مطالعه کتاب خرید کتاب
عنوان کتاب : سعادت و شادکامی (درآمدی بر سعادتمندی از دیدگاه اسلام با رویکرد روان شناسی مثبت گرا)
پديدآورنده : حمزه عبدی
محل نشر : قم
ناشر : دارالحدیث
نوبت چاپ : اول
تاریخ انتشار : 1391
تعداد صفحه : 112
قطع : رقعی
زبان : فارسی
جستجو در Lib.ir

سعادت و شادکامی (درآمدی بر سعادتمندی از دیدگاه اسلام با رویکرد روان شناسی مثبت گرا)

این پژوهش به منظور ارائه تصویر صحیحی از سعادت در حوزه دین و روان شناسی سامان یافته است.

این پژوهش به منظور ارائه تصویر صحیحی از سعادت در حوزه دین و روان شناسی سامان یافته است. برخی از عناوین اصلی کتاب چنین است: سعادت و مفاهیم مرتبط در لغت؛ سعادت در قرآن و حدیث؛ تفاوت سعادت دنیوی با دنیاگرایی؛ سعادت در روان شناسی؛ سعادت دنیوی؛ سعادت اخروی.

در بخش پایانی کتاب تلاش می شود تا تعارض یا عدم تعارض مفهوم سعادت در اسلام و مفهوم شادکامی در روان شناسی، مقایسه شوند و امکان استفاده از مباحث شادکامی روان شناختی در مسیر سعادت اخروی مطرح شود.

مقدّمه

سعادت، از مسائل کلیدی و مهم برای هر انسان به شمار می رود و هر کس به طور فطری به دنبال آن است. لذا از دیرباز، بیشتر انسان ها در پیِ آن بوده اند تا مطمئن شوند که در مسیر سعادت، گام بر می دارند. به همین دلیل، یکی از انتظارات و به تبعِ آن، یکی از کارکردهای ادیان، پاسخ گویی به همین نیاز فطری است.

اسلام هم که دینی جامع به شمار می رود، این پرسش را بی پاسخ نگذاشته و ره نمودهایی را در این باره، بیان کرده است.

واژۀ «سعادت»، در متون اسلامی، بسیار به کار رفته است و مسلمانان در ادبیات خود، از این واژه، استفادۀ فراوانی نموده اند.

در متون غیر دینی، مانند روان شناسی و جامعه شناسی نیز شاهد آنیم که از واژۀ سعادت یا واژه های هم معنای آن، بسیار استفاده می  شود.

واژه هایی همچون شادکامی،[۱]رضایتمندی[۲]و بهزیستی،[۳]در روان شناسی به همین حوزۀ معنایی، اختصاص دارند.

هدف این نوشته، بررسی همین موضوع است تا اوّلاً تصویر صحیح و مناسبی از این مفهوم به دست بیاید و مقایسه ای بین این مفهوم در حوزۀ دین و روان شناسی، انجام شود و پس از آن، خدمات آنها در این زمینه، مورد ارزیابی قرار گیرد.

برای بررسی علمی این مسئله و مسائل مشابه، لازم است تا مراحلی طی شود که به اجمال، توضیحی در بارۀ آنها داده خواهد شد.

در گام نخست، مفهوم واژۀ سعادت را در اسلام، مشخّص می  کنیم، که این خود، از چند مرحلۀ جزئی تشکیل می  شود:

الف ـ بررسی معنای لغوی،

ب ـ بررسی معنای اصطلاحی (مفهوم واژه در آیات و روایات)،

ج ـ جمع بندی مطالب و دستیابی به مفهوم نهایی.

پس از آن، مفهوم سعادت و مفاهیم مشابه با آن را در روان شناسی، مورد ارزیابی قرار می  دهیم. در این مرحله از تحقیق، نظریه ها و تئوری های موجود نیز می توانند در مفهوم شناسی، وارد شوند.

پس از این، به مرحلۀ مقایسه می رسیم که مرحلۀ حسّاسی است و در آن، باید دو مفهوم با یکدیگر، مقایسه شوند و تفاوت ها و شباهت های آنها استخراج گردد. البته کار، در چنین مرحله ای متوقّف نمی شود؛ چرا که این کار، ما را از فواید تکمیلی، محروم می  نماید. لذا گام بعد ـ که مهم تر نیز هست ـ ، بررسی امکان خدماتی است که این دو حوزه می  توانند به یکدیگر برسانند.

علومی مانند روان شناسی، می  توانند به دین، خدمات فراوانی برسانند، و همچنین، از آن بهره ببرند. برای مثال، روان شناسی، می  تواند پرسش ها و موضوعات جدیدی را پیشِ روی دین قرار دهد. از سوی دیگر، دین

نیز می  تواند مفاهیم و اصول موضوعه ای مانند توحید و معاد را که علوم انسانی نمی توانند به آنها دست پیدا نمایند، در اختیار روان شناسی قرار دهد. حتّی گاهی می  تواند مسائل بسیار جزئی را در اختیار روان شناسی بگذارد و مقدّمات طرّاحی یک فن (تکنیک) را فراهم نماید.[۴]

مهم ترین مسئله، آگاهی کامل نسبت به روش و منطق تحقیق در هر دو حوزه از دانش است که محقّق را از لغزش های بسیاری، باز خواهد داشت. حال با همین شیوه ای که توضیح داده شد، مفهوم سعادت را پی می  گیریم.


[۱]. Happiness.

[۲]. Satisfaction.

[۳]. well being.

[۴]. در این میان، تنها آسیبی که ممکن است به بسیاری از تحقیقات برسد، آسیب رسیدن به اصالت هر کدام از این حوزه هاست؛ یعنی فدا کردن یکی از این حوزه ها به نفع دیگری که مانع پیشرفت علوم می شود و گاهی ناخواسته، در این گرداب می افتیم که باید با مقدّماتی، از رسیدن این آسیب ها جلوگیری نمود.