منبع : سیره پیامبر خاتم(ص) جلد سوم پديدآورنده : محمّد محمّدی ری شهری زمان انتشار : 1394 از صفحه 125 تا صفحه 127
تبيين چگونگى نشستن پيامبر(ص) و حضورش در مجالس

تبيين چگونگى نشستن پيامبر(ص) و حضورش در مجالس

چگونگی نشستن پیامبر(ص) از جهات گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است.

پيامبر اكرم(ص)[۱]بيشتر رو به قبله مى نشستند .[۲]به مجلس كه وارد مى شدند ، به بالاى آن نمى رفتند و در انتهاى مجلس ـ جايى متّصل به بقيّه، و نه دور و كنار از جمع ـ مى نشستند .[۳]نشست و برخاست پيامبر(ص) ، با ذكر خدا همراه بود .[۴]ايشان با كمال ادب و تواضع ، گاه بر روى دو زانو مى نشستند[۵]و گاه يك پا را خم مى كردند و پاى ديگر را روى آن مى گشودند؛[۶]امّا بيشتر ، مانند اعراب صحرانشين ، به حالتِ «احتبا» روى زمين مى نشستند ؛[۷]يعنى ساق هاى خود را به گونه عمودى در مى آوردند و دستان خويش را به گرد آنها حلقه مى كردند و يا دستار خويش را به دور آنها مى بستند و بدين گونه خود را از تكيه گاه ، بى نياز مى نمودند .

نشستن پيامبر(ص) مانند ديگر كارهاى ايشان ، فروتنانه بود . ايشان گاه مانند بردگان مى نشستند ،[۸]و گاه به پشتى تكيه مى دادند و گاه رداى خود را در تكيه گاه مى نهادند ؛[۹]امّا هيچ گاه ، پاى خود را جلوى كسى دراز نكردند .[۱۰]همچنين بر پايه احاديث شيعه ، هيچ گاه ديده نشد كه پيامبر(ص) چهارزانو (متربّع) نشسته باشند ؛ نشستنى كه به احتمال فراوان در روزگاران گذشته ، گونه اى تكبّر و بزرگ منشى در آن احساس مى گشته و مبغوض خدا دانسته مى شده است .[۱۱]

گفتنى است كه يك حديث از اهل سنّت ، چهارزانو نشستن پيامبر(ص) را پس از نماز صبح ،[۱۲]و حديثى ديگر ، يك مورد از اين گونه نشستن را بدون تقييد به جا و زمان خاصّى ، گزارش كرده است .[۱۳]البتّه هر دو حديث ، سندشان ضعف و خدشه دارد و با حديث نقل شده در الكافى[۱۴]كه مى گويد : «وَ لَم يُرَ مُتَرَبّعا ؛ هرگز چهارزانو ديده نشد» معارض اند ، و از اين رو اطمينانى به صدور آنها نيست . مؤيّد اين سخن ، گزارش هايى از شيعه و اهل سنّت هستند كه نشستن پيامبر(ص) را بيشتر در حالت احتبا و احتفاز[۱۵]دانسته اند .

ناگفته نماند كه وجوه و احتمالاتى را مى توان براى جمع ميان احاديث ياد شده ارائه داد . يك احتمال ، آن است كه «تربّع» كه چهارزانو ترجمه مى شود ، مشترك لفظى ميان چند معنا و چند گونه نشستن باشد . در اين صورت ، دو دسته حديث ، تنها در لفظ ، مشترك خواهند بود . بر اساس اين احتمال ، از نظر معنا چنين مى شود كه گونه اى از نشستن ، ديده و گزارش شده و گونه اى ديگر ديده و گزارش نشده است . در باره اين احتمال بايد گفت كه نمى توان اين اشتراك لفظى و تعدّد معنايى را در لغت يافت .[۱۶]

احتمال معنايى ديگر ، ناديده انگاشتن چند مورد انگشت شمار از چهارزانو نشستن پيامبر(ص) است . به سخن ديگر، در ميان ده ها هزار بارى كه پيامبر(ص) نشسته و برخاسته اند ، ده يا بيست بار چهارزانو نشستن، در حكم عدم است و به كار بردن تعبير «ديده نشدن» در باره آنها ، پذيرفتنى مى نمايد .

در هر صورت با توجّه به اين نكات ، گزارش چهارزانو نشستن پيامبر(ص) ، اطمينان آور نيست و نمى توان آن را شيوه و گونه اى براى نشستن پيامبر(ص) خواند ؛ امّا بايد توجّه داشت كه حكم بسيارى از اعمال و شكل و صورتشان ، تابع اثر محيطى آنها و برداشتى است كه مردمان از آنها دارند . بسى محتمل است در جامعه و روزگارى كه چهارزانو نشستن ، ويژه متكبّران به شمار نمى رود ، اين گونه نشستن ، پذيرفتنى تر از نشستن به حالت نيم خيز (احتفاز) و يا احتبا باشد . از اين رو در برخى احاديث ، غذا خوردن امام صادق عليه السلام در حالت چهارزانو گزارش شده است .[۱۷]

جمع بندى

با توجّه به اصول حاكم بر سيره نبوى مى توان گفت : نشستن انسان نيز همچون ساير كارها بايد نمود فروتنى ، ادب ، به ياد خدا بودن و متناسب و هماهنگ با هنجارهاى پذيرفته شده اجتماعى باشد كه در آن زندگى مى كنيم .

گفتنى است كه برخاستن پيامبر(ص) از مجلس نيز همراه ياد خدا بوده و آداب خاصّى داشته كه در ابواب مربوط به آن آمده است .[۱۸]


[۱]به قلم فاضل ارجمند ، جناب آقاى عبد الهادى مسعودى .

[۲]ر . ك : ص ۱۱۱ (رو به قبله نشستن) .

[۳]ر . ك : ص ۱۱۱ ح ۱۶۰۴ .

[۴]ر . ك : ص ۱۱۹ (ذكر خدا گفتن ، هنگام نشستن و برخاستن) .

[۵]ر . ك : ص ۱۱۱ ح ۱۶۰۵ .

[۶]ر . ك : ص ۱۱۱ ح ۱۶۰۵ .

[۷]ر . ك : ص ۱۱۱ (چگونگى نشستن پيامبر صلى اللّه عليه و آله ) .

[۸]ر . ك : ج ۱ ص ۴۵۱ (فروتنى پيامبر صلى اللّه عليه و آله / فروتنى در نشستن) .

[۹]ر . ك : ص ۱۱۵ ح ۱۶۱۳ ـ ۱۶۱۶ .

[۱۰]ر . ك : ص ۱۱۷ (ادب نشستن پيامبر صلى اللّه عليه و آله ) .

[۱۱]كلينى رحمه اللّه در باره نشستن بر سر سفره ، از امام على عليه السلام نقل كرده است : «كسى از شما چهارزانو ننشيند ، كه خداوند از اين گونه نشستن بدش مى‏آيد و از كسى كه چهارزانو بنشيند ، نفرت دارد» (الكافى : ج ۶ ص ۲۷۲ ح ۱۰) .

[۱۲]ر . ك : ص ۱۱۷ ح ۱۶۱۷ .

[۱۳]ر . ك : ص ۱۱۷ ح ۱۶۱۸ .

[۱۴]ر . ك : ص ۱۱۱ ح ۱۶۰۵ .

[۱۵]معناى «احتبا» و «احتفاز» در ابتداى تحليل آمد .

[۱۶]ر . ك : فقه اللغة ، ثعالبى : ص ۱۸۲ . گفتنى است كه برخى فقيهان ، معناى فقهى «تربّع» را در بحث چگونگى نشستن در نماز ، چند گونه تفسير كرده‏اند (ر . ك : مستند الشيعة ، نراقى : ج ۶ ص ۶۶ ، جواهر الكلام : ج ۱۲ ص ۲۲۴) .

[۱۷]الكافى : ج ۶ ص ۲۷۲ ح ۹ .

[۱۸]ر . ك : ص ۱۱۹ (چگونگى برخاستن پيامبر صلى اللّه عليه و آله ) و ص ۱۲۱ (دعاى پيامبر صلى اللّه عليه و آله هنگام برخاستن) .