عنوان کتاب : مبانی حجّیت آرای رجالی
پديدآورنده : سیف الله صرامی
محل نشر : قم
ناشر : دارالحدیث
نوبت چاپ : پنجم
تاریخ انتشار : 1394
تعداد صفحه : 255
قطع : وزیری
زبان : فارسی
جستجو در Lib.ir

مبانی حجّیت آرای رجالی

در این پژوهش، مبانی روش های گوناگون در ارزشیابی صدوری احادیث که در لا به لای گفته ها و نوشته های رجالیان به صورت پراکنده و غیرمدوّن مورد اشاره قرار گرفته و به گونه آکادمیک ارائه نشده، گردآوری و مدون شده اند. نویسنده، مباحث کتاب را در دو بخش مقدماتی و اصلی سامان داده است. در بخش مقدماتی، ضمن تعریف موضوع، به تاریخچه مبانی رجالی و ارزشیابی های حدیث پرداخته است و در بخش اصلی، شیوه های کلی ارزشیابی صدور روایات را بررسی کرده، در پایان، پنج مبانی اصلی در اعتبار ارزشیابی های رجالی را توضیح و نقد نموده است.

مقدمه کتاب

سخنى با خواننده

كاربرد حديث در علوم مختلف اسلامى بر دانشيان اين علوم ، مخفى نيست ؛ امّا آنچه پيوسته دغدغه خاطر كاربران حديث بوده است ، «اطمينان از صدور حديث ازمعصوم» است . از اين رو ، يكى از مهم ترين و پُر سابقه ترين دانش هايى كه در حوزه مطالعات حديثى مورد توجّه قرار گرفته ، دانش «رجال» است .

دانش رجال ، بحث از حالات راويان را بر عهده دارد تا به وسيله آن از صدور احاديث ، اطمينان حاصل گردد و از آنها استفاده هاى مطلوب شود . دانش رجال براى دستيابى به اين هدف مهم ، از روش هاى گوناگون در ارزشيابى صدورى احاديث ، استفاده كرده و مى كند كه اين روش ها به عنوان مبانى ارزيابى صدورى روايات ، مورد استفاده قرار گرفته اند .

متأسّفانه مبانى پيش گفته ، در لابه لاى گفته ها و نوشته هاى رجاليان به صورت پراكنده و غير مدوّن مورد اشاره قرار گرفته و در بحثى مشخّص و به شيوه آكادميك ، موردتوجّه قرار نگرفته اند .

بحث ديگرى نيز كه پاسخگوى يك سؤال منطقى در آشنايى با مبانى دانش رجال است و توجّه به آن در اتّخاذ مبانى رجالى در بخش هاى مختلف نقش اساسى دارد ، بحث «مبانى حجيّت آراى رجالى» است . اين بحث ، ملاك پذيرش و اعتبار آراى رجالى را روشن مى سازد و بر اساس انتخاب ملاك معتبر است كه رجالى مى تواند درباره اعتبار گزينه هاى اساسى خويش در دانش رجال ، قضاوت نمايد .

نويسنده كتاب حاضر ، اين دو مطلب مهم را موردتوجّه خويش قرار داده و به بررسى شيوه هاى ارزشيابى رجالى صدور حديث ، نياز به علم رجال با توجّه به روش هاى ارزشيابى رجالى ، و مبانى حجّيت ارزشيابى ها پرداخته است .

وى در بخش اوّل كتاب نيز مطالب ارزشمندى در مورد تاريخچه مبانى رجالى شيعه و اهل سنّت ، و ارتباط اين مبانى با علوم مختلف ، ارائه كرده است كه فوائد بسيارى را در خود جاى داده اند .

در اين جا ، بر خود لازم مى دانيم كه از دوست فاضل ، جناب حجّة الإسلام والمسلمين سيف اللّه صرّامى ، كه زحمت تحقيق و نگارش كتاب حاضر را بر خود هموار ساختند ، تشكّر و قدردانى نماييم و توفيق روزافزون ايشان را آرزومنديم .

از خوانندگان عزيز هم متواضعانه درخواست داريم كه نقدها و نظرات خويش را به نويسنده يا مركز تحقيقات دارالحديث ارائه نمايند تا در چاپ هاى آينده مورد توجّه قرار بگيرد .

محمّدكاظم رحمان ستايش

مدير گروه رجال

زمستان ۱۳۸۲ ش

پيش گفتار

رجال ، يكى از دانش هايى است كه در حوزه فقاهت و استنباط احكام شرع ، شكل گرفته و پرورش يافته است . ويژگى نقلى بودن در دانش فقه ، پايه توجّه به علم رجال است . احكام از منابعى قابل دريافت اند كه تشريع كننده ، آنها را شناسانده است . در غير اين صورت ، انتساب حكم به شرع ، مخدوش خواهد بود . حتى عقل نيز اگر در مواردى مستقل از منابع خاصِّ معرفى شده از سوى شرع به دريافت احكام نايل شود ، ناگزير است به نحوى (مانند استفاده از قاعده ملازمه بين حكم عقل و شرع) انتساب آن را به شارع به صورت قطعى تصحيح كند . البته ممكن است شارع ، عقل را هم با شرايطى در شمار منابع احكام قرار دهد .

سنّت ، يكى از منابع مهم و عمده اى است كه شارع براى دريافت احكام خود معرّفى كرده است . از آن جا كه دسترسى مستقيم به سنّت ، حتى در عصر رسالت و امامت معصوم هميشگى نيست ، بحث ضرورت شناخت و چگونگى اعتماد بر كسانى كه واسطه در نقل سنّت اند ، پيش مى آيد . رجال ، دانشى است كه در جريان شناخت اين واسطه ها به وجود آمده است . نگاهى به تعريف هايى كه براى اين دانش ارائه كرده اند ، نشانگر اين رسالت براى دانش  رجال است .

شناخت راويانِ اخبار ـ كه علمِ رجال ، عهده دار آن است ـ براى رسيدن به اعتماد بر سند خبر و اتصال معتبر آن به سنّت است ؛ امّا صِرف آگاهى جزئى از اوصاف اشخاص از جهت نقل ، براى اعتبار يا عدم اعتبار سند ، كافى نيست . بايد كلّيات و كُبرَياتى را به دانسته هاى خاص درباره افراد ضميمه كرد تا اعتبار و اعتماد به سند حاصل گردد . دانسته هاى رجالى درباره اشخاص ، قضاياى شخصيه اى هستند كه از صِرف كنار هم آمدن آنها ، هيچ دانش و آگاهى جديدى حاصل نمى شود و در واقع ، كُبرَيات و مبانى رجالى هستند كه با قرار گرفتن در كنار آن قضاياى جزئى مى توانند اعتبار يا عدم اعتبار اسناد اخبار را رقم زنند . همچنان كه برخى از كبراها و مبانى رجالى ، مستقيما و بدون قرار گرفتن در كنار دانسته هاى خاص رجالى درباره اشخاص مى توانند اعتبار يا عدم اعتبار اَسناد روايات را نشان دهند ؛ مانند اين مبنا كه گفته شود روايات موجود در كتب اربعه ، همگى معتبرند .

كتابى كه پيش روى خواننده گرامى است ، حاصل تحقيق نگارنده در مبانى و كُبراهاى ياد شده است كه به سفارش «مركز تحقيقات دارالحديث» قم صورت گرفته است . در اين جا لازم مى دانم از مسئولان محترم آن مركز ، بويژه دوست دانشمندم جناب حجة الاسلام والمسلمين محمّد كاظم رحمان ستايش ـ كه با ارزيابى خود از حاصل كار بر غناى آن افزودند ـ كمال تقدير و تشكّر را بنمايم .

نويسنده با بضاعت علمى اندك خود ، اين تحقيق را در شمار گام هاى نخست در موضوع خود مى داند . لذا معتقد است نقد عالمانه صاحب نظران در جهت رفع كاستى هاى فراوان آن ، مى تواند در تجديدنظرهاى احتمالى آينده و نيز ساير آثارى كه توسط فرهيختگان اين وادى ارائه مى شود ، نقشى سازنده و تعالى بخش داشته باشد .

قم ـ مرداد ماه ۱۳۸۲

سيف اللّه صرّامى