تاريخ : پنج شنبه 1394/11/29
کد خبر: 49339
مطالعات حدیث‌پژوهی نوعی بازگشت به قرآن است

مطالعات حدیث‌پژوهی نوعی بازگشت به قرآن است

به اعتقاد مجید معارف، مطالعات حدیث پژوهی در واقع نوعی بازگشت به قرآن است؛ بعد از فروپاشی امپراطوری عثمانی کشورهای مسلمان غالبا تحت سیطره استعمار قرار گرفتند. همین عامل باعث شد که اندیشمندان و متفکرین اسلام ندای بازگشت به هویت اسلامی و شعار بازگشت به قرآن را سر بدهند و خود را از قید استعمار رها کنند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، نشست «گونه‌شناسی پژوهش‌های حدیثی غرب و جهان اسلام» ۲۷ بهمن‌ماه در دانشکده الهیات دانشگاه تهران برگزار شد.

مجید معارف در ابتدای این نشست گفت: خوشبختانه در یکصد سال اخیر شاهد رشد فعالیت‌های علمی در حوزه حدیث شناسائی هستیم؛ پیروزی انقلاب اسلامی در موفقیت این حوزه بسیار تاثیر گذار بوده است. در این سی سال که رشته قرآن و حدیث به عنوان یک رشته دانشگاهی مطرح شد توانستیم موفقیت‌های چشمگیری کسب کنیم. زمانی که ما دانشجو بودیم به‌سختی می‌توانستیم دو عنوان کتاب درباره علم حدیث معرفی کنیم اما در حال حاضر در بحث تاریخ حدیث می‌توانیم ده‌ها عنوان کتاب سیستماتیک نام ببریم. این مقایسه به خوبی به ما نشان می‌دهد که کجا بودیم و الان کجا هستیم.

وی در ادامه گفت: مقداری از این موفقیت را مرهون تلاش‌های دانشجویانمان در قالب تست‌های دکتری و پایان نامه‌های ارشد هستیم. البته این موفقیت‌ها که به آنها اشاره کردم محدود به فعالیت‌های علمی در ایران می‌شود دیگر کشورهای اسلامی و خاور شناسان نیز پژوهش‌های حدیثی بسیاری انجام داده‌اند اما این سخن به این معنا نیست که پژوهش‌های حدیثی به کمال و ادعای خود رسیده‌ام.

رئیس دانشکده الهیات دانشگاه تهران گفت: اینجا این سوال مطرح می‌شود که چرا پژوهش‌های حدیثی با اقبال مواجه شده‌اند. لازم می‌دانم به سه علت مهم اشاره کنم؛ دلیل اول، به نظرم بازگشت به حدیث بازگشت به قرآن است؛ بعد از فروپاشی امپراطوری عثمانی کشورهای مسلمان غالبا تحت سیطره استعمار قرار گرفتند. همین عامل باعث شد که اندیشمندان و متفکرین اسلام ندای بازگشت به هویت اسلامی و شعار بازگشت به قرآن را سر بدهند و خود را از قید استعمار رها کنند.

این استاد دانشگاه افزود: در دوران معاصر شاهد تحول و رشد خیره‌کننده‌ای در قرآن پژوهی هستیم به تعبیر می‌توان گفت مطالعات حدیث پژوهی نوعی بازگشت به قرآن است. می‌توان برای اثبات این ادعا به حدیث ثقلین استناد کنیم در این حدیث کتاب و سنت در کنار هم آورده می‌شود. تلقی دانشمندان مسلمان به حدیث، به مثابه تفسیر قرآن است.

این استاد دانشگاه در ادامه گفت: دومین دلیل قرار گرفتن اسلام، قرآن و حدیث در برابر شبهات است. در عصر حاضر شبهات مهمی اسلام را تهدید می‌کند؛ بسیاری از این شبهات ریشه و اصالت احادیث را انکار می‌کند. بسیاری از دانشمندان علوم انسانی در برابر چنین شبهات احساس مسئولیت می‌کند و با نوشتن کتاب‌ها و مقالات علمی وارد میدان می‌شوند و به این شبهات پاسخ می‌دهند.

وی در ادامه گفت: سومین ادله توجه به حدیث، قرار گرفتن احادیث در برابر مطالبات جدید است. اسلام امروز در دنیای زندگی می‌کند که باید فلسفه و حرف خود را ارائه بدهد و برای مشکلات بشر راه حل ارائه بدهد.

وی در اتمام سخنرانی نوبت اول خود گفت: اگر بخواهیم تئوری اسلام را مدون کنیم آیا ماده‌ای غیر از قرآن و حدیث داریم؟ باید بتوانیم این طرح‌ها را استخراج کنیم اینجاست که به سمت مطالعات میان رشته‌ای می‌رویم تا بتوانیم مطالبات جدید خود را از کتاب و سنت استنباط کنیم.

مصادف شدن معاصریت با حرکت‌های احیاگرانه در جهان اسلام

فروغ پارسا گفت: حدیث به کلام محکم از قول و فعل رسول خدا و اهل بیت(ع) گفته می‌شود. حدیث در آموزه‌های اسلامی دارای اهمیت ویژه‌ای است در اینجا لازم می‌دانم ابتدا تعریفی از معاصریت ارائه بدهم. معاصریت در چه بازده زمانی قرار می‌گیرد؟ تعاریف مختلفی از معاصریت ارائه شده است. بسیاری سده بیست را دوران معاصر قلمداد می‌کنند. بعضی دیگر دوران بعد از قرون وسطا و عده‌ای دیگر دو سه دهه آخر پسا مدرنیته را دوران معاصر معرفی می‌کنند اما من اینجا می‌خواهم بگویم منظورم از معاصریت دورانی است که جهان اسلام با تحول مواجه می‌شود. آن هم به واسطه حرکت‌های احیاگرایانه سید جمال الدین اسدآبادی. به نظر من معاصریت هنوز زنده است و ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال اخیر را در بر می‌گیرد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه اسلامی و مطالعات فرهنگی گفت: در دوران معاصر ما شاهد شکل گیری جریان‌های قرآن‌بسندگی هستیم. این جریانها در دل خود حدیث‌گرایی را نقد می‌کند. در سدهای اخیر همه حرکت‌های اسلامی بر مبنای حدیث شکل می‌گرفت از دوران تحولات اسلامی به بعد متفکران اسلام با جریان قرآن بسندگی به نحوی حدیث را زیر سوال می‌بردند.

رئیس دانشکده الهیات دانشگاه تهران در بخش دوم سخنرانی خود گفت: اگر بخواهیم از گونه شناسی حدیث یک تقسیم بندی منطقی ارائه بدهیم باید در یک چارچوب و نظام مشخص صحبت کنیم. پژوهش‌های حدیثی در قالب‌های پژوهشی عبارت‌اند از مقالات، کتب، پایان‌نامه‌ها و طرح‌های پژوهشی که معمولا از سوی اساتید تعریف می‌شوند. البته نباید از تصحیح و تحقیق در متون قدیمی غافل شویم.

وی در ادامه گفت: دومین نظام برای تقسیم بندی گونه‌های پژوهشی توجه به شخصیت و مکتب فکری پژوهشگران است. پژوهشگران مسلمان درون‌بینی صحبت می‌کنند. اگر شیعه باشند دورن مذهبی و در تحقیقات خود یکسری پیش داشته‌های را لحاظ می‌کنند. خاورشناسان نیز در تحقیقات خود برون دینی مطالعه می‌کنند. آخرین چارچوبی که محققان در تحقیقات خود به آن توجه می‌کنند توجه به موضوعات است.

فروغ پارسا در تکمیل طبقه‌بندی مجید معارف گفت: مستشرقان براساس تحولاتی که فلسفه علم با آن مواجه بودند تحقیقات خود را پیش می‌بردند؛ دانشمندان غربی در یک دوره با رویکرد تاریخ‌نگر و در دوره دیگر با نگاه اثبات‌گرایانه وارد مطالعات حدیثی می‌شدند. همین نگاه باعث تشکیک‌های بسیاری به حدیث شد. اما در دوره پسامدرنیته یا دوره فرهنگ محوری شاهد این هستیم که مستشرقان با رویکرد همدلایانه و همزبانانه وارد مطالعات حدیثی شوند.

در ادامه نشست شادی نفسی گفت: برای پژوهش‌های مسلمانان و خاور شناسان نمی‌توانیم نظام واحدی ارائه بدهیم هر کدام از این گروه‌ها با توجه به دغدغه‌های که داشتند وارد مسائل می‌شدند و پژوهش‌های خود را سامان می‌دادند. من در تقسیم بندی که آقای معارف و خانم پارسا به آن اشاره کردند یک مورد را اضافه می‌کنم و آن نقد احادیث است. نقد احادیث سهم بزرگی در پژوهش‌های معاصر و بحث‌های رجالی دارد که باید به این نوع نقد توجه ویژه‌ای بکنیم.

فروغ پارسا در ادامه نشست گفت: چگونگی نقل حدیث از اواسط سده ۱۹ به یکی از موضوعات مورد توجه خاور شناسان تبدیل شد. از نگاه حدیث‌پژوهان غربی آنچه اهمیت دارد اعتبار حدیث است. آنها می‌خواهند اعتبار حدیث را مشخص کنند. بنابه قول مشهور مسلمانان حدیث تا سده اول شفافی نقل می‌شد و تا سده دوم از مکتوب کردن آن جلوگیری می‌کردند.

وی در ادامه گفت: این نقل وجود دارد که در دوران حکومت عمربن عبدل عزیز یعنی در سال ۹۹ هجری نگارش حدیث آغاز می‌شود مستشرقان می‌گویند مسلمانان خود آگاهی دارند که حدیث تا قرن اول به صورت شفاهی نقل می‌شد. همین شفاهی بودن احادیث در انتقال قطعی حدیث دخالت دارد و ممکن است تحریف‌های در آن صورت گرفته باشد.

فروغ پارسا در ادامه با اشاره به تحقیقات گلدزیهر گفت: گلدزیهر معتقد است که نگارش حدیث در اواخر قرن دوم نگاشته شده است. مسلمانان برای اینکه سخنان بزرگان خود را فراموش نکنند آنها را مکتوب می‌کنند و عجیب است اگر سخنان پیامبر خود را ننویسنند البته به صحیفه‌های از اصحاب پیامبر(ص) اشاره می‌کند اما می‌گوید ممکن است این صحیفه‌ها جعل شده باشند.

وی در ادامه گفت: مسلمانان برای اینکه کتاب مقدسشان که کلام خداوند بود با سخنان دیگران آمیخته نشود از کتابت احادیث امتناع می‌کردند تا قرآن با سخنان دیگران آمیخته نشود. مانند اتفاقی که برای کتاب مقدس یهودیان افتاد.

وی در آخر گفت: البته افرادی چون فواد سزگین و نبی عبد معتقد بودند که از زمان پیامبر(ص) منعی برای نگارش حدیث وجود نداشته است. مدرسی طباطبائی نیز در کتاب میراث مکتوب شیعه می‌نویسد از سدهای نخستین کتابت حدیث انجام می‌گرفت.

خبرگزاری فارس :
خبرگزاری ایکنا :
خبرگزاری ایرنا :