عنوان کتاب : اندیشه شناسی محدثان حلّه
پديدآورنده : امین حسین پوری
محل نشر : قم
ناشر : دارالحدیث
نوبت چاپ : اول
تاریخ انتشار : 1390
تعداد صفحه : 375
قطع : وزیری
زبان : فارسی
جستجو در Lib.ir

اندیشه شناسی محدثان حلّه

نویسنده به هفت ویژگی آشنایی با حوزه های حدیثی و روش شناسی محدثان حلّه پرداخته است و این موضوع را در هفت فصل مورد بررسی قرار می دهد:

نگاهی کوتاه به اوضاع فرهنگی ـ اجتماعی حله و تحولات سیاسی آن، اندیشه های پیروان حلّی مکتب بغداد، اندیشه های حدیث گرا، اندیشه های فقه محور، جریان های حدیثی در مکتب حلّه، مکتب حدیثی حلّه و ارتباط آن با اهل سنّت و مکتب حدیثی حلّه از نگاه دانشوران.

پيش گفتار

...

در باره اين پژوهش

سابقه آشنايى نگارنده با مكتب حديثى حلّه، به حدود چهار سال پيش باز مى گردد كه هنگام نگارش پايان نامه، جهت بررسى نظريّات دانشوران حلّه در باره حديث ضعيف، به ناچار بايد نگاشته هاى حديثى و فقهى آنان را مطالعه مى كرد. آن زمان به جهت محدوديت هاى مجال در يك پايان نامه دانشجويى، تنها ديدگاه پنج تن از آن بزرگان - كه وجه شخصيتى شان اثرگذارتر از ديگران مى نمود - ، مورد ارزيابى قرار گرفت.[۱]در همان راستا، كتاب هايى همچون المعتبر محقّق حلّى، بيشتر آثار سيّد على بن طاووس، المختلف و جلد نخست از منتهى المطلب علّامه حلّى و كشف الرموز فاضل آبى را بررسى كردم. جرئت آن نيست كه اين مطالعه و بررسى را «دقيق» بخوانم؛ ولى همه تلاش خود را به كار بستم تا نكته مهمّى از قلم نيفتد. مدّتى پس از آن، طرح پژوهشى «مكتب حديثى حلّه»، توسّط نگارنده به گروه تاريخ حديث «پژوهشكده علوم و معارف حديث» ، پيشنهاد شد و به تصويب رسيد.

بارى! كار پژوهش از همان هنگام آغاز گرديد، با اين تفاوت كه محدوده منابعى كه بايد مطالعه مى شد، بسيار گسترش يافت؛ زيرا شمارِ دانشورانى كه بايد ديدگاه هاى حديثى آنان مطرح مى شد تا شناخت جامع و كاملى از اين مكتب به دست آيد، بسيار بيشتر از آن پنج نفر بودند كه پيش تر بررسى شده بود . بدين سان، نام و نشان پانزده تن ديگر از عالمان حوزه حلّه، گِردآورى شد تا نگاشته هاى آنان در نوبت مطالعه قرار گيرد. بديهى است كه در آن صورت، مطالب اين كتاب دست كم تا دو برابر حجم كنونى افزايش مى يافت. از اين رو، پس از برخى درنگ ها و تأمّل ها، چنين صلاح ديده شد كه شمارِ عالمانى كه انديشه هاى آنان بررسى مى شود، در همين افرادى كه نامشان در فصول آينده خواهد آمد، محدود گردد.

در طول اين مطالعات، برخى نكته ها نيز جلب توجّه مى نمود كه ضرورت پژوهش در باره حوزه حلّه را روشن تر مى نمود. براى نمونه، يك نكته آن بود كه به هر اندازه كه حوزه حلّه در تاريخ فقه و حديث شيعه نقشى مهم و اثر گذار داشته است، به همان اندازه، در باره آن اظهار نظرهاى غير واقعى ديده مى شد. برخى آن را دنباله مكتب بغداد دانسته اند؛ گروهى سيّد على بن طاووس، از برجسته ترين دانشوران اين مكتب را به غلو و وارد ساختن مفاهيم غلوآميز به معارف شيعى، متّهم كرده اند؛ كسانى بر آن رفته اند كه سيّد، از پيش خود دعا مى ساخته است و به اين بهانه، همه يا بيشتر ميراث دعايى وى را زير سؤال برده و بى اعتبار شمرده اند، بى آن كه در باره مفهوم انشاى دعا و دلايل آن و گستره به كارگيرى آن در آثار او، هيچ بررسى اى انجام داده باشند و... .

اين گونه مسائل، نگارنده را وا داشت كه به بررسى ارزيابى هاى صورت گرفته از مكتب حلّه نيز بپردازد و فصل هفتم اين نوشتار را بدان، اختصاص دهد، گر چه در لابه لاى فصل هاى ديگر نيز برخى ارزيابى ها، به مناسبت، نقد شده است.

روش اين پژوهش و گزارشى از فُصول آن

چنان كه در جاى خود آمده است، روش درست انديشه شناسى حديثى، بر دو پايه است:

۱. تتبّع و استقراى در حدّ توان و گردآورى همه يا بيشتر گزارش هاى موجود؛

۲. تحليل و ارزيابى داده ها .

نويسنده، تلاش داشته است تا همين روش را در اين نوشتار، به كار بندد. مهم ترين بسترِ اعمال اين روش، فصول مربوط به انديشه شناسى دانشورانِ حلّه و نيز فصل بررسى جريان هاى حديثى حوزه حلّه بوده است. در باره رسالت هر فصل، پس از اين سخن خواهيم گفت؛ ولى در اين جا به همين اندازه بسنده مى كنيم كه هدف از «انديشه شناسى»، گردآورى و گزارش ديدگاه ها، و هدف از «جريان شناسى»، تحليل، مقايسه و ارزيابى آن گزارش ها بوده است.

اينك مطالب فصل هاى اين نوشتار را از نظر مى گذرانيم:

فصل يكم: نگاهى كوتاه به اوضاع فرهنگى - اجتماعى حلّه و تحوّلات سياسى آن

در اين فصل، به شكل گذرا، در باره شهر حلّه و اوضاع سياسى، اجتماعى و فرهنگى آن سخن گفته ايم. در اين بخش، هدف ما تاريخ گويى نبوده است؛ بلكه به تاريخ تا آن اندازه پرداخته ايم كه به ما در شناخت دگرگونى هاى فرهنگى - اجتماعى اين شهر، يارى رساند . شناخت وضعيت اجتماعى و فرهنگى نيز، در جاى خود، مقدّمه اى براى روشن تر شدن برخى ابعاد اين مكتب است؛ مانند ارتباط دانشوران حلّه با حاكمان، علل فرهنگى شكوفايى و افول اين مكتب، دورى يا نزديكى علماى آن به حوزه هاى اهل تسنّن و... .

بر همين اساس، در جاى جاى اين فصل، تلاش كرده ايم تا ضمن شرح بسيار مختصر از رخدادهاى سياسى - اجتماعى حلّه، به دانشوران حلّى كه در آن مقطع زمانى مى زيسته اند و همچنين موضع گيرى هاى احتمالى آنان، اشاره كنيم.

در ادامه همين فصل، به بررسى علل شكوفايى مكتب حلّه نيز پرداخته ايم. با درنگ در اين بخش، روشن تر مى گردد كه پژوهش در باره مكتب حلّه - كه نزديك به سه سده، مركز تحوّلات علمى شيعه بوده و دانشوران مهم شيعى در آن دوره از اين شهر برخاسته اند - ، از چه روى ضرورى است.

فصل دوم تا چهارم: انديشه شناسى دانشوران حِلّه

در اين سه فصل، ما انديشه هاى سه دسته از دانشوران حِلّه را بررسى كرده ايم. نخست ابن ادريس حلّى، كه وى را مى توان چهره برجسته جريان پيرو «مكتب بغداد» به شمار آورد. دوم انديشه هاى جريان نص گرا، كه سيّد بن طاووس و برخى دانشوران ديگر را در بر مى گيرد . سوم جريان فقه محور كه شامل چهره هاى برجسته اى همچون محقّق حلّى و علّامه حلّى است. نكته اى را در اين جا بايد گوشزد كرد: علّت مقدّم داشتن اين سه فصل بر فصل جريان شناسى، آن است كه اين فصل ها، در حقيقت، در حكم مفرداتى براى احكام و تحليل هاى فصل پنجم است و روشن است كه بدون آشنايى تفصيلى با دانشوران حوزه بزرگ حِلّه، نمى توان انديشه اى خاص را به يك دانشمند، نسبت داد و به تبع آن، رويكردهاى گوناگون در اين حوزه نيز از يكديگر، مشخّص و متمايز نمى گردند.

امّا در باره چگونگى بررسى انديشه هاى حديثى هر دانشور، بايد بگوييم كه در بررسى هر يك از عالمان، زندگى علمى وى را با تأكيد بر مهم ترين اساتيد و شاگردان و تأثير و تأثّرهاى علمى وى، بررسى كرده ايم تا زمينه اى براى آشنايى بيشتر خواننده با وى باشد. پس از آن، به ديدگاه هاى حديثى او پرداخته ايم. عمده ترين محورهايى كه در اين انديشه شناسى، مدّ نظر بوده، اينهاست:

- انديشه هاى رجالى

- انديشه هاى مصطلح الحديثى

- ملاك هاى اعتبارسنجى روايات

- چگونگى حل تعارض احاديث .

البته در باره برخى دانشوران، به اقتضاى اثرى كه از آنان به جاى مانده، گاه محور گفتگو، تغيير يافته است. براى نمونه، در بررسى انديشه هاى سيّد فخّار موسوى، از آن جا كه تنها كتاب موجود از وى، إيمان أبى طالب، موضوعى تاريخى دارد، به ناگزير مجالى براى سخن گفتن از انديشه هاى رجالى و مصطلح الحديثى نيست و گفتگو بر موضوع چگونگى ارزيابى روايات تاريخى توسّط وى، متمركز مى گردد.

همچنين در باره ورّام بن ابى فراس، از آن رو كه كتاب وى موضوعى اخلاقى - تربيتى داشته است، نمى توان همه محورهاى پيش گفته را مطرح كرد. از اين رو، تنها چند نكته كلّى را كه در روش نگارش وى، جلب توجّه مى كند، بر رسيده ايم . در كوتاه سخن، اگر در بررسى انديشه هاى عالمى، برخى محورهاى پيش گفته ديده نمى شود، بدين معناست كه در آن موضوع چيزى در آثار وى نيافته ايم يا يافته هاى ما آن اندازه نبوده است كه بتوان در باره آنها بحث نمود.

همچنين از ميان عالمان مطرح شده، انديشه هاى سيّد على ابن طاووس را به تفصيل بيان كرده ايم. اين امر به دو علّت بوده است:

۱. كتاب هاى به جا مانده از سيّد، بيشتر از بسيارى از دانشوران ديگر است.

۲. به رغم وجود ديدگاه هاى علمى قابل توجّه و پُر استفاده در آثار سيّد، تا كنون از اين زاويه حقّ وى ادا نشده و تصويرى كه از وى در ذهن بسيارى از آشنايان به حديث، نقش بسته است، بيشتر به ابعاد اخلاقى - معرفتى وى، معطوف بوده و از انديشه هاى حديثى اش كمتر سخن به ميان آمده است.

نكته مهم ديگرى كه در اين جا بايد گوشزد كنيم، اين كه ما در فصل دوم تا چهارم، در مقام «گزارش» بوده ايم، نه «داورى» و «نتيجه گيرى نهايى» . از اين رو، اگر انديشه هاى گوناگون برخى دانشوران را آورده ايم و بدون ارزيابى افكار يا نقد آثار آنها گذشته ايم، بدان معنا نيست كه با همه آنها موافق بوده ايم. نگارنده، ديدگاه خود را در باره پاره اى از انديشمندان يا نگاشته هايشان در لا به لاى مطالب ديگر فصل هاى كتاب، آورده است . بنا بر اين، مطالعه فصل هاى بعد براى دستيابى به ارزيابى همه جانبه و كلّى، ضرورى است. ضمناً ناگفته نبايد گذاشت كه ديدگاه هاى مطرح در كتاب (چه از انديشمندان نقل شده باشند و چه برداشت و تحليل اين جانب باشند)، لزوماً ديدگاه پژوهشكده علوم و معارف حديث نيستند.

فصل پنجم: جريان هاى حديثى در مكتب حلّه

در اين فصل، تلاش داشته ايم مفرداتى را كه در فصل پيشين گزارش كرديم، از منظر جريان شناسى، ارزيابى كنيم. يعنى انديشه هاى مشترك و مشابه ميان دانشوران را رديابى و شناسايى كنيم و آن افراد را در يك جريان فكرى جاى دهيم. نكته اى كه در اين جا گفتنى است، آن كه در اين بخش، از ابن بطريق، ورّام بن ابى فراس و سيّد فخّار موسوى، سخنى به ميان نيامده است. اين، از آن روست كه نگاشته هاى به جا مانده از اين سه تن، در سه حوزه كاملاً جداگانه به رشته تحرير در آمده است و از همين رو، نتوانسته ايم انديشه هاى حديثى شايان ذكر و مشتركى ميان اين سه دانشور بيابيم. گر چه مى توان اين سه تن را با توجّه به صبغه حديث گرايى شان به جريان حديث محور، نزديك دانست. ما نيز به همين جهت، در يك فصل و در كنار سيّد على بن طاووس از آنها ياد كرده ايم. براى نمونه مى توان گفت مناقب نگارى ابن بطريق، به مناقب نگارى سيّد على بن طاووس، و روش تاريخ پژوهى سيّد فخّار به روش برخورد سيّد با روايت هاى تاريخى، بسيار نزديك است. همچنين تحليل هاى سيّد از روايات اخلاقى، با كتاب ورّام، همانندى هايى قابل توجّه دارد.

فصل ششم: مكتب حديثى حلّه و ارتباط آن با اهل سنّت

اين فصل و فصل پس از آن را در حقيقت، مى توان نگاه از بيرون به مكتب حلّه به شمار آورد. آنچه در باره اين فصل شايان ذكر است، آن كه شايد در نگاه نخست، اختصاص فصل جداگانه براى موضوع تعامل مكتب حلّه با اهل سنّت با توجّه به حجم اندك آن، چندان موجّه ننمايد. اين تصوّر تا اندازه اى درست است؛ ولى از آن جا كه اين موضوع، زيرمجموعه هيچ يك از موضوعات مطرح شده در فصل هاى ديگر نبود و از سوى ديگر، ناديده گرفتن آن نيز سبب پنهان ماندن برخى ابعاد فعّاليت هاى حديثى دانشوران حلّه مى گشت، به ناچار على رغم حجم نسبتاً كم مطالب، فصل جداگانه اى را براى آن در نظر گرفتيم.

فصل هفتم: مكتب حديثىِ حلّه از نگاه دانشوران

در اين فصل، بر آن بوده ايم مهم ترين اظهار نظرها و ارزيابى هاى مطرح شده در باره مكتب حلّه و انديشه هاى دانشوران آن را به بحث بگذاريم. ضرورت مطالب اين فصل را در نكته اى كه پيش از اين آورديم، بايد جُست و آن، وجود تحليل هاى گوناگون و در مواردى نادرست، در باره انديشه هاى دانشوران اين مكتب در كتاب هاى نوشته شده در چند سده اخير است و اگر در نوشته اى كه وظيفه آن، شناساندن دانشوران حديثى حلّه است، داورى درستى در باره اين تحليل ها و اظهار نظرها انجام نپذيرد، شايد همين دسته از ارزيابى هاى موجود، به منبع و پايه اى براى برخى ديدگاه هاى نادرست در آينده تبديل گردد.

فصل هشتم: نتايج و پيشنهادها

در اين فصل، تلاش كرده ايم تا چكيده اى از دستاوردهاى فصل هاى گذشته را پيش ديد نهيم، به گونه اى كه بتواند نمايى فراگير و كلّى از اين پژوهش باشد. همچنين پيشنهادهايى علمى نيز براى ديگر پژوهشيان، مطرح شده است كه عمدتاً در بر دارنده محورهايى است كه به جهت تنگى مجال يا محدوديت رسالت اين نوشتار، بدانها نپرداخته ايم.

دو نكته

الف - در موارد بسيار اندك، از دو چاپ مختلف يك كتاب، بهره گرفته ايم. از اين رو، در فهرست منابع، ضمن آوردن مشخّصات كامل كتاب شناسى هر يك، يادآور شده ايم كه در غالب موارد، از كدام يك استفاده كرده ايم.

ب - پژوهش در باره مكتب حلّه، در آغاز راه است و هنوز دانشمندانى هستند كه انديشه هاى حديثى آنان به طور همه جانبه بررسى نشده است يا بدان جهت كه مانند ابن عتائقى - كه از دانشمندان نقّاد اين مكتب نيز به شمار مى رود - تا كنون ناشناخته مانده اند؛ امّا انديشه هاى آنها جاى بررسى بيشتر و دقيق تر دارد و يا از آن رو كه همانند ابن فهد حلّى، غالب نگاشته هاى آنان - و بيشتر نيز به شكل نسخه هاى خطّى كمياب - همچنان در پستوى كتاب خانه ها غبارآلود گشته اند و از دسترس اهل فن، دور مانده اند.

اميد آن كه اين سياهه، توانسته باشد راه را براى تدقيق بيشتر و تحليل هاى درست تر بگشايد.

قدردانى و سپاس

در اين جا بر خود لازم مى دانم از همه گراميانى كه در راه به سامان آمدن اين نوشتار، گامى برداشتند، سپاس گزارى كنم، بويژه از بزرگوارانى كه در زير از آنها ياد مى كنم:

فاضل گرامى جناب آقاى دكتر قاسم جوادى (صفرى)، مدير گروه تاريخ حديث در «پژوهشكده علوم و معارف حديث»، كه همكارى هاى لازم را با بنده نمودند.

دانشمند بزرگوار حجّة الاسلام دكتر سيف اللَّه صرّامى، كه نظارت علمى اين نوشته را بر عهده داشتند و زحماتى را متحمّل گشتند. بى شك، بخش مهمّى از غناى علمى اين نوشتار - هر اندازه باشد - ، مرهون نكته سنجى، دقّت و راه نمايى هاى آن دانشمند گرامى است.

دانشور فرزانه حجّة الاسلام استاد محمّدكاظم رحمان ستايش، كه پيشنهاد اوّليه اين طرح از جانب ايشان مطرح شد و نيز با توجّه ويژه اى كه داشتند، بنياد اين طرح، استوار گشت و در جاى جاى نوشتار، نگارنده را از ارشادهاى خود، بهره مند ساختند.

پژوهشگر ژرف نگر استاد سيّد عليرضا حسينى، كه بخش مربوط به انديشه هاى حديثى سيّد احمد بن طاووس را مطالعه نمودند و نكته هاى سودمندى را يادآورى كردند و در قسمت هاى ديگر اين نوشتار نيز از ديدگاه هاى ايشان، بهره برده ايم.

محقّق محترم جناب آقاى محمّد مرادى، كه زمينه دسترسى نگارنده به كتاب خانه آية اللَّه مرعشى نجفى رحمه اللّه را فراهم كردند.

دست اندركاران «كتاب خانه تخصّصى حديث» در مؤسسه دار الحديث در قم.

جناب آقاى محمّدكريم صالحى، كه با حوصله فراوان، زحمت حروف نگارى نوشته را بر عهده داشتند.

همچنين بايد از همسر فرهيخته، مهربان و فداكارم، سركار خانم زهرا بهدانى نيز قدردانى كنم كه با بردبارى و گذشت بسيار، زمينه مساعدى براى به بار نشستن اين پژوهش، فراهم ساختند.

براى همه اين بزرگواران، از درگاه كردگار بى انباز، توفيق روزافزون و سعادت دنيا و عقبا را خواستارم.

سخن پايانى

در پايان اين ديباچه، بار ديگر يادآورى مى شود كه اين نوشتار، در اندازه بضاعت علمى اندك نويسنده فراهم آمده است. گر چه تلاش كرده ايم تا «رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنيم»، با اين همه، بى شك، اين نوشتار، «خالى از خلل» نيست. از اين رو، در اين جا از همه خوانندگان فرزانه، صميمانه مى خواهم كه ناراستى ها و كاستى هاى اين نوشته را به نويسنده گوشزد كنند تا به خواست خدا، در فرصتى ديگر، اصلاح شود.

از حضرت حق - جلّ و علا - عاجزانه خواهانم كه اين سياهه را از اين بنده بپذيرد و ذخيره اى براى روز حساب نويسنده و خوانندگان گرامى قرار دهد و حجّت حاضر و ناظرش، ولىّ عصر - عجّل اللَّه تعالى  فرجه الشريف - به ديده قبول و عنايت، بدان بنگرد.

و آخر دعوانا أن الحمد للَّه ربّ العالمين

امين حسين پورى

شهر مقدّس قم، آبان ماه ۱۳۸۸


[۱]اين پنج تن ، عبارت بودند از : ابن ادريس حلّى ، سيّد على بن طاووس ، محقّق حلّى ، فاضل آبى و علّامه حلّى.