مهدويّت از نگاه اهل سنّت

مهدويّت از نگاه اهل سنّت

شمار فراوان احاديث مرتبط با مهدويّت در منابع مورد اعتماد اهل سنّت، و نقل و تأييد اين موضوع توسط دانشمندان بزرگ سنّى، به ما اطمينان مى‏دهد كه باور به ظهور مهدى موعود عليه السلام به هيچ روى منحصر به شيعيان نيست

باور به مهدويّت از مسائلى است كه همه مذاهب اسلامى بر آن اتفاق نظر دارند و مختص به پيروان مكتب اهل بيت عليهم السلام نيست. شمار فراوان احاديث مرتبط با مهدويّت در منابع مورد اعتماد اهل سنّت، و نقل و تأييد اين موضوع توسط دانشمندان بزرگ سنّى، به ما اطمينان مى دهد كه باور به ظهور مهدى موعود عليه السلام به هيچ روى منحصر به شيعيان نيست و قاطبه فرق اسلامى آن را چون عقيده اى ضرورى و قطعى پذيرفته اند. اين موضوع نه تنها در ده ها كتاب و رساله مستقلّى كه دانشمندان اهل سنّت در باره امام مهدى عليه السلام نگاشته اند[۱]به روشنى مشخص است، بلكه در صحاح سته هم، كه مهم ترين و معتبرترين منابع حديثى آنان به شمار مى رود، با صراحت مورد تأكيد قرار گرفته است.

پيگيرى روايات مهدوى در منابع روايى اهل سنت

اگرچه بخارى در صحيح خود احاديثى را كه در آنها نام امام مهدى عليه السلام با صراحت ذكر شده، نياورده است، نكته هاى ديگرى را نقل كرده كه به نحوى در پيوند با اين موضوع است. براى مثال بابى را به نزول حضرت عيسى عليه السلام اختصاص داده و در آن حديثى را روايت كرده است كه مى گويد: در آخرالزمان هنگامى كه حضرت مسيح فرود مى آيد، امامى از مسلمانان عهده دار امور امت اسلامى خواهد بود.[۲]همان گونه كه برخى از شارحان صحيح بخارى به درستى مفهوم اين حديث را دريافته اند، منظور از اين امام، كسى جز حضرت مهدى عليه السلام نيست. ابن حجر در شرح اين حديث از ابو الحسن خسعى نقل مى كند كه او احاديث مرتبط با مهدى را كه مى گويند وى از اين امت است و عيسى پشت سر او نماز خواهد خواند، متواتر مى داند. وى در ادامه مى گويد: اين كه در آخرالزمان و نزديك قيامت، حضرت عيسى پشت سر مردى از اين امت نماز خواهد خواند، بر اين سخن درست دلالت دارد كه زمين هيچ گاه از حجت خالى نمى ماند.[۳]

مسلم نيز در صحيح علاوه بر حديث بالا، احاديث ديگرى در باره نزول حضرت عيسى و ساير موضوعات مرتبط با مهدويّت نقل كرده است.[۴]

ابن ماجه در سنن خود بابى را با عنوان «باب خروج المهدى» نام گذارى، و هفت حديث در اين رابطه نقل كرده است. در اين احاديث به قيام حضرت مهدى عليه السلام و اين كه وى از اهل بيت پيامبر صلى اللّه عليه و آله است، و نيز به زمينه سازان ظهور آن حضرت اشاره شده است.[۵]در سنن ترمذى نيز بابى به «ما جاء فى المهدى» اختصاص يافته و احاديثى صريح و صحيح در آن نقل شده است.[۶]ترمذى در باره سه حديث از اين مجموعه تصريح مى كند كه «هذا حديث حسن صحيح».[۷]بعد از اين باب ابواب مرتبط ديگرى نيز با موضوعاتى چون نزول حضرت عيسى عليه السلام و فتنه دجّال آمده است.

در ميان صحاح سته، بيشترين و صريح ترين احاديث مهدويت را ابو داوود آورده است . او در سنن خويش ذيل بخشى با عنوان «كتاب المهدى» احاديث متعدّدى را نقل كرده است كه بر دوازده گانه بودن امامان، هم نام بودن مهدى با پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله ، طولانى شدن حيات و نشانه هاى ظهور او دلالت دارد.[۸]

موضوع مهدويّت در منابع معتبر پيش از صحاح سته نيز ذكر شده است. عبدالرزاق بن همام صنعانى كه در سال ۲۱۱ق درگذشته، بابى از كتاب المصنّف خود را «باب المهدى» نام گذارى كرده و احاديثى زيبا و صريح در رابطه با قيام آن حضرت و دادگسترى وى در جهان نقل كرده است.[۹]پس از او نعيم بن حمّاد مروزى، درگذشته به سال ۲۲۹ق، در كتاب الفتن به تشريح حوادث آخرالزمان پرداخته و ده باب از اين كتاب را، شامل ۲۴۴ حديث، با عنوان هاى گوناگون به امام مهدى عليه السلام اختصاص داده است.[۱۰]

ابن ابى شيبه كوفى نيز، كه استاد بخارى بوده و در سال ۲۳۵ق درگذشته است، در كتاب المصنّف خود در بابى كه به فتنه دجّال اختصاص داده، احاديث متعدّدى را در رابطه با امام مهدى عليه السلام و اين كه او از نسل پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و هم نام ايشان است نقل كرده و به ويژگى ها و نشانه هاى ظهور آن حضرت اشاره نموده است.[۱۱]امّا پيش از همه اينها، احمد بن حنبل احاديث فراوانى را در مسند خود با اين موضوع نقل كرده است كه به دليل ترتيب خاص اين كتاب، در يك جا و در كنار هم نيامده اند. اين احاديث كه شمار آنها به ۱۳۶ روايت مى رسد، به صورت جداگانه نيز منتشر شده اند.[۱۲]

احاديث بشارت به قيام امام مهدى عليه السلام در منابع اصلى اهل سنّت، منحصر به اينها نيست؛ بلكه به طور گسترده در ديگر مصادر حديثى آنان نيز نقل شده است. برخى از اين منابع، مجموعه هاى عام حديثى اهل سنّت است كه بعضى ابواب آن به موضوع مهدويّت اختصاص يافته است؛ امّا برخى منابع هم به طور خاص با موضوع مهدويّت تدوين شده اند.

از دسته نخست، يعنى مجموعه هاى عام حديثى، مى توان به اين كتاب ها اشاره كرد: مسند ابو يعلى موصلى كه دو باب با ۲۸ حديث را به امام مهدى عليه السلام و علايم ظهور آن حضرت اختصاص داده است.[۱۳]المعجم الكبير نوشته طبرانى كه در بخش هاى مختلف، احاديث فراوانى را با موضوع مهدويّت نقل كرده است.[۱۴]صحيح ابن حبان كه شش حديث را در اين باره آورده است.[۱۵]المستدرك على الصحيحين كه در «كتاب الفتن» و ديگر بخش هايش احاديثى با اين موضوع آمده است. كتاب ذكر أخبار اصفهان[۱۶]و كتاب حلية الاولياء و طبقات الاصفياء[۱۷]كه هر دو از آثار ابو نعيم اصفهانى است و در هر يك احاديثى در اين باره نقل شده است. كتاب السنن الواردة فى الفتن و غوائلها، نگاشته ابوعمرو دانى كه بابى را به «ما جاء فى المهدى» نام نهاده و چهل حديث در اين باره ذكر كرده است.[۱۸]مصابيح السنة نگاشته بغوى كه شامل نه حديث در «كتاب الفتن» است.[۱۹]جامع الاصول مجد الدين ابن اثير جزرى كه شامل فصلى با عنوان «فى المسيح و المهدى» است.[۲۰]المنار المنيف ابن قَيّم جوزيه شامل هفده حديث در اين زمينه كه در چهار دسته صحيح و حسن و غريب و موضوع گنجانده شده اند.[۲۱]

النهاية فى الفتن و الملاحم، اثر ابن كثير دمشقى كه داراى فصلى با عنوان «فصل فى ذكر المهدى» است و در آن بيست حديث گرد آمده است.[۲۲]مجمع الزوائد و منبع الفوائد هيثمى كه داراى ۲۱ حديث ذيل «كتاب الفتن» است.[۲۳]علاوه بر اينها محمّد بن طلحه شافعى باب دوازدهم از كتاب مطالب السَؤول را به اين موضوع اختصاص داده[۲۴]و جوينى در فرائد السمطين ۳۵ روايت در باره امام مهدى عليه السلام و موضوعات مرتبط با ايشان نقل كرده است.[۲۵]همچنين ابن صباغ مالكى در دوازدهمين باب كتاب الفصول المهمة احاديثى با اين موضوع نقل كرده است.[۲۶]ابن حجر هيثمى نيز در الصواعق المحرقة ده ها حديث با موضوع مهدويّت آورده است[۲۷]و متقى هندى در كتاب كنز العمّال در بابى با عنوان «خروج المهدى» ۵۸ حديث از منابع مختلف حديثى ذكر كرده است.[۲۸]

اما از دسته دوم، يعنى كتبى كه بزرگان اهل سنّت به طور مستقل در موضوع مهدويّت نگاشته اند، مى توان به كتاب اربعون حديث ابو نعيم اصفهانى اشاره كرد. البته اصل اين كتاب اكنون در دسترس نيست؛ ولى روايات آن در كتاب هاى بعد از وى مانند العرف الوردى فى أخبار المهدى اثر جلال الدين سيوطى ثبت و ضبط شده است. ابونعيم دو كتاب ديگر هم با نام هاى مناقب المهدى و صفة المهدى داشته كه مانند كتاب نخست مفقود شده اند و تنها از طريق منابع بعدى مى توان به رواياتش دست يافت.

كتاب البيان فى اخبار صاحب الزمان اثر گنجى شافعى نيز از ديگر آثار مستقل اهل سنّت در اين زمينه به شمار مى رود. اين كتاب در ۲۵ باب تنظيم شده و ۷۱ حديث را در بر دارد. نويسنده در باب ۲۵ اين كتاب، در دفاع از امكان زنده بودن امام مهدى عليه السلام مى گويد: «هيچ امتناعى در بقاى مهدى وجود ندارد. به دليل اين كه عيسى و الياس و خضر نيز، كه از اولياى خدايند، زنده اند».[۲۹]

ديگر كتاب مستقل در اين زمينه، عقد الدرر فى أخبار المنتظر نوشته يوسف بن يحيى مَقدسى شافعى است. اين كتاب از نظر جامعيت و گستردگى در نوع خود كم نظير است .[۳۰]

محدث و مفسر بزرگ اهل سنّت، جلال الدين سيوطى نيز دويست حديث از احاديث مهدويّت را در رساله اى با عنوان «العرف الوردى فى أخبار المهدى» گرد آورده كه در ضمن مجموعه رسائل او با عنوان الرسائل العشر و نيز در كتاب الحاوى فى الفتاوى[۳۱]به چاپ رسيده و به صورت جداگانه نيز تصحيح و تحقيق و چاپ شده است.

كتاب القول المختصر فى علامات المهدى المنتظر نوشته ابن حجر هيثمى كه نزديك به ۱۶۰ حديث را در سه باب و يك خاتمه جمع آورى كرده، و البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان نوشته متقى هندى كه ۲۷۵ حديث را به تفصيل در دوازده باب تنظيم نموده نيز از جمله كتاب هاى مستقل اهل سنّت در موضوع مهدويّت به شمار مى رود.

با اين همه حديث گرد آمده در منابع روايى اهل سنّت، عجيب نيست كه برخى از علماى اهل سنّت به متواتر بودن اين موضوع تصريح كرده اند. در اين جا با تكيه بر تتبع برخى از محققان،[۳۲]تعدادى از بزرگان اهل سنّت را كه به تواتر احاديث بشارت به امام مهدى عليه السلام اعتقاد داشته اند، برمى شماريم.

۱ . آبرى شافعى (م ۳۶۳ق)

ابو الحسين محمّد بن حسين بن ابراهيم سِجِزى (سِجِستانى) آبرى شافعى، كه از محدثان بزرگ اهل سنّت به شمار مى رود، در كتاب مناقب الشافعى به تواتر احاديث مهدى عليه السلام تصريح كرده است. بسيارى از محدثان اهل سنّت به اين ادعاى مهم توجّه نموده و سخن او را نقل و تأييد كرده اند. قرطبى در التذكرة،[۳۳]ابن قَيّم جوزيه در المنار المنيف،[۳۴]ابن حجر عسقلانى در فتح البارى[۳۵]و تهذيب التهذيب،[۳۶]سخاوى در فتح المغيث،[۳۷]سيوطى در رساله العرف الوردى فى أخبار المهدى،[۳۸]ابن حجر هيثمى در الصواعق المحرقة،[۳۹]محمّد جعفر كتانى در نظم المتناثر من الحديث المتواتر[۴۰]و برخى ديگر از محدثان، بدون هيچ گونه نقدى بر اين ادعا، آن را از آبرى نقل كرده اند.

۲ . دهلوى (م ۱۰۵۲ ق)

عبدالحق بن سيف الدين دهلوى از دانشمندان حنفى در كتاب اشعة اللمعات مى گويد: «احاديثى كه مهدى عليه السلام را از نسل فاطمه زهرا عليها السلام معرّفى مى كند متواتر است».[۴۱]

۳ . سفارينى (م ۱۱۸۸ ق)

شمس الدين محمّد بن احمد سفارينى نابلسى از علماى حنفى در كتاب لوامع الانوار بر اساس احاديث متواتر، يكى از نشانه هاى قيامت را ظهور پيشوايى لازم الاتباع مى داند كه پايان بخش سلسله امامت است؛ نامش محمّد و مشهورترين لقبش مهدى است.[۴۲]

۴ . شوكانى (م ۱۲۵۰ يا ۱۲۵۵ ق)

ابو عبد اللَّه محمّد بن على يمنى صنعانى، مشهور به شوكانى، يكى ديگر از دانشمندان برجسته سنّى مذهب است كه احاديث مهدى منتظر عليه السلام را متواتر مى داند. او در اين باره كتابى مستقل با عنوان التوضيح فى تواتر ما جاء فى المهدى المنتظر تأليف كرده و پس از ذكر مجموعه اى از احاديث وارده در اين موضوع مى گويد: «احاديثى كه در باره مهدى منتظر و نزول عيسى رسيده متواتر است و اين مقدار براى كسى كه ذره اى ايمان و اندكى انصاف داشته باشد كفايت مى كند».[۴۳]

۵ . عبد المحسن عَبّاد

شيخ عبد المحسن عَبّاد آل بدر از عالمان معاصر و استاد برجسته دانشگاه اسلامى مدينه در نگاشته اى با عنوان عقيدة اهل السنة و الأثر فى المهدى المنتظر به صورت مستند پاسخ منكران مهدويّت را داده است. اين نگاشته متن سخنرانى اين استاد سَلَفى در يكى از مراكز دانشگاهى مدينه منوره است كه در شماره سوم مجله دانشگاه اسلامى مدينه چاپ، و به صورت جداگانه نيز با تكميل و تحقيق ، در قالب كتاب منتشر شده است.[۴۴]وى در اين اثر ، تعدادى از دانشمندان اهل سنّت را كه بر تواتر احاديث امام مهدى عليه السلام تصريح كرده اند نام مى برد و كثرت اين احاديث، تعدد طرق آن و اعتقاد فرقه هاى مختلف اسلامى به مضمون آنها را دليلى بر وجود حقيقتى ثابت مى داند كه در آخرالزمان به وقوع خواهد پيوست. بر همين اساس او تصديق احاديث مهدى عليه السلام را لازمه ايمان به پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و اخبار غيبى او مى داند و منكران اين حقيقت را افرادى نادان، ستيزه جو يا بى اطلاع قلمداد مى كند.[۴۵]

علاوه بر محدثان يادشده، بسيارى ديگر از دانشمندان اهل سنّت بر تواتر يا صحت احاديث بشارت به امام مهدى عليه السلام گواهى داده اند.[۴۶]توافق عموم مذاهب اسلامى بر اين اعتقاد اصيل چنان روشن است كه حتّى مخالفان و منكران مهدويّت نيز نمى توانند منكر اين اجماع شوند. ابن خلدون، كه يكى از مهم ترين مخالفان يا ترديدكنندگان در اين باور شمرده مى شود، در اين باره چنين نوشته است:

بدان كه در گذر روزگاران ميان تمام پيروان اسلام مشهور شد كه ناگزير در پايان دوران مردى از خاندان نبوى سر بر مى افرازد كه به دين استوارى مى بخشد و دادگرى پديدار مى سازد و مسلمانان وى را پيروى مى كنند و بر سرزمين هاى اسلامى فرمان روا خواهد بود و مهدى ناميده مى شود.[۴۷]

احمد امين مصرى نيز، كه از جمله افراد نادر مخالف با مهدويّت به شمار مى رود، معترف است كه باور به مهدى در ميان همه طوايف اسلامى وجود داشته و عقيده اى اسلامى به شمار مى رود. او در كتابى كه در مخالفت با اصل مهدويّت نگاشته، ناچار به اين حقيقت اعتراف كرده است: «... امّا اهل سنّت نيز به مهدويّت ايمان آورده اند».[۴۸]

با توجّه به آنچه گذشت، به خوبى آشكار مى شود كه اعتقاد به مهدويّت و انتظار ظهور قائم عليه السلام ، باورى نيست كه ساخته و پرداخته پيروان اهل بيت عليهم السلام باشد. شايد در ميان اعتقادات كمتر موضوعى را بتوان يافت كه تا اين حد مورد توجّه و توافق دانشمندان همه فرق اسلامى باشد. بر اين اساس با جرئت مى توان ادعا كرد كه اين موضوع، امرى قطعى است و از ضرورت هاى اسلامى به شمار مى رود. البته فرقه هاى اسلامى در همه جنبه ها و جزئيات عقيده مهدويّت هم داستان نيستند. جنبه هايى از اين باور در ميان مذاهب اصلى اسلام يكسان و مشترك است و در بخش هايى از آن هم اختلاف نظر وجود دارد. براى شناخت بهتر موضوع لازم است اين نقاط اشتراك و اختلاف را بشناسيم و به پرسش ها و شبهات پيرامون آن پاسخ دهيم.

نقاط اشتراك

تا اينجا روشن شد كه فرق و مذاهب بزرگ اسلامى، آموزه مهدويّت و انتظار موعودى نجات بخش را قطعى و ضرورى مى دانند و اين موضوع به باورى مشترك ميان آنها تبديل شده است. دقت در مصادر و مستنداتى كه پيش از اين به برخى از آنها اشاره شد، به وضوح، درستى عقيده شيعه را در زمينه مهدويّت اثبات مى كند؛ اگرچه برداشت ها از اين متون اكنون متفاوت است. اكنون مى توان باورهاى مشترك ميان مذاهب اسلامى در اين زمينه را اين گونه برشمرد:

۱ . منجى موعود

علماىِ مذاهب اسلامى در آثار خود، اخبارى (احاديثى) بشارت آميز را در باره امام مهدى عليه السلام نقل كرده اند كه از وقوع شرايط مطلوب براى امت اسلامى در آينده خبر مى دهند. سياق اين بشارت ها با پيشگويى هاى مطرح در ديگر اديان الهى در باره منجى موعود هماهنگى كامل دارد.

۲ . تبار منجى

معمولاً ضمن تأكيدهاى عالمان و محدّثان فرق اسلامى بر متواتر و صحيح بودن احاديث بشارت به ظهور و قيام امام مهدى عليه السلام ، به اين نكته نيز اشاره شده است كه ايشان از فرزندان پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و اهل بيت اوست. علاوه بر آن، بسيارى از دانشمندان اهل سنّت بنا بر احاديث صحيح، تصريح كرده اند كه امام مهدى عليه السلام از نسل فاطمه عليها السلام و على عليه السلام است.

۳ . نام منجى

در اين كه منجى موعود با پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله هم نام است، ترديد و اختلافى نيست. افزون بر اين كه در يكى از صحاح سته به اين نكته تصريح شده،[۴۹]در سخنان برخى از عالمانى كه پيش از اين به ادعاى تواتر آنها اشاره كرديم نيز توافق بر نام ايشان موضوعى مسلم و متواتر تلقى شده است.

۴ . لقب منجى

در منابع و متون اسلامى، بيش از آن كه به نام امام موعود اشاره شود، از مشهورترين لقب او، يعنى مهدى، ياد شده است. استفاده از اين لقب در نام گذارى صدها كتاب و رساله مرتبط با اين موضوع، تصريح به اين نام در صدها حديث و متن تاريخى، استفاده از اين عنوان در نام گذارى ابواب و فصول منابع مهم اهل سنّت، و تلاش مدعيان دروغين براى بهره گيرى از اين نام، همه گوياى اين حقيقت است كه كسى در اين باره ترديد نداشته است.

۵ . وقت ظهور منجى

بيشتر روايات و متون مرتبط با امام مهدى عليه السلام ، كه فرقه هاى مختلف اسلامى در منابع موثّقشان نقل كرده اند، به اين نكته اشاره دارند كه آن حضرت در آخرالزمان ظهور و قيام خواهد كرد. منظور از آخرالزمان دوران پايانى تاريخ جهان و پيش از وقوع قيامت است. در برخى از اين احاديث، از ظهور آن حضرت يا برخى حوادث مقارن با ظهور موعود، به عنوان نشانه هاى وقوع قيامت ياد شده است.

۶ . قيام و پيروزى منجى

بنا بر ديدگاه عالمان اهل سنّت و احاديث و بشارت هايى كه در باره امام مهدى عليه السلام نقل كرده اند، قيام منجى و پيروزى او بر دشمنان و دستيابى وى به حكومتى مقتدر، امرى قطعى است. در برخى از اين روايات، دايره حكومت آن حضرت را جهانى اعلام كرده اند. به هر حال در اين كه رهبرى و فرمان روايى امت اسلام در اختيار مهدى موعود قرار خواهد گرفت، ترديد و اختلافى نيست.

  1. همراهى عيسى عليه السلام با منجى

نزول عيسى عليه السلام و هم گامى اش با امام مهدى عليه السلام از موارد اتفاقى ميان شيعه و اهل سنت است. پس از قيام و پيروزى مهدى، حضرت مسيح عليه السلام به او مى پيوندد و پشت سرش نماز مى خواند و رهبرى او را بر اهل ايمان مى پذيرد.

۸ . جهان پس از قيام منجى

همه كسانى كه به موضوع قيام و ظهور امام مهدى عليه السلام پرداخته و شرايط حكومت او و اوضاع جهان را پس از آن قيام توصيف كرده اند، بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه حكومت ايشان، تحقّق بخش وعده هاى انبيا و اولياى الهى است و آن دولت كريمه، عدالت و پيشرفت را در سراسر جهان حاكم خواهد ساخت.

نقاط اختلاف

در كنار باورهاى مشترك همه مسلمانان در باره امام مهدى عليه السلام ، در جزئيات اين موضوع نيز مانند هر موضوع مسلم و مشترك ديگر، ديدگاه هاى متفاوتى وجود دارد. مهم ترين نقاط اختلاف در اين باره به اين شرح است:

۱ . نام پدر امام مهدى عليه السلام

يكى از مهم ترين موضوعات اختلافى در باره مهدى موعود عليه السلام ، نام پدر اوست. آنچه موجب بروز اين اختلاف شده، رواياتى است كه بر اساس آنها، پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله منجى موعود را هم نام خود، و پدر او را همنام پدر خود اعلام كرده است.[۵۰]بنا بر اين بيشتر عالمان اهل سنّت، مهدى موعود را فردى با نام محمّد بن عبد اللَّه مى دانند. اين در حالى است كه همه شيعيان اثناعشرى بدون هيچ ترديدى معتقدند كه مهدى موعود عليه السلام فرزند امام حسن بن على العسكرى عليه السلام است.[۵۱]دليل آنها بر اين ادعا احاديث فراوان و متواترى است كه از پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام در باره امامان دوازده گانه و مشخصات دقيق هر يك از آنان، از امام على عليه السلام تا محمّد بن الحسن العسكرى عليه السلام ، نقل شده است.[۵۲]

۲ . از نسل امام حسن يا امام حسين عليهما السلام[۵۳]

همان گونه كه اشاره شد، در اين كه امام مهدى عليه السلام از نسل امام على و حضرت فاطمه زهرا عليهما السلام است ترديد و اختلافى وجود ندارد؛ امّا اين كه اين نسب از طريق امام حسن مجتبى عليه السلام به آن حضرت مى رسد يا وى در سلسله فرزندان امام حسين عليه السلام قرار مى گيرد، به موضوعى اختلافى ميان شيعه و گروهى از اهل سنّت تبديل شده است. مهم ترين عامل بروز اين اختلاف، حديثى است كه به صورت منقطع در سنن أبى داوود نقل شده و بر اساس آن، امام على عليه السلام فرموده است: مهدى موعود عليه السلام از نسل فرزندم حسن عليه السلام خواهد بود.[۵۴]البته ابو داوود در نقل اين حديث تنهاست و هيچ يك از مصادر دست اول و مهم اهل سنّت در نقل چنين روايتى با او همراهى نكرده اند.

در مقابل، نويسندگان مصادر حديثى شيعى، احاديث فراوان و متواترى را در مجموعه هاى حديثى خود نقل كرده اند كه با صراحت و وضوح گوياى آن اند كه مهدى موعود عليه السلام از نسل امام حسين عليه السلام است.[۵۵]حتّى همان حديثى كه در سنن ابو داوود نقل شد نيز عيناً در منابع شيعى در باره امام حسين عليه السلام آمده است.[۵۶]از اهل سنت نيز قندوزى حنفى اين حديث را با لفظ «الحسين» نقل كرده است.[۵۷]

۳ . ولادت و مدّت عمر او

با توجّه به آنچه گذشت مشخص شد كه پيروان اهل بيت عليهم السلام بر اساس دلايل متعدّد و روايات متواترى كه در اختيار دارند معتقدند مهدى موعود عليه السلام كسى جز فرزند امام حسن عسكرى عليه السلام نيست و طبعا در ميانه قرن سوم هجرى متولد شده است. اين بدين معناست كه او اكنون داراى عمرى طولانى و غير متعارف است. البته با عنايت به نفوذ مشيت الهى و نيز نمونه هاى ديگرى از افراد مُعمّر كه بر اساس دلايل قطعى قرآنى و تاريخى، عمرى طولانى و غير متعارف داشته اند، پذيرش اين باور دينى چندان دشوار نخواهد بود؛ امّا ديدگاه مشهور در ميان اهل سنّت خلاف اين است و چنين باورى را فاقد دليل و غير قابل قبول به حساب مى آورد.

پيروان مكتب اهل بيت عليهم السلام دلايل و مستندات فراوانى براى اثبات ادعاى خود ارائه مى كنند. گذشته از دلايل متواتر و مسلمى چون احاديث دوازده خليفه[۵۸]و حديث ثقلين[۵۹]كه بدون اعتقاد به ولادت و حيات امام مهدى عليه السلام پيام اصلى خود، يعنى استمرار امامت دوازده جانشين پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله تا روز قيامت را از دست خواهند داد، مستندات فراوانى وجود دارد كه امام حسن عسكرى عليه السلام و ديگر افرادى كه موفق به ديدار آن حضرت شده اند، به تولد چنين فرزندى شهادت داده اند.[۶۰]

در مقابل، منكران تولد مهدى موعود عليه السلام بيش از آن كه در پى استدلال بر اين ادعاى خود باشند، به استبعاد و انكار روى آورده اند. البته برخى تلاش كرده اند اختلافات و نقل هاى متفاوت در باره جزئياتى چون نام مادر و زمان و نحوه ولادت ايشان را دلايل استبعاد خود جلوه دهند. امّا حقيقت اين است كه در باره جزئيات بسيارى ديگر از حوادث مسلم تاريخى نيز اختلاف نظر و نقل هايى متفاوت وجود دارد و اين موضوع نه تنها نمى تواند دليلى بر انكار اصل آن وقايع باشد، بلكه گاهى نشانه اى براى اطمينان بيشتر نسبت به اصل ماجراست.

از سوى ديگر حتى برخى از دانشمندان اهل سنّت نيز تولد امام مهدى عليه السلام را تأييد كرده اند. بنا بر پژوهش هاى برخى از محقّقان، شِبلنجى در نور الابصار،[۶۱]كنجى  شافعى در كفاية الطالب،[۶۲]شبراوى شافعى در الإتحاف بحب الأشراف، ابن حجر هيثمى در الصواعق المحرقة،[۶۳]ابن خلّكان در وفيات الأعيان،[۶۴]محمّد بن طلحه شامى در مطالب السؤول،[۶۵]سبط ابن جوزى در تذكرة الخواص،[۶۶]سويدى در سبائك الذهب، جهضمى در مواليد الائمة، ابن صباغ مصرى در الفصول المهمة[۶۷]و عبدالوهاب شعرانى در اليواقيت و الجواهر[۶۸]و موصلى در النعيم المقيم ، از جمله عالمان اهل سنّت اند كه به تولد فرزندى با نام محمّد و با لقب مهدى براى امام حسن عسكرى عليه السلام تصريح كرده اند. حتّى محيى الدين ابن عربى را نيز بايد جزو قائلان به ولادت امام مهدى عليه السلام به شمار آورد؛ چرا كه بر اساس عبارتى از كتاب الفتوحات المكّية كه افرادى همانند شَعرانى در اليواقيت و الجواهر[۶۹]و محمّد الصبان در اسعاف الراغبين[۷۰]و حمزاوى در مشارق الأنوار[۷۱]عيناً از او نقل كرده اند، وى علاوه بر تصريح به حتمى بودن قيام مهدى عليه السلام و اين كه وى از نسل امام حسين عليه السلام است،[۷۲]بر اين نكته نيز تأكيد كرده كه اين موعود، فرزند حسن عسكرى عليه السلام است. امّا متأسفانه عبارت مربوط به نام پدر آن حضرت در برخى چاپ هاى فعلى اين كتاب وجود ندارد. با اين حال نقل هايى كه به آنها اشاره شد و گواهى برخى از بزرگانى كه نسخه هاى قديمى الفتوحات المكية را مشاهده كرده اند و نيز نسخه هاى خطّى و عكسى موجود از اين كتاب در ايران نشان مى دهد كه عبارت يادشده ، در اين كتاب وجود دارد ، اگر چه در برخى چاپ ها برخى كه در پى پوشاندن حق بوده اند آن را حذف كرده اند.[۷۳]ابن عربى در آثار ديگرى نيز به زنده بودن ام ام مهدى عليه السلام تصريح كرده[۷۴]و حتّى حكايتى از ملاقات خود با ايشان بيان كرده است[۷۵].[۷۶]

با توجّه به آنچه گذشت مشخص شد كه اعتقاد به منجى موعود از نسل رسول خدا صلى اللّه عليه و آله با نام محمّد و لقب مهدى عليه السلام ، و انتظار قيام او در آخرالزمان، كه به پيروزى و برقرارى حكومتى عدل گستر به جانشينى از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله خواهد انجاميد، باورى مشترك ميان همه فرق اسلامى است. موارد اختلاف در اين زمينه، جز چند مورد نادر و غير قابل اعتنا، تنها مربوط بهمربوط به برخى از خصوصيات امام مهدى است.

[۱]آقاى على محمّد على دُخيّل، نام سى كتاب را كه علماى اهل سنّت مستقلاً در باره امام مهدى عليه السلام نوشته اند، گردآورى و نقل كرده است (ر. ك: الامام المهدى عليه السلام : ص ۱۴۰).

[۲]كَيفَ أنتُم إذا نَزَلَ ابنُ مَريَمَ فيكُم ، وإمامُكُم مِنكُم ؟ ر . ك : ج ۹ ص ۶ ح ۱۶۳۱ .

[۳]فتح البارى: ج ۶ ص ۳۵۸.

[۴]ر.ك: صحيح مسلم: ج ۱ ص ۱۳۵ (باب نزول عيسى). نكته جالب توجّه در باره صحيح مسلم اين است كه چهار منبع از منابع حديثى اهل سنّت، حديث «المهدى حق من ولد فاطمة» را از اين كتاب نقل كرده اند؛ ولى اين حديث در چاپ هاى فعلى اين كتاب وجود ندارد. در اين باره ر.ك: كنز العمّال: ج ۱۴ ص ۲۶۴، الصواعق المحرقة: ص ۱۶۳، اسعاف الراغبين (چاپ شده در حاشيه كتاب نور الابصار): ص ۱۴۵، مشارق الأنوار: الحمزاوى، ص ۱۱۲ (به نقل از : معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام : ج ۱ ص ۱۳۹).

[۵]سنن ابن ماجه : ج ۲ ص ۱۳۶۶ ح ۴۰۸۲ - ۴۰۸۸ . نيز ر . ك : همين دانش نامه : ج ۲ ص ۱۱۶ ح ۲۵۲ و ج ۳ ص ۳۶ ح ۵۰۰ و ج ۶ ص ۱۰ ح ۱۰۱۴ و ص ۴۸ ح ۱۰۲۳ و ص ۵۲ ح ۱۰۲۸ و ج ۹ ص ۳۶۹ ح ۱۸۹۵ .

[۶]سنن الترمذى : ج ۴ ص ۵۰۵. نيز ، ر . ك : همين دانش نامه : ج ۲ ص ۱۱۶ ح ۲۵۳ و ص ۱۱۸ ح ۲۵۵ و ج ۹ ص ۳۷۱ ح ۱۸۹۶ .

[۷]سنن الترمذى : ج ۴ ص ۵۰۵ .

[۸]سنن ابى داوود: ج ۲ ص ۳۰۹.

[۹]المصنّف، عبدالرزاق: ج ۱۱ ص ۳۷۱.

[۱۰]الفتن : ص ۲۶۶ - ۲۹۰.

[۱۱]المصنّف، ابن ابى شيبة: ج ۸ ص ۶۷۸.

[۱۲]احاديث المهدى عليه السلام من مسند احمد بن حنبل .

[۱۳]ر . ك : مسند أبى يعلى : ج ۱ ، ح ۲۲۵ و ج ۲ ، ح ۹۸۷ ، ۱۲۹۴ و ج ۴ ح ۳۱۳ و ج ۱۱ ح ۷۴۴ و ج ۱۲ ، ح ۶۶۶۵ .

[۱۴]براى مثال جلد دهم اين كتاب ضمن احاديث عبد اللَّه بن مسعود از پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله هجده حديث نقل شده است. در جلدهاى ۸ ، ۱۸، ۱۹، ۲۲ و ۲۳ نيز احاديث ديگرى نقل شده است.

[۱۵]احاديث شماره ۶۸۲۳ تا ۶۸۲۸.

[۱۶]تاريخ إصبهان: ج ۱ ص ۸۴ و ۱۷۰.

[۱۷]حلية الاولياء: ج ۳ ص ۱۸ و ۱۷۷.

[۱۸]السنن الواردة فى الفتن و غوائلها و الساعة و أشراطها: ص ۱۸۹.

[۱۹]مصابيح السنة: ج ۱۳ ص ۴۸۷.

[۲۰]جامع الأصول فى أحاديث الرسول : ج ۱۰ ص ۳۲۷ - ۳۳۲.

[۲۱]المنار المنيف: ص ۱۴۳.

[۲۲]نهاية البداية و النهاية فى الفتن و الملاحم: ج ۱ ص ۳۷ - ۴۵.

[۲۳]مجمع الزوائد: ج ۷ ص ۶۱۰.

[۲۴]مطالب السؤول: ص ۱۵۱ - ۱۶۲.

[۲۵]فرائد السمطين: ج ۲ ص ۳۱۰ - ۳۴۲.

[۲۶]الفصول المهمة: ص ۱۹ - ۲۰.

[۲۷]الصواعق المحرقه: ص ۱۶۳ به بعد.

[۲۸]كنزالعمّال: ج ۱۴ ص ۲۶۱.

[۲۹]كفاية الطالب (البيان فى اخبار صاحب الزمان): ص ۴۷۴.

[۳۰]گفتنى است سه قرن پس از وى ، شيخ مرعى بن يوسف الكرمى المَقدسى ، شيخ حنبلى الأزهر ، كتاب فوائد فرائد الفكر فى الإمام المهدى المنتظر را نگاشت كه آن هم كتابى برجسته و كم نظير در جهان اهل سنّت است .

[۳۱]الحاوى فى الفتاوى، السيوطى: ج ۲ ص ۱۶۵.

[۳۲]تصريح اهل سنّت به تواتر احاديث امام مهدى عليه السلام » مجله مشكوة : ش ۶۷.

[۳۳]التذكرة فى أحوال الموتى و أمور الآخرة: ص ۷۰۱.

[۳۴]المنار المنيف: ص ۱۴۲.

[۳۵]فتح البارى: ج ۶ ص ۳۵۸.

[۳۶]تهذيب التهذيب: ج ۹ ص ۱۲۶.

[۳۷]فتح المغيث بشرح الفية الحديث للعراقى: ج ۳ ص ۴۲.

[۳۸]العرف الوردى فى اخبار المهدى : ص ۳ و ۵ .

[۳۹]الصواعق المحرقه: ص ۱۶۷.

[۴۰]نظم المتناثر من الحديث المتواتر: ص ۲۲۸.

[۴۱]اشعة اللمعات، الدهلوى: ج ۴ ص ۳۲۱.

[۴۲]لوامع الأنوار البهية و سواطع الأسرار الأثرية: ج ۲ ص ۷۰.

[۴۳]به نقل از «تصريح اهل سنّت به تواتر احاديث امام مهدى عليه السلام »، مجله مشكوة: ش ۶۷.

[۴۴]اين كتاب ، با عنوان مصلح جهانى به فارسى ترجمه و منتشر شده است .

[۴۵]عقيدة أهل السنة و الأثر فى المهدى المنتظر: ص ۲۹.

[۴۶]براى آگاهى از اسامى پنجاه تن از بزرگان اهل سنّت كه معتقد به تواتر يا صحت احاديث ظهور امام مهدى عليه السلام بوده اند، ر.ك: «دفاع از مهدويّت»، حديث انديشه: ش ۵ و ۶.

[۴۷]مقدمه ابن خلدون : ص ۲۴۵ .

[۴۸]المهدى و المهدوية، احمد امين: ص ۴۱ (به نقل از : المهدى المنتظر فى الفكر الاسلامى: ص ۱۰).

[۴۹]سنن ابى داوود: ج ۴ ص ۱۰۶ ح ۴۲۸۲.

[۵۰]مهم ترين مصدرى كه اين حديث را نقل كرده سنن أبى داوود (ج ۴ ص ۱۰۶) است «لو لم يبق من الدنيا إلا يوم ... لطول اللَّه ذلك اليوم ... حتّى يبعث فيه رجلا منى أو من أهل بيتى، يواطئ اسمه اسمى، و اسم أبيه اسم أبى». ر . ك : همين دانش نامه : ج ۲ ص ۳۵۸ ح ۴۵۱ و ص ۲۸۶ ( نقدى بر گزارشى در باره نام پدر امام مهدى عليه السلام) .

[۵۱]البته برخى از محدثان شيعه نيز همچون شيخ طوسى (الغيبة: ص ۱۸۱، الأمالى: ص ۳۵۲)، قاضى نعمان مغربى (شرح الاخبار: ج ۳ ص ۳۸۶)، ابن بطريق (العمدة: ص ۴۳۳ و ۴۳۶)، سيّد بن طاووس (الملاحم و الفتن: ص ۱۵۶ و ۱۵۷ و ۲۷۶ و ۲۹۷ و ۳۱۳ و ۳۱۷ و ۳۱۸ و ۳۲۲)، محمّد بن حسن قمى (العقد النضيد و الدر الفريد فى فضائل اميرالمؤمنين و أهل بيت النبى عليهم السلام : ص ۷۷)، على بن يونس عاملى (الصراط المستقيم: ج ۲ ص ۲۲۲) و علّامه مجلسى (بحار الأنوار: ج ۵۱ ص ۷۵ و ۸۲ و ۸۴ و ۸۶ و ۱۰۲) رواياتى را كه دربردارنده عبارت «اسم أبيه اسم أبى» است نقل كرده اند؛ امّا بايد توجّه داشت كه اين اقدام آنها صرفاً از روى امانت دارى در نقل احاديثى بوده كه از طريق اهل سنّت به دستشان مى رسيده است. در واقع همه آنها احاديث بيشترى را بر خلاف اين عبارت نقل كرده و بر اعتقادشان نسبت به اين كه امام مهدى عليه السلام فرزند امام حسن عسكرى عليه السلام است تصريح نموده اند.ر.ك:ج ۲ ص ۲۸۶(بخش دوم/فصل سوم/نقدى بر گزارشى در باره نام پدر امام مهدى عليه السلام).

[۵۲]ر . ك : ج ۲ ص ۱۱۷ (بخش دوم / فصل يكم : تبار امام مهدى عليه السلام ) .

[۵۳]ر . ك : ج ۲ ص ۱۶۶ (بخش دوم / فصل يكم : انتساب امام مهدى عليه السلام از نسل امام حسين بن على عليه السلام ) .

[۵۴]متن اين حديث كه از ابواسحاق نقل شده چنين است: «قال على رضى اللَّه عنه : و نظر الى ابنه الحسن فقال: ان ابنى هذا سيد كما سماه النبى صلى اللّه عليه و آله و سيخرج من صلبه رجل يسمى باسم نبيكم يشبهه فى الخلق و لايشبهه فى الخلق؛ ثم ذكر قصة يملأ الارض عدلا» (سنن ابى داوود: ج ۴ ص ۱۰۸ ح ۴۲۹۰).

[۵۵]ر. ك: منتخب الأثر: ص ۲۵۴.

[۵۶]شيخ طوسى و نعمانى هر يك در كتاب الغيبة خود با سند متصل چنين نقل مى كنند: «نظر أميرالمؤمنين عليه السلام الى ابنه الحسين عليه السلام فقال: ان هذا ابنى سيّد كما سماه رسول اللَّه سيدا و سيخرج اللَّه تعالى من صلبه رجلا باسم نبيكم فيشبهه فى الخلق و الخلق؛ يخرج على حين غفلة من الناس ...» (الغيبة، الطوسى : ص ۱۹۰ ح ۱۵۲ ، الغيبة، النعمانى: ص ۲۲۲ ح ۲ .

[۵۷]ينابيع المودة: ج ۳ ص ۴۸۹.

[۵۸]حديثى كه بر طبق آن پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله از دوازده جانشين براى خويش خبرداده، در مهم ترين مصادر حديثى اهل سنّت به صورت مكرر نقل شده است. براى مثال ، ر. ك: صحيح البخارى: ج ۶ ص ۲۶۴۰ ، صحيح مسلم: ج ۳ ص ۱۴۵۲ ح ۵ - ۱۰ ، سنن ابى داوود: ج ۴ ص ۱۰۶ ح ۴۲۷۹ و ۴۲۸۰ . و همين دانش نامه: ج ۱ ص ۳۳۳ (فصل سوم : احاديث شمار امامان عليهم السلام ) .

[۵۹]بنا بر مهم ترين منابع حديثى اهل سنّت، پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله كتاب خدا و عترت خود را به منزله دو سند جاودانه براى هدايت امت اسلام معرّفى كرده است. براى نمونه ر.ك: سنن الترمذى: ج ۵ ص ۶۶۲ (مناقب اهل البيت النبى عليهم السلام )، صحيح مسلم: ج ۴، ص ۱۸۷۴ ح ۳۷، مسند ابن حنبل: ج ۴ ص ۳۶ ح ۱۱۱۳۱. و همين دانش نامه: ج ۱ ص ۲۶۳ (فصل دوم / حديث ثقلين به روايت اهل سنّت).

[۶۰]ر . ك : منتخب الأثر : ص ۳۹۷ و ۴۳۸. نيز ، ر . ك : همين دانش نامه : ج ۵ ص ۹ .

[۶۱].ك: ص ۳۴۲

[۶۲]ر.ك: كفاية الطالب (البيان فى اخبار صاحب الزمان): ص ۵۲۱ .

[۶۳]الصواعق المحرقة: ص ۲۰۸.

[۶۴]وفيات الأعيان: ج ۴ ص ۱۷۶.

[۶۵]مطالب السؤول: ص ۴۸۰.

[۶۶]تذكرة الخواص: ص ۳۶۳.

[۶۷]الفصول المهمة: ص ۲۸۱.

[۶۸]اليواقيت و الجواهر: ج ۲ ص ۵۶۲ .

[۶۹]همان جا.

[۷۰]اسعاف الراغبين (چاپ شده در حاشيه نور الأبصار): ص ۱۴۱.

[۷۱]مشارق الأنوار فى فوز أهل الإعتبار: ص ۱۱۲.

[۷۲]در الفتوحات المكية، ج ۳ ص ۳۲۷ باب ۳۶۶ آمده است: «اعلم أيدنا اللَّه أن للَّه خليفة يخرج و قد امتلأت الأرض جورا و ظلما فيملؤها قسطا و عدلا لو لم يبق من الدنيا إلا يوم واحد طول اللَّه ذلك اليوم حتّى يلى هذا الخليفة من عترة رسول اللَّه صلى اللّه عليه و آله من ولد فاطمة يواطئ اسمه اسم رسول اللَّه صلى اللّه عليه و آله جده الحسين بن على بن أبى طالب...» همچنين ر.ك: همين دانش نامه : ج ۱ ص ۶۶ .

[۷۳]«مهدى عليه السلام از نگاه اهل سنّت»، مجله رواق انديشه: ش ۱۸.

[۷۴]يكى از اين آثار، رساله اى است با نام «الوعاء المختوم على السّر المكتوم» كه وى آن را در شئون ختم ولايت مطلقه محمّديه مهدى موعود و نحوه ظهور آن حضرت تأليف كرده است (در اين باره ر.ك: تفسير فاتحة الكتاب، مقدمه جلال الدين آشتيانى) در كتاب ديگرش عنقاء مغرب و شقّ الجيب نيز به مهدى و مرتبه معنوى وى و مدايحى سروده شده در وصف وى و برخى اخبار ظهورش اختصاص دارند .

[۷۵]ر . ك : هزار و يك كلمه : ج ۱ ص ۸۸. نيز ر.ك: شرح فص حكمة عصمتية فى كلمة فاطمية : ص ۱۰۳ . ر . ك : همين دانش نامه : ج ۱ ص ۶۷ .

[۷۶]در الفتوحات المكية: ج ۱ ص ۱۸۵ باب ۲۴ آمده است: «و للولاية المحمدية المخصوصة بهذا الشرع المنزل على محمّد صلى اللّه عليه و آله ختم خاص هو فى الرتبة دون عيسى عليه السلام لكونه رسولا و قد ولد فى زماننا و رأيته أيضا و اجتمعت به و رأيت العلامة الختمية التى فيه فلا ولى بعده إلا و هو راجع إليه كما أنه لا نبى بعد محمّد صلى اللَّه عليه و سلم إلا و هو راجع إليه كعيسى إذا نزل».