منبع : دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاريخ1 سال انتشار : 1386 از صفحه 463 تا صفحه 465
عروج پيامبر از سينه وصى

عروج پيامبر از سينه وصى

یکی از افتخارات امیرالمومنین(ع)

روزهاى پايانى عمر پيامبر خدا ، روزهايى شگفت است و براى على عليه السلام ، آكنده از غم ، سرشار از درد و مملوّ از رنج ، و براى سياستمداران ، روزهاى تلاش ، چاره جويى و كوشش براى رقم زدن سياست فردا و فرداها . . .

 پيامبر صلى الله عليه و آله فرمان داد تا سپاهى را براى نبرد با روميان سامان دهند . سپاه ، سامان يافت و چهره هاى برجسته اى در آن حضور يافتند و پيامبر صلى الله عليه و آله خود پرچم را بست و به دست اسامه داد . جوان بودن فرمانده ، بهانه اى به دست سياستمداران داد تا با اعتراض به آن ، انگيزه هاى اصلى خود را در تأخير حركت سپاه و سهل انگارى در آن ، پنهان دارند .

 پيامبر صلى الله عليه و آله در بستر بيمارى از تب مى سوخت . در آن حال و هوا ، چون از سهل انگارى ها آگاهى يافت ، از بستر به پا خاست و با تن رنجور ، آهنگ مسجد كرد و مسلمانان را از پيامدهاى ناهنجار سستى ها آگاهاند و آن گاه فرمود :

  سپاه اسامه را حركت دهيد .  

 امّا سياستبازان ، با درنگى كه بيش از پانزده روز طول كشيد ، عملاً از اعزام سپاه ، جلوگيرى كردند .

 پيامبر خدا كه آخرين لحظات زندگانى را مى گذرانْد ، زره و پرچم خود را به على عليه السلام بخشيد و او را وصىّ خود قرار داد و در ضمنِ نجوايى طولانى ، علوم بى شمارى را به امير مؤمنان انتقال داد و در حالى كه آخرين جمله را بر زبان مى راند كه :  «لا ، مع الرفيق الأعلى» [۱] در آغوش على عليه السلام ، زندگى را بدرود گفت و روح مطهّرش از روى سينه همبَر و همراهش ، همگام و مدافع بى بديل و رازدار بى نظيرش على عليه السلام به سوى «رفيق اَعلى» پر كشيد .

 اكنون على عليه السلام است و انبوه غمِ نشسته بر دل .

 على عليه السلام ، پيامبر خدا را با چشمانى اشكبار و قلبى آكنده از غم با يارى فرشتگان و فضل بن عبّاس ، غسل داد و كفن كرد . سپس چهره پيامبر خدا را گشود و در حالى كه سرشك از ديده جارى داشت ، با صدايى شكسته در گلو كه انبوه انبوه ، اندوه و درد و رنج را فرياد مى كرد ، گفت :

  پدر و مادرم فدايت باد! پاك زيستى و پاكيزه رفتى ... .  

 و بر آن پيكر مطهّر ، نماز گزارد و سپس اصحاب ، دسته دسته ، بر آن پيكر پاك ، نماز گزاردند .

 امام على عليه السلام با همكارى اوس بن خولى و فضل بن عبّاس ، پيكر مطهّر پيامبر خدا را در همان جا كه روح شريفش پر كشيده بود ، به خاك سپرد .

 

 

[۱] اين جمله بدين معناست كه پيامبر صلى الله عليه و آله ، خواستار خروج از دنيا و رفتن به پيشگاه الهى است . لغويان و محدّثان ، دو معنا براى «رفيق اعلى» ذكر كرده اند : يكى به معناى خداوند ، از آن جا كه «رفيق» ، از نام هاى خداوند است ، و ديگرى جايى در پيشگاه قُرب الهى كه ويژه پيامبران ، صدّيقان ، شهيدان ، صالحان و ديگر مقرّبان درگاه خداوند است .