حکمت آفرینش انسان

پرسش :

چرا انسان آفریده شده است؟



پاسخ :

آيات و احاديثى كه موضوع آنها حكمت آفرينش انسان است ، به سه دسته تقسيم مى شوند :

دسته اوّل ، آيات و احاديثى كه تأكيد مى كنند خلقت انسان ، بيهوده و عبث نيست ؛ بلكه داراى هدف و حكمت است ، مانند اين آيه :

«أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ .[۱]

آيا گمان بُرده ايد كه شما را بيهوده آفريده ايم و به سوى ما باز نمى گرديد ؟!»  .

دسته دوم ، احاديثى كه دلالت دارند بر اين كه آفرينش انسان ، سودى براى آفريدگار ندارد ، مانند اين حديث :

لَم تَخلُقِ الخَلقَ لِوَحشَةٍ ، وَ لَا استَعمَلتَهُم لِمَنفَعَةٍ .[۲]

آفريده ها را براى تنهايى نيافريدى ، و براى سودى هم آنها را به كار نگرفتى .

دسته سوم ، آيات و احاديثى كه حكمت آفرينش انسان را بيان كرده اند كه با تأمّل در آنها مى توان گفت كه آفرينش انسان ، داراى پنج حكمت است . اين حكمت ها عبارت اند از :

۱ . به كار گيرى انديشه و شناخت آفريدگار

قرآن كريم ، در ادامه تبيين مراحل آفرينش انسان ، تصريح مى فرمايد :

«هُوَ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُواْ أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُواْ شُيُوخًا وَ مِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُواْ أَجَلاً مُّسَمًّى وَ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ .[۳]

او كسى است كه شما را از خاك ، سپس از نطفه ، و سپس از خون بسته آفريد و شما را به صورت كودك در آورد تا شما را به كمال قوّت برساند، و تا سالمند شويد ـ و از ميان شما بعضى مرگ پيش رس مى يابد ـ و تا [ در نهايت] به مدّتى مقرّر برسيد ، و اميد كه در انديشه فرو رويد»  .

همچنين در باره هدف و حكمت نهايى آفرينش جهان مى فرمايد :

«اللَّهُ الَّذِى خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَىْ ءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَىْ ءٍ عِلْمَا .[۴]

خداوند ، كسى است كه هفت آسمان را و زمين را به همان گونه [هفت زمين ]آفريد فرمان ، از ميان آنها پديد مى آيد، تا بدانيد كه خداوند بر هر چيزى تواناست ، و به راستى كه دانش او ، هر چيزى را در بر گرفته است»  .

تأمّل در اين دو آيه شريف ، نشان مى دهد كه از نگاه قرآن ، فلسفه آفرينش انسان و جهان ، خداشناسى است ، چنان كه امام حسين عليه السلام نيز مى فرمايد :

ما خَلَقَ العِبادَ إلّا لِيَعرِفوهُ .[۵]

بندگان را نيافريد ، مگر براى اين كه او را بشناسند .

بديهى است كه شناخت خداوند متعال ، در گام نخست ، تنها از راه به كارگيرى انديشه و عقل ، ميسّر است .

اين حكمت ، در حديث قدسى معروف نيز بدين صورت آمده است :

كُنتُ كَنزا مَخفِيّا ، فَأَحبَبتُ أن اُعرَفَ ، فَخَلَقتُ الخَلقَ لِكَى اُعرَفَ .[۶]

من ، گنج پنهان بودم و دوست داشتم كه شناخته شوم. پس بندگان را آفريدم تا شناخته شوم .

گفتنى است كه اين حديث ، در منابع حديثى نيامده و همان طور كه برخى گفته اند ، سند صحيحى ندارد و به همين جهت ، ابن تيميّه آن را از مجعولات مى داند ؛[۷]ليكن بسيارى از منابع عرفانى و اخلاقى متأخّر ، آن را نقل كرده اند[۸]و مضمون آن ، هماهنگ با قرآن و برخى احاديثى است كه گذشت .

۲ . آزمايش انسان

حكمت ديگر خلقت انسان ، ابتلا و آزمايش است :

«الَّذِى خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً .[۹]

اوست كه مرگ و زندگى را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدامتان بهترين كردار را داريد»  .

گفتنى است كه آزمايش خداوند متعال به منظور آگاهى يافتن نيست ؛ بلكه حكمت آن ، شكوفا كردن استعدادهاى انسان است ، چنان كه از امام على عليه السلام روايت شده :

ألا إنَّ اللّهَ تَعالى قَد كَشَفَ الخَلقَ كَشفَةً ، لا أنَّهُ جَهِلَ ما أخفَوهُ مِن مَصونِ أسرارِهِم وَ مَكنونِ ضَمائِرِهِم ، وَ لكِن لِيَبلُوَهُم أيُّهُم أحسَنُ عَمَلاً ، فَيَكونَ الثَّوابُ جَزاءً وَ العِقابُ بَواءً .[۱۰]

بدانيد كه خداوند متعال، از آفريده ها كاملاً پرده برداشته است ، نه اين كه از آنچه آنها پنهان كرده اند ، از محفوظات رازهايشان و پنهان شده هاى درونشان ، بى خبر باشد. آرى ! براى اين كه آنها را بيازمايد تا اين كه كدامشان بهترين كردار را دارند تا بدين وسيله ثواب، پاداش و عِقاب، كيفرش باشد .

شايد مقصود از آنچه در برخى احاديث آمده ، همين معنا باشد ، اين كه وقتى داوود عليه السلام از خداوند پرسيد كه : «پروردگارا ! چرا آفريده ها را پديد آوردى؟» ، چنين پاسخ آمد :

لِما هُم عَلَيهِ .[۱۱]

براى آنچه آنان برآن ند (براى قابليت هايى كه دارند) .

يعنى هدف آفرينش آنها ، اين است كه استعدادهايى كه شخصيت آنها بر اساس آن شكل گرفته ، شكوفا گردد و به منصه ظهور رسد .

۳ . عبادت خداوند متعال

حكمت ديگر آفرينش انسان ، كه در قرآن بدان تصريح شده ، عبادت آفريدگار است :

«وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْاءِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ .[۱۲]

جنّيان و انسيان را نيافريدم ، مگر براى عبادت»  .

به كارگيرى انديشه و شناخت آفريدگار ، در واقع ، مقدّمه شكوفايى استعدادهاى انسان است و شكوفايى استعدادهاى وى ، در گرو فرمانبرى او از خداوند متعال و عبادت اوست ، چنان كه امام حسين عليه السلام مى فرمايد :

ما خَلَقَ العِبادَ إلّا لِيَعرِفوهُ ، فَاِذا عَرَفوهُ عَبَدوهُ .[۱۳]

بندگان را نيافريد، مگر براى اين كه او را بشناسند و هر گاه او را بشناسند ، او را مى پرستند .

۴ . رحمت الهى

چهارمين حكمت آفرينش انسان كه در قرآن به آن ، اشاره و در احاديث ، بدان تصريح شده ،[۱۴]رسيدن به رحمت آفريدگار جهان است ، چنان كه از امام صادق عليه السلام روايت شده :

خَلَقَهُم لِيَفعَلوا ما يَستَوجِبونَ بِهِ رَحمَتَهُ فَيَرحَمَهُم .[۱۵]

آنها را آفريد تا كارهايى را كه موجب رحمت خداوند است ، انجام دهند و [به خاطر آن كارها] بر ايشان رحمت آوَرَد .

۵ . بازگشت به خدا

از نگاه قرآن ، حكمت غايى و فلسفه نهايى آفرينش انسان و جهان ، بازگشت به خداوند متعال است ، و اگر اين هدف نباشد ، نه تنها آفرينش انسان ، بلكه آفرينش جهان ، باطل و بيهوده است . از اين رو ، در تبيين هدفدار بودن خلقت انسان مى فرمايد :

«أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ .[۱۶]

آيا گمان بُرده ايد كه ما شما را بيهوده آفريده ايم و به سوى ما باز نمى گرديد؟»  .

همچنين هدفدار بودن خلقت جهان را چنين تبيين مى نمايد :

«وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُمَا بَاطِلاً ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنَ النَّارِ * أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِى الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ .[۱۷]

ما ، آسمان و زمين و ميان آن دو را پوچ نيافريديم. اين ، گمان كسانى است كه كافر شدند. پس واى بر كسانى كه كافر شدند از آتش جهنّم ! يا [ گمان مى بريد ]ما كسانى را كه ايمان آوردند و كار نيك انجام دادند، همسانِ تباهكاران زمين قرار مى دهيم و يا تقواپيشگان را همانند فاجران قرار مى دهيم ؟!»  .

و نيز مى فرمايد :

«أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُواْ السَّيِّئاتِ أَن نَّجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَوَآءً مَّحْيَاهُمْ وَ مَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ * وَ خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَ هُمْ لَا يُظْلَمُونَ .[۱۸]

آيا كسانى كه مرتكب كارهاى بد شده اند ، پنداشته اند كه آنان را مانند كسانى قرار مى دهيم كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند ، [ به طورى كه ]زندگى و مرگشان يك سان است ؟! چه بد ، داورى مى كنند ! و خدا ، آسمان ها و زمين را به حق آفريده است و تا كسى به [ موجب] آنچه به دست آورده، پاداش يابد و به آنان ، ستم نخواهد شد»  .

با تأمّل در اين آيات و آيات مشابه آنها معلوم مى شود كه مقصود از بازگشت به خداوند متعال ، رستاخيز انسان و حضور وى در صحنه قيامت و ديدن دستاوردهاى كارهاى نيك خويش به صورت درجات بهشت ، و يا رو به رو شدن با حاصل كارهاى نارواى خود در قالب دَرَكات دوزخ است .

بنا بر اين ، همه آنچه در تبيين حكمت آفرينش در قرآن و حديث آمده ، مقدّمه اين هدف نهايى است .

به سخن ديگر ، حكمت آفرينش انسان ، اين است كه او با به كارگيرى انديشه و خِرد ، با آفريدگار خود ، آشنا شود و با به كار بستن برنامه هايى كه از طريق پيامبران خود براى سعادت دنيا و آخرت انسان ، ارائه كرده ، به سوى رحمت مطلق خداوند متعال ، ره سپار گردد و براى هميشه از بهترين زندگى ها برخوردار شود .

امّا اگر فرمان خرد را ناديده گرفت و به جاى پيروى از آن ، تسليم هوس هاى حيوانى خود شد ، آينه دلش زنگار مى گيرد ، خدا را فراموش مى كند و بدين سان ،

از رحمت گسترده او دور مى گردد و بدترين زندگى هاى ابدى را براى خود رقم مى زند .

نكته قابل توجّه ، اين كه : انسان كامل ، هيچ گاه خود را كامل نمى داند ؛ زيرا هر چه انسانْ كامل تر گردد ، بهتر مى فهمد كه كمال مطلق ، تنها براى آفريدگار جهان است ، و با توجّه به اين كه كمال او بى نهايت است ، غير او به هر درجه اى از كمال كه برسد ، بى نهايتْ ناقص خواهد بود . از اين روست كه از امام على عليه السلام مى فرمايد :

مِن كَمالِ الإِنسانِ وَ وُفورِ فَضلِهِ ، استِشعارُهُ بِنَفسِهِ النُّقصانَ .[۱۹]

از كمال انسان و فراوانى فضيلتش ، همين بس كه كاستى نفس خود را بداند .

و نيز به ايشان منسوب است كه فرمود :

أَتَمُّ الناسِ أَعْلَمُهُم بِنَقصِهِ .[۲۰]

كامل ترينِ مردمان، داناترينِ آنها به كاستى شان است .

و بدين سان ، انسان كامل ، به دليل اين كه خود را بى نهايت ، ناقص مى بيند و از سوى ديگر ، كمالاتش را از مبدأ كمال مطلق مى داند ، هيچ گاه گرفتار خودپسندى نمى گردد .


[۱]وفي بعض المصادر : نضر بن الصباح .

[۲]مؤمنون : آيه ۱۱۵ .

[۳]غافر: آيه ۶۷. نيز، ر . ك: ص۱۰۵ (انسان/فصل چهارم/آفرينش انسان براى خرد ورزى و شناخت خدا).

[۴]طلاق : آيه ۱۲ .

[۵]ر . ك : ص ۱۱۴ ح ۱۰۱ .

[۶]ر . ك : ص ۱۰۶ ح ۸۶ .

[۷]تذكرة الموضوعات : ص ۱۱ .

[۸]ر.ك : اخلاق ناصرى : ص ۳۴ ، كامل بهايى : ج ۱ ص ۵ و ۳۴ ، نفائس الفنون : ص ۱۷۱ ، مشارق أنوار اليقين : ص ۲۷ ، جامع الأسرار : ص ۱۰۲ ، ۱۴۴ ، ۱۵۹ ، ۱۶۲ ، ۱۶۴ و ۶۰۱ ، نصّ النصوص : ص ۹۱ ، ۹۳ ، ۲۶۶ ، ۳۰۳ ، ۳۱۵ ، ۳۸۲ ، ۴۰۸ ، ۴۱۵ ، ۴۱۸ ، ۴۳۸ ، ۴۴۵ و ۴۵۱ ، ظن ، ص ۲۶۳ ، نقد النقود : ص ۶۳۹ ، ۶۶۲ ، ۶۶۵ و ۶۸۲ ، الاثنتا عشرة مسألة : ص ۱۵۹ و ۱۶۲ ، إحقاق الحقّ : ج ۱ ص ۴۳۱ ، مجالس المؤمنين : ج ۲ ص ۱۵۹ ، شرح اُصول الكافى ، ملّا صالح مازندرانى : ص ۲۴۹ ، ۲۷۸ و ۳۶۵ ، مفاتيح الغيب : ص ۲۹۳ ، روضة المتّقين : ج ۲ ص ۷۱۰ و ج ۸ ص ۱۶۲ ، زاد المسالك : ص ۱۹ ، كلمات مكنونه : ص ۳۳ ، تعليقات على أثولوجيا : ص ۹۶ ، بحار الأنوار : ج ۸۷ ص ۱۹۹ و ۳۴۴ .

[۹]نقد الرجال ، ج ۳ ، ص ۱۹۸ و۱۹۹ ، الرقم ۴ .

[۱۰]ملك : آيه ۲ .

[۱۱]نهج البلاغة : خطبه ۱۴۴ .

[۱۲]ذاريات : آيه ۵۶ .

[۱۳]ر . ك : ص ۱۱۴ ح ۱۰۱ .

[۱۴]الكافي ، ج ۵ ، ص ۷۶ ، ح ۱۲ .

[۱۵]ر . ك : ص ۱۱۹ (انسان / فصل چهارم / آفرينش انسان براى رحمت) .

[۱۶]مؤمنون : آيه ۱۱۵ .

[۱۷]ص : آيه ۲۷ ـ ۲۸ .

[۱۸]جاثيه : آيه ۲۱ ـ ۲۲ .

[۱۹]ر . ك : ص ۱۹۶ ح ۱۹۰ .

[۲۰]ر . ك : ص ۱۹۶ ح ۱۹۲ .



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت