درمان هاى معرفتى برای غلبه بر نگرانی ها

پرسش :

چه شناخت ها و آگاهى هايى مى توانند در پيشگيرى يا درمانِ غصّه هاى بيهوده و ناروا مؤثر باشند؟



پاسخ :

۱ . شناخت امور شايسته اندوه و شادى

نخستين ره نمود پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام براى درمان اندوه و نگرانى ، تصحيح بينش و به تعبير ديگر ، واقع گرايى در ارزيابى غم ها و شادى هاست . اين ره نمود ، در واقع ، اساس همه ره نمودهاى معرفتى در زمينه درمان نگرانى هاى منفى و دستيابى به شادى هاى روا و مثبت است .

تشخيص صحيح عوامل شادى و نگرانى ، آن قدر اهميت دارد كه امام على(ع) ضمن نامه اى به شخصيت بزرگى مانند عبداللَّه بن عبّاس مى نويسد :

إِنَّ المَرءَ قَد يَسُرُّهُ دَركُ ما لَم يَكنُ لِيَفوتَهُ ، ويَسوؤُهُ فَوتُ ما لَم يَكُن لِيُدرِكَهُ ، فَليَكُن سُرورُكَ بِما نِلتَ مِن آخِرَتِك ، وَليَكُن أسَفُكَ عَلى  ما فاتَكَ مِنها ، وما نِلتَ مِن دُنياكَ فَلا تُكثِر به فَرَحاً وما فاتَكَ منها فَلا تَأسَ عَلَيهِ جَزَعاً وَليَكُن هَمُّكَ فيما بَعدَ المَوتِ .[۱]

گاه آدمى را [برخوردار شدن از] چيزى كه از دستش نمى رود، شادمان مى كند و از دست دادن چيزى كه به دست آمدنى نيست، اندوهگين مى سازد [ ، حال آن كه ]شادمانى ات بايد براى آن مقدار آخرتى باشد كه به دست آورده اى و اندوه تو براى چيزى از آن باشد كه از دستش داده اى . براى آنچه از دنيايت به دست آورده اى، بسيار شادمانى نكن و بر آنچه از آن از كف داده اى، بى تابانه غمگين مباش؛ بلكه همّت خود را براى پس از مرگ، مصروف دار.

اين حكمت ، به قدرى جالب و آموزنده است كه ابن عبّاس ، ضمن نقل آن ، مكرّر مى گفت : پس از كلام پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله از هيچ سخنى به اندازه آن ، سود نبردم!

خطا در ارزيابى موارد غم و شادى

نمونه هايى از خطاى انسان در ارزيابى عوامل غم و شادى كه در روايات آمده اند ، عبارت اند از :

يك . روزىِ انسان را خدا تضمين كرده ، بنا بر اين ، غُصّه خوردن براى روزى ، بيهوده است ؛ ولى او نگرانِ روزىِ روزهاى آينده است . به عكس ، هر روز از عمر انسانْ كم مى شود و به مرگ نزديك تر مى گردد . بنا بر اين ، غصّه خوردن براى هدر رفتن سرمايه عمر «روا» است ؛ ولى او نگران كوتاه شدن عمر نيست و شاد است كه يك روز ديگر در دنيا زندگى كرده است .[۲]

دو . رويگَردانىِ دنيا ، موجب نزديكى به خداى سبحان است . از اين رو بايد موجب شادى باشد ؛ ولى براى برخى باعث اندوه است . رويكرد دنيا موجب دورى از خداست ، لذا بايد موجب اندوه باشد ؛ ليكن گاه باعث شادى است .[۳]

سه. برخى حوادث بر اساس تقدير الهى ، قطعى اند . از اين رو نبايد غير منتظره باشند ؛ امّا عده اى از آنها شگفت زده و خرسند مى شوند. برخى چيزها نيز در تقدير الهى ، بنا نيست كه به انسان برسند ؛ امّا چون انسان انتظارش را مى كشد، از نيامدنش ناراحت مى شود.[۴]چهار. چيزهاى از دست رفته، باز نمى گردند . از اين رو ، تأسّف بر آنها بى اثر است ؛ امّا برخى از مردم ، غصّه آنها را مى خورند. چيزهايى نيز در دست انسان است كه پايدار نمى مانند؛ امّا برخى به خاطر داشتن آنها سرمست مى شوند.[۵]

پنج. بسيارى از مردم به خاطر لذّت اندك و ناپايدار دنيا خوش حال مى شوند ؛ امّا براى لذّت بسيار و پايدار آخرت كه از دست مى دهند ، ناراحت نمى شوند؛ در حالى كه بايد برعكس باشد.[۶]

پيام همه رواياتى كه دلالت دارند بر خطاى انسان ها در تشخيص امورى كه بايد موجب غم و يا شادى باشند ،[۷]اين است كه : در شادى و غم ، واقع گرا باش ؛ ظاهربين مباش ؛ فكر كن ببين چه چيزى واقعاً براى تو خير و سودآور است ، اگر بدان دست يافتى ، شاد باش ؛ و چه چيزى واقعاً براى تو شرّ و زيان بار است ، اگر در زندگى تو پديد آمد ، اندوهناك شو و براى مبارزه با آن به پاخيز ؛ مبادا در اثر تفكّر و بينش نادرست ، چيزى كه واقعاً شادى آفرين نيست ، و چه بسا خطرناك است ، موجب شادى زودگذر تو شود و تو را در دام اندوه دائمى قرار دهد ! و مبادا چيزى را كه واقعاً نگران كننده نيست ، و چه بسا موجب سرور و شادى است ، نگران كننده بپندارى ، و خود را بيهوده در رنج و زحمت قرار دهى ! افزون بر اينها ، شناخت صحيح عوامل اندوه نيز در كاهش فشارهاى روانى آن ، فوق العاده مؤثّر است . ديل كارنگى در فصل چهارم از بخش دوم كتاب آيين زندگى ، تحت عنوان «چگونه نگرانى را تجزيه و تحليل كنيم؟» مى نويسد : «اوّلين دستور براى حلّ مشكلات اين است كه واقعيت امر را بفهميم و براى حلّ مشكلات خود ، پيش از اين كه عوامل مؤثّر در آن را گرد نياورده ايم ، نگرانى به خود راه ندهيم ... چارلز كترينك[۸]در اين مورد گفته : مشكلى كه خوب تشريح و حلّاجى شده باشد ، نصفش حل شده است» .

وى در ادامه ، از شخصى به نام گلن ليچفيلد نقل مى كند : «من اين حقيقت را دريافته ام كه پنجاه درصد نگرانى ها چون به مرحله تصميم قطعى برسند ، نابود مى شوند و چهل درصد بقيه نيز در جريان اجراى تصميم از بين مى روند . بنا بر اين ، نود درصد نگرانى هاى من با طى اين چهار مرحله از بين مى روند :

۱ . دقيقاً مى نويسم كه چه چيز باعث نگرانى ام شده است ؛

۲ . چه مى توانم در اين باره انجام دهم ؛

۳ . تصميم خود را مى گيرم ؛

۴ . بى درنگ ، آن تصميم را اجرا مى كنم» .[۹]

۲ . شناخت خدا

مى توان گفت كه بهترين داروهاى پيشگيرى و درمان بيمارى نگرانى هاى ناروا ، معرفت خداوند سبحان است . ديگر داروها ، تا با اين دارو همراه نشوند ، نمى توانند تأثير چندانى در درمانِ اين بيمارى داشته باشند . در دعايى منسوب به امام زين العابدين(ع) آمده كه مى فرمايد :

كَيفَ أحزَنُ وأنتَ الكَريمُ ؟ . . . وكَيفَ أحزَنُ وقَد عَرَفتُكَ ؟[۱۰]

اين سخن ، بدين معناست كه كسى كه آفريدگار خود را حقيقتاً بشناسد و با لطف و كرامت و مهر و رحمت او نسبت به آفريده ها آشنا باشد ، نبايد احساس نگرانى كند ؛ زيرا خداوند ، جز خير و خوبى براى شخص باايمان ، مقدّر نمى نمايد .

۳ . شناخت دنيا

نه تنها خداشناسى ، بلكه دنياشناسى نيز در درمان غصّه هاى بيهوده زندگى مؤثّر است . در احاديث فراوانى تأكيد شده كه اگر كسى دنيا را بشناسد ، مشكلات دنيوى ، او را اندوهگين نمى كند . دليل اين مطلب در روايتى از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله اين گونه آمده است :

أيُّها النّاسُ! هذِهِ دارُ تَرَح لا دارُ فَرَحٍ ، ودارُ التِّواءِ لا دارُ استِواءٍ ، فَمَن عَرَفَها لَم يَفرَح لِرَجاءٍ ولَم يَحزَن لِشَقاءٍ .[۱۱]

اى مردم! دنيا سراى غم است نه سراى شادى ؛ سراى دشوارى است ، نه سراى آسودگى . پس هر كه آن را شناخت ، با اميدى شاد نشد ، و با سختى و حسرتى ، اندوهگين نگشت .

اين سخن بدين معناست كه طبيعت زندگى دنيا ، به انواع سختى ها و بلاها آغشته است و كسى كه به اين امر آگاه باشد ، مى داند كه شادى هاى آن ، نسبى اند . از اين رو ، شادى مطلق در دنيا وجود ندارد . وقتى انسان ، خود را براى پذيرفتن سختى هاى زندگى و آفت هاى طبيعى و غير قابل پيشگيرى شادى ،[۱۲]آماده مى كند ، دشوارى هاى زندگى براى او غير منتظره و نگران كننده نخواهند بود.

۴ . ياد مرگ و احوالات پس از آن

بسيارى از نگرانى هاى انسان، ناشى از اهميت دادن به آرزوهاى دست نيافتنى است . از امير مؤمنان(ع) نقل شده كه مى فرمايد : «حاصل آرزوها، افسوس خوردن است»[۱۳]و «هر كه آرزوهايش بسيار باشد، رضايتش اندك است» .[۱۴]بنا بر اين ، هر عاملى كه بتواند از اين گونه آرزوها بكاهد، در كاهش نگرانى هاى انسان ، مؤثّر است. يكى از عوامل مؤثّر در پايان دادن به آرزوهاى بيهوده، ياد مرگ و احوالات پس از آن است . در روايتى ، پيامبر صلى اللَّه عليه و آله خطاب به ابو ذر مى فرمايد: «اگر به اَجَل و فرارسيدن آن مى نگريستى، هر آينه، آرزو و فريبكارىِ آن را دشمن مى داشتى».[۱۵]

يكى از ياران امام صادق(ع) به نام ابو بصير ، خدمت ايشان رسيد و از وسوسه ها [و آرزوهايى كه موجب نگرانى او مى شوند ] گله كرد . امام(ع) به او توصيه فرمود كه براى درمان اين گونه نگرانى ها ، هنگامى را ياد كن كه مى ميرى و دوستانت تو را در قبر مى گذارند و برمى گردند . اندام هاى مختلف بدنت از هم جدا مى شوند و حشراتى كه از رطوبت بدنت توليد شده اند ، از سوراخ هاى بينى ات بيرون مى آيند و كرم ها گوشت بدنت را مى خورند! اين اقدام، نگرانى هاى تو را از بين مى برد.

ابو بصير مى گويد: به خدا سوگند كه هر وقت از چنين سرنوشتى ياد كردم، غصّه هاى دنيوى من پايان يافتند![۱۶]

۵ . شناخت ويژگى هاى اندوه

اندوه ، ويژگى هايى دارد كه آگاهى از آن ، موجب مهار غم و كاهش روانى آن مى شود . نخستين ويژگى حُزن و بى تابى ، اين است كه نه تنها چيزى را كه از دست رفته بر نمى گرداند ،[۱۷]و مشكلى از مشكلات زندگى را حل نمى كند ، بلكه بر مشكلات انسان مى افزايد . در صورتى كه صبر و مقاومت ، از شدّت مشكلات مى كاهد ، و چه بسا تحمّل سختى ها را آسان مى نمايد . به تعبير مولوى :

صد هزاران كيميا حق آفريد             كيميايى همچو صبر ، آدم نديد .

اين آگاهى ، به انسان كمك مى كند تا راهى را در برخورد با مشكلات انتخاب كند كه سختى ها بر او آسان شود . ويژگى ديگر اندوه ، موقّتى بودن آن است . هيچ غصّه اى دوام ندارد .[۱۸]«لِكُلِّ هَمٍّ فَرَجٌ ؛[۱۹]براى همه غم ها ، گشايشى هست» ، و «أنّ الفَرَجَ مَعَ الكَربِ ،[۲۰]گشايش ، همراه اندوه است» . همه غم ها ، دير يا زود ، زوال مى يابند . توجّه به اين واقعيت ، از فشارهاى روانىِ اندوه مى كاهد و به انسان توان مى دهد كه تلخى هاى موقّت سختى ها را با كيمياى صبر ، شيرين نمايد . اين معنا در روايتى از امام صادق(ع) بدين سان بيان شده است :

إنَّمَا الدُّنيا ساعَةٌ ، فَما مَضى  فَلَيسَ تَجِدُ لَهُ سُروراً ولا حُزناً ، وما لَم يَأتِ فَلَيسَ تَعرِفُهُ ، فَاصبِر عَلى  تِلكَ السّاعَةِ الَّتى أنتَ فيها ، فَكَأَنَّكَ قَدِ اغتَبَطتَ .[۲۱]

دنيا ساعتى بيش نيست . نسبت به آنچه از آن كه گذشته ، شادى و غمى را حس نمى كنى و نسبت به آنچه از آن كه نيامده نيز آگاهى ندارى . پس در اين ساعتى كه اكنون سپرى مى كنى ، شكيبايى بورز ، چندان كه گويى نكوحالى .

بنا بر اين ، مهم ترين آگاهى هايى كه مى توانند در پيشگيرى و يا درمان نگرانى هاى منفى و غصّه هاى ناروا نقش داشته باشند ، به طور خلاصه عبارت اند از : ۱ . شناخت امورى كه واقعاً شايسته است انسان براى آنها شاد يا غمگين باشد . اگر چنين آگاهى اى براى انسان به دست آيد ، غم بيهوده نمى خورد ؛ ۲ . شناخت آفريدگار مهربان كه با لطف و رحمت و كرامت خود ، سرنوشت بندگان را رقم مى زند و چيزى جز خير آنها را نمى خواهد ؛ ۳ . شناخت دنيا كه سبب مى شود ، مشكلات زندگى ، او را غافلگير نكند ؛ ۴ . شناخت ويژگى هاى غم كه به ضميمه كيمياى صبر ، تلخىِ سختى هاى زندگى را از بين مى برند و از فشار غصّه ها مى كاهند .

[۱]ر . ك : ص ۲۱۰ ح ۲۰۰ .

[۲]ر . ك : ص ۲۰۹ ح ۱۹۸.

[۳]ر . ك : ص ۲۰۹ ح ۱۹۹ .

[۴]ر.ك: ص ۲۱۱ ح ۲۰۰ .

[۵]ر.ك: ص ۲۱۱ ح ۲۰۱ .

[۶]ر.ك: ص ۲۱۱ ح ۲۰۳ و ص ۲۱۳ ح ۲۰۴ .

[۷]ر. ك: ص ۲۰۹ (شناخت آنچه سزاوار شادمانى يا اندوه است) .

[۸]Charles Kettering .

[۹]آيين زندگى : ص ۵۳ .

[۱۰]ر . ك : ص ۲۱۴ ح ۲۱۱ .

[۱۱]ر . ك : ص ۲۱۴ ح ۲۱۲ .

[۱۲]ر . ك : ص ۲۱۵ (دنياشناسى) .

[۱۳]ر.ك: دانش نامه قرآن و حديث : ج ۶ ص ۲۰۱ ح ۲۸۸.

[۱۴]همان، ح ۲۸۷.

[۱۵]همان : ص ۱۳۹ ح ۱۲۵.

[۱۶]ر.ك: ص ۲۱۹ ح ۲۲۲

[۱۷]ر.ك: ص ۲۲۳ ح ۲۲۸ .

[۱۸]ر . ك : ص ۲۲۱ ح ۲۲۵.

[۱۹]ر . ك : ص ۲۲۱ ح ۲۲۶.

[۲۰]ر . ك : ص ۲۲۱ ح ۲۲۴.

[۲۱]ر . ك : ص ۲۵۷ ح ۳۱۱ .



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت