عنوان کتاب : مناسبات جامعه شناسی و حدیث (مجموعه بحث ها و گفتگوها)
به کوشش : محمد رضا ضمیری
محل نشر : قم
ناشر : دارالحدیث
نوبت چاپ : دوم
تاریخ انتشار : 1386
تعداد صفحه : 240
قطع : وزیری
زبان : فارسی
جستجو در Lib.ir

مناسبات جامعه شناسی و حدیث (مجموعه بحث ها و گفتگوها)

ارتباط گزاره های دینی موجود در آیات و روایات اجتماعی با جامعه شناسی، یکی از دل مشغولی های چند دهه اخیر محافل علمی بوده، و موضع گیری های متفاوتی با این اندیشه صورت گرفته است. سخن از یافتن مناسبات موجود میان این دو دسته گزاره های اجتماعی ناظر به روابط اجتماعی و پاسخ به این چهار پرسش اساسی است:

آیا میان احادیث اجتماعی و جامعه شناسی، ارتباط و مناسبتی وجود دارد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، بر اساس چه مبانی و دیدگاه هایی این رابطه تصحیح می شود؟ انواع روابط و مناسبت هایی که میان جامعه شناسی و احادیث اجتماعی وجود دارد، کدام است؟ روش مطالعه و پژوهش در این زمینه چیست؟

این مجموعه حاصل گفت و گو با اندیشورانی همچون دکتر حسین کچویان، دکتر عماد افروغ، دکتر مسعود گلچین، دکتر احمد رجب زاده، حجت الاسلام حمید پارسانیا، دکتر غلامعباس توسلی، حجت الاسلام علی اکبر میرسپاه، دکتر علیرضا شجاعی زند، دکتر غلامرضا صدیق اورعی، دکتر رحمت اللّٰه صدّیق سروستانی، دکتر مهدی گلشنی، حجت الاسلام دکتر سید محمّد ثقفی و حجت الاسلام سید حسین شرف الدین می باشد.

مقدمه

ارتباط گزاره هاى دينى موجود در آيات و روايات اجتماعى با جامعه شناسى ، يكى از دل مشغولى هاى چند دهه اخيرمحافل علمى بوده است و موضع گيرى هاى متفاوتى با اين انديشه صورت گرفت ؛ برخى از انديشوران به «جامعه شناسى اسلامى» معتقد شدند و برخى ديگر بر موضع انكار خود پافشارى كردند و در نهايت اين درگيرى فكرى به نقطه مشخصى ختم نشد!

پى گيرى علل و زمينه هاى شكل گيرى اين انديشه و بررسى عوامل مخالفت با آن كه بى گمان در نگرش پوزتيويستى حاكم بر جامعه شناسى كشور ما ريشه داشت ، موضوع مورد بررسى ما نيست . به دنبال تأسيس واحد «حديث و جامعه شناسى» در مركز تحقيقات دارالحديث ، بحث پيش گفته از زاويه متواضعانه تر و ملموس ترى دنبال شد و اين بار ، سخن از يافتن مناسبات موجود ميان اين دو دسته گزاره هاى اجتماعىِ ناظر به روابط اجتماعى از سوى جامعه شناسى و حديث مطرح گرديد و چهار پرسش اساسى ارائه شد :

۱ . آيا ميان احاديث اجتماعى و جامعه شناسى ارتباط و مناسبتى وجود دارد؟

۲ . در صورت مثبت بودن پاسخ ، براساس چه مبانى و ديدگاه هايى اين رابطه تصحيح مى شود؟

۳ . انواع روابط و مناسبت هايى كه ميان جامعه شناسى و احاديث اجتماعى وجود دارد ، كدام است؟

۴ . روش مطالعه و پژوهش در اين زمينه چيست؟

پس از تنظيم پرسش ها ، مصاحبه هاى علمى و بحث برانگيزى با استادان و صاحب نظران حوزوى و دانشگاهى برگزار شد و نتايج ارزشمندى از آن ها به دست آمد . اكنون مطالب پس از پياده شدن از نوار و ويرايش علمى و ادبى ، براى استفاده جامعه علمى كشور تقديم

علاقه مندان مى شود . در اين سلسله مصاحبه ها ، دوستان عزيزى شركت داشتند كه با طرح سؤالات خويش بر غناى بحث افزودند . لذا در اين جا جا دارد از زحمات آقايان مير صالح حسينى ، حسين زاده ، يعقوبى و رمضان نرگسى ، كمال تقدير و تشكر را داشته باشم .

در پايان ، از همه اساتيد بزرگوارى كه در جلسات مصاحبه شركت كرده و انديشه خود را تبيين فرمودند ، كمال امتنان و تشكر داريم . نيز از تمامى ارباب قلم و انديشه در حوزه علوم اجتماعى كه اين مجموعه را مطالعه مى نمايند تقاضامنديم ما را با پيشنهادها و انتقادهاى ارزشمند علمى خويش ، به منظور تصحيح و تكميل مباحث عنوان شده يارى كنند .

مناسبات جامعه شناسى و احاديث اجتماعى

جامعه شناسى علم جوانى است ، ولى به سرعت توانسته در عرصه هاى گوناگون زندگى اجتماعى بشر نقش آفرينى كند و علل و پيامدهاى اجتماعىِ پديده هاى جمعى را تبيين نمايد ؛ البته نبايد از نظر دور داشت كه خاستگاه اصلى اين علم ، تغيير جوامع از دوره سنتى به دوره مدرن بوده است . از اين دوره بود كه به «اجتماع مردم» به عنوان متغيرى مستقل و تأثيرگذار در تحولات و تغييرات توجه شد .[۱]

جامعه شناسى در بدو پيدايش ، به مطالعه نيروهاى اجتماعى تأثيرگذار بر روابط اجتماعى مردم علاقه نشان داد و نخستين جامعه شناسان ، دين و آموزه هاى آن را به سان يكى از مهم ترين منابع الهام بخش هنجارها و زيرساخت هاى رفتارهاى انسانى مورد مطالعه و پژوهش قرار دادند تا آن جا كه ماكس وبر دين را عامل شكل گيرى سرمايه دارى نوين عنوان كرد .

در چند دهه اخير ، جامعه شناسان مسلمان نيز از «جامعه شناسى اسلامى» يا «علم الاجتماع الاسلامى» سخن به ميان آوردند و كتاب ها و مقالاتى متعدد ، با رويكردهايى متفاوت در اين زمينه تدوين شد . آيات و روايات اجتماعى كه به قوانين عام جوامع نظر داشت ، منشأ بروز چنين انديشه اى از سوى آن متفكران به شمار مى آمد .

به زعم چنين تلاش هاى ارزنده اى ، هنوز در آغاز راه هستيم . شايد مشكل اساسى دراين باره ، فقدان پژوهش اجتماعى در موضوع هاى جزئى و معطوف به مشكلات معاصر

بوده است و عمده پژوهش ها در طرح نظرى آن متوقف گشته است . به نظر مى رسد اگر چند پژوهش ميدانى با نگرش به آموزه هاى دينى صورت مى گرفت و تئورى برگرفته از آيات و روايات ، با تئورى هاى رايج در جامعه شناسى در ميزان حل مشكلات اجتماعى مقايسه مى شد ، تا حدودى گامى به جلو بود . ما در اين طرح ، بحث را از كليت دين به روايات تنزّل داده ايم تا ضمن جزئى تر كردن موضوع ، به ديدگاه هاى مشخص ترى دست يابيم .

هنگامى كه احاديث اسلامى را مطالعه مى كنيم ، به گزاره هايى عام و توصيفى در مورد پديده هاى جمعى برمى خوريم كه رابطه ميان دو متغيّر را توصيف مى كند و دقيقا در همان موضوعات ، گزاره هايى در جامعه شناسى به چشم مى خورد . در اين جا اين سؤال رخ مى نمايد كه آيا ميان اين دو نوع گزاره ، رابطه اى وجود دارد يا نه ، و اگر پاسخ مثبت است ، چه روابط و مناسباتى ميان آن دو برقرار است؟

پيش از هرگونه اظهارنظر ، بررسى واژگان كليدى بحث ضرورى است تا ماهيت بحث بهتر روشن گردد .


[۱]. گفتنى است كه پيش از پيدايش جامعه شناسى نوين ، انديشه هاى اجتماعى فراوانى از سوى فيلسوفان و انديشمندان اسلامى وجود داشته است .