20صفر

۲۰صفر
اربعين حسيني روز زيارتي مخصوص حضرت سيدالشهدا
شرح مناسبت:
و اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به

گزارش هاى متعدّدى، حاكى از حضور جابر بن عبد اللّه انصارى در كربلا در نخستين اربعين شهدا در سال ۶۱ هجرى اند. برخى، در اين گزارش ها ترديد كرده و گفته اند: با توجّه به امكانات آن دوران، سفر از مدينه تا كربلا، پس از دريافت خبر واقعه كربلا، بيش از چهل روز طول مى كشيده است. از اين رو، جابر نمى توانسته در اربعين اوّل، در كربلا حضور يابد.

در پاسخ اين ترديد، مى توان گفت:

اوّلًا از كجا ثابت شده كه جابر، هنگام واقعه عاشورا، در مدينه بوده است؟ شايد وى آن هنگام، مدينه را به سوى كوفه، ترك كرده بوده است.

ثانيا مى توان گفت كه امكان دريافت خبر شهادت امام حسين عليه السلام و يارانش تا ده روز بعد از واقعه عاشورا وجود دارد و جابر مى توانسته در مدّت باقى مانده تا اربعين، خود را به كربلا برساند.

از رسم های نیکو در کشور عراق آن است که مردم چند روز قبل از اربعین، از مسیرهای مختلف، با پای پیاده به سوی کربلا می روند تا روز اربعین به زیارت حضرت مشرف شوند. احادیث، برای زیارت امام حسین(ع) با پای پیاده ثواب فراوان ذکر کرده اند.

برای آگاهی از مباحث مربوط به اربعین ر. ک: دانش نامه امام حسين (ع) بر پايه قرآن و حديث، ج ۸، ص: ۴۰۰ ـ ۴۰۱

آیات و روایات متناسب :
اربعين حسين
امام صادق‏ عليه السلام :
بَكَتِ السَّماءُ عَلَي الحُسَين أربَعينَ يَوماً بالدَّم
آسمان چهل روز بر حسين عليه السلام ، خون گريه كرد
مناقب آل أبي طالب ، ج ۳ ، ص ۲۱۲ .
امام عسكري‏ عليه السلام :
عَلاماتُ المُؤمِنِ خَمسٌ . . . و زِيارَةُ الأربَعينَ . . .
مؤمن پنج نشانه دارد . . . و يكي از آنها زيارت روز اربعين است . . . .
تهذيب الأحكام ، ج ۶ ، ص ۵۲ .
بحار الأنوار به نقل از سيد بن طاووس
لَمّا رَجَعَت نِساءُ الحُسَينِ ‏عليه السلام و عِيالُهُ مِنَ الشّامِ و بَلَغوا إلَي العِراقِ قالُوا لِلدَّليلِ : مُرَّ بِنا عَلي طَريقِ كَربَلاءَ فَوَصَلُوا إلي مَوضِعِ المَصرَعِ . . . وَ اجتَمَعَت إلَيهِم نِساءُ ذلِكَ السَّوادِ و أقامُوا عَلي ذلِكَ أيّاماً
چون همسران و اهل‏بيت امام حسين ‏عليه السلام از شام بازگشتند و به عراق رسيدند ، به راهنما گفتند : "ما را از راه كربلا ببر" . به قتلگاه شهيدان رسيدند . . . در اين هنگام زنان اهل آن وادي گرد ايشان جمع شدند و چند روز عزاداري كردند
بحار الأنوار ، ج ۴۵ ، ص ۱۴۶ .
عطيّة العُوفي :
... فَخَرَّ [جابِرٌ] عَلَي القَبرِ مَغشِيّاً عَلَيهِ فَرَشَشتُ عَلَيهِ شَيئاً مِنَ الماءِ فَأفاقَ ثُمَّ قالَ يا حُسَينُ - ثَلاثاً - ثُمَّ قالَ : أحَبيبٌ لايُجيِبُ حَبيبَهُ ثُمَّ قالَ أنّي لَكَ بِالجَوابِ ... و فُرِّقَ بَينَ بَدَنِكَ و رَأسِكَ
. . . جابر به حالت غش روي مزار [امام حسين‏ عليه السلام] افتاد ؛ به صورتش آب پاشيدم ؛ به هوش آمد . آن‏گاه سه بار گفت : "يا حسين!" سپس گفت : "آيا دوست جواب دوستش را نمي‏دهد ؟" آن‏گاه گفت : "چگونه مي‏تواني جواب دهي در حالي كه بين بدن و سرت فاصله افتاد است؟
بحار الأنوار ، ج ۶۸ ، ص ۱۳۰ .