عنوان کتاب : روح و ریحان یا جنّة النّعیم و العیش السّلیم فی احوال السّید عبدالعظیم الحسنی(ع) و التکریم
محل نشر : قم
ناشر : دارالحدیث
نوبت چاپ : اول
تاریخ انتشار : 1382
تعداد جلد : 5
قطع : وزیری
زبان : عربی
جستجو در Lib.ir

روح و ریحان یا جنّة النّعیم و العیش السّلیم فی احوال السّید عبدالعظیم الحسنی(ع) و التکریم

کتاب به سال ۱۲۹۶ ق، در عصر مؤلف و زیر نظر وی به چاپ رسید. مؤلف در این اثر علاوه بر بیان احوال و تاریخ حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، در صدد بیان یک دوره معارف شیعی نیز بوده است. کتاب دارای ۲۴ روح و ریحان است.

در جلد اوّل این مطالب آمده است:

مقدمه ای با عنوان «رضوان» دارای سه قسمت است: تکثیر: در کثرت نسل سادات، تفضیل: در فضایل سادات، تخصیص: در خصایص سادات. این جلد، هشت روح و ریحان با این عناوین آمده است:

اوّل: در عدد اولاد حضرت امام حسن مجتبی(ع) و در اینکه اعقاب و اولاد آن جناب، منحصر به حسن مثنی و زید گردید؛

دوم: در شرح احوال حسن مثنی؛

سوم: در شرح احوال زید و اولاد دیگر از ائمه هدی: که موسوم به زید بودند؛

چهارم: در شرح احوال اجداد حضرت عبدالعظیم(ع) که منتهی به زید می شوند؛

پنجم: در شرح کنیه و لقب و اسم حضرت عبدالعظیم، و بیان «السّلامُ عَلَیک أیها المُحَدِّثُ العَلیم»، و مراتب حدیث و معنای «حدیث» و «محدّث»، و بیان «السّلامُ عَلَیک أیها الشِّخْصُ الشَّریف»، و بیان «السّلامُ عَلَیک أیها السیدُ الکریم»؛

ششم: در شرح برادران و فرزندان و عیال حضرت عبدالعظیم(ع)؛

هفتم: در درک خدمت آن جناب، ائمّه ثلاثه را، یعنی حضرت جواد و حضرت هادی و حضرت عسکری(ع)؛

هشتم: در شرح حدیث ابو حماد رازی و امر کردن به اخذ دین از حضرت عبدالعظیم(ع).

در جلد دوم، بخشی از روح و ریحان نهم گنجانده شده است. روح و ریحان نهم در شرح حال کسانی است که خدمت ائمّه طاهرین علیهم السلام عرض دین کرده اند، و عرض دین حضرت عبدالعظیم(ع) نیز در ضمن این شرح، مذکور است.

در جلد سوم، ادامه روح و ریحان نهم آمده و سپس روح و ریحان های دهم تا چهاردهم درج گردیده است:

دهم: در شرح مهاجرت حضرت عبدالعظیم(ع) به طرف ری و ایام توقف آن جناب و وضع عبادتش؛

یازدهم: در ترجمه چهل حدیث که از آن جناب مروی است و به فارسی ترجمه شده است و بیان حدیث «مَنْ حَفِظَ أرْبَعینَ حَدیثاً...»؛

دوازدهم: در شرح کیفیت شهادت و وفات آن بزرگوار و مدفن شریف و بناء ری و مدح عجم؛

سیزدهم: در شرح معنای زیارت و اخباری که در ثواب زیارت آن بزرگوار مروی است؛

چهاردهم: در آداب زیارت زایر و خدّام مقابر و کرداری که از ایشان شایسته است و بناهای حسنه ای که مقتضی است در جوار این مزار کثیر الانوار باشد از مدرسه و غیر آن.

ده روح و ریحان باقی مانده در جلد چهارم آمده است که عبارت اند از:

پانزدهم: در معنای «تولیت» و آداب زیارت کردن متولی این آستان و ثمراتی که در این اوقات کالشمس فی رابعة النّهار هویدا و آشکار است؛

شانزدهم: در شرح بنای قبّه حضرت عبدالعظیم(ع) در زمان مجد الملک اردستانی و تذهیب آن در این دولت جاویدْ مدّت، و بنای تذهیب قباب ائمّه طاهرین: و بناهای جدیده دیگر در آن روضه مبارکه؛

هفدهم: در شرح اقوال نحاریر و فحول قدمای از علما در مدح و توثیق حضرت عبدالعظیم(ع)؛

هیجدهم: در شرح احوال حمزات و امام زاده حمزه موسوی و نسب سلاطین صفویه، و نسب مرحوم حاجی سید محمّد باقر رشتی؛

نوزدهم: در شرح احوال امام زاده طاهر حسینی؛

بیستم: در شرح احوال امام زاده عبداللّٰه ابیض؛

بیست و یکم: در شرح احوال قاضی صارونکی، و امام زاده ای که در فرحزاد مدفون است؛

بیست و دوّم: در شرح عموم امام زادگان که وارد ری شده اند؛

بیست و سوّم: در شرح علمای رازیین از زمان ائمّه دین تا علمای این زمان که در تهران متولّد شدند و وفات یافتند؛

بیست و چهارم: در منامات و رؤیای حسنه و کراماتی که از این روضه معظمه ظاهر گردید به امر اللّٰه .

جلد پنجم به فهارس این مجموعه اختصاص یافته است.

مقدمه کتاب

...

خصوصيات جنة النعيم

( روح و ريحان )

«جنة النعيم» يا « روح و ريحان» فرهنگواره اى است شيعى در بيان تاريخ و اعتقادات شيعه و انساب آل ابى طالب ؛ زيرا جز آنكه نام كتاب گوياى آن است ، مؤلف علاوه بر بيان احوال وتاريخ حضرت شاه عبدالعظيم حسنى عليه السلام ، در صدد بيان يك دوره معارف شيعى و شناساندن سادات عظيم الشأن است .

سيرى كوتاه در بيست و چهار روح وريحان كتاب كه عناوين ابواب آن هستند وخاتمه آن ، ونگاهى به فهرست جزئيات ، نشانگر اين موضوع است . البته در اين مقام از بيان تفصيلىِ روح و ريحانها خوددارى مى كنيم ، چون با تورّقى مختصر ، عناوين پيش روى خواننده گرامى مى باشد ، لكن به بررسى بعضى از نكات كتابشناختى مى پردازيم :

نام كتاب :

واعظ تهرانى ، مؤلف اين اثر ارزشمند ، از كتاب خويش در مواضع مختلف به نامهاى مختلف ـ ولى مشابه ـ ياد كرده ، آنچه در بين همه اين اسماء مشترك است «جنة النعيم» مى باشد كه گاهى بطور مطلق بدان استناد كرده ، ولى تتمه عنوان به گونه هاى مختلف ياد شده است . مثلاً در آغاز كتاب كه فهرست كليات آن را درج كرده مى گويد :

فهرست كليات اين كتاب كه موسوم به «جنة النعيم» است .

ودر مقدمه نيز بهمين گونه :

اين كتاب باهر و سحاب ماطر ، و فهرست بديع و دفتر منيع ، كه به نام «جنّة النعيم» و در ستايش ابوالقاسم حضرت عبدالعظيم است . .

ولى در پايان مقدمه عربى كتاب مى گويد :

سميتها بجنة النعيم والعيش السليم فى احوال مولانا عبدالعظيم .

در اواخر مقدمه فارسى آن مى گويد :

اين كتاب را موسوم به جنة النعيم فى احوال عبدالعظيم عليه السلام والتكريم نمودم[۱].

عنوان كتاب نيز قبل از شروع آن ، با خطى درشت چنين درج شده :

هذا كتاب جنة النعيم والعيش السليم فى أحوال السيد الكريم والمحدث العليم عبدالعظيم بن عبداللّه  الحسنى عليه السلام والتكريم .

***

در بعضى از منابع اين كتاب به نام «روح وريحان» ناميده شده است . البته به مضمون آيه شريفه  «فروح وريحان وجنة نعيم»  مؤلف نظر بدان داشته وعناوين فصول كتاب را روح و ريحان قرار داده است .

در مقدمه فارسى همين كتاب مى گويد :

و به مضمون بلاغت مشحون  « فرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ »  آن را به عدد ساعات ايّام و ليالى به بيست و چهار روح و ريحان معطّر و مطيّب ساختم . .

بنابراين «روح و ريحان» خالى از وجه نيست ، ولى مؤلف ، كتابش را بدين نام مسمّا ننموده است .

نكته ديگر آنكه ملا محمد اسماعيل فدائى كزازى اراكى درگذشته ۱۲۶۳ هجرى از علماى مهم عصر خويش ، كتابى به عربى با عنوان «جنات النعيم فى احوال سيدنا الشريف عبدالعظيم» نگاشته است[۲]. اين كتاب در سال ۱۲۳۰ ه ق تأليف شده و شامل يك مقدمه و هشت فردوس و يك خاتمه مى باشد .

گر چه واعظ تهرانى در هيچ جاى كتابش از وى نامى نبرده ، ولى با توجه به تقدم آن كتاب[۳]و موضوع و ابوابش ، بعيد نيست كجورى آن كتاب را ديده و از آن بهره برده باشد ، وحتى نام كتاب

را نيز با توجه بدان تأليف برگزيده باشد با تفاوتى در انتخاب عنوان ، چون عنوان آن كتاب «فردوس» است و عناوين ابواب كتاب حاضر «روح و ريحان» . مباحث فردوسها نيز با مباحث مؤلف نزديك است[۴].

از طرفى ديگر ممكن است كجورى كتاب فوق را نديده باشد به دو وجه :

الف ـ وى از ذكر مصادرى كه از آنها نقل مى كند ابايى ندارد و عادتش بر ذكر مأخذ است نه كتمان آن .

ب ـ بنا به نقلى ، در جنات النعيم فدائى شصت روايت از حضرت عبدالعظيم در فردوس هشتم وارد است و حال آنكه در جنة النعيم كجورى ۵۷ روايت نقل شده ، يعنى كمتر از آنچه در كتاب سابق ذكر شده ، و اگر اين كتاب نزد وى بود اقلاً همان تعداد را نقل مى نمود خصوصاً اينكه كجورى ، قبل از نقل روايات ، در پى تأليف شيخ صدوق در اين باره بوده و آنرا نيافته ، لذا بناچار احاديث را از كتب اربعه و ديگر كتابهاى حديثى جمع آورى نموده است . وى در آغاز روح و ريحان يازدهم مى گويد :

و هر قدر داعى ساعى شدم آن كتاب را ـ اخبار عبدالعظيم عليه السلام تأليف شيخ صدوق ـ تحصيل نمايم اين سعادت را نيافتم ، ناچار از كتب اربعه و چند كتاب ديگر اين احاديث را جمع نمودم . .

تا اينكه مى گويد :

واشهد اللّه  وكفى بذلك شهيداً بقدر مقدور از جمع هر يك از اين احاديث غفلت نورزديدم .

سال تأليف :

مؤلف در سالهاى ۱۲۹۵ ـ ۱۲۹۷ به تأليف كتاب مشغول بوده و چاپ آن تا سال ۱۲۹۸ بطول انجاميده است . معظم تأليف كتاب به اعتقاد نگارنده در سال ۱۲۹۶ بوده است[۵].

ناگفته نماند : مؤلف ، هنگام چاپ كتاب نيز حواشى افزوده و بعضاً اصلاحاتى انجام داده است . بنابراين سال ۱۲۹۸ علاوه بر تكميل چاپ ، سال تتميم تأليف كتاب نيز بوده است .

...

تتبع مؤلف وجامعيت كتاب :

مؤلف قبل از شروع در ديباچه كتاب مى گويد :

در تمام شب خود را با كتب انساب واحاديث مأنوس نمودم ودر تمام روز به كسب احكام مسائل حلال وحرام مشغول شدم تا اين نامه نامى وصحيفه گرامى مملو از اخبار ومحشو از اسرار گرديد .

سپس به نقل از اهل فضل و ادب در جامعيت كتاب ضرب المثل مشهور عربى را مى آورد كه : «كلّ الصيد فى جوف الفرا» .

همچنين در مقدمه كتاب مى گويد :

اگر چه اين بنده شرمنده را قصور باع و قلّت تتبّع و اطّلاع و تشتّت بال و تزلزل احوال و ارتعاش جناح و ارتعاد جنان مانع و شاغل بود ، ليكن ميامن قدسى مواطن و انفاس مقدّسه نفوس زكيّه ابناء مكرّمين و احفاد مطهّرين حضرت صدّيقه طاهره سيّده نساء عالمين ـ عليها وعلى اولادها آلاف من التحيّات والتّسليمات ـ مدد فرمود ، بعد از تحقّق و تعمّق در كتب معتبره علماء متبحّرين و محدّثين معتمدين اخبار و احاديث صحيحة الاسناد در اين چند ورق مجموع و مضبوط گرديد و كتابى مدوّن شد . پس بر اهل فضل و حديث و ازكياء معاصرين از آنچه تفصيل و تدوين نموده بودم عرضه داشتم ، و از عثرات و هفوات آن وقايه خواستم ، و تهذيب و تذهيب مساوى و معايب آن را مستدعى شدم ، با آنكه اتفاق آراء محال

است در اين مورد و محل ، ايشان را مشفق و متّفق يافتم .

واعظ تهرانى هنگامى كه حديثى از «فلاح السائل» سيد ابن طاوس مى نگارد مى گويد :

چون در كتب معاصرين اين حديث شريف كم ذكر شده است و معانى دقيقه مليحه دارد[۶]. .

اين عبارت نشانگر مراجعه مؤلف به كتب مختلف ، حتى كتابهاى علماى هم عصر او مى باشد .

در توسّل به چهارده معصوم عليهم السلام حرزى از ميرداماد نقل كرده و مى گويد :

يكى از سعادات دعاگو آن است اين حرز را به خط مرحوم سيد مؤيد محقق ميرداماد طيّب اللّه  تربته در ورقه اى يافتم[۷].

گه از گاه ، تتبع مؤلف نتيجه اى براى وى نداشته ، مثلاً براى پيدا كردن كتاب شيخ صدوق درباره حضرت عبدالعظيم عليه السلام كه به «اخبار عبدالعظيم» موسوم بوده ، سعى فراوان نموده و مى گويد :

و هر قدر داعى ، ساعى شدم آن كتاب را تحصيل نمايم اين سعادت را نيافتم ، ناچار از كتب اربعه و چند كتاب ديگر اين احاديث را جمع نمودم و براى تسهيل خوانندگان به فارسى ترجمه نمودم[۸].

در جايى ديگر مى گويد :

و هر قدر داعى سعى بليغ نمودم در دواوين و كتب معروفه علماء رجال و انساب اين روايت را به اين بيان نيافت[۹].

تكيه مؤلف بر علم انساب :

مؤلف در تذييلى كه بر مقدمه كتاب نگاشته مى گويد :

و همانا ثمره اين كتاب ، آگاهى به انساب و احساب شريف ابناء و احفاد ائمّه اطهار و اطياب است ، و ثمره آن ظهور آداب مرضيّه است زمان تشرّف به مزار شريف

ايشان ، و ثمره تأدّب به آداب مرضيّه ، اجابت دعوات و قضاء حاجات و توجّه مزور است به زائرين ، و ثمره توجّهات اين بزرگواران استخلاص از عقوبات و دركات و اهوال و افزاع قيامت است .

در پايان روح و ريحان ششم نيز مى گويد :

على اىّ حال ، داعى از وقتى كه در مقام تحصيل علم به انساب ابناء ائمه طاهرين و اولاد مكرمين ايشان برآمدم و تصحيح حالاتشان را از مَهَره اين فن استدعا كردم براى ازدياد معرفت خود و تعريف خوانندگان و شنوندگان بوده است ، و مى دانم اين گونه امور به استحسانات و قياسات و قاعده ظاهره تمام نمى شود ، بايد از كتاب صحيحى دليل قاطعى آورد و الاّ سكوت اولى است[۱۰].

روح وريحان بيست و دوم نيز تماماً در علم نسب ، و مربوط به امامزادگانى است كه به رى آمده اند . مؤلف در حين تحرير كتاب به واسطه نداشتن كتابهاى مورد نياز در علم نسب ملول بوده ، تا به مدد توسل به حضرت عبدالعظيم عليه السلام كتاب «منتقلة الطالبية» وكتابى ديگر در علم نسب به دست وى رسيده است . كتاب نخستين را پس از مراجعه و مطالعه ، جزء جزء ، مطابق واقع يافته و مطالب فراوانى از آن نقل كرده است[۱۱]...

اشكال بر كجورى در خصوص طولانى بودن مباحث كتاب :

عمده نظرى كه بر اين تأليف گرانسنگ متوجه است دور شدن مؤلف از موضوع اصلى مورد بحث و توجه وى به ديگر نكات است . از اينرو بعضى كتاب را در غير احوال حضرت عبدالعظيم شايسته تر مى دانند تا در احوال آن حضرت .

ولى توجه به نكات ذيل حائز اهميت است :

اولاً : بناى مؤلف ايجاد چارچوبى در بيان حالات ائمه گرامى عليهم السلام وامامزادگان وتواريخ وانساب واحاديث شريفه آنها بوده يا به تعبيرى جامعتر «فرهنگواره اى شيعى» ، و اين چارچوب را بنحوى شايسته وزيبا درباره حضرت عبدالعظيم عليه السلام منعقد نموده وسپس در بناى ساختار آن از مطالب گوناگون بهره برده است .

ثانياً : موضوع كتاب ، رجال يا شرح حال صرف نيست چنانچه ممكن است در نگاه اول به ذهن برسد و بسيارى از مطالب عنوان شده را تحت الشعاع قرار دهد ، بلكه ساختار اصلى كتاب علاوه بر شرح حال وتاريخ حضرت عبدالعظيم ، شرح حديث عرض دين حضرت عبدالعظيم و احاديث مرويّه از آن بزرگوار است ( مسند حضرت عبدالعظيم عليه السلام ) كه خود نزديك به نيمى از كتاب را دربردارد . لذا مؤلف از زواياى مختلف به شرح احوال اين امامزاده جليل القدر پرداخته است .

علاوه بر اينكه بررسى تاريخى امامزادگان رى نيز مدّ نظر مؤلف بوده ، و در اين باره نيز سخنها گفته است ، والبته پرواضح است كه اين گونه ابحاث بدون ارتباط با حضرتش نيست .

ثالثاً : مؤلف در مواردى متعدد اشاره كرده كه بناى اختصار داشته ودر صدد توضيح بيش از حد نيست ، والاّ كتاب كنونى از حدّ فعلى بسى فراتر مى رفت ، مثلاً مؤلف در تذييلى كه بر مقدمه

كتاب نگاشته مى گويد :

خلاصه براى رفع اشتباه و اطّلاع به انساب امامزادگان اين حدود و ازدياد بصيرت و معرفت به حالت هر يك از اين زمره زكيّه ، اين اوراق كه مجموعه خالى از اطناب و اغلاق است ، و تحريراتش خلاصه و صفوه اى از تقريرات منبريّه داعى است هرگاه ساكنين بلده ناصره بعد از اداء فريضه و تعقيبات مرويّه نظرى فرمايند شايد بهره و ثمرى يابند .

در شرح حديث عرض دين حضرت عبدالعظيم عليه السلام مى گويد :

بحمد اللّه  تعالى از احوال ائمه اثنا عشر به قدر مقدور با ملاحظه اقتصار و اختصار در شرح عرض دين حضرت عبدالعظيم عليه السلام بياناتى مفيده نگاشتم[۱۲].

در موارى نيز مؤلف عنان قلم را فشرده و آن را نگاه داشته تا زيادتر سخن نراند . مثلاً در آخر روح و ريحان بيست و چهارم ، دو كرامت از كرامات حضرت عبدالعظيم عليه السلام نقل كرده سپس مى گويد :

و اين معصيت كار بسيار از كرامات آن بزرگوار شنيده ام چه از مجاورين و خدّام و چه از زائرين ، اگر در مقام شرح آنها برمى آمدم خود كتابى مى شد[۱۳].

و يا در جايى ديگر مى گويد :

بدان كه اين ابيات فصيحه در اين مورد براى هوشمندان به جهت اجمالى كه در تحرير مراتب توحيد متصدىّ گرديدم نگاشتم والاّ دامان اين عنوان از اين بيانات موجزه بلندتر بوده است و زبان داعى هم درازتر[۱۴].

ويا در عبارتى ديگر تصريح مى كند :

چون وضع اين كتاب بر اطناب نيست و الاّ احتجاجات صدوق عليه الرحمه را در محضر ركن الدّوله ديلمى با اعيان علماء شرح مى دادم ، اما خوفاً للاطناب والاطاله زحمت نمى دهم[۱۵]...

مشخصات چاپ كنونى :

در چاپ كنونى ، علاوه بر تفاوت ظاهرى و تصحيحات و تعليقات فراوانى كه ملاحظه مى شود ، نكاتى مدّ نظر بوده كه بطور فهرست وار بدانها اشاره مى شود :

مهمترين نكته اى كه در چاپ جديد اين كتاب مدّ نظر بوده ، ارائه متنى مصحَّح بوده كه هم مراجعه بدان آسان باشد ، و هم مطالب ارائه شده توسط مؤلف را بنحوى نيكو جلوه دهد . از اينرو جلد پنجم آن به فهارس متنوع وقابل استفاده پژوهشگران اختصاص يافته است .

با توجه به كثرت و اهميت مطالب نقل شده در پانوشتها ، تمامى آن مطالب در فهرست بردارى نيز لحاظ شده وبا علامتى مجزّا ، جزء فهارس درج گرديد تا كليه مطالب كتاب قابل مراجعه و بهره ورى باشد .

اشعار فارسى از عربى تفكيك گشته و مطالب فارسى نسبت به عربى در دو سياق مجزّا واقع شده است .

در تخريج مصادر ومنابع مورد استناد كه شمار آن بسيار بوده است ، با توجه به وقت محدود ، اهتمام فراوان صورت پذيرفته است .

با توجه به كثرت مطالب عربى ، اشتباهات كتابتى فراوانى از ناحيه كاتب ، در چاپ سنگى ـ حتى در نقل آيات ـ بچشم مى خورد . البته پاره اى از اين اشتباهات مستند به خود مؤلف مى باشد ، خصوصاً اينكه وى به جهت دارا بودن از قدرت حافظه قوى ، تكيه بر حفظ خود مى كرده و آيات

وپاره اى از روايات و اشعار را با ذهنيّت خويش نگاشته ، و بعضاً سبب اشتباه يا خلط آيات يا روايات شده است . اضافه بر اين ، اعراب گذارى كلمات عربى نيز خالى از اغلاط نحوى و كتابتى نيست .

علاوه بر تصحيح موارد مذكور ، كلماتى كه در آن چاپ ناخوانا بوده خصوصاً مطالبى كه مرحوم واعظ تهرانى با خطّ خويش در حاشيه افزوده است ، با مراجعه به منابع اصلى تصحيح گشته است .

تمامى تصرفاتى كه توسط نگارنده انجام پذيرفته بدانها تصريح شده ، وچنانچه در متن تصحيحى از ناحيه ما صورت گرفته ، عين كلمه غلط در پانوشت آورده شده با عنوان «در چاپ سنگى . .» مگر اغلاط پيش پا افتاده كه مشخصاً اغلاط نسخه اى و از كاتب نسخه بوده است .

در سبك نگارش و املاى كلمات ، سبك نوين را ترجيح داده ايم ، علاوه بر اينكه سبك نگارش متن نيز يكنواخت نبوده و قابل استناد نيست .

عنوانها و رؤوس مطالب كه در حاشيه نسخه سنگى به خطى درشت كتابت شده بود ، به مكان مناسب در متن منتقل گشت ، و مواردى كه عنوان يا كلمه اى لازم بنظر مى رسيد ودر حاشيه كتاب نيامده بود بين دو قلاب ] ] افزوده شد . اين علامت را در موارد ديگرى نيز كه اضافه كردن كلمه اى لازم بود درج نموديم .

درباره نحوه فهرست بردارى از مجلدات كتاب نيز تذكراتى لازم بوده كه در مجلد پنجم توضيح داده شده است .

قدردانى و تشكر :

در پايان لازم مى دانم از تمامى كسانى كه به نحوى در نشر اين اثر سهيم بوده اند تشكر كنم ، خصوصاً از رياست محترم و دست اندركاران كنگره بزرگداشت حضرت عبدالعظيم حسنى عليه السلام ؛ كه بدون تشويق آنها ، تحقّق اين امر بسيار بعيد مى نمود .

دوست فاضل ، جناب شيخ عبدالرسول ابراهيمى؛ كه نسخه سنگى اين اثر را در اختيارم قرار دادند .

صديق گرامى و پرهمّت ، جناب آقاى زمانى نژاد؛ جهت پيگيرى مداوم و پيشنهادات ارزنده و تهيه نسخه سنگى خصائص فاطميه ، و در اختيار قرار دادن بعضى از منابع مورد نياز .

آقاى سيد حسين امامى و همكارش؛ به جهت حروفزنى وصفحه آرايى تمام كتاب و رفت

و آمدهاى مكرر وتحمّل خطوط ناراست نگارنده ، و تنظيم بخشهايى از فهارس عمومى كتاب .

فاضل و اديب ارجمند ، جناب شيخ محمد حسن ارگانى ؛ كه مُعْظم اين اثر را مطالعه كرده وموارد مهمّى را متذكر شدند .

سيد محمد حسن ايزدخواه ؛ در تطبيق نمونه چاپى با صفحات غلط گيرى شده .

و نيز دوستان گرامى شيخ محسن فيض پور كه در مقابله ثلث اول كتاب و شيخ محمدجواد صابريان كه در مقابله ثلث دوم ياريم دادند و نيز شيخ محمد مهاجر كه صفحات پايانى كتاب را با وى مقابله نمودم .

***

جهت مصدريابى و درج تعليقات ، علاوه بر برنامه هاى رايانه اى ، از كتابخانه مركز احياء ميراث اسلامى ؛ كتابخانه محقق و انديشمند برجسته و فخر شيعه ، حضرت علامه والد ، سيد احمد حسينى اشكورى حفظه اللّه  تعالى ، وكتابخانه مؤلف خليق و دانشور گرامى ابوالزوجه معظم ، جناب حاج شيخ محمود ارگانى بهبهانى دام بقاه ، حظّ وافر بردم كه از خداوند ودود ، دوام سايه مهر قرين آنها را خواهانم .

وآخرين سخن اينكه ؛ با تمامى تلاش انجام گرفته ، بى بضاعتى نگارنده با وقت اندك وفرصت محدود و مشكلات نسخه چاپى قرين گشته و اثر حاضر را به صورت كنونى شكل داد . تذكّر لغزشها و اشتباهات ، موجب امتنان كمترين خواهد بود .

اسفند ۸۱ ـ قم سيد صادق حسينى اشكورى


[۱]ناگفته نماند : مؤلف كتاب خود را سراسر نعمت مى داند از آنجا كه جايى در بيان انواع جنّتها مى گويد : اما جنت نعيم گويند براى كثرت نعمت اوست كقوله : ( فرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ ) ( واقعه : ۸۹ . بنگريد به : جنة النعيم : ۲۷۰ . ) .

[۲]درباره شرح حال وى بنگريد به : اعلام الشيعة ، قرن ۱۳ ص ۱۳۱ .

[۳]كه در سال ۱۲۳۰ تأليف شده ، ولى تأليف كجورى مربوط به سالهاى ۱۲۹۵ و پس از آن مى باشد .

[۴]متأسفانه ، كتاب «جنات النعيم» در نزد نگارنده نبود تا مباحث آنرا تطبيق دهد .

[۵]مؤلف در رباعى كه بنا بر تصريح خودش در جنة النعيم : ۵۴۷ زمان اشتغال به تدوين كتاب سروده است ماده تاريخ ۱۲۹۵ را درج نموده است . علاوه بر اينكه در مقدمه عربى كتاب مى گويد : « انى مع فناء الانية عمرت أربعين سنة . . » كه با توجه به سال تولد وى (۱۲۵۵) ، شروع تأليف سال ۱۲۹۵ بوده است .

در عين حال در لابلاى كتاب به تاريخهاى سال ۱۲۹۶ و ۱۲۹۷ و ۱۲۹۸ برمى خوريم . وى در مقدمه مى گويد : بعد از يكهزار و دويست و چهل و هفت از هجرت مهر طلعت حضرت رسالت نبوى صلى اللّه  عليه و آله در شب سه شنبه ششم ماه صفر بالنّصر والظّفر آن وجود مسعود را از مكمن غيب به عرصه شهود آورد ، بحمد اللّه  تعالى تاكنون كه هزار و دويست و نود وشش است و يك قرن و دو سال علاوه از سلطنت آن سلطان صاحبقران مى گذرد . . .

در اوائل كتابش نيز به سال ۹۶ تصريح كرده ومى گويد : و بحمد اللّه  تعالى به امر و فرمان حضرت اقدس همايون اعلى در اين اوقات كه مورّخه هزار و دويست و نود و شش هجرى است در عمارت صحن شريف اين امامزاده جليل تأكيدات اكيده شد و بنحو خوشى زينت يافت ( جنة النعيم : ۹۸ ) . در صفحه ۱۶۲ نيز مى گويد : و اكنون هزار و دويست و نود و شش از هجرتش گذشته است .

همچنين در اواخر روح و ريحان شانزدهم ( جنة النعيم : ۴۷۱ )تصريح كرده كه در حال حاضر از جلوس حضرت اقدس شهريارى (ناصر الدين شاه) تاكنون سى و دو سال مى گذرد . با توجه به جلوس ناصر الدين شاه در سال ۱۲۶۴ ، تأليف آن صفحات مربوط به سال ۱۲۹۶ مى شود . در انتهاى كتاب چنين آمده است : چون داعى در سال هزار و دويست و نود و هفت باز موفّق شده به زيارت بيت اللّه  الحرام مشرف گرديد قدرى از اجزاء اين كتاب چاپ نشده و در عهده تعويق افتاد ، از اين جهت بعضى از تاريخ شروع و ختم آن مختلف نقل شد . . ( جنة النعيم : ۵۴۸ ) .

سپس ماده تاريخى كه براى سال ۱۲۹۸ سروده ، ثبت نموده است .

[۶]جنة النعيم : ۲۸۵ .

[۷]جنة النعيم : ۲۶۰ .

[۸]جنة النعيم : ۳۳۲ .

[۹]جنة النعيم : ۴۱۴ .

[۱۰]جنة النعيم : ۱۲۵ .

[۱۱]بنگريد به : جنة النعيم : ۴۹۷ ـ ۴۹۸ روح و ريحان ۲۲ .

[۱۲]جنة النعيم : ۲۵۳ .

[۱۳]جنة النعيم : ۵۳۹ .

[۱۴]جنة النعيم : ۱۵۷ .

[۱۵]جنة النعيم : ۵۱۳ .