حکمت دعا برای امام زمان(ع)

پرسش :

پاسخ به چند پرسش



پاسخ :

پرسش ها

۱. ظهور امام مهدى(ع) امرى حتمى و بدون «بدا» است. براى تحقّق چنين امر حتمى اى كه وعده تخلف ناپذير الهى است، چه نيازى به درخواست و دعا داريم؟

۲. آيا تحقّق آثار قيام - كه فلسفه نهضت جهانى مهدى(ع) است - ، به دعا نياز دارد؟

۳. مگر يارى رساندن فرشتگان به امام مهدى(ع) ، امرى مشكوك و مردّد است كه به دعا نياز داشته باشد؟

۴. مضمون بسيارى از ادعيه، تعجيل در فرج است، در حالى كه بنده مطيع و راضى به قضاى الهى، تعجيل و تأخير در هيچ يك از مقدّرات الهى را نمى خواهد.

۵ . در چند دعا، از خداوند خواسته شده است كه منجىِ بشر را همين مهدى موعود قرار دهد. مگر ترديدى در اين زمينه وجود دارد؟!

۶. مگر خداوند، به امام مهدى(ع) عمر طولانى نمى دهد و او را سالم و تن درست نگاه نمى دارد كه براى سلامتش بايد دعا كنيم؟ و مگر دشمنانش او را مى بينند و يا قدرت آسيب رساندن به او را دارند؟

۷. چرا اين دعاهاى ما يا دعاهاى خود امام زمان(ع) ، تاكنون اثر نكرده و فرج آقا نزديك نشده است؟ آيا تنها اثر تلقين و يا معرفت آموزى دارند؟

پيش از پاسخ دادن، ابتدا به چند امر مقدّماتى و كلّى اشاره مى كنيم و سپس به پاسخ پرسش ها مى پردازيم.

مقدّمات بحث

۱. اصل ظهور، از امور حتمى است؛ امّا زمان وقوع آن، بداپذير است و مانند اجل و مرگ، قابليت تقديم و تأخير دارد. يعنى ممكن است كه خداوند، مانند اجل انسان، براى فرج نيز دو زمان معلّق و مسمّا (قطعى)، تقدير كرده باشد كه اگر دعا و كارهاى مناسب از بندگان تحقّق يابد، تقدير نخست محقّق مى شود و طول دوره غيبت، كوتاه تر مى شود و اگر چنين نشود، غيبت به درازا مى كشد و بر تقدير مسمّا و قطعى خود منطبق مى شود. در كتاب تفسير العياشى، حديثى بر اين مطلب و تأثير درخواست از خداوند بر پيش افتادن فرج، دلالت دارد.[۱]

۲. قضاى حتمى و تقدير قطعى الهى با درخواست و دعاى ما و ديگران دگرگون نمى شود؛ امّا اين همه، مانع دعا كردن نمى شود؛ زيرا تحقّق امور حتمى نيز حاصل گرد هم آمدن همه زمينه ها و عوامل گوناگون آن است كه هر يك، جزئى كوچك يا بزرگ را از علّت تام و تمام آن امر، فراهم مى آورند و دعا نيز مى تواند جزئى از آن علّت تامّه باشد. به زبان فلسفى، خداوند مقرّر فرموده كه كارها در اين دنيا از طريق اسباب و مسبّبات آن انجام گيرد؛ ولى اشكالى ندارد كه بخشى از اين اسباب، امور ناديدنى، غيبى و كارهايى مانند دعا كردن باشد.

۳. جايگاه رضايت به تقدير الهى و تسليم در برابر قضاى او، پس از حتمى شدن تقدير و وقوع آن است. از اين رو، دعا كردن و درخواست نمودن را - كه جزئى از عوامل پيشينى حتمى شدن و وقوع تقدير است - نمى توان دخالت و يا كراهت نسبت به تقدير الهى دانست. اين بدان معناست كه ما بايد دعاها و گريه هاى خود را به پيشگاه الهى تقديم بداريم؛ امّا در نهايت، به آنچه خداوند تقدير مى كند، راضى باشيم. مانند امام صادق(ع) كه هنگام بيمارى فرزندشان و پيش از مرگ او نگران بودند و دعا مى كردند؛ ولى پس از مرگ او، بى تابى نكردند و آرام و صبورانه، خبرش را اعلام و رضايتشان را به قضاى الهى، ابراز نمودند.[۲]

شايد دعاى زير در فرمان امام به نايبش عمرى نيز به همين موضوع ناظر باشد:

فَصَبِّرنى عَلى  ذلِكَ حَتّى  لا اُحِبَّ تَعجيلَ ما أخَّرتَ ، ولا تَأخيرَ ما عَجَّلتَ.[۳]

پس مرا بر اين امر شكيبا كن تا جلو افتادن آنچه را تو به تأخير مى اندازى و به تأخير افتادن آنچه را تو به جلو مى اندازى، دوست نداشته باشم.

يعنى ما بايد دعا كنيم و با اصرار از خدا درخواست خود را بخواهيم؛ امّا اين را نيز بطلبيم كه اگر حكمت خداوند و مصلحت ما بر چيز ديگرى قرار گرفت، بدان راضى شويم و حتّى تقديم و تأخير آن را بپذيريم و به خير و صلاح خود بدانيم.

۴. دعا كردن، افزون بر كمك به دستيابى در آنچه مطلوب ما و مرضىِّ خداوند است، در تلقين آموزه هاى دينى و غيبى به دعاكننده و پالايش روحى و تقويت حسّ توحيدى او مؤثّر است. دعا در هويت بخشى به دعاكننده شركت مى جويد و موضع اجتماعى - سياسى او را روشن تر مى كند و احساس مسئوليت او را در آنچه بر عهده اوست، بر مى انگيزد. اين نكته، در بسيارى از ادعيه ما براى امام زمان(ع) به چشم مى آيد. ما در اين دعاها به خود يادآور مى شويم كه : براى تحقّق چه آثارى انتظار مى كشيم و چگونه خود را شكل دهيم تا لايق جامعه آرمانى مهدوى باشيم؟ و اگر دوستدار رجعت و شركت در قيام هستيم، چگونه زندگى كنيم و چه سان روح خود را بپالاييم و بسازيم؟

۵ . دعاهاى مأثور، در واقع، احاديثى هستند كه بررسى صحّت و سقم آنها از قواعد ارزشيابى متنى و سندى حديث پيروى مى كند. از اين رو، اگر دعايى براى ما مفهوم نبود و سندى معتبر نداشت، وجوب قبول ندارد، هر چند ردّ آن نيز به سادگى ممكن نيست و بايد علم آن را به اهلش وا نهاد؛ وظيفه اى كه در احاديث بدان سفارش شده است.[۴]

حال بر پايه اين مطالب مى توان به سؤال ها پاسخ داد. گفتنى است كه برخى از دعاها ممكن است در روزگارى مفهوم باشد و در روزگارى ديگر، مبهم نمايد. براى نمونه، ممكن است دعاهاى مربوط به حفظ امام عصر از گزند حاكمان، مربوط به روزگار غيبت صغرا باشد و در دوره غيبت كبرا كمتر به آنها نياز داشته باشيم.[۵]

پاسخ سؤال يك تا سه

بر پايه مقدّمه نخست، اگرچه قيام مهدوى، حتمى است، امّا دعاى ما و هزاران نفر ديگر در طول تاريخ، مى تواند جزئى از علّت تامّه و تقدير الهى براى ظهور امام زمان(ع) باشد. با دعا كردن و درخواست از خدا، و با گرد هم آمدن ديگر عوامل، زمينه حصول علّت تامّه ظهور و قيام امام زمان(ع) ، فراهم مى آيد و حتميت وعده الهى، رقم مى خورَد. گفتنى است كه اصل قيام امام مهدى(ع) حتمى است، امّا زمان و شكل وقوع و نيز آسانى و سختى آن، و همچنين افراد و تعداد شركت جويان در آن، از قطعيت برخوردار نيست و اين، خود، عرصه جديدى براى دعا و راز و نياز فراهم مى آورد. بر همين پايه، تحقّق آثار قيام و به كمال رسيدن نهضت نيز امرى است كه به فراهم آمدن ده ها عامل و صدها زمينه چينى نيازمند است كه دعا و درخواست از خداى رحمان مى تواند بخشى از آنها باشد. همچنين توجّه به محتواى ادعيه مى تواند جامعه آرمانى شيعه را ترسيم كند و فاصله ما را با آن برنمايد؛ امرى كه مسئوليت ما را در زمينه چينى براى ظهور به ما يادآورى مى كند.

شركت جستن فرشتگان در قيام و تعداد و زمان به يارى آمدن آنها نيز مى تواند بدين گونه به دعاى ما گره بخورد و در پى اجابت ادعيه، تعداد فراوان ترى فرشته و بسى پيش تر و يا در مواضعى بيشتر به يارى بيايند. افزون بر اين، بازخوانى مكرّر اين ادعيه، سبب افروختن شعله اميد در دل منتظران ظهور و تقويت روحىِ ياران امام است.

پاسخ سؤال چهار

ما بايد به تقدير الهى راضى باشيم؛ امّا مى توانيم به صلاحديد خداوند و يا حتّى سفارش و فرمان الهى، با انجام دادن اعمالى و يا پيگيرى دعاهايى، بخشى از تقدير الهى را به شكل دلخواه در آوريم. بخشى از اعمال و ادعيه شب قدر و نيز وجود دو اجل معلّق و حتمى براى انسان مى تواند در همين خصوص باشد. در شب قدر درخواست كنيم خدا عمرمان و توفيق عملمان را افزايش دهد و در طول زندگى، با دعا كردن، و يا صدقه دادن، از اجل زودرس و معلّق مى گريزيم. بر اين اساس و نيز آنچه در مقدّمه اوّل گذشت، ما مى توانيم با دعا و عمل مناسب خود، زمان وقوع فَرَج را - كه امرى بدا پذير و قابل نزديك و دورشدن است - جلو بيندازيم و اين، درون تقدير و برنامه الهى و جزئى از آن است. روايت منقول در مقدّمه اوّل و نيز توصيه امامان، اين سفيران حقيقى خدا در زمين، و القاى دعاهاى بسيار در اين باره، شاهد ماست.

در اين نگرش، دعا و درخواست ما، زمينه ها و عوامل تحقّق فَرَج را پيش مى اندازد و فَرَج در درون برنامه خود و نه بيرون از آن صورت مى گيرد. از اين رو، با عجله - كه اقدام به كار و يا درخواست آن پيش از فراهم آمدن زمينه و مؤلّفه هاى تحقّق خارجى آن است - ، تفاوت دارد. به سخن ديگر، دعاى ما زمينه وقوع فَرَج را در اوّلين وقت ممكن، و نه پيش از آن، فراهم مى آورد كه با عجله، متفاوت است.[۶]

گفتنى است دعاهاى متعدّد براى درخواست تعجيل در فرج، گونه اى يادآورىِ وظيفه ما براى تحقّق اين امر است. ما بايد با خودسازى و جامعه سازى، زمينه ظهور امام عصر(ع) را فراهم كنيم و آن بخش از علّت غيبت را كه به ما مربوط مى شود، از ميان ببريم و براى تحقّق ديگر عوامل نيز دست به دامان خداوند شويم و در دوره غيبت، همواره از ياد امام مُنجى، غافل نشويم تا از پاداش انتظار نيز بهره ببريم.

پاسخ سؤال پنج

در چند گزارش، سفارش شده تا براى اين كه امام مهدى(ع) همان قائم به امر الهى باشد، دعا كنيم. اين گزارش ها چندان فراوان نيستند و هرچند در كتاب هاى معتبر و يا مشهورى نقل شده اند، امّا اسناد همه، مرسل اند و از اين رو، از نظر سندى، ضعيف به شمار مى آيند.[۷]با اين همه مى توان آنها را در قالب ادبيات گفتگو با خداى متعال، توجيه پذير دانست؛ خدايى كه هيچ گاه و در برابر هيچ چيزى دستش بسته نيست و كسى ياراى برابرى با او را ندارد؛ خداوند قادرى كه حتّى مقدّرات تعيين شده اش در قبضه اراده و مشيّت او قرار دارند و هر لحظه مى تواند تغييرشان دهد. در اين نگاه به هستى است كه ابراهيم(ع) ، نياى بزرگ ترين پيامبران الهى، خود را براى انجام دادن بديهى ترين فريضه الهى يعنى نماز، به عنايت الهى نيازمند مى بيند و ندا بر مى آورد: «رَبِّ اجْعَلْنِى مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِن ذُرِّيَّتِى رَبَّنَا وَتَقَبَّل دُعَاءِ» ،[۸]با آن كه ترديدى نيست كه ابراهيم(ع) از اوّابين و نمازگزاران حقيقى بوده است. پس مؤمنان، همه و هميشه بايد از خدا بخواهند كه بر همان خير و صلاحى باشند كه خداوند برايشان مقدّر كرده و در اجراى فرمان ها و خواست الهى، در جايگاه مقدّر خود باقى بمانند و خداى ناكرده، كسانى ديگر جايشان را نگيرند تا از پاداش عظيم الهى بى بهره نمانند. ما بايد همواره از خداوند بخواهيم كه منجى بشر، همان امام دوازدهم ما باشد و ما نيز پيرو پا در ركاب ايشان باشيم.

اللَّهُمَّ... وَاجعَلنا مِمَّن تَنتَصِرُ بِهِ لِدينِكَ ،... ولا تَستَبدِل بِنا غَيرَنا .[۹]خدايا!... ما را از ياوران دينت قرار بده... و كسى ديگر را در اين امر به جاى ما مگذار.

پاسخ سؤال شش

ابتدا به اين نكته اشاره مى كنيم كه بيمارى و پيشامدهاى طبيعى، يك عارضه عمومى براى همه انسان هاست و كمتر انسانى را مى توان يافت كه در عمر چند دهه اى خود، از گزند آن در امان بوده باشد. گويى اين سنّت الهى است كه همه را بدين وسيله بيازمايد و اجر صبر رنجشان را توشه آخرتشان كند. از اين رو، امام زمان(ع) نيز مى تواند براى ساعت ها و روزهايى بيمار شود و پيكر مباركش از خارى و يا زخمى رنجور گردد، همان گونه كه امامان پيشين و پيامبران نيز روزها و گاه مانند ايوب(ع) سال ها بيمار بوده اند. بر اين اساس، طول عمر امام زمان(ع) مستلزم بيمار نشدن ايشان و يا خليدن خارى در پا و سقوط از جايى و شكستگى اندام مباركشان نيست و چه بسا ناراحتى از كردار بسيارى، تن و روح مبارك ايشان را نيز بيازارد و براى چند صباحى، ايشان را به بستر بيمارى بكشاند.

افزون بر اين، ممكن است در آينده، وقايع غير قابل پيش بينى اتفاق بيفتد كه امر قيام را با دشوارى هاى طاقت فرسا رو به رو سازد و يا به امام مهدى(ع) آسيب رساند و سلامت ايشان را به خطر اندازد. اين بدان معناست كه از هم اكنون بايد با دعا و توسّل در انديشه رهيدن از اين خطرها و به سلامت گذر كردن از دوره انتظار و حوادث قيام بود.

به سخن ديگر، ممكن است حكمت و نياز به برخى ادعيه براى ما روشن نباشد؛ امّا براى پسينيان و آيندگان، نيازى حتمى و هويدا باشد.

همچنين مى توان اين دعاها را ناظر به دوره غيبت صغرا نيز دانست؛ زيرا احتمال دسترسى دشمنان به امام زمان(ع) از طريق شناسايى نايبان خاص و مرتبطان با امام و فشار آوردن به آنها وجود داشته است و اين دو احتمال براى وجود و پذيرش اين ادعيه كفايت مى كند.

بر اين پايه و نيز آنچه در مقدّمه بحث گفته شد - كه تحقّق خواسته ها به دعا نيز نياز دارد - ، تداوم سلامت ناجىِ ما، مى تواند به دعا و درخواست ما گره خورد. در اين صورت مى توان با دعا و نيز صدقات و نذر و نياز و خيرات و مبرّات، بيمارى هاى جسمى و خطر حوادث طبيعى را - كه به طور عمومى ، دامنگير همه انسان ها مى شود - و نيز گزند احتمالى دشمنان و همچنين رنج حاصل از گناهان و كردار ناشايست انسان ها را كه ممكن است خود نيز در آن سهيم باشيم ، از آن وجود نازنين، دور نمود.


[۱]ر.ك: ص ۹ ح ۱۰۱۲ .

[۲]ر. ك: الكافى: ج ۳ ص ۲۲۵ ح ۱۱: «إنّا أهلَ البَيتِ إنّما نَجزَعُ قَبلَ المُصيبَةِ، فَإذا وَقَعَ أمرُ اللَّهِ رَضينا بِقَضائه وسَلَّمنا لاَِمرِه؛ ما اهل بيت، تنها پيش از مصيبت، بى تابى مى كنيم؛ امّا وقتى دستور خدا عملى شد، به قضايش خشنود و به فرمانش تسليم هستيم».

[۳]ر.ك: ص ۲۶۱ ح ۱۰۹۱ .

[۴]ر.ك: بصائر الدرجات: ص ۵۵۷، تحف العقول: ص ۱۱۶، وضع و نقد حديث: ص ۱۷۸.

[۵]ر.ك: ص ۲۹۱ (پاسخ سؤال شش).

[۶]ر.ك: مكيال المكارم: ج ۱ ص ۳۸۲.

[۷]اجعَلهُ القائِمَ المُنتَظَرَ؛ او را قائمى قرار بده كه چشم به راهش باشند. (ر.ك: ص ۸۸ ح ۱۰۴۳) .

اجعَلهُ الدّاعِىَ إلى  كِتابِكَ ،وَالقائِمَ بِدينِكَ ؛ خدايا! او را دعوتگر به كتابت و برپا دارنده دينت قرار بده. (ر.ك: ص ۱۷۰ ح ۱۰۵۹) .

وَاجعَلهُ القائِمَ بِأَمرِكَ ؛ او را قائم به امرت قرار بده (ر.ك: ص ۲۲۴ ح ۱۰۷۸).

اجعَلهُ الإِمامَ المُنتَظَرَ ؛ خدايا! او را امامى قرار بده كه انتظارش را مى كشند (ر.ك: ص ۲۴۲ ح ۱۰۸۶، به نقل از المقنعة).

وَاجعَلهُ القائِمَ المُؤَمَّلَ ، وَالوَصِىَّ المُفَضَّلَ ، وَالإِمامَ المُنتَظَرَ ، وَالعَدلَ المُختَبَرَ ؛ و او را قيام كننده اى كه به وى اميد بسته اند و وصىّ برترى داده شده و امامى كه چشم به راهش هستند و عدل آزموده قرار بده (ر.ك: ص ۴۳۲ ح ۱۱۲۱).

[۸]ابراهيم: آيه ۴۰.

[۹]ر.ك: ص ۹۲ ح ۱۰۴۳ و ص ۲۵۵ ح ۱۰۹۰ .



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت