عنوان کتاب : تاریخ حدیث شیعه در ماوراء النهر و بلخ (درآمدی بر مکتب حدیثی خراسان)
پديدآورنده : مهدی غلامعلی
محل نشر : قم
ناشر : دارالحدیث
نوبت چاپ : اول
تاریخ انتشار : 1393
تعداد صفحه : 356
قطع : وزیری
زبان : فارسی
جستجو در Lib.ir

تاریخ حدیث شیعه در ماوراء النهر و بلخ (درآمدی بر مکتب حدیثی خراسان)

این پژوهش به دنبال آن است تا گزارشی مختصر و گذرا از تاریخ حدیث شیعه در خراسان را بیان نماید. مؤلف پس از شناسایی راویان، دو تفکیک انجام می دهد: نخست، تفکیک منطقه ها و شهرها و سپس تفکیک تاریخی. بدین سان، کل خراسان بزرگ (برابر با تقسیم بندی بلاذری) به چهار بخش ماوراءالنهر، بلخ، مرو و نیشابور تقسیم می شود. در هر بخش نیز تمامی شهرها یا روستاهای مهم، شناسایی می شوند و برای هر شهر، فصل ویژه ای اختصاص می یابد.

سپس، تمام راویان به ترتیب تاریخی در ادامه نام هر شهر می آیند. از آن جا که دامنه تاریخی این پژوهش، تنها پنج سده نخست هجری است، راویان هر سده در یک گروه و به ترتیب حروف الفبا آمده اند. همچنین اگر کسی به بیش از یک شهر در خراسان تعلق داشته، معرفی وی تنها در یک جا آمده است و در جا های دیگر، تنها ارجاع داده شده است.

درآمد

...یكی از مناطقی كه در تاریخ حدیث، مورد بی مهری قرار گرفته، منطقه «خراسان» است. عواملی چون: وسعت خراسان بزرگ پیش از سده پنجم،[۱]بُروز تمدّن های مهم و حكومت های گوناگون در این منطقه و نیز مركزیت علمی داشتن آن برای جهان اسلام در چند سده، این منطقه را به یكی از قُطب های مهمّ علمی و حدیثی تبدیل كرده بود.

همواره بخش های متعدّدی از خراسان در عصر حضور معصومان علیهم السّلام، موطن شیعیان و محبّان اهل بیت علیهم السّلام بوده است. حضور وكیلان از جانب ائمّه متأخّر در این سامان و همچنین مراوده دائمی شیعیان خراسان با اهل بیت علیهم السّلام از صفحات زرّین تاریخ تشیّع در خراسان است. همین دلدادگی های خراسانیان به فرزندان پیامبر خدا صلی الله علیه و اله سبب شد تا دشمنان نیز از این سرزمین برای رویارویی با حاكمان اموی و عباسی، سوء استفاده كنند. قیام سیاه جامگان، یكی از این خیزش های سیاسی مشكوك است كه در خراسان رخ داده بود. البته بسیاری از امام زادگان نیز ـ كه از عترت دوستیِ خراسانیان آگاه بودند ـ این منطقه را قرارگاه خوبی برای خویش می دانستند. سفر یحیی بن زید، از مهم ترین سفرهای امام زادگان به این دیار است. گفتنی است که دانشمندان مشهوری همچون: اباصَلت هروی، فضل بن شاذان (شادان)، حسین بن اشكیب مروزی، محمّد بن مسعود عیّاشی، ابو عمرو كَشّی، شیخ صدوق و شیخ طوسی نیز یا اصالتاً خراسانی بودند و یا بخشی از عمر خویش را در این منطقه سر كرده بودند.

امّا بی تردید، تاریخ حدیث شیعه، اوج بالندگی خویش را در خراسان با حضور امام علی بن موسی الرضا علیه السلام به دست آورده است. هر چند مدّت حضور ایشان (۲۰۱ تا ۲۰۳ق) بسیار كوتاه بود، امّا فصل مهمّی از حدیث شیعه، در همین دوره ورق خورد. گذشته از این، مهاجرت گسترده تر شیعیان به خراسان، آزادیِ نسبی شیعیان و عالمان شیعه و همچنین نشر میراث رضوی در خراسان را باید از بركات این حضور دانست.

در پژوهش حاضر بر آنیم تا تلاش های حدیثی شیعه در كلّ خراسان بزرگ را به صورت گزارش گونه تا سده پنجم هجری معرّفی نماییم. برای نیل به این مقصود، لازم است در ابتدا فرایند تحقیق را برای خوانندگان تبیین كنیم.

فرایند تحقیق

مهم ترین شاخصه های تاریخ حدیث شیعه در یك منطقه، عبارت اند از: «حضور كمّی و كیفی محدّثان»، «تعداد و عناوین كتب رواییِ تدوین شده»، «برپاییِ جلسات حدیثی»، «تعداد و گونه های روایات محدّثان»، «چگونگی و میزان تعامل با دیگر حوزه ها و مکتب های حدیثی شیعه»، «چگونگی تعامل با اهل سنّت و محدّثان ایشان».

برای دستیابی به این شاخص ها در منطقه خراسان، سه عملكرد مستقل صورت گرفت: شناساییِ مكان های جغرافیایی؛ بازشناسی محدّثان در هر منطقه؛ و تدوین و تنظیم اطلاعات برای خوانندگان.

شناساییِ مکان های جغرافیایی

موقعیت یابی اصل منطقه خراسان تا سده پنجم، از مسائل جغرافیایی و مقدّماتی این پژوهش بود؛ چه این كه در دوره های مختلف، خراسان، شامل اقلیم های گوناگون می شده است. آنچه در پایان، بدان پایبند شدیم، نظریه بلاذری بود كه یاقوت حَمَوی در معجم البلدان، آن را آورده است. وی خراسان را شامل چهار بخش (رَبع / اقلیم) دانسته است. شواهد متعدّدی نیز این تقسیم بندی را تأیید می كنند و به همین جهت، این پژوهش نیز دقیقاً به این بخش ها پایبند است. در تقسیم بندی بَلاذُری، خراسان بزرگ، شامل چهار رَبع (اقلیم) است:

رَبع اوّل: ایران شهر، شامل: نیشابور، قُهستان، طبسان، هرات، بوشَنج، بادغیس و طوس (یا طابران).

رَبع دوم: مرو، شامل: مرو شاهجان، سرخس، نَسا، اَبیورد، مرورود، خوارزم، طالقان، و آمل.[۲]

رَبع سوم: غرب نهر (آمودریا) یا منطقه بلخ، شامل: فاریاب، جوزجان، طُخارستان عُلیا، خُست، اندرابه، بامیان، تِرمذ، چَغانیان، طُخارستان و....

رَبع چهارم: ماوراءالنهر(فرارود)، شامل: بخارا، چاچ، طراربند، صُغد، كَش، نَخشب، اَشروسنه، فَرغانه و سمرقند.[۳]

بر اساس این تقسیم بندی، تمام شهرهای اصلی و البته قدیمی هر یك از بخش های چهارگانه خراسان بزرگ، شناسایی و نام های گوناگون آنها نیز گردآوری شدند. گذشته از کتاب هاي متعدّد جغرافیایی و نرم افزار «جغرافیای جهان اسلام» (تولید مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی در قم)، كتاب أرباع خراسان اثر دكتر قحطان عبد الستّار الحدیثی، استاد دانشگاه بصره (منتشر شده توسط دار الحكمه در بصره به سال ۱۹۹۰م)، منبع بسیار شایسته ای برای شناسایی مكان های جغرافیایی خراسان بود.

بازشناسی محدّثان

نخستین شاخص در تاریخ حدیث مناطق، شناسایی و محدّثان آن خطّه است. بر این اساس، دو پرسش، ضروری می نمود:

۱. چه کسانی را می توان در شمار محدّثان این مناطق به شمار آورد؟

۲. چگونه می توان اسامی محدّثان هر منطقه ای را برشمرد؟

معیار انتساب به خراسان

برای پاسخگویی به پرسش نخست (چگونگی انتساب محدّثان به خراسان)، با توجّه به كارهای همسان نظیر تاریخ شهرها ـ كه سبكی نگارشی در منابع رجالی اهل سنّت (نظیر: تاریخ بغداد، تاریخ مدینه دمشق و...) است ـ، معیارهای زیر، ملاك پژوهش قرار گرفت:

یک. خراسانی الأصل: محدّثانی كه اصالتاً اهل خراسان اند و در همان دیار نیز تا پایان عمر زندگی كرده اند، همانند: فضل بن شاذان، محمّد بن مسعود عیّاشی یا ابو عمرو كَشّی.

دو. خراسانی المولِد: محدّثانی كه متولّد خراسان بوده اند؛ ولی بعدها برای همیشه موطن اصلی خود را ترك كرده اند. مانند شیخ طوسی كه متولّد طوس بوده؛ ولی در جوانی عازم بغداد شد و تا آخر عمر نیز در عراق ماند.

سه. خراسانی الانتساب: محدّثانی كه نسبت ایشان به یكی از شهرهای خراسان بوده باشد. خواه اساساً برخاسته از این شهرها بوده اند یا بعدها به خاطر حضور مداوم در این شهرها به آن منتسب شده اند. بنا بر این، تمام محدّثانِ منتسب به شهرهای خراسان، مانند: بلخی، مروزی، نیشابوری و... در این پژوهش گرد آمده اند، مانند حسین بن اشكیب مروزی كه اصالتاً اهل خراسان نیست. البته احتمال دارد كه برخی از كسانی كه به خراسان منتسب بوده اند، خود ایشان اصلاً خراسان را ندیده باشند و این انتساب، بیشتر از ناحیه اجدادشان بوده باشد؛ ولی دستیابی به این قرائن، بسیار دشوار (و در برخی موارد، تقریباً غیرممکن) است. از این رو، تمام این اسامی نیز گرد آمده اند.

چهار. خراسانی المُقام: محدّثانی كه برای مدّتی در مناطق خراسان، اقامت علمی داشته اند. یعنی برای تحصیل و شنیدن حدیث یا تدریس و كتابت كتب روایی، مدتی از عمر خود را در خراسان گذرانده باشند، مانند ابو مفضل شیبانی یا شیخ صدوق كه مدّتی را در ماوراء النهر و نیشابور گذرانده اند. همچنین افراد بسیاری را در كتاب رجال الطوسی می شناسیم كه در شمار غلمان عیّاشی (دست پرورده های وی) در منطقه سمرقند بوده اند. ایشان نیز شاید اصالتاً اهل خراسان نبوده اند؛ ولی برای مدّتی در این منطقه، تحصیل علمی كرده اند و جزئی از تاریخ حدیث خراسان به شمار می روند. به همین دلیل، ضروری است که تاریخ حدیث امام رضا علیه السلام نیز در این پژوهش تبیین شود؛ چه این كه ایشان نیز مدّت سه سال در خراسان بوده اند.

در این جا باید این نكته یادآور شود كه معیار در این پژوهش، بیان راویان و محدّثان شیعی، اعم از امامیه و غیرامامیه است. همچنین نام محدّثان سنّی ای كه برای شیعیان كتاب نگاشته اند، یا مورد اعتماد محدّثان شیعه بوده اند و نویسندگان شیعه، روایاتی را از ایشان نقل كرده اند، آمده است. برای نمونه، شیخ صدوق در ایّامی كه در خراسان بوده است، از بسیاری از محدّثان اهل سنّت، روایاتی را شنیده است كه بخشی از آنها اخلاقی و بخشی دیگر در فضایل اهل بیت علیهم السّلام بوده است. از آن جا كه صدوق بر آنها اعتماد كرده و روایاتشان را بیان نموده، نام ایشان نیز در این پژوهش آمده است؛ ولی مذهب آنها جهت اطلاع خواننده، بیان شده است.

شیوه بازیابیِ محدّثان خراسان

برای نیل به این مقصود، و پاسخ به این پرسش كه: «چگونه می توان اسامی محدّثان هر منطقه ای را برشمرد؟» باید گفت كه بازخوانی و مراجعه به منابع زیر، ضرور است:

الف. عموم منابع رجال و تَراجِم

بسیاری از اسامی راویان با پسوند شهرهای ایشان، در منابع رجالی آمده است. این پسوند ها در میان یاران ائمّه علیهم السّلام پس از امام باقر علیه السلام در منابع رجالی (بویژه رجال الطوسی) به چشم می خورد. برای نمونه، انتساب به سمرقند در رجال الطوسی برای بسیاری از راویان آمده كه جمعی از آنها عبارت اند از: جعفر بن احمد بن ایّوب سمرقندی؛ محمّد بن ابراهیم ورّاق سمرقندی؛ حیدر بن محمّد بن نعیم سمرقندی؛ جعفر بن ابی جعفر سمرقندی.

بنا بر این، بخش قابل توجّهی از نام های موجود در مداخل كتب رجالی را می توان یافت كه هر یك به شهری منتسب هستند. امّا نباید از گزاره های ضمنی در لابه لای مباحث رجالی این كتب، غفلت كرد. برای مثال در طریق های كتب فهرست، اسناد روایات كتاب رجال الكشی و مباحث حاشیه ای آن، اسامی برخی راویانِ منتسب به شهرها را می توان یافت. برای گردآوری محدّثان خراسان، تنها به مراجعه به منابع رجالیِ كهن اكتفا نشد؛ بلكه گذشته از منابع رجالی متقدّمان (كتب ستّه رجال)، برخی از آثار متأخّران و حتّی معاصران نیز بررسی شده است. همچنین به کتاب هاي تراجِم و یا فهرست متأخّران، همچون: فهرست منتجب الدین رازی و معالم العلماء ابن شهر آشوب و أعیان الشیعۀ سیّد محسن امین توجّه ویژه شده است.

گفتنی است که منابع رجالی اهل سنّت نیز در شناساییِ راویان حدیث شیعه، سودمند است؛ چه این كه در این منابع، شیعه بودن برخی از راویان را تصریح كرده اند. در میان منابع رجالی اهل سنّت، کتاب هاي لسان المیزان، میزان الاعتدال و الكامل فی ضعفاء الرجال، اسامی قابل توجّهی از راویان شیعه را گرد آورده اند.

ب. اسناد كتب روایی

اسامی راویان را می توان در اسناد كتب روایی، به صورت نسبتاً كامل مشاهده كرد. بنا بر این برای گردآوری راویان خراسان، تنها به منابع رجالی اكتفا نشد؛ بلكه اسناد كتب روایی (بویژه كتب اربعه)، مورد بررسی قرار گرفتند. برای دستیابی به این نام ها، از كتاب معجم رجال الحدیث آیه الله سیدابوالقاسم خویی، بسیار بهره برده ایم. همچنین به صورت رایانه ای نیز هر عنوان انتسابی را در اسناد روایات مجموع كتب روایی، جستجو كرده ایم. برای نمونه، كلیدواژه هایی نظیر: النیسابوری، نیسابوری، النیشابوری و نیشابوری را در دامنه «مجموع كتب روایی شیعه»، مورد جستجو قرار داده ایم. البته كتاب مستدركات علم رجال الحدیث نوشته آیه الله علی نمازی شاهرودی نیز بخشی از این اسامی را گرد آورده بود كه مورد استفاده قرار گرفت.

ج. متن روایات

گاهی در متن بعضی از روایات، نام یك یا چند تن از یاران امامان آمده و انتساب آنها به شهری، روشن شده است. برای مثال، امام از راوی ای نیشابوری، سراغ اهالی آن شهر را می گیرد و از احوالات فضل بن شاذان می پرسد. آن گاه از جلالت او سخن می گوید. این، دلیل خوبی است بر این كه این فرد، از اهالی آن شهر است و موقعیتش نیز نزد امام، روشن می شود.

د. کتاب هاي اختصاصی شهرها

یكی از شیوه های رجال نگاری اهل سنّت، رجال شهرهاست. این كتاب ها، مجموعه نام های راویان و بزرگان یك منطقه را گرد آورده اند. برای نمونه، تاریخ نیشابور، السیاق بذیل تاریخ نیشابور، و المنتخب من السیاق، همگی در بر دارنده اسامی محدّثان و بزرگان نیشابور هستند که برای تدوین تاریخ حدیث، بازخوانی این گونه آثار، ضروری است. گذشته از این نوع كتاب ها، برخی منابع تاریخی نیز ویژه یك منطقه خاص، تألیف شده است. در این گونه كتاب ها تمام مباحث مرتبط با یك شهر، گردآوری شده اند. در لابه لای این متون می توان مباحثی را در باره محدّثانِ آن منطقه یافت، مانند: تاریخ بیهقی، تاریخ بخارا و یا القند فی ذكر علماء سمرقند.

برای گردآوری اسامی راویان شیعه خراسان، از تمام منابع پیش گفته بهره برده ایم. طبیعی است كه مدّت مدیدی صرف گردآوری این اسامی شد؛ چه این كه پس از شناسایی كلیدواژه های انتسابی به هر شهر ـ كه این نیز چندان آسان نبود ـ ، مراجعه رایانه ای به نرم افزارهایی چون: درایه النور، جامع الأحادیث، نور السیره و از همه مهم تر، نرم افزار مكتبه أهل البیت، بسیار وقتگیر بود. از سوی دیگر، برخی كتاب ها چون: تاریخ نیشابور و المنتخب من السیاق نیز به صورت كتاب خانه ای از ابتدا تا انتها مطالعه می شد تا نام محدّثی از قلم نیفتد؛ امّا با تمام وسواسی كه در گردآوری نام ها به خرج داده شد، به هیچ وجه نمی توان ادّعا كرد كه تمام محدّثان خراسان گرد آمده اند؛ چه این كه وسعت منطقه، تعدّد شهرها و روستاهای آن و ناشناخته یا دور از دسترس بودن بخشی از منابع، مانع از آن است كه چنین ادعایی بیان شود؛ ولی می توان مدّعی شد كه بخش قابل توجّهی از خراسانیان، در این پژوهش، گردآوری شده اند. امید است كه با پیشرفت های بیشتر در منابع رایانه ای و انتشار نسخ خطّی جدید، اسامیِ بیشتری از مفاخر حدیثیِ شیعه در خراسان، شناسایی شوند.

شیوه تنظیم و تدوین

این پژوهش، بر آن است تا گزارشی مختصر و گذرا از «تاریخ حدیث شیعه در خراسان» را بیان نماید. مطالب گردآوری شده از منابع روایی، رجالی و تاریخی، در مجموع، بسیار قابل توجّه و گسترده بودند؛ امّا این برف انبار اطلاعات، بیشتر بیان كلّیات بود و یا نهایتاً معرّفی بسیار اجمالیِ یك راوی. بنا بر این، شناساییِ تفصیلیِ یك راویِ خراسانی، كاری دشوار و وقتگیر می نمود؛ چه این كه بیشتر حدیث پژوهان خراسانی، بسیار ناشناخته بودند. گاه گردآوری مطلب برای دو یا سه سطر، ساعت ها پژوهش می طلبید. این مشكل در شناساییِ مذاهب راویان، بیشتر رخ می نمود.

پس از شناساییِ راویان، دو تفكیك انجام شد. نخست، «تفكیك منطقه ها و شهر ها» و سپس «تفكیك تاریخی». بدین سان، كل خراسان بزرگ ـ برابر با تقسیم بندی پیش گفته بلاذری ـ به چهار بخش تقسیم شد: ماوراء النهر، بلخ، مرو و نیشابور. در هر بخش نیز تمامی شهرها یا روستا های مهم آن، شناسایی شدند و برای هر شهر، فصل ویژه ای اختصاص یافت. آن گاه نام راویان، به ترتیب تاریخی، ذیل نام هر شهر تنظیم شد. از آن جا كه دامنه تاریخیِ این پژوهش، تنها پنج سده نخست هجری است، راویان هر سده، در یك گروه و به ترتیب حروف الفبا آمده اند. همچنین اگر كسی به بیش از یك شهر در خراسان تعلّق داشت، تنها در یك جا معرفیِ وی آمده و در مكان های دیگر، تنها ارجاع داده شده است.

گفتنی است که پژوهش حاضر، نخستین گام در بازشناسی مکتب حدیثی خراسان است. از این رو، دفتر نخست این مجموعه، تلاش های حدیثیِ شیعه در مناطق ماوراء النهر و بلخ را در بر دارد و دفتر دوم، به مناطق نیشابور و مرو اختصاص یافته است.

در پایان، سپاس صمیمانه خویش را از مدیر محترم گروه تاریخ حدیث، دانشمند ارجمند جناب آقای قاسم جوادی (صفری) ابراز می دارم؛ چرا كه این كتاب در تمام مراحل تدوین، مدیون یادآوری هایِ شفاهی و كتبی ایشان است. همچنین از راه نمایی های پژوهشیِ رئیس پیشین «پژوهشكده علوم و معارف حدیث»، حجه الاسلام و المسلمین دکتر مهدی مهریزی و نقدهای دوست فاضل و بزرگوارم جناب آقای دكتر علینقی خدایاری ـ كه بر این نوشتار داشته اند ـ ، بسیار تشكّر می كنم.

نیز توفیق روزافزون معاونت پژوهشیِ پژوهشكده علوم و معارف حدیث را ـ  كه زمینه انتشار این اثر را فراهم آورده اند ـ از خداوند متعال خواهانم.

مهدی غلامعلی

۲۲ مرداد ۱۳۹۱

۲۳ رمضان المبارك ۱۴۳۱


[۱]. این سرزمین، دست كم شامل بخش هایی از شش كشور کنونیِ: ایران، پاکستان، افغانستان، ازبكستان، تاجیكستان و تركمنستان است.

[۲]. پس از این،  نشان خواهیم داد که این دو ناحیه (طالقان و آمل)، در جنوب جیحون (آمویه) و بیرون از ایران امروز، واقع شده اند.

[۳]. معجم البلدان، ج۲، ص۳۵۱.