيرون آمدن از اجمال كلام استفاده شده است. نيز گا معناى دومى براى عبارت ذكر ميكند.

۱۴. مترجم، براى پرهيز از تكرار در ترجمه، به گذشته و يا آينده حواله داده است.

۱۵. مباحث مناقشه برانگيز، سبب ميشود مترجم به اظهار نظر پرداخته، ديدگاه خود را ذكر ميكند.

۱۶. مترجم در ترجمه و شرح، گا به نقد و بررسى مطالب هم پرداخته، و در موضوعات حساس، به دقت و درنگ فراخوانده و توصيه رجوع به اهلش ميكند.

۱۷. در ترجمه، اسناد احاديث را حذف نكرده و همه آنها را در ترجمه آورده، با اين تفاوت كه گا به جاى اسم راوى و يا معصوم، از كنيه و يا لقب و گا هم اسم آنها را استفاده كرده است.