تهجد و شب زنده داری

پرسش :

تهجد و شب زنده داری را به تفصیل توضیح دهید.



پاسخ :

واژۀ «تهجّد» در لغت عرب، به معنای «در شب بیدار شدن» است؛[۱]ولی در فرهنگ قرآن و حدیث،[۲]شب زنده داری به منظور اقامۀ نماز شب و عبادت خدا را «تهجّد» می نامند. و از این رو به کسی که شبانگاه برای برپا داشتن نماز از خواب بر می خیزد، «متهجّد» اطلاق می گردد.

تأثیر تهجّد در خودسازی

از منظر قرآن و احادیث اسلامی، عبادت شبانگاهی، تأثیر فوق العاده ای در تهذیب نفس و سازندگی معنوی انسان دارد. قرآن کریم در این باره می فرماید:

(إِنَّ نَاشِئَةَ ٱلَّيْلِ هِىَ أَشَدُّ وَطْأً وَ أَقْوَمُ قِيلاً.[۳]

بی گمان، عبادت شبانه، پابرجاتر، و در گفتار استوارتر است).

واژۀ «ناشئه» در فراز نخست این آیه به معنای حادثه است. بنا بر این، «ناشئة اللیل» به معنای حادثۀ شب، خواهد بود. بر پایۀ روایاتی که در تفسیر این آیه نقل شده،[۴]منظور از حادثۀ شب، بیدار شدن شبانگاهی، با انگیزۀ الهی، برای عبادت و نماز شب است.[۵]

واژۀ «وطأ» در فراز دوم آیۀ یاد شده، دو معنا دارد: یکی موافقت و سازش، و دیگری، مشقّت و دشواری. بنا بر این، مقصود از جملۀ «هی أشد وطأ» این است که بیدار شدن از خواب هنگام شب برای عبادت، موجب هماهنگیِ بیشتر قلب و زبان می شود، از این رو، نقش مؤثّرتری در سازندگی معنوی انسان ایفا می نماید، و بر این اساس، عبارت «أقوم قیلاً» اشاره به شدّت استحکام و استواری و درستی عبادت شبانگاهی به جهت برخورداری آن از حضور قلب است.[۶]

چکیدۀ سخن در تبیین آیۀ یادشده این است که عبادت شبانه و نیایش سحرگاهی در لحظاتی که انسان بیش از هر وقت دیگری از خاطری آسوده برخوردار است، هر چند برای کسانی که با این فرهنگ خو نگرفته اند دشوار است، ولی تأثیر فراوانی در تهذیب نفس و پرورش جان دارد.

بنا بر این، آنچه در این کتاب، در بارۀ تشویق به شب زنده داری، ویژگی های نماز شب، و آثار و برکات آن آمده است ـ مانند: پاکسازی آینۀ دل از زنگار گناه، روشنایی دل، اجابت دعا، افزایش روزی، تن درستی و از همه مهم تر، محبّت خداوند سبحان و نزدیک شدن به ساحت قدس ربوبی و دستیابی به دیدار قلبی و معرفت شهودی ـ در واقع، تفسیر و تبیین آیۀ یاد شده است. در روایتی از امام عسکری علیه السلام آمده است که فرمود:

إنَّ الوُصولَ إلَی اللهِ تَعالیٰ سَفَرٌ لا یُدرَکُ إلّا بِامتِطاءِ اللَّیل.[۷]

رسیدن به خداوند متعال [و دیدار قلبی[۸]او، نیازمند] سفری است که جز با نشستن بر مَرکب شب، میسور نشود.

و به گفتۀ خواجۀ شیراز:

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یُمن دعای شب و ورد سحری بود.

تهجّد در سیرۀ انبیا و اولیا

بر این اساس، همۀ انبیا و اولیای الهی، اهتمام ویژه ای به عبادت شبانگاهی و شب زنده داری داشته اند. در روایتی آمده که پیامبر خدا(ص) فرمود:

صَلاةُ اللَّيلِ مَرضاةُ الرَّبِ، وحُبُّ المَلائِكَةِ، وسُنَّةُ الأَنبِياءِ، ونورُ المَعرِفَةِ، وأصلُ الإيمانِ، وراحَةُ الأَبدانِ، وكَراهِيَةٌ لِلشَّيطانِ، وسِلاحٌ عَلَى الأَعداءِ، وإجابَةٌ لِلدُّعاءِ، وقَبولٌ لِلأَعمالِ، وبَرَكَةٌ فِي الرِّزقِ، وشَفيعٌ بَينَ صاحِبِها وبَينَ مَلَكِ المَوتِ، وسِراجٌ في قَبرِهِ، وفِراشٌ تَحتَ جَنبَيهِ، وجَوابُ مُنكَرٍ و نَكيرٍ، ومونِسٌ وزائِرٌ في قَبرِهِ، فَإِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ كانَتِ الصّلاةُ ظِلاًّ عَلَيهِ، وتاجا عَلى رَأسِهِ، ولِباسا عَلى بَدَنِهِ، ونورا يَسعى بَينَ يَدَيهِ، وسَترا بَينَهُ وبَينَ النّارِ.[۹]

نماز شب، [مايۀ] خشنودى خداوند و محبّت فرشتگان مى شود و سنّت پيامبران، نور معرفت، ريشۀ ايمان و [موجب] آسودگى بدن ها و نفرت شيطان و سلاحى در برابر دشمنان است و موجب اجابت دعا و پذيرش اعمال، بركت در روزى و شفيع ميان نماز شب خوان و مَلَک الموت است، و چراغى در گور او، بسترى در زير پهلويش، پاسخى براى منكر و نَكير، و مونس و بازديدكننده اى در گور اوست. پس چون روز قيامت شود، نماز [شب]، سايه اى بر فراز او و تاجى بر سرش، جامه اى بر تنش، نورى پيشاپيشِ او، و پرده اى ميان او و آتش مى شود.

وجوب تهجّد بر پیامبر خاتم(ص)

نقش شب زنده داری در نزدیک سازی جان به ساحت قُرب ربوبی، و ضرورت بهره گیری پیشوایان بزرگ از این عنصر معنوی، تا آنجاست که خداوند سبحان، بارها، و با تعبیرهای گوناگون[۱۰]پیامبر خاتم(ص) را به تهجّد، امر فرموده است، از جمله خطاب به ایشان می فرماید:

(وَ مِنَ ٱلَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ  نَافِلَةً لَّكَ عَسَىٰ أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا.[۱۱]

و پاسى از شب را [از خواب برخيز، و] قرآن [و نماز] بخوان! اين يک وظيفۀ اضافى براى توست. اميد است پروردگارت تو را به مقامى در خور ستايش برانگيزد!)

شیخ صدوق در تبیین این آیه آورده است:

فصارت صلاة اللیل فریضة علی رسول الله(ص)، لقول الله عزوجل: «فتهجّد» و هی لغیره سنة و نافلة.[۱۲]

در روایتی از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده که نافلۀ شب بر پیامبر(ص) واجب بوده است.[۱۳]از این رو برخی از فقها، این حکم را ضمن خصائص پیامبر(ص) ذکر کرده اند.[۱۴]

حکمت لزوم شب زنده داری بر پیامبر(ص) در آیۀ دیگری خطاب به ایشان چنین بیان شده است:

(قُمِ ٱلَّيْلَ إِلَّا قَلِيلاً * نِّصْفَهُ أَوِ ٱنقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً * أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ ٱلْقُرْءَانَ تَرْتِيلاً * إِنَّا سَنُلْقِى عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً.[۱۵]

شب را جز اندکی [برای نماز و عبادت] برخیز، نیمی از شب یا اندکی از آن بکاه، نیمی از آن یا اندکی از نیمه بکاه، یا بر آن [نیمه] بیفزای و قرآن را شمرده شمرده بخوان، همانا ما به زودی سخنی سنگین به تو القا خواهیم کرد).

این سخن، بدین معناست که شب زنده داری به قدری در افزایش ظرفیت روحی و تقویت بنیۀ معنوی انسان مؤثر است که در بالاترین مراتب می تواند سنگین ترین پیام های الهی را در خصوص هدایت انسان از منبع وحی دریافت نماید، البته این مرتبه، به پیامبر خاتم اختصاص دارد.

باری، شب زنده داری، یکی از ویژگی های برجستۀ پیامبر(ص) و خاندان ایشان است[۱۶]، امام باقر علیه السلام در این باره می فرماید:

کانَ عَلِیٌّ علیه السلام یَقولُ: إنّا أهلُ بَیتٍ اُمِرنا أن نُطعِمَ الطَّعامَ، وَنُؤَدِّیَ فِی النّاسِ البائِنَةَ، و نُصَلِّیَ إذا نامَ النّاسُ.[۱۷]

علی علیه السلام پیوسته می فرمود: «ما خاندانی هستیم که فرمان یافته ایم خوراک اطعام کنیم و به دیگران صله دهیم و هنگامی که مردم خفته اند، نماز بگزاریم».

همۀ انسان های شایسته در امّت های پیشین نیز اهل تهجّد و شب زنده داری بوده اند، چنان که از امام صادق علیه السلام روایت شده:

عَلَیکُم بِصَلاةِ اللَّیلِ؛ فَإِنَّها سُنَّةُ نَبِیِّکُم، ودَأبُ الصّالِحینَ قَبلَکُم، ومَطرَدَةُ الدّاءِ عَنِ أجسادِکُم.[۱۸]

در پی نماز شب باشید که آن، سنّت پیامبر شماست و شیوۀ صالحانِ پیش از شما و دورکنندۀ درد و بیماری از بدنتان.

همچنین شب زنده داری، از ویژگی های یاران امام عصر علیه السلام نیز شمرده شده است.[۱۹]

سخنی از آیة الله ملکی تبریزی قدس سره

آیة الله میرزا جواد تبریزی ـ که خود یکی از بزرگان علم و معرفت است ـ، در بارۀ نقش شب زنده داری در سازندگی معنوی انسان می گوید:

شیخ و تکیه گاهم در علوم حقیقی، برایم نقل کرد که: بی گمان، هیچ کس از جویندگان آخرت به هیچ مقامی از مقامات دینی نرسید، مگر از شب زنده داری، و گمان می کنم پس از آن که این مطلب را از ایشان شنیدم، آن را در روایتی یافتم.[۲۰]

شیخ و استاد این عالم ربّانی، آیت حق، و استاد بسیاری از بزرگان علم و معرفت مرحوم حاج ملّا حسینقلی همدانی[۲۱]است. احتمالاً روایتی که ایشان با آن برخورد کرده و فراموش نموده، همان روایتی باشد که پیش از این، از امام عسکری علیه السلام نقل کردیم.[۲۲]

آری، بزرگان دینی و علمای ربّانی، شب زنده داری را توفیقی بزرگ می  دانستند و محرومیت از این توفیق را مصیبتی عظیم و دردناک تلقّی می کردند. اشعار زیر ـ که سرودۀ یکی از فقهای بزرگ شیعه در قرن هشتم، شیخ شمس الدین محمّد بن مکّی[۲۳]است ـ، در واقع ذکر مصیبتِ محرومیت تنها یک بار از شب زنده داری به دلیل خواب ماندن است:

عَظُمَت مصیبةُ عبدِکَ المسکین

فی نَومِهِ عن مَهرِ حورِ العین

الأولیاءُ تَمَتَّعوا بِکَ فی الدُّجی

مُتَهجِّداً بتَخَشُّعٍ و حَنین

فَطَردتَنی عن قَرعِ بابِکَ دونَهُم

أ تَری لعظم جَرائمی سَبَقونی

أ وَجَدتَهم لم یَذنبوا فَرَحِمتَهُم

أم أذنبوا فَعَفَوتَ عنهُم دونی

إن لم یَکُن للعفوِ عندَکَ مَوضعٌ

للمُذنبینَ فأینَ حُسنُ ظُنونی؟![۲۴]

به مصیبتی بزرگ دچار است بنده بیچاره ات

به خاطر در خواب ماندن (و ناتوانی) از تأمین مهریۀ حورالعین

دوستان در دل شب هاى تار از تو برخوردارند

با شب زنده دارى خاشعانه و همراه با ناله شان

اما از آن میان، تنها مرا از در خانه ات راندى، آیا آنان به خاطر سنگینى گناهانم از من پیش افتادند؟

یا چون دیدى آنان خود را به گناه نمىآلایند مورد رحمتِ خود قرارشان دادی؟

یا گناه كردند لیکن فقط آنها را آمرزیدی و از گناه من در نگذشتى

اگر به درگاهت برای گنهكاران جاى عفوى نیست

پس این خوش گمانىهاى من در بارۀ تو چه مى شود؟!

موجبات محرومیت از شب زنده داری

بر پایۀ آنچه از روایات اهل بیت علیهم السلام برداشت می شود، عوامل محرومیت از تهجّد، عبارت اند از: گناه، پُرخوری، و وسوسۀ شیطان.[۲۵]گناه و پُرخوری، موجب قساوت قلب می شوند و قساوت قلب، زمینه ساز تأثیر وسوسه های شیطان و سرانجام، محرومیت از سحرخیزی و شب زنده داری است. البته تردیدی نیست که گناه، بیشترین نقش را در این زمینه ایفا می کند. از این رو امام علی علیه السلام در پاسخ به شخصی که به ایشان گفت: «من شب گذشته، از خواندن نماز شب محروم شدم»، می فرماید:

أنتَ رَجُلٌ قَد قَیَّدَتکَ ذُنوبُکَ.[۲۶]

تو مردی هستی که گناهانت تو را به بند کشیده اند.

آیة اللّه ملکی تبریزی در بارۀ عوامل محرومیت از سحرخیزی می فرماید:

اکنون تو ای برادر من و ای نور چشم من! اگر در آنچه در بارۀ شب زنده داری و نماز شب و گریه نوشتم، نیکو تأمّل کردی، ولی این همه نتوانست تو را برای نماز شب به پا دارد و راضی شدی که شیعه بودن را از خودت نفی کرده و از زمرۀ ائمۀ دین علیهم السلام نباشی که امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: «لیس منّا من استخفّ بصلاة اللیل؛[۲۷]کسی که نماز شب را سبک بشمارد از ما نیست» و راحتی نفس و لذّت خواب را بر خلوت کردن با خدای ـ جلّ جلاله ـ آن دوست نزدیک و بر مناجات با او و هم نشینی با او و انس با او و بر کرامت های والا و گران قدر او برگزیدی و از مطالعۀ این اوراق، حالت دگرگون نشد، پس بدان که یکی از دو خطر، تو را تهدید می کند: یا این که به این آیات و اخبار ایمان نداری و آنها را باور نکرده ای و یا این که در اثر حُبّ دنیا و کثافت گناهان و ظلمت و معصیت ها و کدورت شهوت ها دل تو آن چنان بیمار شده که جوهر و ذات آن را فاسد نموده است، همان گونه که زنگارهای روی هم انباشته شده، آیینه را به کلّی از حیّز انتفاع ساقط می کند و دیگر امید خیری ـ که نجات بخش تو باشد ـ در تو باقی نمانده است. مبادا و مبادا که از چنین بیماریِ کُشنده ای غفلت ورزی و به معالجۀ خود نپردازی؛ که به شقاوت عُظما ختم گردیده و خُسران دنیا و آخرت برای تو خواهد داشت و مبادا و مبادا که درمان و توبه را به امروز و فردا بگذرانی که در روایت وارد شده است که: «إنّ أکثر صیاح أهل النار من التسویف؛[۲۸]همانا بیشتر فریاد اهل دوزخ، از امروز و فردا کردنشان است».[۲۹]

افزون بر سه عامل یاد شده که می توان از آنها با عنوان «عوامل منفیِ محرومیت از تهجّد» یاد کرد، گاهی عامل بازدارندۀ از شب زنده داری، جنبۀ اثباتی پیدا می کند. به تعبیر روشن تر، گاه لطف و عنایت خدا سبب می شود که بنده ای را از نماز شب محروم نماید؛ زیرا تداوم شب زنده داری برای انسان های کم ظرفیت و ناآگاه، موجب خودپسندی و غرور می گردد، و این خصلت خطرناک، چه بسا موجب هلاکت آنها گردد. در این گونه موارد، گاه لطف خداوند سبحان موجب می شود که انسان از شب زنده داری محروم شود. در حدیث قدسی آمده که خداوند سبحان فرمود:

از ميان بندگان مؤمن من، كسى هست كه در عبادت من مى كوشد و از بستر خود برمى خيزد و بالين خوش را رها مى سازد و شب ها به عبادت من مى پردازد و خود را در راه بندگى من، به رنج مى افكند؛ امّا من از روى لطف به او و براى حفظ او، يكى دو شب، چُرت را بر وى مسلّط مى كنم و او مى خوابد و صبح برمى خيزد و نمازش را مى خواند، در حالى كه از خود در خشم است و خويش را سرزنش مى كند. اگر رهايش كنم تا همچنان به عبادت من ادامه دهد، دچار خودپسندى مى شود و خودپسندى، موجب مى شود تا به كارهايش مغرور گردد و بدين سان، آنچه مايۀ هلاكت اوست، به وى در مى رسد؛ زيرا به اعمال خويش مغرور مى گردد و چندان از خود راضى مى شود كه گمان مى بَرَد از همۀ عبادت پيشگان، برتر است، و در عبادتش مرز تقصير (كوتاهى) را پشت سر گذاشته است. در اين هنگام، از من دور مى گردد، در حالى كه خيال مى كند در حال نزديک شدن به من است. پس آنها كه براى رسیدن به ثواب (پاداش) من عمل مى كنند، نبايد به اعمالى كه انجام مى دهند، تكيه (اعتماد) كنند؛ زيرا اگر بسيار بكوشند و خود را به زحمت بيندازند و همۀ   عمر خويش را در عبادت من سپرى سازند، باز حقّ آن را ادا نمى كنند و به كُنه بندگى من ـ كه بدان، كرامت من و نعمت هاى بهشتى ام و برترين درجات در كنار مرا مى جويند ـ، نخواهند رسيد.[۳۰]

برای این که شب زنده داران به آفت خودپسندی گرفتار نشوند، توجّه به دو نکته سودمند است:

۱. شناخت کاستی های عبادت: معمولاً عبادات ما خالی از نقص و کاستی نیست، بویژه از حضور قلب ـ که روح عبادت است ـ خالی است. از این رو شب زنده دار، نه تنها نباید به عبادت خود ببالد، بلکه باید از آن استفغار کند و به فرمودۀ آیة اللّه ملکی تبریزی قدس سره:

اگر حقیقت بیداری شبت را و بلکه حقیقت شریف ترین حالات بیداری ات را ـ که همان حال نماز است ـ بشکافی و به حقیقت عمل خویشتن ملتفت باشی، از نمازت بیش از گناهانت استغفار می کنی![۳۱]

۲. شناخت حقّ عبادت: به فرض این که کسی بتواند عبادت خود را همراه با همۀ آداب و شرایط انجام دهد ـ همان طور که در روایت مذکور اشاره شده ـ اگر حقّ عبادت خدا را بشناسد و بداند که خداوند سبحان، شایستۀ چگونه بندگی ای است، به تقصیر خود در عبادت الهی اعتراف می کند، چنان که فرشتگان مقرّب الهی ـ که لحظه  ای از عبادت خدا غفلت نمی کنند ـ، اعتراف می نمایند که: «ما عبدناک حقّ عبادتک».[۳۲]

به هر حال، گاه لطف الهی سبب محرومیت انسان از شب زنده داری است؛ امّا اگر آلودگی های گناه به قدری فراوان باشد که انسان نتواند از لطف و عنایت خداوند سبحان بهره مند شود، خدا او را رها می کند، و در مقابل، شیطان دست به کار می شود و چه بسا از شب زنده داری و عبادت برای تشدید شقاوت و هلاکت او، سوء استفاده می کند. در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است:

مَن عَمِلَ في بِدعَةٍ خَلّاهُ الشَّيطانُ وَالعِبادَةَ، وأَلقىٰ عَلَيهِ الخُشوعَ وَالبُكاءَ.[۳۳]

هر كس به بدعتى عمل كند (/ بدعتى بگزارد)، شيطان، او را با عبادت، تنها مى گذارد و خشوع و گريه را [هم] بر او مسلّط مى كند.

نمونۀ این شقاوتمندان در صدر اسلام، خوارج نهروان، و در عصر حاضر، تکفیری ها هستند.


[۱]راغب اصفهانی (مفردات الفاظ القرآن: ج۱ ص۵۳۶) و طبرسی (مجمع البیان: ج۶ ص۲۸۱)، «هجود» را به معنای «خوابیدن» و «تهجّد» را به معنای «بیدار شدن در شب» دانسته اند؛ اما به گفتۀ جوهری (الصحاح: ج۲ ص۵۵۵) این واژه، از اضداد است.

[۲]ر.ک: ح۲۶، ۳۴، ۶۳، ۶۸ و... .

[۳]مزمل، آیۀ ۶.

[۴]ر.ک: ح ٢ و ٣.

[۵]معنای دیگری برای «ناشئة اللیل» نیز ذکر شده، مانند این که منظور از آن، ساعات شب است که یکی پس از دیگری، حادث می گردد یا خصوص آخر شب و سحرگاه. یا این که منظور آن «حالات معنوی و روحانی و نشاط و جذبۀ ملکوتی است که در دل و جان انسان در این ساعات مخصوص شب به وجود می آید». ر.ک: تفسیر نمونه، ج۲۵ ص۱۷۵. روشن است که این تفاسیر، نه تنها منافاتی با آنچه در روایات آمده ندارند، بلکه مکمّل یکدیگرند.

[۶]ر.ک: مجمع البیان: ج۱۰ ص۵۷۰، المیزان فی تفسیر القرآن: ج۲۰ ص۶۴، تفسیر نمونه: ج۲۵ ص۶۷۶.

[۷]ر.ک: ح٢٣.

[۸]ر.ک: دانش نامۀ عقاید اسلامی، ج۴ ص۱۳۲ «بحثی در بارۀ دیدار خدا به وسیلۀ دل».

[۹]إرشاد القلوب: ص۱۹۱ (به نقل از امام صادق علیه السلام از اجدادش علیهم السلام)، بحار الأنوار: ج۸۷ ص۱۶۱ ح۵۲. نیز، ر.ک: جامع الأخبار: ص۱۸۳ ح۴۴۴.

[۱۰]ر.ک: ص ۶٧ (اهتمام پیامبر(ص) به شب زنده داری).

[۱۱]اسرا: آیۀ ۷۹.

[۱۲]کتاب من لا یحضره الفقیه: ج۱ ص۴۸۴.

[۱۳]ر.ک: ح ٨۴.

[۱۴]ر.ک: الحدائق الناضرة: ج۲۳ ص۱۰۶.

[۱۵]مزمّل: آیۀ ۲ ـ ۵.

[۱۶]ر.ک: ص۶٧ (اهتمام پیامبر(ص) به شب  زنده داری) و ص٧٩ (اهتمام اهل بیت علیهم السلام به شب زنده داری).

[۱۷]ر.ک: ح٩٩.

[۱۸]ر.ک: ح١٨٠.

[۱۹]ر.ک: ص٩٧ (اهتمام یاران امام مهدی علیه السلام به شب زنده داری).

[۲۰]أسرار الصلاة: ص۲۹۲.

[۲۱]مرحوم ملا حسینقلی همدانی که در دویست سال اخیر کمتر شخصیتی را در مقامات عرفانی می توان با وی مقایسه کرد، حکمت را نزد حاج ملا هادی سبزواری، فقه و اصول را نزد شیخ مرتضی انصاری و اخلاق و سیر و سلوک را نزد سید علی شوشتری فرا گرفت. وی که پس از ارتحال شیخ انصاری در صدد بود به تدریس دروس عالی فقه و اصول بپردازد به پیشنهاد استاد اخلاق خود به تربیت شاگردان مستعد، در حوزه عرفان و سیر و سلوک همت گماشت و چهره های شاخصی را در این عرصه پرورش داد. میرزا جواد آقا ملکی تبریزی از نام آشناترین شاگردان اوست.

[۲۲]ر.ک: ص١١.

[۲۳]شیخ شمس الدین محمد بن مکی معروف به شهید اول (٧٣٤ ـ ٧٨۶ ق) از فقهای مشهور شیعه است. مهم ترین کتاب وی در فقه، لمعۀ دمشقیه نام دارد که شروح متعددی بر آن نوشته شده است.

[۲۴]الکنی والألقاب: ج٢ ص٣٧٨.

[۲۵]ر.ک: ص۲۱۳ فصل ششم «عوامل محرومیت از نماز شب».

[۲۶]ر.ک: ح۲۸۴.

[۲۷]ر.ک: ص۹۸ ح۱۲۶.

[۲۸]المحجّة البیضاء: ج۷ ص۲۲.

[۲۹]بادۀ گلگون (چهارصد و چهل کلمه در سلوک إلی اللّه): ص۸۸ ـ ۸۹.

[۳۰]ر.ک: ح۲۹۵.

[۳۱]رسالۀ لقاء الله، ص۱۷۷.

[۳۲]الصحیفة السجّادیّة: ص٣٨ دعای ٣.

[۳۳]دانش نامۀ قرآن و حدیث: ج۱۴ ص۹۰ ح۴.



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت