نماز در امت های پیشین

پرسش :

آیا نماز در امت های پیش از اسلام هم بوده است؟



پاسخ :

نماز به عنوان ستون دين اسلام، نماد ديندارى و عبوديت است. اين ستون استوار در همه اديان آسمانى، مورد توجّه بوده و تنها شكل و آداب و يا مقدار آن تفاوت داشته است. آيات و احاديث متعدّدى، تشريع نماز (وضع شدن قانون نماز) را در اديان پيشين اثبات مى كنند و نوشته هاى موجود در عهد عتيق و جديد (تورات و انجيل) نيز به روشنى از وجود آيين نماز در اديان يهود و مسيحيت خبر مى دهند. هر چند اسناد در دسترس، تصوير دقيق و كاملى از نماز در آيين هاى پيشين ارائه نمى دهند، اما نشان دهنده استمرار وجودى آن در آيين همه پيامبران اند. پيش از اين ، متن آيات و احاديثى كه بر اين موضوع دلالت دارند ، ارائه شد و در اين جا تنها به چكيده و نتيجه نهايى آنها اشاره مى كنيم.

قرآن كريم در سوره مريم به روشنى وجود نماز را در امّت هاى متعدّدى نشان مى دهد .[۱]همچنين روايت كلينى[۲]از پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله نشان از نماز خواندن يهوديان و مسيحيان دارد. افزون بر اين مى توان احاديثى مانند «وَ هِىَ مِنهاجُ الأَنبِياءِ»[۳]و «لا خَيرَ فى دينٍ لا رُكوعَ فيهِ وَ لا سُجودَ»[۴]را ناظر به اين نكته دانست كه همه دين هاى توحيدى، صاحب آيين نمازند.

نماز در روزگار آدم عليه السلام

آدم عليه السلام به عنوان نخستين انسان و اوّلين پيامبر خدا، از موهبت نماز به عنوان كليد پيوند با خدايش برخوردار بوده است. روايت امام صادق عليه السلام در باره اوقات نماز آدم عليه السلام[۵]و نيز توبه وى در عصر روز عرفه پس از اقامه نماز عصر،[۶]نشان دهنده آن است كه نماز از زمان آدم ابو البشر عليه السلام مطرح بوده است.

نماز در روزگار ادريس عليه السلام

ادريس عليه السلام به عنوان سرسلسله عالمان و مدرّسان جهان بشريت، بخشى از دانش هاى مورد نياز بشر را بنيان نهاد. او را به عنوان نخستين ستاره شناس و نيز مبتكر سال شمارى و علم حساب مى شناسند[۷]و محتمل است كه از اين علوم براى محاسبه اوقات نماز و شايد قبله شناسى بهره مى برده است. افزون بر اين ، امام صادق عليه السلام در بيان فضيلت مسجد سهله در كوفه، آن جا را خانه و محل نماز ادريس عليه السلام دانسته است.[۸]

نماز در روزگار نوح عليه السلام

نوح عليه السلام قديمى ترين پيامبر اولو العزم است و دين او به عنوان شريعتى مستقل و با آموزه هايى پايدار و ماندگار شناخته مى شود؛ آموزه هايى مانند توحيد در عبادت و اخلاص در ربوبيت و پرهيز از محرّمات و نيز اداى نماز كه در حديث امام باقر عليه السلام به آن تصريح شده است.[۹]

نماز در روزگار ابراهيم عليه السلام

ابراهيم عليه السلام از بزرگ ترين پيامبران الهى است. او كه در عصر خويش بت ها و معبودهاى دروغين بشر را در هم شكست ، خانواده اش را در حرم الهى سكنى مى دهد تا برپا دارنده نماز باشند و خود، از خداوند، مى خواهد تا او و نسلش را برپا كننده نماز قرار دهد .[۱۰]خداوند نيز به او فرمان داده تا خانه اش را براى عبادت كنندگان و راكعان ساجد (نمازگزاران) پاكيزه كند.[۱۱]نيز در حديثى ، يكى از دو علّت نيل ابراهيم عليه السلام به مقام والاى «خليل خدا بودن» را نماز شبانه وى دانسته است.[۱۲]

نماز در روزگار فرزندان ابراهيم عليه السلام

برخى از فرزندان و نوادگان ابراهيم خليل عليه السلام به پيامبرى رسيدند كه از جمله آنان مى توان به اسماعيل عليه السلام ، اسحاق عليه السلام ، يعقوب عليه السلام و يوسف عليه السلام اشاره نمود. اين پيامبران نيز مانند پدر و نياى بزرگشان ابراهيم عليه السلام به نماز فرمان داده شده و مأمور اقامه آن بوده اند.[۱۳]

نماز در روزگار موسى عليه السلام

حضرت موسى عليه السلام، از بزرگ ترين پيامبران اولو العزم الهى است و جوهره اصيل دينى كه او براى يهوديان آورد، جان مايه دين هاى ابراهيمىِ پس از اوست. بسيارى از آيين ها و مراسم اصيل و تحريف ناشده يهود، در دين مسيحيت و اسلام پا بر جا ماند، هر چند شكل و آداب آن تكميل شد. قرآن كريم به برخى آموزه هاى وحيانى موسى عليه السلام و پيمان گرفته شده از بنى اسرائيل اشاره كرده كه از جمله آنها اقامه نماز است.[۱۴]

در حديثى نيز به دستور خداوند به موسى عليه السلام در باره نماز و درنگ در آن ، اشاره شده است[۱۵]و در حديث ديگر در باره مناجات موسى و خدا ، سخن از نماز به ميان آمده است.[۱۶]دو حديث امام صادق عليه السلام نيز در توصيف ادب موسى عليه السلام در نماز است و علّت نيل موسى به مقام كليم اللهى، همان دانسته شده است.[۱۷]

افزون بر آيات و احاديث اسلامى، متون متعدّدى در تورات و تلمود، نشان دهنده وجود نماز و تشريع آن در دين يهود هستند. در تورات، به نماز سليمان عليه السلام در حضور جمعى از بنى اسرائيل و تضرّع او و طلب بخشش براى بنى اسرائيل كه از سرزمين خود رانده شده بودند، اشاره شده[۱۸]

و در جايى ديگر از آن،[۱۹]از پايان نماز سليمان عليه السلام و بلند شدن وى از حالت ركوع و تبريك وى به حاضران براى نجات و آسودگى آنها ياد شده است.

در باره نماز جماعت يهوديان ، در كتاب گنجينه تلمود آمده است كه علاوه بر عبادت ها و نمازهاى فردى و خصوصى كه انسان به وسيله آن، حاجات خود را از خدا مى طلبد، نمازهاى جماعتى نيز هستند كه افراد موظّف اند در آن شركت جويند و آن را در كنيسه بخوانند.[۲۰]گفتنى است كه يهوديان نيز مانند مسلمانان، واژه خاصّى براى نماز با لفظ «تفيلا» و اوقات معيّنى براى برگزارى آن دارند.[۲۱]

نماز در روزگار پيامبران بنى اسرائيل

پيامبران متعدّدى پس از موسى عليه السلام و پيش از عيسى عليه السلام از سوى خداوند برانگيخته شده اند كه از جمله آنان، اسماعيل صادق الوعد،[۲۲]داوود، زكريّا و يحيى عليهم السلام هستند. آيات و احاديث متعدّدى به روشنى نشان مى دهند كه همه اين بزرگان، مأمور به نماز بوده اند و بِدان امر كرده و آن را پاس مى داشته اند. خداوند، فرمان اسماعيل (صادق الوعد) به خانواده اش را براى برپايى نماز، نقل نموده است .[۲۳]دو حديث نيز به محراب داوود عليه السلام و نماز خواندنش در آن ، تصريح كرده اند .[۲۴]حديثى ديگر نيز گزارش مى كند كه خداوند متعال ، برخى از موانع قبول نماز را به داوود عليه السلام وحى كرده است.[۲۵]افزون بر اين، آيه اى از سوره لقمان،[۲۶]به ضميمه حديثى كه معاصرت داوود عليه السلام با لقمان را نشان مى دهد،[۲۷]دليل ديگرى بر وجود آيين نماز در روزگار اوست. احاديث متعدّدى نيز وصيّت لقمان را به فرزندش در باره نماز نقل كرده اند.[۲۸]همچنين نماز خواندن زكريّا عليه السلام در سوره آل عمران به صراحت آمده[۲۹]و آيه اى ديگر از همين سوره[۳۰]نشان مى دهد كه نماز و جايگاه آن در ميان بنى اسرائيل شناخته شده بوده و دو ركن اصلى يعنى سجده و ركوع را داشته است و مريم عليها السلام آن را انجام مى داده است. در باره يحيى فرزند زكريّا نيز در كتاب المحاسن برقى ، حديثى است كه بر نماز خواندن او دلالت دارد .[۳۱]همچنين حديثى هست كه يحيى عليه السلام امر خداوند به نماز را به بنى اسرائيل ابلاغ كرده است.[۳۲]

نماز در روزگار عيسى عليه السلام

به نقل قرآن كريم، عيسى بن مريم عليه السلام در دامان زنى پاك دامن متولد شد كه در عبادتكده مى زيست و به نماز مى ايستاد و رزقش را از خداوند در محراب نمازش دريافت مى كرد. عيسى عليه السلام همچنين در نخستين روزهاى تولدش و در همان گهواره، با اعجاز الهى، زبان گشوده و وصيت الهى به نماز را بيان كرده است.[۳۳]احاديث نيز به تشريع نماز در آيين او تصريح كرده و آن را وظيفه عمومى همه گروندگان به او شمرده اند.[۳۴]نماز و كيفيت و فوايد آن در انجيل امروزين نيز موجود است و برخى آن را همراه روزه از مهم ترين عبادت ها نزد مسيحيان مى دانند.[۳۵]

در پايان و با مراجعه به متن گزارش هايى كه به آنها اشاره شد، مى توان نتيجه گرفت كه نماز به عنوان يك آيين عبادى، در همه دين هاى توحيدى وجود داشته ، بلكه يكى از مهم ترين اعمال و مناسك اين آيين ها بوده است. نماز حتّى در آيين هايى مانند آيين زرتشت و آيين صائبى نيز گزارش شده و در يك پژوهش گسترده تر مى توان وجود آن را در آيين هاى غير مشهور پى گرفت.

به طور خلاصه مى توان گفت كه نماز در ميان همه پيروان آيين هاى الهى، از جايگاه ويژه و والايى برخوردار بوده و هست، و البته در دين اسلام - كه كامل ترين و آخرين دين توحيدى است - ، برترين جايگاه را ميان عبادات و مناسك دينى دارد.


[۱]مريم: آيه ۵۸ - ۵۹.

[۲]« نَوِّروا بُيوتَكُم بِتِلاوَةِ القُرآنِ و لا تَتَّخِذوها قُبوراً كَما فَعَلَتِ اليَهودُ و النَّصارى، صَلَّوا فِى الكَنائِسِ وَ البِّيَعِ و عَطَّلوا بُيوتَهُم ؛ خانه هايتان را با تلاوت قرآن نورانى سازيد و آنها را همچون يهود و نصارا گورستان نكنيد. آنان [فقط] در كنيسه ها و كليساها نماز مى خواندند و خانه هاى خود را [از بركات نماز ]بى بهره مى ساختند» (الكافى: ج ۲ ص ۶۱۰ ح ۱).

[۳]ر . ك : ح ۱۱۱ .

[۴]ر . ك : ج ۲ / ح ۱۰۳۸ .

[۵]ر.ك : ح ۱ .

[۶]ر . ك : تفسير القمى : ج ۱ ص ۴۴ .

[۷]ر . ك : الميزان فى تفسير القرآن : ج ۱۴ ص ۶۵.

[۸]ر . ك : ح ۲ .

[۹]ر . ك : ح ۳ .

[۱۰]ر . ك : ابراهيم : آيه ۳۷ - ۴۰ .

[۱۱]ر .ك : بقره ، آيه ۱۲۵ و حج ، آيه ۲۶ .

[۱۲]ر . ك : ح ۴ .

[۱۳]ر . ك : انبيا : آيه ۷۳ .

[۱۴]ر.ك: يونس : آيه ۸۷ ، بقره : آيه ۸۳ .

[۱۵]ر . ك : ح ۴۴۱ .

[۱۶]ر . ك : ح ۵ .

[۱۷]ر . ك : ج ۲ / ح ۷۸۰ و ۷۸۱ .

[۱۸]تورات : سِفْر ملوك : فصل ۸ آيه ۲۲ - ۵۳ .

[۱۹]تورات : سِفر ملوك : فصل ۸ آيه ۵۴ - ۶۱ .

[۲۰]ر.ك: براخوت ۶ الف: «دعا و نماز انسان، فقط در صورتى مورد اجابت قرار مى گيرد كه در كنيسه خوانده شود ... . هر آن كس كه در شهر او كنيسه اى وجود دارد و براى خواندن نماز بدان جا نمى رود، همسايه بدى است».

[۲۱]ر.ك: پايگاه اينترنتى انجمن كليميان ايران.

[۲۲]اسماعيل صادق الوعد ، اسماعيل بن حزقيل غير از اسماعيل، فرزند ابراهيم عليه السلام است (ر. ك: ميزان الحكمة : ش ۳۷۹۵ / نبوّت خاصّه / اسماعيل).

[۲۳]ر . ك : مريم : آيه ۵۵ .

[۲۴]ر . ك : ح ۷ و ۸ .

[۲۵]ر . ك : ج ۲ / ح ۹۰۵ .

[۲۶]لقمان : آيه ۱۷ .

[۲۷]«وكانَ لُقمانُ يُكثِرُ زيارَةَ داوودَ عليه السلام وَ يَعِظُهُ بمَواعِظِهِ وَ حِكمَتِه؛ لقمان ، زياد به ديدن داوود عليه السلام مى رفت و با موعظه ها و سخنان حكيمانه و دانش بسيار خود، او را اندرز مى داد» (تفسير القمّى : ج ۲ ص ۱۶۲) .

[۲۸]ر . ك : ح ۱۰ و ۶۹ .

[۲۹]ر . ك : آل عمران : آيه ۳۹ .

[۳۰]آل عمران : آيه ۴۳ .

[۳۱]ر . ك: ح ۹ .

[۳۲]ر . ك : ج ۲ / ح ۶۷۱ .

[۳۳]ر . ك : مريم : آيه ۳۰ - ۳۱ .

[۳۴]ر . ك : تفسير العيّاشى : ج ۱ ص ۱۷۵ ح ۵۲ .

[۳۵]براى نمونه، ر. ك : انجيل متّى: فصل ۱۴ و ۲۱، قاموس الكتاب المقدّس: ص ۸۸۷، مقارنة الأديان، احمد شبلى: ص ۲۰۲.



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت