تاريخ: دوشنبه 1394/11/5

043 ـ و اولی الامر

وَ اُولِى الأْمْرِ .

و صاحبان امر (اختيار داران) ...

توضيح واژه ها

اُولى ، اُولوا . صاحبان ، دارندگان . [1]

الأمر . امر ، فرمان ، دستور ، اختيار . [2]

شرح

عبارت «اُولِى الأمر» ، اشاره اى است به اين آيه :

«أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِى الْأَمْرِ مِنكُمْ . [3] از خداوند ، فرمان ببريد ، و از پيامبر و اختيار دارانتان (صاحبان امر) ، كه از شمايند ، فرمان ببريد » .

بررسى شأن نزول آيه ، در تبيين مفهوم آن ، مؤثّر است .

شأن نزول آيه «اُولِى الأمر»

گزارش شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله براى نبرد تبوك ، حركت كرد و على عليه السلام را جانشين خود در مدينه ، قرار داد . فرصت طلبان ، زبان به طعنه گشودند و گفتند : چرا پيامبر صلى الله عليه و آله ، على عليه السلام را همراه خويش نبرد ؟!

على عليه السلام خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و گفت : آيا مرا بر زنان و كودكان مى گمارى؟

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود :

أما تَرضى أنْ تَكُونَ مِنّى بِمَنزِلَةِ هارُونَ مِن مُوسى ، حِينَ قالَ لَهُ : اُخلُفنِى فِى قَومِى وَ أصْلِحْ . [4] آيا دوست ندارى نسبت به من ، همانند هارون (برادر موسى) نسبت به موسى عليه السلام باشى ، آن زمانى كه موسى عليه السلام به او گفت : «در ميان بنى اسرائيل ، جانشين من باش و اصلاح كن» ؟

و در همين واقعه بود كه «آيه اُولى الأمر» ، نازل شد و اطاعت از مولا عليه السلام را همتاى اطاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله دانست .

مفاهيم و مصاديق «اُولى الأمر»

شأن نزول «آيه اُولى الأمر» ، شخصيت ممتاز امام على عليه السلام را مى نمايانَد . شخصيتى كه اطاعتش ، همبر اطاعت از خدا و پيامبر اوست و نخستين پيام آيه ، آن است كه در غيبت پيامبر ، فرمانبَر كسى باشيد كه خداوند ، او را صاحب امر و فرمان روا قرار داده است و همچون پيامبر ، از هر گونه خطايى مبرّاست . [5]

اگر چه شأن نزول آيه ، در باره امام على عليه السلام است ؛ امّا اختصاص به ايشان ندارد و بنا بر مبانى پيروان اهل بيت عليهم السلام ، همه امامان اهل بيت عليهم السلام در زمره «اُولِى الأمر» هستند .

اختيارات «اُولى الأمر»

اولو الأمر ، تمامى اختيارات پيامبر صلى الله عليه و آله را بر عهده دارند و همه بندگان خدا ، موظّف به پيروى از ايشان هستند . بر پايه روايتى ، پيامبر خدا ، اُولو الأمر را شريكان خود ، معرّفى مى كند كه خداوند ، آنان را به خود و پيامبرش پيوند داده است و از مردم مى خواهد كه براى پرهيز از اختلافات ، به آنان مراجعه كنند :

فَإن خِفْتُمْ تَنازُعَا فِى أمرٍ فَأرْجِعُوهُ إلَى اللّهِ وَ الرَّسولِ وَ اُولِى الأَمْرِ . پس اگر از اختلاف در امرى ترسيديد ، آن را به خدا و پيامبر و اولى الأمر ، ارجاع دهيد . امام على عليه السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد : اى پيامبر خدا ! ايشان ، كيان اند ؟ فرمود : «تو نخستين آنهايى» . [6]

پيشوايان معصوم عليهم السلام ، در مواقع گوناگون ، ولايت خويش را براى مردم ، باز مى گفتند و از آنان مى خواستند كه براى رسيدن به سرچشمه زلال حقيقت ، مطمئن ترين راه را برگزينند . گزارش شده كه امام على عليه السلام ، هنگام ورود به شهر كوفه ، به آنان فرمود :

عَلَيكُم يا أهلَ هذا المِصرِ بِتَقوَى اللّهِ ، وَ طاعَةِ مَن أطاعَ اللّهَ مِن أهلِ بَيتِ نَبِيِّكُم ، الّذِينَ هُم أولى بِطاعَتِكُم فيما أطاعُوا اللّهَ فِيهِ مِنَ المُنتَحِلِينَ المُدَّعِينَ المُقابِلِينَ إلَينا . [7] اى مردم اين شهر ! بر شما باد پرواى از خدا و فرمانبرى از كسى كه از خدا ، فرمان مى برَد و از خاندانِ پيامبر شماست . آنها در آنچه از خدا فرمان مى برند ، براى فرمانبرى شما شايسته تر هستند تا كسانى كه دروغ پرداز و مدّعى اند و در برابر ما قرار دارند .

در روايتى آمده كه امام حسن عليه السلام نيز پس از بيعت مردم با ايشان ، در سخنرانى اى فرمود :

أطِيعُونا فَإنَّ طاعَتَنا مَفروضَةٌ ، إذ كانَتْ بِطاعَةِ اللّهِ عز و جل وَ رَسولِهِ مَقرونَةٌ . [8] از ما فرمان ببريد كه فرمانبرى از ما ، واجب است ؛ زيرا فرمانبرى از ما ، به فرمانبرى از خداوند عز و جل و فرستاده او پيوسته است .

امام حسين ، امام سجّاد و امام باقر عليهم السلام ، همگى ولايت خويش را مستند به «آيه اولى الأمر» مى دانستند . [9]

حكمت عدم تصريح به نام امامان در قرآن

استناد پيشوايان به آيه «أُوْلِى الْأَمْرِ» ، پرسشى را پديد مى آورد كه : چرا خداوند ، نام هاى امامان را در قرآن ، فرو نفرستاد ؟ ابو بصير ، راوى هوشمند شيعى ، از امام صادق عليه السلام پرسيد : مردم مى گويند كه : چرا نامى از على عليه السلام و اهل بيت او در كتاب خداوند عز و جل به ميان نيامده است ؟

 امام عليه السلام فرمود :

قُولوا لَهُم : إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله نَزَلَتْ عَلَيهِ الصَّلاةُ وَ لَم يُسَمِّ اللّهُ لَهُم ثَلاثَا وَ لا أربَعا حَتّى كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله هُوَ الَّذى فَسَّرَ ذلِكَ لَهُم ، وَ نَزَلَت عَلَيهِ الزَّكاةُ وَ لَم يُسَمِّ لَهُم مِن كُلِّ أربَعِينَ دِرهَمَا دِرهَمٌ حَتّى كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله هُوَ الَّذى فَسَّرَ ذلِكَ لَهُم ، وَ نَزَلَ الحَجُّ فَلَم يَقُل لَهُم طوفوا اُسبُوعَا حَتّى كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله هُوَ الّذي فَسَّرَ ذلِكَ لَهُم ، وَ نَزَلَت : «أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِى الْأَمْرِ مِنكُمْ» وَ نَزَلَت فى عَلىٍّ وَ الحَسَنِ وَ الحُسَينِ . [10] به آنها بگوييد : بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نماز نازل شد ، در حالى كه سه و چهار ركعت بودن آن ، از جانب خداوند ، مورد تصريح قرار نگرفت و اين پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بود كه آن را براى مردم ، تفسير كرد . نيز زكات بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد و تصريح نشد كه از هر چهل درهم ، به يك درهم ، زكات تعلّق مى گيرد و او ، آن را براى مردم ، تفسير فرمود . حج نيز بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نازل شد و گفته نشد : «هفت بار ، طواف كنيد» و خود پيامبر صلى الله عليه و آله ، اين حقيقت را براى آنها باز گفت و آيه «أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِى الْأَمْرِ مِنكُمْ» نازل شد كه در حقيقت ، در حقّ على ، حسن و حسين عليهم السلام نازل شده است . 

پاسخ امام صادق عليه السلام ، بسيار راه گشا و كاربردى است . قرآن ، كتاب قانون است و كلّيات شريعت اسلام ، در آن آمده است و تفسير و بيان مصاديق آن ، به مفسّر الهى كلامِ حق ، يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله واگذار شده است . اوست كه «اُولِى الأمر» را معرّفى مى كند و محدوده اختيارات آنان را تعيين مى فرمايد .

رابطه «ولىّ فقيه» و «اولو الأمر»

ولىّ فقيه ، اگرچه در زمره اولو الأمر نيست ؛ امّا جانشين معصوم در دوران غيبت بقية اللّه الأعظم (عج) است و از آن جا كه سامان يافتن جامعه اسلامى به وجودِ او وابسته است ، بايد از وى اطاعت شود . از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمود :

إسمَعُوا وَ أطِيعُوا لِمَن وَلّاهُ اللّهُ الأمرَ ، فَإنَّهُ نِظامُ الإسلامِ . [11] از كسى كه خداوند ، او را بر شما ولايت داده است ، شنوايى و اطاعت داشته باشيد كه او ، رشته كار اسلام است .

ولىّ فقيه ، در احكام حكومتى ، همانند جنگ و صلح و قوانين اجتماعى ، همان اختيارات معصوم را بر عهده دارد و پيروى از وى ، ضرورت دارد ؛ زيرا بدون چنين اطاعتى ، نظام اسلامى محقّق نخواهد شد ؛ ولى در مسائل فردى ، نظير نماز ، روزه و ... ، هر شخصى مى تواند از مجتهد خويش ، تقليد كند و پيروى از ولىّ فقيه در مسائل فردى ، واجب نيست .


[۱] «اُولوا الأمر : الرؤساء و أهل العلم» (لسان العرب ، ج 4 ، ص 31) . «أولوا : جمع لا واحد له من لفظه ، واحده ذو» (الصحاح ، ج 6 ، ص 2544) .

[۲] الحال (المصباح المنير ، ص 21) . واحد الاُمور (لسان العرب ، ج 4 ، ص 30) . الشأن (مفردات ألفاظ القرآن ، ص 88) .

[۳] سوره نساء ، آيه 59 .

[۴] شواهد التنزيل ، ج 1 ، ص 190 ، ح 203 ؛ المناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 3 ، ص 15 .

[۵] بحث مستقل در باره عصمت اُولو الأمر ، در ذيل عبارت «المعصومون» ، ص 314 ، خواهد آمد .

[۶] شواهد التنزيل ، ج 1 ، ص 189 ، ح 202 .

[۷] الأمالى ، مفيد ، ص 127 ، ح 5 .

[۸] همان ، ص 349 ، ح 4 .

[۹] براى اطّلاع بيشتر ، ر . ك : اهل بيت عليهم السلام در قرآن و حديث ، ج 1 ، ص 200 ـ 204 .

[۱۰] الكافى ، ج 1 ، ص 286 ، ح 1 .

[۱۱] الأمالى ، مفيد ، ص 14 ، ح 2 .

  • و اولی الامر (دانلود)

  • و اولی الامر (دانلود)