عنوان کتاب : شناخت نامه قرآن بر پایه قرآن و حدیث
محل نشر : قم
ناشر : دارالحدیث
نوبت چاپ : اول
تاریخ انتشار : 1391
تعداد جلد : 4
قطع : وزیری
زبان : عربی ـ فارسی
جستجو در Lib.ir

شناخت نامه قرآن بر پایه قرآن و حدیث

قرآن و حدیث، دو منبع اصلی برای استخراج معارف اعتقادی، اخلاقی و عملی اسلام، و «ثقلین» به یادگار مانده پیامبر اکرم(ص) است که قرآن در آن، «ثقل اکبر» است. از این رو، نخستین گام برای فهم دین، به دست آوردن شناخت درست و همه جانبه از قرآن است تا آثار و برکات آن در همه عرصه های فردی، اجتماعی، مادی و معنوی نمود یابد. مهم ترین راه نیز برای شناخت آن، خود قرآن و سخنان پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) در معرفی آن است.

در این کتاب، علاوه بر آیات الهی (بالغ بر هزار آیه)، به حدود ۱۸۰۰ حدیث نیز استناد شده است و ترجمه آیات و احادیث در آن آمده است.

عناوین هفت بخش کتاب عبارت اند از: مبانی شناخت قرآن، برکات قرآن، ویژگی های قرآن، یاد دادن و یاد گرفتن قرآن، تلاوت قرآن، تفسیر و تأویل قرآن و روش تبلیغ در قرآن.

در کتاب ۲۵ تحلیل با این عنوان ها به چشم می خورد: نام ها و اوصاف قرآن کریم، نزول دفعی و تدریجی قرآن کریم، نخستین و واپسین وحی قرآنی، احادیث نزول قرآن بر هفت حرف، کاتبان وحی، گردآوری قرآن، شمار سوره ها و آیات قرآن، مصونیت قرآن از تحریف، اعجاز قرآن، جامعیت قرآن، نسخ در قرآن، حدوث و قِدم قرآن، بشارت های تورات و انجیل در مورد پیامبر خاتم، قرآن درمانی، خرید و فروش مصحف، روایات فراموش کردن قرآن پس از حفظ آن، اِعراب قرآن کریم، ختم قرآن و مدّت آن، اختلاف قرائات، شمار بطن های قرآن، تفسیر و تأویل و تنزیل قرآن، ضرب قرآن به قرآن، مجادله در قرآن، مَثل های قرآن و سوگندهای قرآن.

گزیده ها و ترجمه ها:

گزیده شناخت نامه قرآن بر پایه قرآن و حدیث، محمّد محمّدی ری شهری، قم: دار الحدیث، چاپ دوم، ۱۳۹۳ه‍ . ش، وزیری، ۵۹۶ ص، فارسی؛

از قرآن بیشتر بدانیم، مهدی خسروی سرشکی، قم: دار الحدیث، چاپ اوّل، ۱۳۹۴ ش، رقعی، ۲۸۶ ص، فارسی؛

معرفة القرآن علی ضوء الکتاب و السنة، محمّد محمّدی ری شهری، قم: دار الحدیث، چاپ سوم، ۱۳۹۴ ش، وزیری، ۲ ج، عربی.

درآمد

...

معرّفى «شناخت نامه قرآن»

شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث ، در واقع ، قرآن شناسى از منظر بهترين قرآن شناسان است . در اين كتاب ، براى نخستين بار ، آنچه خداوند منّان در توصيف كتاب خود فرموده و آنچه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام در تبيين جايگاه رفيع اين كتاب آسمانى بيان كرده اند، در كنار هم، با نظمى نوين و سهل الوصول، همراه با تحليل هاى مورد نياز ، در هفت بخش، تقديم قرآن پژوهان مى گردد :

بخش يكم ، در باره جايگاه قرآن در حوزه معرفت دينى

در اين بخش ، نام ها و اوصاف قرآن ، نزول قرآن ، گردآورى قرآن ، مصونيّت قرآن از تحريف ، اعجاز قرآن ، جامعيّت قرآن ، رويارويى با قرآن ، نَسخ در قرآن ، حدوث قرآن ، و رابطه قرآن با كتاب هاى آسمانى ، در ده فصل، ارائه مى شود .

بخش دوم ، در باره بركات قرآن

در اين بخش ، بركات قرآن براى جامعه ، براى دل ها ، براى خانه ها ، و ديگر بركات اين كتاب آسمانى ، همچنين داستان هايى از بركات قرآن و تأثير آن در جان ها ، و نيز نكاتى درباره درمان با قرآن ، و خواص قرآن، در هفت فصل ، تقديم مى گردد .

بخش سوم ، در باره ويژگى هاى قرآن

اين بخش، در پنج فصل، حقايقى را در زمينه ويژگى هاى لفظى و معنوى قرآن ، آداب اختصاصى مربوط به اين كتاب آسمانى ، آياتى كه نام هايى ويژه دارند ، و سوره هايى كه از عناوين خاص برخوردارند، در اختيار خوانندگان قرار مى دهد .

بخش چهارم ، در باره تعليم و تعلّم قرآن

اين بخش، در سه فصل، به ره نمودهاى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام درباره تعليم و تعلّم قرآن ، و از حفظ كردن آن، اختصاص دارد .

بخش پنجم ، در باره تلاوت قرآن

در اين بخش ، فضيلت تلاوت قرآن ، آداب تلاوت آن ، مواردى كه تلاوت قرآنْ ممنوع است ، نكاتى در باره ختم قرآن و قاريان اين كتاب آسمانى و اختلاف قرائات، در شش فصل ، تبيين مى گردد .

بخش ششم ، در باره تفسير و تأويل قرآن

در اين بخش ، نياز قرآن به تفسير و تأويل ، شناخت تفسير و تأويل اين كتاب آسمانى ، و تفسيرهاى ناروا از آن، در پنج فصل، مورد بررسى است .

بخش هفتم ، در باره روش تبليغ در قرآن

در اين بخش - كه آخرين قسمت «شناخت نامه قرآن» است - شيوه هاى تبليغى قرآن كه عبارت است از دعوت مردم به آئين حق با تكيه بر برهان و موعظه و جدال احسن و بهره گيرى از مَثَل و سوگند ، در پنج فصل تبيين مى گردد .

مراحل تحقيق و تدوين اين كتاب

بر پايه آخرين تجربيات، سير مراحل جمع آورى ، تحقيق و تدوين شناخت نامه قرآن و مجموعه هاى مشابه در «پژوهشكده علوم و معارف حديث» به قرار زير است: [1]

۱. جمع آورى ابتدايى

در اين مرحله ، پژوهشگرِ همكار ، منابع اصلى مرتبط با روايات تفسيرى را مورد مطالعه و يادداشت بردارى قرار مى دهد و همچنين از طريق كليدواژه هاى اصلى و مرتبط ، و با كمك نرم افزارهاى رايانه اى ، بر حجم يافته ها مى افزايد.

۲. تنظيم

تنظيم اطّلاعات گردآورى شده ، در دو مرحله صورت مى گيرد: نخست ، پژوهشگر همكار ، متون مربوط به هر موضوع را طبق سليقه خود ، دسته بندى و براى تنظيم اوّليه ، به مؤلّف ، ارائه مى كند. مؤلّف پس از ساماندهى اين متون ، آنچه را براى تكميل كار ، لازم است ، تذكّر مى دهد و مجدّداً آنها را به پژوهشگر همكار ، باز مى گرداند.

 پس از رفع نواقص - كه گاه چند ماه طول مى كشد - ، موضوعِ مورد تحقيق ، به مؤلف باز مى گردد و متناسب با يافته هاى جديد ، ساماندهى نهايى صورت مى پذيرد و تنظيم اوّليه ، گاه ، تقويت و تكميل مى گردد و گاه ، تغيير اصولى مى يابد.

۳. نقد

در صورتى كه پس از تنظيم ثانوى ، نقصى مشاهده شود ، مجدّداً پژوهشگرِ همكار ، براى رفع آن ، اقدام خواهد كرد . [2]در غير اين صورت ، حاصلِ كار ، براى نقد و ارزيابى به يك يا دو كارشناس ، ارائه و متن، طبق آيين نامه خاصّى ، نقد مى گردد و پس از نقد متن ، اگر ضرورت داشته باشد ، اصلاحاتى انجام مى گيرد.

۴. مصدريابى (تخريج) و انتخاب متون

يكى از مراحل مهمّ تدوين متون روايى در اين پژوهشكده ، تخريج يا مصدريابى (منبع يابى) متون روايى است . در اين مرحله ، پژوهشگر ديگرى از طريق برنامه هاى نرم افزارى ، براى يافتن مصادر (منابع) ، جستجو مى كند . سپس ، جامع ترين ، استوارترين و كهن ترين مصدر را انتخاب مى نمايد و نشانى مصادر يافت شده را بر اساس ميزان اعتبار آنها ، تنظيم مى كند و اگر متن قوى ترى يافت شد ، جايگزين متن اصلى مى گردد و گزارش هاى مكرّر را ، جز در موارد ذيل ، حذف مى نمايد :

 الف - وجود نكته مهمّى در متن جديد ؛

 ب - تفاوت لفظى در متونى (نصوصى) كه از طريق شيعه و اهل سنّت ، نقل شده اند ؛

 ج - نياز به تكرار گزارش (روايت) در چند باب ، مشروط به اين كه متن آن ، كوتاه باشد .

 در غير اين موارد ، روايات مكرّر ، حذف مى شوند و نشانى آنها ، طبق آيين نامه ، در پانوشت، افزوده مى شود.

۵ . نگارش توضيحات و تحليل هاى مورد نياز

مرحله ديگر در تدوين اين مجموعه و نيز ديگر دانش نامه هاى رِوايى در اين پژوهشكده ، تهيّه توضيحات و تحليل هاى مورد نياز است كه پس از تشكيل پرونده علمى، توسّط مؤلّف يا ديگر پژوهشگران ، انجام مى شود.

 گفتنى است كه جمع بندى ها و تحليل ها نيز توسّط يك يا دو كارشناس ، نقد مى گردند و ابعاد مهمِّ موضوع، به بحث گذاشته مى شود و اصلاحات مورد نياز، اعمال مى گردد و در مواردى كه مؤلّف نظر خاصّى دارد ، آن را جايگزين مى نمايد . [3]

۶. تدوين نهايى

در تدوين نهايى، كار تدوين متن و تنظيم پاورقى ها ، طبق شيوه نامه پژوهشكده صورت مى گيرد كه به برخى از قواعد اين شيوه نامه ، اشاره مى گردد:

الف - چينش متون

مهم ترين نكاتى كه در چينش متون لحاظ مى گردند ، از اين قرارند :

 ۱ . پس از ذكر آيات مربوط به هر موضوع ، احاديث منقول از پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله و اهل بيت گرامى ايشان عليهم السلام تا امام مهدى - عَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَه - به ترتيب مى آيند ، مگر احاديثى كه عهده دارِ تفسير آيات قرآن اند كه بر ديگر احاديث ، مقدّم مى گردند . البته ، گاه هماهنگى چند روايت در مضمون ، موجب مى شود كه اين ترتيب ، رعايت نشود.

 ۲ . در بخش احاديث ، اگر حديثى ، هم از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و هم از يكى از اهل بيت عليهم السلام روايت شده باشد ، آنچه از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نقل شده ، در متن مى آيد و به روايت ديگر ، در پانوشت، اشاره مى گردد.

 ۳ . معيار گزينش يك گزارش (حديث يا روايت تاريخى) از ميان گزارش هاى متعدّد مرتبط ، رسا و فراگير بودن آن است ، هر چند از منبعى ضعيف تر باشد . در صورت تشابه گزارش ها، متنِ معتبرترين منبع ، مقدّم داشته مى شود.

 ۴ . سعى ما بر آن است كه هيچ متنى را از كتاب هايى كه واسطه به شمار مى آيند ، نقل نكنيم ، مگر در موارد دست نيافتن به منبع اصلى ، كه در اين صورت ، متن را از كتاب واسطه مى آوريم و در پى آن ، در پانوشت، از منبع اصلى (كه كتاب واسطه از آن، نقل كرده است) نيز نام مى بريم . براى مثال ، مى نويسيم : «بحار الأنوار : ... به نقل از : الدُّرُّ الثمين» . البته ، از اين گونه كتاب ها ، تنها زمانى نقل شده است كه منابعِ موجود ، اندك باشند .

 ۵ . در صورت لزوم ، در آغاز هر عنوان و گاه در پايان برخى ابواب ، ارجاعاتى به عناوين يا ابواب ديگرى از همين كتاب و يا به كتاب هاى ديگر داده شده است كه مراجعه به آنها ، اطّلاعات بيشترى در زمينه موضوع مورد نظر ، در اختيار خواننده و پژوهشگر مى گذارد .

 ۶ . معيارِ صدرنويسى احاديث، بدين گونه است :

 يك . ابتدا نام كتاب و سپس نام آخرين راوى و آن گاه نام پيامبر صلى اللَّه عليه و آله يا اهل بيت عليهم السلام (اگر از آنان روايت شده باشد) آورده مى شود .

 دو . نام ائمّه اهل بيت عليهم السلام ، در متن عربى ، به همان صورتى كه در مصدر آمده ، نقل مى شود و در كروشه (قُلّاب) ، لقب يا نام مشهور ايشان ، ذكر مى گردد .

 سه. به جهت اختصار ، چنانچه نام اهل بيت عليهم السلام در سند، مسلسلاً آمده باشد، به جاى ذكر اسامى آنها يكى پس از ديگرى ، از عبارت : «بإسناده (با سندش)» در صدر و «عن آبائه (از پدرانش)» در پانوشت، استفاده مى كنيم كه بيانگر اين اتّصال است.

 چهار . هر گاه در منبع، از مروىٌّ عنه (گوينده اصلى حديث) ، صراحتاً نام برده نشده باشد ، بلكه فقط كُنيه يا لقب او ذكر شده باشد (مثل : ابو الحسن ، ابو محمّد، العبد الصالح و...) ، چنانچه مقصود از آن كنيه يا لقب را احراز كنيم ، نام مروىٌّ عنه را هم مى آوريم ، و اگر احراز نكنيم ، به همان نحو كه آمده ، يعنى با كنيه يا لقب ، ذكر مى نماييم و در پانوشت ، احتمالات مطرح در مورد قائل حديث را مى آوريم .

 پنج . هر گاه در پانوشت ، بعد از منبع دوم يا منبع پس از آن ، نام قائل (مَروىٌّ عنه) را ذكر كنيم ، اين ، بدان معناست كه حديث در اين منبع ، از هموست و نه از ديگرى كه در صدر حديث ، ياد شده است ؛ و هر گاه پس از نام قائلِ ياد شده در پانوشت ، عبارت «عنه صلى اللَّه عليه و آله» يا «عنه عليه السلام» را بياوريم ، اين ، بدان معناست كه اين قائل، حديث را به كسى كه در صدر حديثْ نام برده شده ، اِسناد داده است.

 ۷ . چنان كه آمد ، در تدوين و نگارش اين مجموعه و نيز ديگر دانش نامه هاى تدوين شده در اين پژوهشكده ، از روش موضوعى پيروى مى كنيم كه اين ، خود ، بُرش متون معيّنى از گزارش هاى مربوط به موضوع مورد نظر را اقتضا مى كند . اين نكته ، يكى از اصولى است كه براى پرهيز از تكرار ، نمى توان از آن صرف نظر كرد ، مخصوصاً در متن هاى طولانى . ما همواره مى كوشيم تا آن بُرش نقل شده ، كامل ، تام و خالى از ابهام باشد ، هر چند با آوردن توضيحات لازم در آغاز متن ، و البته با رعايت زيبايىِ سياق و وارد نيامدن خدشه اى به نظم متن .

 بنا بر اين ، صدر حديث - كه نوشته ماست - ، در واقع ، مكمّل متن است ، به طورى كه بدون آن ، گاه فهم حديث ، ناممكن مى شود ، و گاهى اوقات هم اين صدر در فهم پاره اى شناسه ها و خصوصيات حديث - كه به خواننده در فهم فضاى حديث ، كمك مى كنند - ، مفيد است.

 ۸ . قبلاً گفتيم كه معيار انتخاب هر متن از ميان متون ، قوّت و فراگير بودن آن است ؛ امّا با اين حال ، گاه متن برگزيده ، داراى پاره اى اغلاط ناشى از تصحيف يا سهو راويان است. در اين گونه موارد ، سعى كرده ايم كه آن اغلاط را به اقتضاى نوع غلط ، از طريق مراجعه به چاپ هاى مختلف منبع يا مراجعه به كتاب هاى واسطه (مثل بحار الأنوار) ، رفع و تصحيح كنيم ، البته در صورتى كه اين كتاب ها از منبع ما نقل كرده باشند ؛ چرا كه در اين صورت ، به منزله نسخه اى از نسخه هاى منبع به شمار مى آيند ، و اگر منبع واسطه اى موجود نبود ، با مراجعه به منابع ديگر و تأييد گرفتن از آنها ، رفع و اصلاح ، انجام مى گيرد .

 در همه اين موارد ، امانتدارى علمى رعايت مى گردد و به جد ، سعى مى شود كه از بازى با متن ، پرهيز گردد و توضيحات لازم ، در پانوشت آورده شود ، مگر در موردى كه تصحيف ، قطعى باشد . در اين صورت ، آن را در متن ، تصحيح مى كنيم و به مورد اشتباه ، در پانوشت ، اشاره مى نماييم.

 ۹ . در صورت وجود توضيحاتى در وسط متن برگزيده كه ربطى به موضوع نداشته باشند، از ذكر آنها خوددارى و به جاى آنها ، سه نقطه گذاشته مى شود. البته ، در متن هاى كوتاه ، بنا بر آوردن تمامِ نقل است ، هر چند در لابه لاى آنها ، توضيحاتى آمده باشد كه ربطى به موضوع ندارد . اين كار ، براى اجتناب از تقطيع متن، صورت مى گيرد ، مگر آن كه مجبور به تقطيع آن شده باشيم.

 ۱۰ . افزوده هاى ميان دو قلّاب (كروشه) از ماست ، خواه اين افزوده ها براى بيان مرجع ضمير غايب (مستتر يا بارز) باشد يا هر توضيح ديگرى و افزوده هاى ميان دو هلال (پرانتز) ، در متن عربى ، از منبع است ، خواه نسخه بدل باشد يا جز آن .

 ۱۱ . تا حدّ ممكن ، مى كوشيم تا واژگان پيچيده و دور از ذهن را شرح دهيم

 و براى اين كار ، به كتاب هاى اصلى لغت و غريب الحديث (مانند : النهاية ى ابن اثير ، الصحاح جوهرى ، القاموس المحيط فيروزآبادى ، المصباح المنير فيّومى ، مفردات ألفاظ القرآن راغب) و ديگر منابع معتبر ، تكيه مى كنيم. به هر روى، سعى داريم كه معناى مناسب را شكار كنيم - البته اگر چنين تعبيرى درست باشد - و از ميان معانى متعدّدى كه گاه براى يك واژه ذكر مى شود ، معناى متناسب با سياق حديث را برگزينيم.

 در شرح پاره اى عبارات و تركيبات پيچيده ، از كتاب هايى كه متون حديثى را شرح كرده اند (مانند : مرآة العقول ، الوافى ، توضيحات مجلسى در بحار الأنوار ، شرح نهج البلاغة ى ابن ابى الحديد ، فتح البارى و جز اينها) نيز كمك مى گيريم. [4]

 ۱۲ . اَعلام اشخاص و اَعلام جغرافيايى ، دو مورد ديگرى است كه به شرح آنها اهتمام داريم و از طريق كتب انساب و تَراجِم و منابع جغرافيايى و جغرافياى تاريخى (نظير معجم البلدان) [5]و همچنين نقشه هاى جديد - كه به سفارش ما ، توسط متخصصان تهيه مى شوند - ، به توضيح اين موارد مى پردازيم.

ب - تنظيم پاورقى ها

۱ . تنظيم منابع (مصادر) در پانوشت ها، بر پايه ميزان اعتبار منابع ، صورت مى گيرد . بنا بر اين ، هيچ گاه منبع ضعيف بر قوى مقدّم آورده نمى شود ، [6] مگر در حالات خاصّى ، مانند وقتى كه بخواهيم از تكرار نام راوى يا تكرار اشاره به اختلاف ، با تعبير «نَحوُه (مشابه آن)» اجتناب بورزيم ، كه در چنين مواردى ، ترتيبِ يادشده ، رعايت نمى شود.

 ۲ . منابع شيعى از منابع اهل سنّت ، جدا مى شوند و هر يك از اين دو مجموعه ، جداگانه ذكر مى گردند. اين دو مجموعه را در پانوشت با نشانه نقطه ويرگول (؛) ، از هم جدا مى كنيم. همچنين ، ارجاعات به يك مجموعه از منابع (مثلاً منابع شيعه) نيز با نشانه ويرگول (،) ، از هم جدا مى شوند.

 ۳ . بسيارى اوقات ، در يك منبع ، يك نقل ، دو شماره دارد : يكى شماره مسلسل كه از ابتداى كتاب ، شروع و در پايان آن ، تمام مى شود ، و ديگرى ، شماره مربوط به بابى كه حديث در آن آمده است ، و ما همواره ، شماره مسلسل را بر مى گزينيم.

 ۴ . معيار براى ذكر شماره صفحات ، شروع شدن متن برگزيده ما در آن صفحه است.

 ۵ . معيار عمده براى ذكر اختلافات در پانوشت ، تأثير اين اختلافات در معنا يا مفيد بودن ذكر آنها براى خواننده است ، و اين اختلافات، در صورت ضرورت، دقيقاً ذكر و با واژه «نحوه (مشابه آن)» نشان داده مى شوند.

 ۶ . پس از ذكر منابع در پانوشت ، گاه با تعبير «ر . ك :» در متن فارسى و «راجع :» در متن عربى ، ارجاعاتى به برخى منابع ، داده مى شود . گفتنى است كه در اين گونه موارد ، متن مورد ارجاع ، با متن كتاب ، تفاوت بسيار دارد ؛ امّا در عين حال ، ملاحظه آن براى پژوهشگر ، سودمند است .

 ۷ . پاره اى اختلافات ، با عبارات زير ، توضيح داده مى شوند: «و فيه كذا بدل كذا (در اين منبع ، فلان عبارت به جاى فلان عبارت آمده)» ، «ليس فيه كذا (در اين منبع ، فلان عبارت ، وجود ندارد)» ، «ليس فيه من كذا إلى كذا (در اين منبع ، از فلان كلمه تا فلان كلمه وجود ندارد)» ، «بزيادة كذا بعد كذا (با افزونى عبارت فلان ، بعد از فلان كلمه)» ، «بزيادة كذا فى آخره (با افزونى فلان عبارت در پايان آن)» .

 چنانچه در برخى منابع ، عبارت كاملى از ابتداى حديثى كه در متن آمده ، حذف شده باشد ، با عبارت «ليس فيه صدرُه (در اين منبع ، صدر حديث نيامده)» به اين اختلاف ، اشاره مى كنيم؛ امّا اگر عبارت محذوف ، كامل نباشد ، آن را با اين عبارت ، خاطرنشان مى سازيم: «وليس فيه صدرُه إلى كذا (در اين منبع ، از آغاز حديث تا فلان كلمه نيامده است)» .

 اگر اين كاستى در آخر حديث و يك جمله كامل باشد ، آن را با اين عبارت توضيح مى دهيم : «و ليس فيه ذيلُه (در اين منبع ، پايان حديث نيامده است)» ؛ ولى اگر يك جمله كامل نباشد يا چند جمله باشد ، آن را با اين عبارت ، خاطرنشان مى سازيم : «و ليس فيه من كذا إلى كذا (در اين منبع ، بخش پايانى حديث ، از فلان كلمه تا فلان كلمه ، نيامده است)» .

 ۸ . هر كلمه يا عبارتى كه بعد از ذكر يك منبع بيايد - خواه براى بيان نام راوى باشد ، يا براى بيان اختلاف و يا تعبير «نحوه» - فقط به آن منبع مربوط مى شود ، مگر آن كه همراه با يكى از اين الفاظ ، آمده باشد : «كلاهما (هر دو منبع)» ، «كُلُّها (همه منابع)» ، «فيهما (در اين دو منبع)» و «فيها (در همه اين منابع)» كه در اين صورت ، به منابع پيش از آن نيز برمى گردد. گفتنى است كه هر گاه دو استخراج از يك منبع بيايد ، هر يك از آن دو ، استخراج مستقلّى به شمار مى آيد و آنچه گفتيم ، درباره آن نيز جارى است.

 نيز بايد دانست كه به كار بردن تعابير ياد شده ، گاه ما را وا مى دارد كه ترتيب منابع (بر حَسَب اعتبار آنها) را رعايت نكنيم . بنا بر اين ، اين بند از توضيحات ، بر بندهاى پيشين - كه براى توضيح روش خود آورديم - ، حاكم است.

 براى مثال ، اگر راوى يا مروىٌّ عنه (يعنى گوينده اصلى حديث) [7] در دو يا چند منبع ، يكى باشد ، در اين هنگام ، اين منابع را در پانوشت، به صورت پياپى ياد مى كنيم و در پى آن ، يكى از اين دو تعبير را به كار مى بريم : «كِلاهما عن (در هر دو منبع از)» و «كُلّها عن (همه آنها از)» ؛ و چنانچه مرجع ضمير ، موجب اشتباه گردد ، به جاى آن ، تعداد منابعِ هم سخن در اين باره را ذكر مى كنيم . براى مثال آورده ايم: «و الثلاثة الأخيرة عن الإمام الباقر عليه السلام (سه مورد آخر ، از امام باقر عليه السلام)».

 ۹ . رمزهاى «ج» ، «ص» و «ح» را در پانوشت ، به ترتيب ، براى نشان دادن جلد و صفحه و شماره حديث به كار مى بريم. از اين اصل ، موارد زير ، استثنا محسوب مى شوند: سخنان صحابيان و تابعيان و راويان و محدّثان ، متون تاريخى و نيز هر آنچه اصطلاح «حديث» ، شامل آن نمى شود و همچنين آن دسته از احاديث كه در ضمن شرح حال راويان آمده اند يا شماره هايى كه نشانى شرح حال اند (و نه نشانى حديث) . در تمامى اين موارد ، به جاى رمز «ح» ، كلمه «الرقم» را در عربى و رمز «ش» را در فارسى به كار مى بريم . [8]پس از آماده شدن متن نهايى ، شرح لغات ، شرح اَعلام اشخاص و اَعلام جغرافيايى، ويرايش، نمونه خوانى، اِعراب گذارى ، و اقدامات ضرورى ديگر - كه هر كدام، شيوه نامه خاصّ خود را دارند - ، توسط كارشناسان خبره انجام مى گيرند و كتاب ، آماده طبع و نشر مى گردد .

دو تذكر مهم

۱ . از ديدگاه ما ، احاديثى كه از خاندان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله روايت شده اند ، در واقع ، حديث پيامبر خدايند ، همان گونه كه امام رضا عليه السلام فرمود :

 إنّا عَنِ اللَّهِ و عَن رَسولِهِ نُحَدِّثُ . [9]

 ما از طرف خدا و پيامبر او سخن مى گوييم .

 نيز امام صادق عليه السلام مى فرمايد :

 حَديثى حَديثُ أبى ، و حَديثُ أبى حَديثُ جَدّى ، و حَديثُ جَدّى حَديثُ الحُسَينِ عليه السلام ، و حَديثُ الحُسَينِ حَديثُ الحَسَنِ عليه السلام ، و حَديثُ الحَسَنِ حَديثُ أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام ، و حَديثُ أميرِ المُؤمِنينَ حَديثُ رَسولِ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله ، و حَديثُ رَسولِ اللَّهِ قَولُ اللَّهِ عزّ وجلّ . [10]

 سخن من ، سخن پدرم است و سخن پدرم ، سخن جدّم است و سخن جدّم ، سخن حسين است و سخن حسين ، سخن حسن است و سخن حسن ، سخن امير مؤمنان و سخن امير مؤمنان ، سخن پيامبر خداست و سخن پيامبر خدا ، سخن خداوند عزّ وجلّ است .

 به همين دليل ، در اين كتاب ، از همه احاديثِ روايت شده از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و خاندان او ، يكسان بهره گرفته شده است .

 ۲ . يكى از آداب مهمّ نقل حديث، چگونگى نسبت دادن آن به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام است. كلينى در الكافى از امام على عليه السلام روايت كرده است :

 إذا حَدَّثتُم بِحَديثٍ فَأَسنِدوهُ إلَى الَّذى حَدَّثَكُم ؛ فَإِن كانَ حَقّاً فَلَكُم و إن كانَ كَذِباً فَعَلَيهِ . [11]

 هنگامى كه حديثى را نقل مى كنيد ، آن را با ذكر نام روايت كننده اش نقل كنيد. در اين صورت ، اگر [آن حديثْ ]درست باشد ، به سود شماست و اگر دروغ باشد ، بر عهده راوى است .

 بنا بر اين ، براى رعايت احتياط ، توصيه اكيد داريم كه كسانى كه مى خواهند از اين كتاب يا ساير كتب رِوايى ، حديثى براى ديگران نقل كنند ، آن را مستقيماً به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام نسبت ندهند ؛ بلكه حديث را از طريق منبعى كه آن را روايت كرده است ، به آنان منسوب نمايند . براى نمونه ، نگويند : «پيامبر صلى اللَّه عليه و آله چنين فرمود» يا : «امام عليه السلام چنين فرمود» ؛ بلكه بگويند : «فلان كتاب، از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله چنين روايت كرده است» و يا بگويند : «از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله چنين روايت شده است» .

قدردانى و سپاس

لازم مى دانم از همه فضلا ، پژوهشگران و عزيزانى كه در تنظيم ، تحقيق ، تدوين ، ويرايش و آماده سازى اين اثر سهيم هستند ، بويژه پژوهشگر ارجمند حجة الاسلام و المسلمين جناب آقاى اصغر هادوى كاشانى كه در آغاز تدوين آن در جمع آورى متن اوليه مرا يارى داد و نيز فاضل گران قدر حجة الاسلام و المسلمين جناب آقاى محمّد احسانى فر كه ادامه كار را به عهده گرفت و نيز از همه فضلا و پژوهشگرانى كه در نگارش تحليل ها همكارى داشته اند ، و همچنين برادران فاضل و ارجمند حجج اسلام آقايان سيّد محمّد كاظم طباطبايى و عبد الهادى مسعودى كه در نقد متن و تكميل تحليل هاى اين مجموعه نقش اساسى داشتند ، صميمانه سپاس گزارى نمايم .

 همچنين از جناب آقاى حميدرضا شيخى، مترجم گران قدر آثار اهل بيت عليهم السلام، كه با ترجمه دقيق و روان خود، زمينه بهره بردارى از متن آيات و احاديث اين مجموعه را به زبان فارسى فراهم ساخت، تقدير و تشكر دارم و در اين شب پر بركت ، شب نزول قرآن ، از خداوند منّان براى آنان و همه عزيزانى كه در تدوين و آماده سازى كتاب ، نقش داشته اند ، پاداشى درخور فضل و بزرگوارى حضرتش مسئلت دارم .

 إنّه على كُلِّ شَى ءٍ قَدير و ما ذلكَ عَلَى اللَّه بِعَزيز!

 رَبَّنا! تَقَبَّل مِنّا، إنَّكَ أنتَ السَّميعُ العَليم يا مُبَدِّلَ السَّيِّئاتِ بالحَسَنات!

 محمّد محمّدى رى شهرى

 شب ۲۳ ماه مبارك رمضان ۱۴۳۲

 ۱ / ۶ / ۱۳۹۰


[1] گفتنى است كه شرح اين مراحل، با تفصيل بيشتر، در آغاز دانش نامه قرآن و حديث (ج 1 ص 87 - 100) آمده است.

[2] اين اقدام ، ممكن است بارها تكرار شود .

[3] لازم به ذكر است ، پژوهش هاى اين شناخت نامه ، در پژوهشكده علوم و معارف حديث و نيز توسط مؤلّف ، بررسى و تغييرات لازم اعمال و در بعضى موارد ، ادغام شده است. نام كسانى كه در نگارش هر يك از تحليل ها ، همكارى و نقش مؤثر دارند ، در پانوشت ذكر مى گردد.

[4] در ويرايش فارسى و بازبينى ترجمه، به ضرورت، به گروه ديگرى از منابع نيز مراجعه شده است، از جمله براى شرح لغات، به: لسان العرب، معجم مقاييس اللغة، غريب الحديث هِرَوى و ابن قُتَيبه و بُستى و حَربى و سَرَقُسطى، الفائق ، الطراز يحيى بن حمزه، تاج العروس، تاج المصادر بيهقى، منتهى الأرب و برخى كتاب هاى مرجع فارسى، و براى شرح عبارات و تركيبات پيچيده، به: المَجازات القرآنية، المَجازات النبوية، الطراز سيّد على خان مدنى و الديباج الوضىّ، گر چه غالباً ذكر منبع، امكان پذير نبوده است.

[5] در ويرايش فارسى و بازبينى ترجمه، به ضرورت، به گروه ديگرى از منابع جغرافيايى و جغرافياى تاريخى نيز مراجعه شده است، از جمله: جغرافياى تاريخى سرزمين هاى خلافت شرقى، جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى، كليات جغرافياى طبيعى و تاريخى ايران و فرهنگ اَعلام جغرافيايى - تاريخى در حديث و سيره نبوى، گر چه غالباً ذكر منبع، امكان پذير نبوده است.

[6] كتاب هاى حديثى موجود در پژوهشكده علوم و معارف حديث (اعم از منابع شيعه و اهل سنّت) ، بر پايه اصول و معيارهاى خاصّى مرتّب و طبقه بندى شده اند؛ معيارهايى چون : تقدّم تاريخى كتاب ، شخصيّت مؤلّف ، احراز انتساب كتاب به مؤلّف ، ارزش كتاب در محافل علمى ، و ديگر معيارها و اصول ارزش گذارى كتاب ها . همين ها، معيار ترتيب منابع در پانوشت ها نيز قرار گرفته اند.

[7] مقصود، پيامبر يا امامى است كه حديث، از او نقل شده است.

[8] گفتنى است كه توضيح مراحل تدوين آثار دانش نامه اىِ اين پژوهشكده (كه شناخت نامه قرآن نيز از جمله آنهاست)، و شيوه نامه هاى اصلى مربوط، در آغاز دانش نامه قرآن و حديث (ج 1 ص 87 - 100)، به تفصيل آمده است.

[9] رجال الكشّى : ج 2 ص 490 ح 401 ، بحار الأنوار : ج 2 ص 250 ح 62 .

[10] الكافى : ج 1 ص 53 ح 14 ، الإرشاد : ج 2 ص 186 ، بحار الأنوار : ج 2 ص 179 ح 28 . نيز ، ر . ك : اهل بيت عليهم السلام در قرآن و حديث : ج 1 ص 261 ( حديث آنها همان حديث پيامبر خداست) .

[11] الكافى : ج 1 ص 52 ح 7 ، بحار الأنوار : ج 2 ص 161 ح 15 .