تاريخ : یکشنبه 1388/5/4
کد خبر: 3811
مقاله «تدوين حديث» توسط محمدعلی مهدوی راد تدوين شد

مقاله «تدوين حديث» توسط محمدعلی مهدوی راد تدوين شد

راوی: تعريف واژه های «حديث»، «خبر»، «اثر» و «سنت» در ديدگاههای مختلف از بخش های طرح شده در مقاله «تدوين حديث» است.

در اين مقاله می خوانيد: سخن از حديث و چگونگی گزارش آن و انتقالش به نسلهای بعد و كيفيت تدوين و ثبت و ضبط آن، از جمله پژوهشهای مهمی است كه با همه پربرگ و باری نگاشته ها درباره آن، زوايای تاريك و نكات ناگفته در آن بسيار است. پيشتر از آنكه از چگونگی نشر و تدوين حديث سخن رود، شايسته می نمايد اين واژه و همگنان آن تعريف شود.

«حديث» در لغت: در كهنترين فرهنگ های لغت، حديث بدين سان معنا شده است:از هر چيز، تازه و نو آن؛ «شاب حدث» و «شابة حدثة» پسر و دختر نوسال و جوان.
احمد بن فارس می گويد:(ح ـ د ـ ث) يك ريشه دارد، كه بر ناپيدايی كه پيدا شده دلالت می كند. گفته می شود چيزی پيدا نبود سپس پيدا شد. «حديث» هم از همين باب است؛ چون سخنی است كه اندك، اندك يكی پس از ديگری پيدا می شود.
ابن منظور آورده است كه: حديث آن است كه گوينده آن را به زبان می آورد، و بدين معنا تفسير شده است كلام الهی «و اِذْ اَسَّرَ النّبیُ اِلی بَعْضِ اَزْواجِهِ حديثاً» كه مراد، مطلق كلام است.
طريحی نيز به لحاظ لغت، «حديث» را مرادف «كلام» می داند و می نويسد:از آن روی كلام را حديث گفته اند كه اندك، اندك به وجود می آيد.
و مرحوم آيت الله مامقانی در توضيح آن نوشته اند:بنابراين حديث، پديد آمدن چيزی است كه نبوده است؛ پس حديث، ضد قديم است. گويا آنچه در روايتی آمده است كه «اياكم و محدثات الأمور» اين معنا باشد، كه به گفته ابن فارس، يعنی آنچه در كتاب و سنت و اجماع عالمان شناخته نيست و نبوده است.
فیّومی نوشته است كه:حديث به گفته ها و گزارشها اطلاق می شود.
اين نكته مؤيد است به آنچه برخی از عالمان آورده اند كه تازيان در روزگار جاهليت بر روزهای مشهور خود، «الأحاديث» می گفتند، به لحاظ اينكه در آن روزها، حوادث بسيار رخ می داد و گزارش می شد و نقل می گرديد. برخی از پژوهشيان معاصر پس از گزارش تفصيلی اقوال لغويان درباره حديث، نتيجه گرفته اند كه: معنای اصلی اين واژه، شكل گيری چيزی است پس از آنكه نبوده است. اين تكوّن و تجدد، اعم است از اينكه در جواهر باشد يا اعراض، در اقوال باشد و يا در افعال... بنابراين حديث، هر آن چيزی است كه با ياد كرد پديد می آيد، نقل می شود، گزارش می شود و بدين سان در معنای حديث به تازه پديد آمدن و گزارش شدن، توجه شده است.
بنابراين، حديث كه به لحاظ لغت و وضع اوّلی آن به «جديد من الأشياء» و «حدوث امر بعد أن لم يكن» اطلاق می شده است، در نهايت با توجه به آن معنای لغوی در ادامه استعمال، بر مطلق كلام اطلاق شده است.
حديث در اصطلاح عالمان و محدثان، حديث را به صورتهای مختلف تعريف كرده اند. شهيد ثانی ـ رضوان الله عليه ـ پس از آنكه می گويد خبر و حديث مترادفند، آورده است: مراد از خبر، حديث است؛ اعم از اينكه قول پيامبر ـ ص ـ می باشد يا امام ـ ع ـ ، و قول صحابی باشد يا تابعی و يا عالمان و صالحان و همگنان آنان، و چنين است فعل و تقرير آنها. اين معنا در استعمال اين واژه مشهورتر است و با عموم معنای لغوی سازگارتر.
اين تعريف حديث، چنانكه تصريح شده است مستند است به معنای لغوی آن. عالمان و محدثان عامّه نيز غالباً حديث را بدين گونه تعريف كرده اند و خبر را مترادف آن دانسته اند. سيوطی از عالمان و محدثان گزارش كرده است كه آنان در تعريف حديث می گفته اند: حديث يعنی فعل، قول و تقرير پيامبر ـ ص ـ ، صحابيان و تابعين و... و خبر را عالمان فن حديث، مترادف حديث دانسته اند؛ بنابراين، خبر و حديث، بر «مرفوع»، «موقوف» و «مقطوع» اطلاق می شود.
البته در ميان عالمان عامه تعاريف ديگری نيز برای حديث ياد شده است، و فرقهايی بين خبر و حديث نهاده شده است. سيوطی در ادامه سخن پيشين می گويد:... و گفته شده است كه حديث بر آنچه از رسول الله ـ ص ـ نقل شده اطلاق می شود و خبر بر آنچه از ديگران گزارش شده است؛ از اين روی به آنكه اشتغال به سنت داشت «محدث» می گفتند و گزارشگران حوادث و مسائل تاريخی را، أخباری و....
برخی از محققان اهل سنت معتقدند كه حديث در آغاز فقط به قول رسول الله ـ ص ـ اطلاق می شده است و پس از وفات آن بزرگوار، معنايش وسعت يافت و اكنون اطلاق می شود به آنچه از پيامبر نقل است: قول، فعل و تقرير رسول الله ـ ص ـ .
ابن حجر می گويد:در اصطلاح شرع، گزارش هر آنچه را كه به پيامبر منسوب است، حديث گويند و اين گويا در برابر قرآن است كه «قديم» است.
شيخ بهايی ـ ره ـ در آغاز رساله كوتاه خود «الوجيزة»، حديث را بدين گونه تعريف كرده است: حديث، سخنی است كه قول، فعل و تقرير معصوم ـ ع ـ را گزارش می كند.
اين تعريف، به نقد كشيده شده است. گفته اند اين تعريف نه جامع است و نه مانع. از يك سوی حديثی كه نقل به معنا شده باشد داخل در اين تعريف نيست، پس جامع نيست؛ از سوی ديگر، عبارات بسياری از فقيهان پيشين را كه در آثار فقهی خود عين عبارتهای حديث را با حذف سند و در قالب فتاوی می آوردند، فرا خواهد گرفت؛ مانند «شرايع» علی بن بابويه، «المقنع» و «الهدايه» صدوق، «النهايه» شيخ و... پس مانع نيست.
شيخ بهايی ـ رضوان الله عليه ـ در پايان كلام خود آورده است كه: بعيد نيست كه حديث، «سخن» معصوم و يا «حكايت» سخن، فعل و تقرير معصوم باشد.
ميرزای قمی ـ رضوان الله عليه ـ در تعريف حديث نوشته است: حكايت سخن، فعل و تقرير معصوم را، حديث گويند.
مرحوم آيت الله مامقانی نيز پس از گزارش ديدگاههای مختلف، نوشته اند: گروهی از عالمان گفته اند «حديث» در اصطلاح، عبارت است از گزارش قول، فعل و تقرير معصوم.
آنچه در اين تعريف آمد، توان گفت مشهورترين تعريف است كه عالمان و محدثان شيعه بدان پرداخته اند و نيز روشنترين و استوارترين تعريف.
«خبر» گزارش از واقعه ها و حادثه ها را خبر گويند. خبر، عبارت است از گزارش هر آنچه بشود آن را گزارش كرد. خليل بن احمد فراهيدی می گويد: خبر، گزارش است؛ كه به أخبار جمع بسته می شود.
و زبيدی نوشته است:عالمان لغت و اصطلاح گفته اند خبر در لغت و اصطلاح، چيزی است كه از ديگران نقل می شود و اديبان بر آن افزوده اند كه خبر، آن است كه ذاتاً احتمال صدق و كذب دارد.
امّا توان گفت كه تعريف زبيدی چندان دقيق نيست، و چنان نيست كه «خبر»، ويژه گزارش از غير باشد. بلكه عرفاً و لغةً، به آنچه گزارشگر از خود گزارش می دهد نيز خبر اطلاق می شود؛ چون «أخبار» به معنای «أعلام» است، و از اين روی «عالم» را «خبير» گفته اند. پس هر كس ديگری را از چيزی بياگاهاند، او را خبر داده است، چه از خود و چه از ديگری.
اكنون بنگريم خبر به معنای «گزارش» با حديث چه ارتباطی دارد. پيشتر از شهيد ثانی نقل كرديم كه آن دو را مترادف دانسته بود. كسان ديگری از محدثان نيز بر اين ترادف تصريح كرده اند. ابن حجر می گويد:
نزد عالمان فن حديث، خبر و حديث مترادف هستند.
برخی از پژوهشيان معاصر نيز بدين معنی تصريح كرده اند:خبر در اصطلاح محدثان با حديث يكسان است؛ گو اينكه در موارد بسياری در علوم ديگر، از خبر، معنی مقابل با انشاء مراد می شود. توصيف محدثان به «أخباری» نيز به معنای اوّل است يعنی كسانی كه با خبر و حديث در آميخته اند و آن را چونان شغلی برخود در زندگی برگزيده اند.
اكنون اندكی در آنچه آورديم دقت كنيم. حقيقت آن است كه خبر و حديث، به لحاظ لغوی و استعمال عمومی، تفاوت بنيادی با هم ندارند. ابوالبقاء ايوبّ بن موسی حسينی می نويسد:حديث، اسم است از «تحديث» كه به معنای «اِخبار» بوده است، سپس به گزارش قول، فعل و تقرير منسوب به پيامبر ـ ص ـ اطلاق شد.
چنانكه پيشتر آورديم، اين معنا در ادب جاهلی كاملاً شناخته بود؛ آنان به «روزهای مشهور»، «الأحاديث» اطلاق می كردند، و گزارشگران حوادث و وقايع تاريخی را «أخباريون» می گفتند[۲۳]. علّامه شيخ عبدالنّبی كاظمی می نويسد:
پيشينيان اهل حديث ـ شيعی و سنی ـ بر اهل تاريخ و همه كسانی كه چونان آنان اخبار را جمع می كردند، بدون توجه به چگونگی گزارشها، اخباری می گفتند.
آنچه اين مطلب را استوار می دارد اين است كه ابتدا آنچه به نگارش در می آمده است بيشتر سيره پيامبر بوده است. نگاه تاريخی به سير «تدوين» در تاريخ اسلام اين نكته را به روشنی می نماياند كه رشته های نگارشها كم كم اندكی از هم جدا شد و محدثان، بعدها عنوان مستقل پيدا كردند؛ از اين رو اين دو بدين سان تعريف شدند كه: حديث آن چيزی است كه از معصوم ـ پيامبر و امام ـ نقل شود.
و خبر آن است كه، از غير آنان گزارش شود.
و يا گفتند:حديث، آن است كه از معصوم نقل شود و خبر، اعم از آن است، بنابراين هر خبری را حديث می گويند و نه به عكس.
كه روشن است اين تعريفها را محدثان در قرنهای واپسين، بيشتر برای توضيح اين جريانها و چگونگی شكل گيری اين عناوين و تعريفها به كار برده اند.
با اين همه، روشن است كه محدثان بر «حديث» و «احاديث»، فراوان «خبر» و «اخبار» اطلاق می كردند و بر عناوين آثار مدوّن خود كه مشتمل بر احاديث بوده است اين واژه را می نهادند. نمونه هايی چون «شرح الأخبار» قاضی نعمان (م ۳۷۶)، «الاستبصار فيما اختلف من الأخبار» محمد بن الحسن طوسی (شيخ الطائفه)، «جامع الأخبار» محمد بن محمد سبزواری (م قرن ۷)، «ملاذ الأخيار فی شرح تهذيب الأخبار» علّامه مجلسی و... نشانگر اين حقيقت است.
اين را نيز بيفزاييم كه اكنون قرنهاست كه «اخباری» در مقابل «اصولی» نمايانگر دو جريان شناخت در فرهنگ اسلامی و چگونگی نگاه به منابع فكر اسلامی است. روشن است كه گستردگی استعمال اين دو واژه بر اين دو جريان، پس از قرن يازدهم است؛ امّا برخی عالمان، با اسناد به بعضی نصوص نقل شده از سده های پيشين، احتمال داده اند كه پيشينه اين دو اصطلاح، دست كم تا زمان علّامه حلّی ـ ره ـ می رسد. اين مطلب را از عبارت ذيل استظهار كرده اند:امّا الأمامية فالأخباريون منهم لم يعولوا فی أصول الدين و فروعه الّا علی أخبار الأحاد المرویّة عن الائمة ـ ع ـ ، والأصوليون منهم كأبی جعفر الطوسی و غيره.
«اثر». در چگونگی اين واژه نيز چونان «خبر» سخن بسيار است، و عالمان و محدثان در تعريف آن همداستان نيستند. به لحاظ لغت، برجای مانده هر چيزی را «اثر» گويند. وقتی تازيان می گفتند: ذهبتُ فی أثرِ فلانٍ، يعنی او را پيروی كردم، پای برجای پای او نهادم و رفتم. اثر الحديث، يعنی اينكه كسی از كسانی گزارش كند و آثارشان را باز گويد.
المأثره، مكرمت و بزرگيها را گويند، چون نسل در نسل و عصرها و عصرها گزارش می شود و...[بدين سان تعريف عالمان و محدثان از «اثر» نيز به دور از معنای لغوی آن نيست. اكنون تعريفها را بنگريم و سپس چگونگی آنها را: شايعترين تعريف از «اثر» در ميان محدثان اين است كه «اثر»، آن چيزی است كه از صحابه رسيده باشد. تهانوی نوشته است: يطلق ... الآثار علی أفعال الصحابة.
و جمال الدين قاسمی در تعريف آن نگاشته است: اثر، منقول از صحابه را گويند؛ كه اطلاق آن بر كلام رسول الله ـ ص ـ نيز صحيح است.
اين تعريف، گو اينكه شايعترين تعريف از «اثر» است ـ چنانكه گفتيم ـ و پيشينه ای بس كهن دارد امّا از دقت و استواری لازم برخوردار نيست.
زبيدی نوشته است: بازمانده هر چيزی را «اثر» گويند و نيز خبر را كه به «آثار» جمع بسته می شود. اين است كه گفته می شود «فلان من حملة الآثار» و مراد آن است كه آن كس، از محدثان است. پيشوايان حديث بين خبر و اثر فرق نهاده اند، بدين سان كه گفته اند خبر آن است كه از رسول الله ـ ص ـ نقل شود و اثر آن است كه از صحابه گزارش شود و از كسانی كه بدين عنوان شهره شده اند، ابوبكر سعيد بن عبدالله بن علیّ طوسی نيشابوری (متولد ۴۱۳) و محمد بن هياج بن مبادر آثاری انصاری هستند.
از تتبع در آثار عالمان عامه بر می آيد ـ چنانچه گفتيم ـ كه اين تعريف از اثر، كهن است؛ امّا عالمان درباره آن متّفق القول نيستند. دكتر «نورالدين عتر» از حديث پژوهان معاصر عرب نوشته است: فقيهان خراسان «اثر» را ويژه «موقوف» اصطلاحی [منقول از صحابه] می دانستند و گروهی خبر را ويژه منقول از پيامبر ـ ص ـ دانستند، امّا سخن مُعْتَمَدی كه محدثان بر آنند اين است كه، همه آنچه ياد شد را اثر توان گفت، چون از «اثرت الحديث» گرفته شده است، يعنی آن را روايت كردم.
بر اين اساس است كه ابن حجر، نام كتابش در مصطلح الحديث را «نخبة الفكَر فی مصطلح أهل الأثر» ناميده است، و حافظ عراقی خود را در منظومه بلندش «الفيه»، «اثری» يعنی محدث خوانده و گفته است: يقول راجی ربِّه المقتدر
و طبری، محدث و مفسّر بزرگ قرن چهارم، كتاب عظيمش در حديث را «تهذيب الأثار و تفصيل معانی الثابت عن رسول الله من الأخبار» ناميد. آثار متقدمان بسيار است و نيازی به گزارش ديگر آثار نيست.
و سر انجام بايد از نويسنده نكته بين صبحی صالح ياد كنيم كه نوشت: هيچ دليل توجيه كننده ای نداريم كه «اثر» را ويژه منقول از سلفِ از صحابه و تابعين بدانيم.
آنچه تا بدين جا آورديم، تعريف عالمان عامه بود از «اثر»؛ امّا برخی از عالمان و محدثان شيعه بر اين باورند كه اين دو همگون هستند؛ مانند شيخ بهايی ـ ره ـ و شهيد ثانی رضوان الله عليه كه آورده است:
اثر، اعم از حديث و خبر است و به هر دوِ آنها اثر گفته می شود امّا به عكس نه.
فيلسوف و محدث جليل ميرداماد می نويسد: در ميان عالمان ما رضوان الله عليهم كسانی هستند كه از اين عنوان تنها منقول از امامان ـ ع ـ را مراد می كردند؛ فقيه محقق، نجم الدين رحمة الله عليه در نگاشته های خود غالباً چنين كرده است. امّا رئيس محدثان شيعه ـ رضی الله عنه ـ از عنوان «آثار صحيح» احاديث رسول الله ـ ص ـ و أوصيای صادق آن بزرگوار را مراد كرده است.
آنچه از تتبع در نگاشته های عالمان بر می آيد و عناوين كتابها در سده های آغازين تاريخ اسلام گواهی می دهد، اين است كه اثر با حديث مترادف است. و عالمان هماره از «آثار» همان احاديث منقول از معصوم ـ ع ـ را مراد می كرده اند. اين اصطلاحها اگر هم در ميان آثار شيعی يافت شود نوظهور است. در روايات و در لسان ائمه ـ ع ـ گاهی از احاديث رسول الله ـ ص ـ با عنوان «اثر» ياد شده است.
شيخ مفيد ـ ره ـ غالباً «اثر» و «آثار» را به «حديث» و «احاديث» اطلاق می كند. قاضی ابوحنيفه نعمان بن محمد (م ۳۶۷) يكی از آثارش را «الأقتصار بصحيح الأثار عن الائمة الأطهار» ناميده است. و أبوالقاسم علی بن محمد بن علی خزاز رازی، نيز كتابش را درباره روايات امامت امامان ـ ع ـ «كفاية الأثر فی النّص علی الأئمة الأثنی عشر» ناميده است و ابوعبدالله أحمد بن محمد بن عیّاش جوهری «مقتضب الأثر فی النص علی عدد الأئمة الأثنی عشر» و...
اينها همه بر استواری سخن دكتر «نورالدين عتر» گواهی می دهد كه نوشته است: اين سه عنوان، حديث، خبر و اثر در نزد محدثان به يك معناست.
بر اساس آنچه تا بدين جا آورديم، اكنون می توان گفت كه گمانه های گونه گون در نگاشته های «مصطلح الحديث» در تفاوت ميان عناوين ياد شده، در سده های واپسين چهره بسته است و در ميان كتابهای پيشينيان از آنها سخنی نيست.
«سنت». يكی ديگر از واژه هايی كه در اين مبحث معنای آن بايد روشن شود، «سنت» است. سنت از نگاههای گونه گون، تعريفهای گونه گونی يافته است.
سنت در فرهنگها: سنت، همان شيوه، روش و آهنگ عمومی است؛ زهری نوشته است: سنت، شيوه معمول را گويند، چه نيك و چه بد. سخن رسول الله ـ ص ـ است كه فرمود:
من سنّ سنة حسنة فله أجرها و أجر مَنْ عمل بها الی يوم القيامة... هر آنكه شيوه ای نيكو بنيان نهاد، پاداش عمل به آن و عمل تمام كسانی كه تا قيامت بدان عمل كنند را خواهد برد...
و نيز گفته اند: السنة، الطريقة المستقيمة المحمودة
سنت، شيوه استوار و پسنديده را گويند.
سنت در نگاه اصوليان
اصوليان به «سنت» در مجموع منابع تشريع می نگرند، و آن را به عنوان يكی از منابع فكر اسلامی و تشريع تعريف می كنند؛ تعريف آنان از سنت بدينگونه است: ما صدر عن النبی ـ ص ـ من قول، او فعل او تقرير
سنت عبارت است از قول، فعل و تقرير رسول الله ـ ص ـ .
علّامه مولی عبدالله بن محمد بشروی خراسانی، قولی در تعريف سنت نوشته است: سخن، فعل، و تقرير پيامبر ـ ص ـ و امام ـ ع ـ سنت است.
فقيه و اصولی بزرگ قرن سيزدهم، ميرزای قمی در تعريف آن آورده است: سنت، عبارت است از قول، فعل و تقرير معصوم ـ ع ـ .
بسياری از اصوليان شيعه به تعريف سنت نپرداخته اند؛ شايد به لحاظ اينكه مقصود از آن را روشن می دانستند. از آنچه اكنون نقل كرديم و نيز از تعريفهای اصوليان عامّه، به روشنی توان دريافت كه در معنای آن تقريباً همه متفق القولند. محقق حلّی ـ ره ـ نيز در شمارش مستند احكام، چون از سنت نام برده، درباره آن گفته است: امّا السنة فثلاثة: قول، و فعل و تقرير
سنت سه بخش دارد: قول، فعل و تقرير.
علّامه مامقانی می نويسد: بهتر اين است كه در تعريف «سنت» بگوييم، قول، فعل و تقرير آن كس را كه دروغ بر او روا نيست، اگر قرآنی نباشد و عادی هم نباشد، سنت گويند و هر آنچه اين سه را گزارش كند، خبر است و حديث.
اكنون يادآوری كنيم كه در برخی از كلمات و تعريفهای گذشته ديديم كه سنت را به قول معصوم و فعل و تقرير وی اطلاق كرده بودند؛ بدين سان توان گفت كه سنت به اين معنا، اخصّ از حديث است؛ چون در اين صورت، سنت يعنی آنچه عنوان فعل و قول و تقرير معصوم دارد و بدان بزرگواران توان نسبت داد؛ يعنی صحيح مصون از خطا و اشتباه.
سنت در نگاه فقيهان
فقيهان، گاه سنت را در مقابل «بدعت» نهاده اند و در تعريف بدعت گفته اند:ما خالَفَ أصول الشريعة و لَمْ يوافق السنّة
بدعت آن است كه با سنت همگون نباشد و با اصول شريعت مخالفت داشته باشد.
بدين سان معنای «سنت» هر آن چيزی است كه از شريعت، وجوب آن را توان بهره گرفت. اين معنا را ظاهراً از برخی روايات نيز می توان استفاده كرد. از امام باقر ـ ع ـ نقل كرده اند كه فرمود:ليس المضمضمة و الأستنشاق فريضة ولا سنّة، انّما عليك أن تَغْسِلَ ما ظَهَرَ
مضمضه و استنشاق نه واجب است و نه سنت؛ واجب آن است كه ظاهر را بشويی.
شيخ طوسی رضوان الله عليه در توضيح اين روايت نوشته اند:مراد اين است كه اين دو، مصداق «سنّتی» نيستند كه نشود ترك كرد.
و شيخ حرّ عاملی رضوان الله عليه در تبيين آن نوشته اند:مراد از سنت، آن چيز است كه وجوبش از سنت دريافته شود، و اين معنا برای سنّت در روايات آمده است.
سنت در مقابل بدعت، در روايات نيز مكرّر به كار رفته است. پيامبر ـ ص ـ فرمود: عمل قليل فی سنة خير من عمل كثير فی بدعةٍ.
كار اندك مطابق سنت بهتر است از عمل بسيارِ آميخته با بدعت.
امّا آنچه در عرف فقيهان بيشترين كاربرد را دارد، سنت به معنای «استحباب» است؛ از اين روی در تعريف آن گفته اند: هی الطريقة المتّبعة فی الدين، من غير افتراضٍ ولا وجوب.
شيوه شايسته پيروی در دين را كه وجوب نداشته باشد، سنت گويند.
اين معنی برای سنت، در روايات و بيان فقيهان، بسيار شايع است؛ در كتابهای حديثی و فقهی، ابوابی با عناوين «استحبابُ ...» وجود دارد كه در آنها روايات مشتمل بر واژه سنت به معنای «استحباب» گزارش، و به بحث نهاده می شود.
عن سماعة قال سألته [ابا عبدالله] عنهما [ای عن المضمضة والأستنشاق] قال: هما من السّنة، فان نسيتهما لم يكن عليك أعادة.
سماعه می گويد از امام صادق ـ ع ـ درباره «مضمضه» و «استنشاق» سؤال كردم، فرمود: آن دو مستحب هستند، اگر به هنگام وضو گرفتن فراموش كردی، دوباره انجام دادن آنها لازم نيست.
عن زرارة، عن أبی جعفر عليه السلام: قال: المضمضة والأستنشاق ليسامن الوضوء.
زراره می گويد امام باقر ـ ع ـ فرمود: مضمضه و استنشاق جزو وضو نيستند.
شيخ حرّ عاملی ـ ره ـ در توضيح آن نوشته است:شيخ طوسی ـ ره ـ فرمودند: يعنی از واجبات آن نيستند بلكه از مستحبات آن هستند.
عن ابی عبدالله عن آبائة عن علیّ ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ أنه قال: السّنة، سنّتان سنة فی فريضة الأخذبها هدی و تركها ضلالة، و سنّة فی غير فريضة، الأخذ بها فضيلة و تركها الی غيرها خطيئة.
سنت دوگونه است: واجب، كه عمل بدان هدايت است و ترك آن ضلالت و گمراهی، و مستحب كه عمل بدان فضيلت است و ترك آن و روی آوردن به غير آن، خطاست.
روشن است كه فقيهان، با توجه به موضوع فقه، به تعريف «سنت» پرداخته اند و چون موضوع فقه، بحث و فحص از حكم شرعی افعال بندگان است به لحاظ وجوب، استحباب، حرمت، كراهت و اباحه، «سنت» را به گونه ای تعريف كرده اند كه با اين موضوع سازگاری داشته باشد.
سنت در نگاه محدّثان
تعريف محدثان از «سنت»، شاملتر و فراگيرتر است. اين تعريف شامل و گسترده، دقيقاً در جهت هدفی است كه محدثان در تدوين مجموعه آثار و اخبار مرتبط با معصومان ـ ع ـ داشته اند. دكتر شعبان محمد اسماعيل می نويسد: هدف محدثان در گزارشها و نقلها از «سنت»، شناخت و شناسايی سيره رسول الله بوده است. آنان می كوشيدند پيامبر را چونان الگويی نيكو و اسوه ای ارجمند برای مسلمانان معرفی كنند، تا مسلمانان در تمام زندگی و موضع گيريهای خود، در بايد و نبايدهای اجتماعی و فردی، از آن بزرگوار پيروی كنند؛ از اين روی، در تعريف آن گفته اند: سنت، هر آن چيزی است كه به پيامبر منسوب است، اعم از فعل، قول، تقرير، صفات و ويژگيهای اخلاقی و ظاهری او قبل از بعثت و بعد از آن.
اين بيان و تبيين از سنت، در نگاه محدثان، دقيق است و استوار. نگاهی به عناوين و فصول كتابها و ابواب مجموعه های حديثی و محتوای نقلها نشانگر آن است كه محدثان از «سنت» چنين تلقی داشته اند؛ مانند «سيرة النبی و سننه»، «جوامع آداب النبی و سننه»، «باب فيه سنن اميرالمؤمنين ـ ع ـ»، «كنز العمّال فی سنن الأقوال والأفعال» و..
اكنون بيفزاييم كه آنچه ما در اين بحث (تاريخ تدوين حديث) بدان خواهيم پرداخت، همين معنی از سنت است كه تا حدودی مصداقاً [و نه مفهوماً] با حديث هماهنگ است. سخن از تدوين اخبار، احاديث و گزارشهايی است كه افعال و اقوال، تقريرها، املاء ها، خلق و خوی و زندگانی پيامبر و معصومان ـ ع ـ و... را نشان می دهد.
نگاهی تاريخی به واژه «سنت»
اكنون و در پايان بحث به تحوّل مفهوم سنت و چگونگی تطوّر معنای آن بپردازيم، با اشاره به دو نكته:
۱) گفتيم سنت به لحاظ لغت، «شيوه معمول و معهود» را می گويند. برخی از عالمان بر اين باور هستند كه در آغاز، «سنت» به همين معنا استعمال می شده است. مفهوم سنت در آغاز چنين بوده است: الطريقة الدينیّة الّتی سلكها النبی ـ ص ـ فی سيرته المطهّرة
بنابراين «حديث»، عام بوده است و اطلاق می شده است به حكايت قول و فعل رسول الله ـ ص ـ؛ امّا سنت، ويژه افعال و اعمال آن بزرگوار تلقی می شده است. يكی از پژوهشيان كه اين تفاوت را در معنای «حديث» و «سنت» بازگفته، ادامه داده است كه: در پرتو اين دوگانگی معنايی «حديث» و «سنت» است كه اين سخن محدثان را كه گاه می گفتند: اين حديث مخالف سنت است و... يا می گفتند فلانی، «امام فی الحديث و امام فی السنة و امام فيهمامعاً» در می يابيم. شگفت انگيز آنكه گاهی از اين دو به گونه ای تعبير شده است كه گويا دو چيزند كه يكديگر را پشتيبانی می كنند و درك يكی در فهم آن ديگری به كار می آيد.
چنين است كه ابن نديم از كتابی ياد می كند با عنوان «كتاب السنن بشواهد الحديث»؛ ظاهر اين عنوان نشان می دهد كه در شرح «سنت»، «حديث» چونان گواه به كار گرفته شده است.
امّا ظاهراً اگر اين اصطلاح در ميان پيشينيان از علما هم مطرح بوده است ـ حال به هر جهت ـ بعيد است كه با نصوص روايات موافق باشد. اينكه پيامبر ـ ص ـ مردمان را امر به پيروی از سنت می كردند، و می فرمودند:«عليكم بالسنّة، فعمل قليل فی السنة خير من عمل كثير فی بدعة».
و می فرمودند:«من تمسّك بسنتی فی اختلاف امّتی كان له أجرُ مأة شهيد».
آيا مرادشان فقط امر به پيروی از افعال و اعمال، و تمسّك به رفتار و كردار شخص ايشان (پيامبر) بود؟! بسيار بعيد می نمايد.
۲) شيخ مفيد رضوان الله عليه در كتاب اصولی اش (كه متأسفانه فقط خلاصه ای از آن را اكنون در اختيار داريم) در باب مستندات احكام شرعی و مصادر تشريع نوشته است:
بدان كه پايه های احكام شرعی سه چيز است، ۱ ـ كتاب الهی، ۲ ـ سنت پيامبر ـ ص ـ و ۳ ـ اقوال امامان ـ ع ـ پس از پيامبر(ص)
آيا نزد شيخ ـ ره ـ اصطلاح «سنت» ويژه نقل و روايت از رسول الله ـ ص ـ بوده است؟ برخی از محققان از كلام وی چنين استفاده كرده اند و نوشته اند: از اينكه شيخ ـ ره ـ اقوال معصومان ـ ع ـ را بر «سنت» عطف گرفته است، توان استفاده كرد كه اصطلاح «سنت» در نگاه وی، ويژه منقول از رسول الله ـ ص ـ بوده است.
اين نكته ای است كه می شود از كلام شيخ استظهار كرد؛ امّا آيا تا آن روز «سنت» اصطلاحاً، ويژه فعل، قول و تقرير رسول الله ـ ص ـ بوده است يا نه، موضوعی است كه نياز به بررسی تاريخی گسترده ای دارد.

مقاله «تدوين حديث» توسط محمدعلی مهدوی راد در پايگاه اطلاع رسانی «حوزه» به نشانی اينترنتی www.hawzah.net درج شده است .

خبرگزاری فارس :
خبرگزاری ایکنا :
خبرگزاری ایرنا :