منبع : دانشنامه امام مهدی عجّل الله فرجه بر پایه قرآن ، حدیث و تاریخ جلد سوم سال انتشار : 1393 از صفحه 45 تا صفحه 56
ازدواج امام مهدى عليه السلام

ازدواج امام مهدى عليه السلام

آيا امام مهدى ازدواج كرده است و فرزندانى دارد؟ يا تا كنون ازدواج نكرده است؟

يكى[1] از موضوعات مرتبط با مسئله مهدويت، ازدواج امام مهدى عليه السلام ، و نسل و ذريّه وى است: آيا امام مهدى ازدواج كرده است و فرزندانى دارد؟ يا تا كنون ازدواج نكرده است؟ در اين زمينه بحث هاى مختصرى (و عمدتاً در سال هاى اخير)،[2] صورت گرفته كه بيشتر در مقام پاسخگويى به پرسش هاى مطرح شده در اين باب بوده اند.

در اين باره سه ديدگاه مطرح شده است: ديدگاه كسانى كه به استناد شواهد و ادلّه، بر اين باورند كه امام مهدى عليه السلام ازدواج كرده است، گرچه ما از خصوصيات و كم و كيف آن اطّلاعى نداريم. در مقابل، گروهى ديگر با نقد ادلّه موافقان و تكيه بر شواهد و قرائنى، بر اين عقيده اند كه امام مهدى عليه السلام ازدواج نكرده است. گروهى نيز سكوت در اين مسئله را ترجيح مى دهند و هيچ كدام از ادلّه موافقان و مخالفان را براى اظهار نظر كافى نمى دانند.

 اينك به بيان شواهد و ادلّه اين سه گروه پرداخته، در پايان، ديدگاه خود را بيان مى كنيم:

يك. نظريّه موافقان

گروهى از عالمان شيعه از قبيل: علّامه مجلسى،[3] محدّث نورى،[4] شيخ على اكبر نهاوندى [5]و سيّد محمّد صدر [6] به صراحت يا ضمنى به استناد شواهد و قرائنى پذيرفته اند كه امام مهدى عليه السلام ازدواج كرده است، گر چه در چگونگى آن اختلاف نظر داشته يا وارد آن نشده اند. ادلّه و شواهد آنان، از اين قرار است:

الف - ازدواج، سنّت مؤكّد اسلامى

ازدواج، يك سنّت مؤكّد اسلامى است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و پيشوايان دينى بر آن تأكيد فراوان كرده اند و امام مهدى عليه السلام نيز كه رسالت حفظ و حفاظت از سنّت هاى اسلامى  را بر عهده دارد، قطعاً به سنّت «ازدواج» عمل كرده است. احاديثى كه در تشويق به ازدواج و مذمّت ترك ازدواج در منابع حديثى نقل شده، به حدّى هستند كه نمى توان گفت امام مهدى عليه السلام اين سنّت دينى را ترك مى كند.

ب - احاديث، ادعيه و زيارات

احاديث، ادعيه و زيارت هايى در كتب حديث نقل شده اند كه به صراحت يا به دلالت تضمّنى و التزامى بر داشتن فرزند و همسر دلالت دارند. اين مجموعه عبارت اند از:

 ۱. شيخ طوسى از امام صادق عليه السلام از پدرانش عليهم السلام نقل كرده كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در شب وفات خود، خطاب به امام على عليه السلام فرمود: «دوات و كاغذ بياور» و سپس وصيّت نامه اى املا نمود كه در آن آمده بود: «اى على! پس از من، دوازده امام و پس از آنها نيز دوازده مهدى خواهند بود. تو، اوّلين نفر از دوازده هستى». سپس يكايك امامان را نام برد و هنگامى كه به امام يازدهم رسيد، فرمود: «هنگام وفاتش اين وصيّت نامه را به پسرش، محمّد، مى سپارد و با او دوازده امام، كامل مى شوند ... . سپس بعد از او دوازده مهدى خواهد بود. وقتى وفاتش فرا رسد، اين وصيّت را به فرزندش كه اوّلينِ نزديكان به اوست مى سپارد كه سه نام دارد».[7]

 ۲. امام على عليه السلام در سخنى در مورد امام زمان عليه السلام فرمود:

 وَ يَسْكُنُهُ هُوَ وَ أَهْلُ بَيْتِهِ الرَّحْبَةَ وَ الرَّحْبَةُ إِنَّمَا كَانَتْ مَسْكَنَ نُوحٍ وَ هِىَ أَرْضٌ طَيِّبَةٌ وَ لَا يَسْكُنُ رَجُلٌ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عليه السلام وَ لَا يُقْتَلُ إِلَّا بِأَرْضٍ طَيِّبَةٍ زَاكِيَةٍ فَهُمُ لْأَوْصِيَاءُ الطَّيِّبُون.[8]

او و اهل بيتش را در [مكانى به نام ] رحبه سكنا مى دهد، آن جا كه سرزمين مقدّس و اقامتگاه نوح عليه السلام بود. هيچ يك از خاندان محمّد صلى اللَّه عليه و آله زندگى نمى كند و كشته نمى شود، مگر در سرزمينى پاك. به حقيقت كه آنان، اوصياى پاك اند.۳. امام صادق عليه السلام در باره مسجد سهله فرمود:

 أَمَا إِنَّهُ مَنْزِلُ صَاحِبِنَا إِذَا قَدِمَ بِأَهْلِهِ.[9]

آن جا منزل صاحب ماست، هنگامى كه با اهل بيت خود در آن اقامت مى كند.

۴ . حديثى كه با اسناد از صدوق، از محمّد بن على بن مفضّل بن تمام ، از احمد بن محمّد بن عمّار، از پدرش، از حمدان قلانسى، از محمّد بن جمهور، از مرازم [10] بن عبد اللَّه، از ابو بصير، از امام صادق عليه السلام نقل شده كه مى فرمايد:

 يا ابا مُحَمَّدٍ ! كَأَنّى أرَى نُزُولَ الْقَائِمِ فِى مَسْجِدِ السَّهلَةِ بِأهلِهِ وَ عِيالِه.[11]

اى ابو محمّد! گويا فرود آمدن قائم را در مسجد سهله با اهل و عيالش مى بينم.

 ۵. حديثى كه از احمد بن ادريس، از على بن محمّد، از مفضّل بن شاذان، از عبد الّله بن بجله، از مستنير، از مفضّل بن عمر روايت شده كه امام صادق عليه السلام فرمود:

 إنَّ لِصاحِبِ هَذَا الأمْر غَيْبَتَينِ، أحْداهُمَا تَطُولُ حَتّى يَقُولَ بَعْضُهُم مَاتَ وَ يَقُولَ بَعْضُهُم قُتِلَ وَ يَقُولَ بَعْضُهُم ذَهَبَ حَتَّى لا يَبْقَى عَلَى أمْرِهِ مِنْ أصْحَابِهِ إلّا نَفَرٌ يَسِيرٌ لا يَطَّلِعُ عَلَى مَوضِعِهِ أحَدٌ مِنْ وُلدِهِ وَ لا غَيْرهِ إلّا الْمَولَى الّذِى يَلِى أمْرَهُ» .[12]

صاحب الزمان عليه السلام دو غيبت دارد: يكى از آن دو به اندازه اى طولانى مى شود كه بعضى مى گويند او از دنيا رفته و برخى مى گويند كشته شده است، تا آن حد كه جز اندكى از ياران، بر امامت وى ماندگار نمى مانند و كسى هم از مكان و جايگاه زندگى او آگاه نيست، نه از فرزندان و نه ديگران، جز آن كسى كه امور وى را پى مى گيرد.

۶. محدّث نورى، در نجم الثاقب آورده است:

 شيخ ابراهيم كفعمى در مصباح نقل كرده كه همسر امام مهدى عليه السلام يكى از دختران  ابو لهب است.[13]

۷. در عبارتى از زيارت مخصوص امام مهدى عليه السلام در هر روز جمعه چنين آمده است :

 يا مَولاىَ يا صاحِبَ الزَّمانِ ، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيكَ وَ عَلى  آلِ بَيتِكَ ... صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيكَ وَ عَلى  أهلِ بَيتِكَ الطّاهِرينَ![14]

اى سَرور من! اى صاحب الزمان! درودهاى خدا بر تو و اهل بيت تو باد! ... درودهاى خدا بر تو و خاندان پاك تو باد!

۸ . ابو محمّد حسين بن احمد مكتب از ابو على بن همّام، دعايى را براى غيبت قائم عليه السلام نقل نموده كه شيخ عمرى، آن را املا نموده و به قرائت آن، دستور داده است:

 حَتّى ننظُرَ إلى وَلِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيهِ وَ آلِهِ ظاهِرَ المَقالَةِ وَاضِحَ الدِّلالَةِ هَادِياً مِن الضَّلالَةِ شافِياً مِنَ الجَهالَةِ.[15]

تا بر ولىّ تو - كه درودهاى تو بر او و خاندانش باد - نگاه كنيم با گفتارى روشن، برهانى آشكار، راه گشا از گم راهى و نجات دهنده از نادانى.

۹. در بخشى از صلوات بسيارى مفصّلى كه در صبح جمعه وارد شده، چنين آمده است:

 وَ تَجعَلَهُ وَ ذُرّيَتَهُ فِيها الاَئِمّةَ الوَارثين.[16]

او و ذريّه اش را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهى .

همين مضمون در دعاى شب بيست و سوم ماه رمضان نيز وارد شده كه آن را سيّد ابن طاووس با سند خود در كتاب عمل شهر رمضان آورده است [17] .[18]

۱۰. حديثى كه شيخ طوسى از امام رضا عليه السلام نقل كرده است كه فرمود:

 اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى  وُلاةِ عَهدِهِ وَ الأئمَّةَ مِن وُلده.[19]

خدايا! بر واليان و فرزندان وى، درود فرست.

۱۱. سيّد ابن طاووس در جمال الاُسبوع از امام رضا عليه السلام صلواتى را نقل مى كند كه در آن به فرزندان و خانواده امام مهدى عليه السلام نيز سلام و صلوات فرستاده مى شود:

 اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَيهِ وَ عَلى  آبائِهِ ، وَ أَعطِهِ فى نَفسِهِ وَ وَلَدِهِ وَ أَهلِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ وَ اُمَّتِهِ وَ جَميعِ رَعِيَّتِهِ ما تُقِرُّ بِهِ عَينَهُ ، وَ تَسُرُّ بِهِ نَفسَهُ .[20]

بار خدايا! بر او و پدرانش درود فرست و به او و فرزندان و خاندان و امّت و جميع پيروانش چيزى عطا فرما كه بدان سبب، چشمانش روشن و جانش مسرور گردد.

۱۲. در زيارت مخصوص ولىّ عصر عليه السلام در روزهاى جمعه چنين آمده است:

 السَلامُ عَلَى وُلاةِ عَهدِكَ وَ الاَئِمَّةِ مِنْ وُلدِهِ.[21]

درود بر اولياى عهدت و پيشوايان از ميان فرزندانش .

۱۳. در ضمن دعايى كه به هنگام وداع با سرداب مقدّس وارد شده، آمده است:

 صَلِّ عَلى وَلِيّكَ وَ وُلاةِ عَهدِكَ وَ الاَئِمَّةِ مِن وُلدِهِ.[22]

[خداوندا]! بر ولىّ امرت و اولياى عهدت و پيشوايان از فرزندانش درود فرست.

۱۴. در ضمن صلواتى كه از ناحيه مقدّسه صادر شده، آمده است:

 وَ عَلَى وَليّكَ وَ وُلاةِ عَهدِهِ وَ الأئِمّةِ مِن وُلدِهِ وَ مَدَّ فِى أعمَارَهِم وَ زد فى آجالِهم وَ بَلِّغْهُم اَقصَى  آمالِهم دِيناً و دُنياً وَ آخِرَةً إنّك عَلَى كُلِّ شَى ءٍ قَدِير. [23]

بر ولىّ امرت و اولياى عهدش و پيشوايان از فرزندان او درود فرست و بر عمر و اَجَلشان بيفزاى و آنها را به عالى ترين آرزوهاى دينى، دنيوى و اخروى شان برسان، كه تو حقّاً به هر چيز، توانايى.

ج - داستان جزيره خضرا

علّامه مجلسى در بحار الأنوار رساله اى را مشهور به «جزيره خضرا» به خطّ فضل بن يحيى بن على طيبى به طور كامل، نقل كرده كه مى گويد:

 از شمس الدين نجيح حلّى و جلال الدين عبد اللَّه بن حرام حلّى در كربلا در نيمه شعبان ۶۹۹ قمرى شنيدم كه گفتند: اين داستان را از على بن فاضل مازندرانى در سامرّا شنيديم. در ضمن اين داستان آمده است: جزيره خضرا از جزيره هاى اولاد و فرزندان صاحب الزمان است.[24]

همچنين محدّث نورى در جنّة المأوى داستانى را از كمال الدين انبارى نقل مى كند كه وى جزيره هايى را ديده است كه فرزندان امام زمان، قاسم و ابراهيم، بر آن حكمرانى مى كنند.[25]

د - كُنيه «ابا صالح»

يكى از كُنيه هاى امام مهدى عليه السلام ، «ابا صالح» است و اين نشان مى دهد كه ايشان، فرزندى دارد كه اين كُنيه، از نام وى گرفته شده است. [26]

 در كتاب من لا يحضره الفقيه چنين آمده است كه امام صادق عليه السلام فرمود:

 إذا ضَلَلتَ عَنِ الطَّريقِ فَنادِ : يا صالِحُ - أو يا أبا صالِحٍ - أرشِدونا إلَى الطَّريقِ يَرحَمَكُمُ اللَّهُ ![27]

هر گاه راه را گم كردى، صدا بزن «يا صالح!» يا بگو: «يا أبا صالح! راه را به ما نشان دهيد. خداوند، شما را رحمت كند!» .

علّامه مجلسى نيز در ضمن حكايات و داستان اشخاصى كه امام زمان عليه السلام را ديده اند، قضيّه اى را از پدرش و او نيز از شخصى به نام امير اسحاق استرآبادى - كه چهل مرتبه با پاى پياده به حج مشرّف شده بود - نقل مى كند كه در يكى از سفرهايش قافله را گم كرده و متحيّر با حالت عطش و بى آبى مانده بود. سپس صدا زد «يا صالح! يا ابا صالح! ما را راه نمايى بفرما» و ناگاه سوارى را از دور ديده كه آمده و او را راه نمايى كرده و به قافله اش رسانده است. وى مى گويد: پس از آن قضيّه متوجّه شدم كه او امام مهدى عليه السلام بوده است.[28]

 گفتنى است كه در بخش اسامى امام مهدى عليه السلام اثبات شد كه دليلى بر انتساب كنيه «ابا صالح» براى امام مهدى عليه السلام وجود ندارد.

دو. نظريّه مخالفان

كسانى كه با اين نظريّه كه امام مهدى عليه السلام ازدواج نموده و ذريّه و فرزند دارد، مخالف اند نيز بر شواهد و ادلّه اى استناد كرده اند كه عبارت اند از:

 الف - ازدواج و صاحب اولاد شدن امام مهدى عليه السلام با يكى از مهم ترين فلسفه هاى غيبت او - كه خفا و شناخته نشدن امام است - ، سازگار نيست؛ زيرا كسى كه ازدواج مى كند و صاحب فرزند مى شود، به هر گونه كه تصوير گردد، مورد شناسايى خانواده اش قرار مى گيرد و اين با غيبت و خفا ناسازگار است.

 از سوى ديگر، احاديثى بر غيبت تام و كامل امام مهدى عليه السلام دلالت دارند، از قبيل اين دو حديث كه از امام صادق عليه السلام نقل شده اند:

 صاحِبُ هذَا الأَمرِ تَغيبُ وِلادَتُهُ عَن هذَا الخَلقِ ؛ كَيلا يَكونَ لِأَحَدٍ فى عُنُقِهِ بَيعَةٌ إذا خَرَجَ .[29]

صاحب امر، ولادتش از مردمان پنهان است تا به هنگام قيام، بيعت كسى بر گردنش نباشد.لِلْقَائِمِ غَيْبَةٌ قَبْلَ قِيَامِهِ ... يَخَافُ عَلَى نَفْسِهِ الذَّبْحَ.[30]

قائم، پيش از ظهور، غيبتى دارد... [چرا كه ] بر جان خويش مى ترسد.

ب - سفرا و وكلاى امام مهدى عليه السلام در طول حدود هفتاد سال، هيچ يك به ازدواج امام و همسر و فرزندان ايشان اشاره اى نكرده اند. اگر چنين اتّفاقى افتاده بود، قاعدتاً بِدان اشاره اى مى نمودند.

 ج - برخى از احاديث، به صراحت بر فرزند نداشتن امام مهدى عليه السلام دلالت دارند كه آنها را نقل مى كنيم:

 ۱. مسعودى نقل مى كند كه وقتى على بن حمزه و ابن سراج و ابن ابى سعيد مكارى بر امام رضا عليه السلام وارد شدند، چنين اتّفاق افتاد:

 على بن حمزه به ايشان گفت:

فَإِنّا رَوَينا أنَّ الإِمامَ لا يَمضى حَتّى  يَرى عَقَبه ؛از پدرانت نقل كرده ايم كه هيچ امامى از دنيا نمى رود تا فرزندش را ببيند؟

امام رضا عليه السلام فرمود:أما رَوَيتُم فى هذَا الحَديثِ بِعَينِهِ : «إلَّا القائِمَ»؟ ؛

آيا در اين حديث، روايت كرده ايد: «مگر قائم؟» .گفتند: خير.

امام رضا عليه السلام فرمود:بَلى ، قَد رَوَيتُموهُ وأَنتمُ لا تَدرونَ ، لِمَ قيلَ ولا مَعناهُ .

آرى! روايت كرده ايد؛ ولى نمى دانيد چرا. و نمى دانيد معنايش چيست.ابن ابى حمزه گفت:

إنَّ هذا لَفِى الحَديثِ؟ .اين در حديث بود؟.

امام رضا عليه السلام به وى فرمود:وَيحَكَ كَيفَ تَجَرَّأتَ أن تَحتَجَّ عَلَىَّ بِشَى ءٍ تُدمِجُ بَعضَهُ .

واى بر تو ، جرئت كرده اى كه با من محاجّه كنى با حديثى كه در آن دخل و تصرّف كردى؟!سپس فرمود:

إنَّ اللَّهَ تَعالى  سَيُرينى عَقِبى إن شاءَ اللَّهُ .به زودى، فرزند مرا خواهى ديد .[31]

۲. محمّد بن عبد اللَّه بن جعفر حميرى، به نقل از پدرش، از على بن سليمان بن رشيد، از حسن بن على خرّاز نقل مى كند كه:

 دَخَلَ عَلِىُّ بْنُ أَبِى حَمْزَةَ عَلى  أبِى الحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام فَقالَ لَهُ: أنتَ إمامٌ قالَ: نَعَمْ فَقَالَ لَهُ: إِنِّى سَمِعْتُ جَدَّكَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عليه السلام يَقُولُ لَا يَكُونُ الإمَامُ إِلَّا وَ لَهُ عَقِبٌ. فَقَالَ: أَ نَسِيتَ يَا شَيْخُ أَوْ تَنَاسَيْتَ لَيْسَ هَكَذَا قَالَ جَعْفَرٌ عليه السلام : إِنَّمَا قَالَ جَعْفَرٌ عليه السلام : لَا يَكُونُ الإِمَامُ إِلَّا وَ لَهُ عَقِبٌ إِلَّا الْإِمَامُ الَّذِى يَخْرُجُ عَلَيْهِ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عليه السلام [32] فَإِنَّهُ لَا عَقِبَ  لَهُ. فَقَالَ لَهُ: صَدَقْتَ جُعِلْتُ فِدَاكَ! هَكَذَا سَمِعْتُ جَدَّكَ يَقُولُ.[33]

على بن ابى حمزه بر امام رضا عليه السلام وارد شد و گفت: آيا شما امام هستيد؟ فرمود: «آرى». آن گاه به ايشان گفت: از جدّتان جعفر بن محمّد شنيدم كه فرمود: «امامى نيست، مگر آن كه فرزند دارد». فرمود: «پيرمرد! فراموش كرده اى، يا خود را به فراموشى مى زنى؟! جعفر، چنين نفرمود؛ بلكه فرمود: هر امامى فرزندى دارد، مگر امامى كه حسين بن على عليه السلام [پس از رجعت ] و خروج از قبر بر او نماز مى خواند». او گفت: راست مى گويى، قربانت گردم! اين چنين فرمود.

سه. نظريّه ترديد يا سكوت

برخى بر اين عقيده اند كه ازدواج امام مهدى عليه السلام و آنچه بدان بر مى گردد، جزو مسائل حاشيه اى مهدويت به شمار مى رود و لغزشگاهى است كه به سالم بيرون آمدن از آن، اطمينانى نيست. از اين رو، بهترين كار در اين زمينه سكوت و توقّف يا بيان موضع شك و ترديد است.

 سيّد جعفر مرتضى عاملى مى نويسد:

 ما در باره فرزند داشتن امام مهدى عليه السلام بر اين باوريم كه اين قضيّه، محلّ شك و ترديد است.[34]

تحليل و ارزيابى

به نظر ما در اين مسئله بايد نظريّه سكوت را انتخاب كرد و از ابراز نظرهاى احتمالى و غير مطمئن خوددارى كرد؛ زيرا:

 اوّلاً اين مسئله از مسائل حاشيه اى مهدويت است كه سكوت در آن به اصل مسئله و جايگاه و آثار آن لطمه اى نمى زند. ما در موارد مشابهى هم كه در قرآن كريم آمده (مانند خضر عليه السلام ) چنين رفتار مى كنيم.

 ثانياً بزرگان شيعه تا قبل از دوره معاصر، به صورت جدّى در اين مسئله وارد نشده اند و چنان كه در ابتداى اين پژوهش گفته شد، اين موضوع در چهل سال اخير مورد توجّه جدّى واقع شده است. از اين رو، حدود هزار سال اين مسئله مسكوت بوده و هيچ مشكلى نيز ايجاد نكرده است.

 ثالثاً ادلّه هر دو طرف در آن حد از اعتبار نيست كه بتوان به استناد آن، تكليف اين مسئله تاريخى را روشن ساخت؛ چرا كه بسيارى از آنها مُرسَل نقل شده اند يا در اسناد آنها راويان مجهول (ناشناخته) وجود دارند.

 رابعاً ادلّه نقل شده، گذشته از ضعف سندى، با هم معارضه دارند و هيچ رجحانى براى يك دسته بر دسته ديگر نيست. بلى، از نظر كمّى ، شمار روايات گروه موافقان، بيشتر است؛ ولى به حدّى نيست كه رجحانى اطمينان آور را به دنبال داشته باشد.

 از اين رو، سكوت اختيار كردن در مسئله، با موازين عقلى و دينى، سازگارتر است.


[1] به قلم پژوهشگر ارجمند ، حجة الاسلام و المسلمين مهدى مهريزى .

[2] با بررسى هاى انجام شده، تنها به منابع ذيل دست يافتم كه مدّعاى متن مقاله را به اثبات مى رسانند. قديمى ترين منبعى كه به بحث تحليلى پرداخته، به چهل سال قبل بر مى گردد.

 الف - بحار الأنوار، باب 30، باب «خلفاء المهدى و أولاده و ما يكون بعده عليه و على آبائه السلام»، ج 53 ص 145 - 149.

 در اين باب، هشت روايت آورده است كه عمده آنها بر جانشينان مهدى دلالت داشته و بر اولاد و ذريّه او دلالتى ندارند.

 ب - تاريخ الغيبة الكبرى ، سيّد محمّد صدر، دار التعارف، 1412 ق / 1992 م: ج 2 ص 66 - 61.

 مى توان گفت نخستين منبعى كه به صورت تحليلى به اين موضوع پرداخته، همين كتاب است. وى مسئله را در دو سطح قواعد عامّه و اخبار، بررسى مى كند و از جهت قواعد عامّ، معتقد است منعى بر داشتن اولاد نيست و لذا مى گويد: «حاصل قواعد عام، آن است كه امام مهدى عليه السلام ازدواج كرده؛ ولى فرزندى ندارد»؛ ولى از جهت اخبار، مسئله را قابل اثبات نمى داند.

 ج - الجزيرة الخضراء و قضيّة مثلّث برمودا، ناجى النجّار، بيروت، 1410 ق: ص 388 - 377.

 اين كتاب توسّط آقاى على اكبر مهدى پور به فارسى ترجمه شده و با عنوان جزيره خضرا و تحقيقى پيرامون مثلّث برمودا در قم به سال 1411، ق به چاپ رسيده و مباحثى به آن افزوده شده است.

 د - دراسة فى علامات الظهور و الجزيرة الخضراء، السيّد جعفر مرتضى العاملى، قم: منتدى جبل العامل الإسلامى، 1412 ق / 1992 م: ص 256 - 266.

 ه - مجلّه دو ماه نامه حوزه، ش 70 - 71، مهر - آبان - آذر و دى 1374: ص 54 - 58 در ضمن مقاله اى با عنوان «تولّد و زندگى امام مهدى» حدود پنج صفحه را به اين مسئله اختصاص داده است.

 و - در پايگاه اينترنتى «تنها منجى»، نويسنده اى با اسم مستعار: «منتظر ظهور»، سه مقاله در اين موضوع در تاريخ هاى 9/8/1390 و 27/7/1391 و 21/9/1391 نوشته كه مفصّل ترين مكتوب در اين زمينه به شمار مى رود و البتّه مقالات وى ظاهراً ادامه دارد.

[3] بحار الأنوار: ج 53 ص 145.

[4] نجم الثاقب: ص 403 و 404.

[5] العبقرى الحسان: ج 2 ص 134. ايشان نوشته است: «و بالجمله بعد از اعتقاد به زندگى و غيبت آن بزرگوار و استحباب تناكح و تناسل و منع از رهبانيت و عزوبت، لابد آن حضرت را عيال و اولاد مى باشد و كثرت آن به سبب طول - چنان كه عادت اقتضا مى كند - باعث اختيار بلدى خاصّ كه خالى از غير خواص است، گردد تا آن كه ذكر آن حضرت چنانچه مقتضاى غيبت است، مستور ماند و اولاد او هم به آسودگى خاطر زندگى كنند. پس گول اين شبهات را مخور و اين استبعاد و انكار وجود بلاد آن بزرگوار و اولاد او را افسانه شمر».

[6] تاريخ الغيبة الكبرى : ج 2 ص 64.

[7] الغيبة، طوسى: ص 150 ح 111.

[8] تفسير العيّاشى: ج 1 ص 66 ح 116، بحار الأنوار: ج 52 ص 225 ح 87.

[9] الإرشاد: ج 2 ص 380، الغيبة: طوسى: ص 471 ح 488، الكافى: ج 3 ص 495 ج 2 (در اين منبع «قام» بدل «قدم» آمده است).

[10] در قصص الأنبياء ، «مرازم» آمده است .

[11] قصص الأنبياء : ص 80 ح 63 ، المزار الكبير : ص 134 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 317 ح 13 .

[12] ر. ك : ص 128 ح 530 .

[13] النجم الثاقب : ص 405 (به نقل از المصباح) . در المصباح كفعمى (ص 692 / چاپ بيروت در جدولى كه اسامى ائمّه عليهم السلام همراه با شرح حال آنان ارائه شده ، آمده است : «همسر او عليه السلام ، از دختران ابو شيب است» و در چاپ اسماعيليان (ص 533) به دليل ناخوانا بودن ، «ابو شيب / ابو ليث» آمده است .

[14] ر.ك: ج 6 ص 413 ح 1122.

[15] كمال الدين : ص 512، جمال الاُسبوع: ص 523 . نيز، ر.ك: همين دانش نامه: ج 6 ص 261 ح 1092 .

[16] بحار الأنوار: ج 89 ص 34.

[17] ر.ك: ج 6 ص 253 ح 1089 .

[18] نجم الثاقب: ص 226 و 434.

[19] جمال الاُسبوع: ص 510 .

[20] ر.ك: ج 6 ص 87 ح 1043، جمال الاُسبوع: ص 510؛ بحار الأنوار: ج 52 ص 22 با عبارت مشابه.

[21] بحار الأنوار: ج 102 ص 228 (به نقل از الكتاب العتيق الغروى) .

[22] مصباح الزائر : ج 1 ص 237 ، بحار الأنوار : ج 102 ص 114 .

[23] ر.ك: ج 6 ص 284 ح 1093 .

[24] بحار الأنوار: ج 52 ص 164.

[25] بحار الأنوار : ج 53 ص 219. گفتنى است كه در برخى نسب نامه هاى سادات مصر در قرون اخير، پسرانى براى امام «محمّد المهدى بن الحسن العسكرى بن العلىّ النقى الهادى - صلوات اللَّه عليه و على آبائه - » ياد شده و چند خاندان از شريفان اين سرزمين نيز - كه امروزه خانواده هاى شناخته شده اى را تشكيل مى دهند - از اين تبار، شمرده شده اند. به عنوان نمونه، مى توان به كتابى از شريف احمد وفقى محمّد ياسين، نسّابه «نقابة السادات» مصر، به نام الجامع لصلة الأرحام فى نسب السادة الكرام اشاره كرد كه ظاهراً نخستين بار در سال 1398 در قاهره، به همّت سيّد حسين محمّد الرفاعى المصرى، رئيس انجمن بين المللى سادات (رابطة عموم السادة الأشراف الكبرى ) توسط وزارت اوقاف مصر و بار ديگر در 1416 ق، در مدينه و به همّت نسّابه اين شهر، شريف اَنس يعقوب الحسنى، توسّط الخزانة الكُتبية الحسنية منتشر شده است. روشن است كه اين گونه نسبت ها و نَسَب ها، نيازمند بررسى و ارزيابى دقيق تر تاريخى و نسب شناختى است، چنان كه انس يعقوب، در كتابش: الأصول فى ذريّة البضعة البتول (ص 98 - 104)، نَسَب خاندان هاى ياد شده را تصحيح كرده و آن را به جعفر بن الإمام على الهادى عليه السلام متّصل نموده است.

[26] ر . ك : ج 2 ص 322 (بخش دوم / فصل سوم / توضيحى در باره كنيه «ابا صالح» ) .

[27] كتاب من لا يحضره الفقيه : ج 2 ص 298 ح 2506 .

[28] ر.ك: ج 5 ص 137 (بخش ششم / فصل سوم / امير اسحاق استرآبادى) .

[29] ر. ك: ص 162 ح 552 .

[30] كمال الدين: ص 481 ح 10.

[31] إثبات الوصيّة : ص 221 .

[32] ذيل حديث به رجعت و خروج امام حسين عليه السلام از قبر و نماز خواندن بر امام مهدى اشاره دارد (ر.ك: دراسة في علامات الظهور: ص 235).

[33] الغيبة، طوسى: ص 135 - 134.

[34] دراسة فى علامات الظهور و الجزيرة الخضراء: ص 257.