بحر (دریا) - صفحه 2

مى داند و استعمال آن را در ساير موارد ، مُجاز مى شمارد . متن گفته او اين است :
أصلُ البَحرِ كُلُّ مَكانٍ واسِعٍ جامِعٍ لِلماءِ الكَثيرِ ، هذا هُوَ الأَصلُ ، ثُمَّ اعتُبِرَ تارَةً سَعَتُهُ المُعايَنَةُ ، فَيُقالُ : بَحَرتُ كَذا : أوسَعتُهُ سَعَةَ البَحرِ ، تَشبيها بِهِ ، وَ مِنهُ : بَحَرتُ البَعيرَ : شَقَقتُ اُذُنَهَ شَقّا واسِعا ، وَ مِنهُ سُمِّيَتِ البَحيرَةُ . قالَ تَعالى :«مَا جَعَلَ اللَّهُ مِن بَحِيرَةٍ »۱وَ ذلِكَ ما كانوا يَجعَلونَهُ بِالنّاقَةِ إذا وَلَدَت عَشَرَةَ أبطُنٍ شَقّوا اُذُنَها فَيُسَيِّبونَها ، فَلا تُركَبُ وَ لا يُحمَلُ عَلَيها . وَ سَمّوا كُلَّ مُتَوَسِّعٍ فى شَى ءٍ بَحرا ، حَتّى قالوا : فَرَسٌ بَحرٌ بِاعتِبارِ سَعَةِ جَريِهِ . وَ قالَ عَلَيهِ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ فى فَرَسٍ رَكِبَهُ : «وَجَدتُهُ بَحرا» ، وَ لِلمُتَوَسِّعِ فى عِلمِهِ بَحرٌ ، وَ قَد تَبَحَّرَ : أى تَوَسَّعَ فى كَذا ، وَ التَّبَحُّرُ فِى العِلمِ التَّوَسُّعُ .۲
اصل واژه «بحر» ، به هر جاى وسيعى كه آب فراوان داشته باشد ، گفته مى شود . اصل واژه، اين است ؛ امّا گاه گستردگىِ نمايانِ آن لحاظ مى شود . مثلاً گفته مى شود : «بَحَرتُ كَذا» ؛ يعنى : آن را به گستردگىِ دريا ، گسترش دادم ، به جهت تشبيه كردن به دريا . از همين جهت است : «بَحَرتُ البَعيرَ» ؛ يعنى : گوش شتر را شكافِ بزرگى دادم . «بَحيره» را هم از همين رو ، چنين ناميده اند . خداوند متعال ، فرموده است :«خداوند ، از بَحيره قرار نداده»، و اين ، از آن رو بوده كه وقتى شتر ، ده شكم مى زاييد ، گوش او را مى شكافتند و رهايش مى كردند كه آزادانه بچرد و ديگر ، نه سوارش مى شدند ، و نه با آن ، بارى را حمل مى كردند . هر چيز بزرگ و گشادى را دريا مى ناميدند . حتّى مى گفتند : «اسبى ، دريا» ، به اعتبار پرسش هاى بلند و وسيعش در هنگام دويدن و پيامبر اسلام ـ كه درود و سلام بر او باد ـ در باره اسبى كه سوارش شد ، فرمود : «وَجَدْتَهُ بَحْرا ؛ آن را دريايى يافتم» . همچنين به كسى كه داراى دانش فراوانى است ، گفته مى شود : درياست . نيز «قَدْ تَبَحَّر فى كذا» ؛ يعنى : فلان چيز ، گسترش يافت و «التَّبَحُّرُ فِى العِلْمِ» ؛ يعنى : گستردگىِ دانش .

1.. مائده : آيه ۱۰۳ .

2.. مفردات ألفاظ القرآن : ص ۱۰۸ مادّه «بحر» .

صفحه از 8