درمان هاى اخلاقى نگرانی ها

پرسش :

برای درمان نگرانی ها، چه درمان اخلاقی وجود دارد؟



پاسخ :

نخستين اقدامى كه براى درمان اخلاقىِ بيمارى اندوه ، ضرورى است ، مبارزه با خصلت هايى است كه موجب ابتلاى انسان به اين بيمارى مى شوند - كه پس از اين به آنها اشاره مى شود - .[۱]پس از اين اقدام ، آراستن جان ، به شمارى از صفات شايسته ، موجب ريشه كن شدن اين بيمارى مى شود . اين صفات ، عبارت اند از :

دل بسته نبودن به دنيا

زُهد ، يا دلبستگى نداشتن به دنيا و لذايذ مادّى ، درمانِ بخش عمده اى از غصّه هاى زندگى است . به وجود آمدن بسيارى از نگرانى ها ، به دليل دلبستگى شديد ما به دنياست . هر چه انسان ، دل بستگىِ بيشترى نسبت به امور مادّى داشته باشد ، نگرانى هاى از دست دادن آنها ، بيشتر او را آزار مى دهد . از اين رو ، هر كس دل بستگى بيشترى به دنيا دارد ، بى تابى او در سختى ها ، افزون تر است . در روايت آمده است كه عيسى(ع) مى فرمايد :

إنَّ أجزَعَكُم عَلَى البَلاءِ لَأَشَدُّكُم حُبّاً لِلدُّنيا .[۲]

به درستى ، بى تاب ترين شما در برابر گرفتارى، دنيا دوست ترين شماست .

در مقابل ، هر چه از دل بستگى انسان به دنيا كاسته شود ، مقاومت او در برابر سختى ها و گرفتارى هاى زندگى بيشتر مى گردد . در ادامه روايت پيشين آمده :

وإنَّ أصبَرَكُم عَلَى البَلاءِ لَأَزهَدُكُم فِى الدُّنيا .[۳]

و شكيباترين شما بر گرفتارى، بى رغبت ترين شما به دنياست.

بر اين اساس ، در روايات اهل بيت عليهم السلام تأكيد شده كه خصلت دنيادوستى ، عامل بيمارىِ اندوه است و زهد در دنيا موجب درمان اين بيمارى ، و آسايش جسم و جان آدمى است .[۴]در روايتى از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مى خوانيم :

الرَّغبَةُ فِى الدُّنيا تُكثِرُ الهَمَّ وَالحُزنَ ، وَالزُّهدُ فِى الدُّنيا يُريحُ القَلبَ وَالبَدَنَ .[۵]

اشتياق به دنيا ، غصّه و اندوه را فراوان مى كند و بى رغبتى به دنيا ، دل و تن را آسوده مى سازد .

به گفته آية اللَّه شيخ محمّدحسين اصفهانى (كمپانى) :

همين جا در بهشت جاودانى                    اگر دل را ز دنيا كنده باشى .[۶]

شكيبايى

پيش از اين اشاره شد كه بى تابى در سختى ها ، يكى از عوامل توليد و تشديد اندوه و نگرانى است . از امام على(ع) روايت شده كه فرمود :

إيّاكَ وَالجَزَعَ ؛ فَإِنَّهُ يَقطَعُ الأَمَلَ ، ويُضعِفُ العَمَلَ ، ويورِثُ الهَمَّ . وَاعلَم أنَّ المَخرَجَ في أمرَينِ : ما كانَت فيهِ حيلَةٌ فَالاِحتِيالُ ، وما لَم تَكُن فيهِ حيلَةٌ فَالاِصطِبارُ .[۷]

از بى تابى بپرهيز كه رشته اميد را پاره مى كند و كار را سست مى گرداند و اندوه را در پى مى آورد . بِدان كه نجاتْ در دو چيز است : مشكلى را كه چاره دارد بايد چاره انديشى كرد و مشكلى را كه چاره ندارد بايد شكيبايى ورزيد .

شكيبايى ، دارويى است كه خداوند منّان به وسيله آن ، انسان را از غصّه نجات مى دهد . از پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت شده كه فرمود :

إنَّ الصَّبرَ فى مَواطِنِ البَأسِ مِمّا يُفَرِّجُ اللَّهُ عزّ وجلّ بِهِ الهَمَّ ويُنَجّى بِهِ مِنَ الغَمِّ ، وتُدرِكونَ بِهِ النَّجاةَ فِى الآخِرَةِ .[۸]

شكيبايى در دشوارى ها ، از جمله چيزهايى است كه خداوند با آن، گرفتارى را برطرف مى سازد و از اندوه، رهايى مى بخشد و شما با آن در آخرت، نجات در مى يابيد .

امام على(ع) نيز ضمن پندهايى به فرزندش امام حسن(ع) مى فرمايد :

اِطرَح عَنكَ وارِداتِ الهُمومِ بعَزائمِ الصَّبرِ وحُسنِ اليَقينِ .[۹]

اندوه هايى را كه به تو مى رسد، با نيروى شكيبايى و يقين نيكو از خود دور كن.

طبق اين راه كار ، در مواردى كه برطرف كردن نگرانى امكان پذير است ، شكيبايى[۱۰]در كنار چاره انديشى ، مى تواند فشارهاى روانىِ نگرانى را كاهش دهد ؛ بلكه چه بسا باعث زوال آن گردد .

نكته مهم و جالب توجّه اين كه پس از گذشت حدود چهارده قرن از اين روش درمانى اندوه - كه به روشنى در روايات اهل بيت عليهم السلام آمده - ، كارشناس ترين روان شناسان عصر حاضر ، آن را يكى از مؤثّرترين روش هاى درمان نگرانى ها مى دانند . ديل كارنگى ، در فصل دوم كتاب آيينِ زندگى ، از اين روش به عنوان «يك دستور معجزآسا براى رفع نگرانى» ياد كرده است .

درمانِ نگرانى ها از طريق اين دستور ، به طور خلاصه اين است كه اين روش ، از سه مرحله تشكيل مى شود :

مرحله اوّل : كسى كه دچار نگرانى است ، وضعيت جارىِ خود را ارزيابى كند و با در نظر گرفتن اين واقعيت كه «بالاتر از سياهى رنگى نيست» ، به اين سؤال پاسخ دهد كه : بدترين حادثه اى كه ممكن است در شرايط كنونى زندگى براى او پيش آيد چيست؟

مرحله دوم : خود را براى پذيرفتن و مقابله با بدتر از بد ، آماده نمايد .

مرحله سوم : با خون سردى تمام ، همه توان خود را براى اصلاح بدترين حوادثى كه در ذهن ، آنها را پذيرفته است ، به كار گيرد .

ديل كارنگى ، پس از ارائه نمونه موفقيت آميز تجربه عملى اين دستور العمل مى نويسد :

من اطمينان كامل دارم كه اگر پروفسور ويليام جيمز ، پدر روان شناسى علمى - كه هجده سال پيش وفات يافت ، ولى تا ابد نامش جاويد است - زنده بود و اين فرمول مؤثّر را - كه بالاتر از سياهى رنگى نيست - مى شنيد ، حتماً از صميم قلب آن را مى پذيرفت ؛ چون كه به شاگردانش مى گفت : حوادث را آن طورى كه هستند بپذيريد و خود را آماده سازيد كه همان طور هم قبولشان كنيد ؛ زيرا پذيرش آنچه اتفاق مى افتد ، اوّلين قدم در مغلوب كردن پيامدها و آلام و بدبختى هاست . اين فكر در كتاب معروف اهميت حيات ، نوشته فيلسوف شهير چينى ، لين يوتانك گفته شده است . وى مى نويسد : آرامش حقيقى وقتى به وجود مى آيد كه انسان به سخت ترين حوادث تن دهد و بدترين نتايج را بپذيرد . از لحاظ روان شناسى نيز به نظر من ، اين مؤثّرترين وسيله آزاد كردن نيروهاى پُركار است .

از نظر روان شناسى ، آرامش خاطر آزاد كردن نيروهاى فعّال انسانى است . وقتى به بدترين نتايج حوادث زندگى تن در داديم ، ديگر چيزى نداريم كه به باد دهيم . پس ناچار براى پذيرفتن همه چيز آماده هستيم! كارير مى گفت : «پس از قبول بدترين نتايج ممكنه ، به زودى آسوده شدم و در خود آرامش حس كردم كه پيش از اين در من وجود نداشت . از آن موقع به بعد مى توانستم خوب بينديشم» . آيا گواهى مى كنيد كه كار عاقل پسند است؟ ولى هستند ميليون ها نفر كه زندگى خود را با اضطراب و نگرانى متلاشى ساخته اند ، براى اين كه ميل ندارند به بدترين نتايج تن بدهند و سپس براى اصلاح آن بكوشند تا از نيروهاى خود استفاده كنند .[۱۱]

از آنچه گذشت ، روشن شد كه گاه درمان فشارهاى روانى و نگرانى ها در اخلاق نهفته است. بر اساس منابع اسلامى ، امورى همچون : زهد، رضا، قناعت و حُسن ظن ، از عناصر اخلاقىِ اين درمان اند كه توضيح آنها ، در تبيين عوامل شادى خواهند آمد .[۱۲]

[۱]ر . ك : ص ۱۵۷ (آسيب هاى اخلاقى و اجتماعى) .

[۲]تحف العقول : ص ۵۰۹ .

[۳]تحف العقول : ص ۵۰۹ ، ميزان الحكمة : ج ۱۳ ص ۲۷۸ ح ۲۲۰۴۴ .

[۴]ر.ك: ص ۲۳۳ (درمان اخلاقى / زهد) .

[۵]ر.ك: ص ۱۷۰ ح ۱۰۵.

[۶]ديوان كمپانى .

[۷]ر.ك: ص ۱۶۶ ح ۹۸ .

[۸]ر.ك: ص ۲۳۸ ح ۲۶۰ .

[۹]ر.ك: ص ۲۴۰ ح ۲۶۵ .

[۱۰]هر چند تحقيقات نشان داده اند كه ميان رويدادهاى سخت و فشار روانىِ حاصل از آنها ، رابطه مستقيمى وجود دارد، با اين حال ، برخى تحقيقات نيز خلاف آن را اثبات كرده اند. اين نشان مى دهد كه برخى افراد با اين كه در شرايط سخت و پُراسترس قرار دارند، امّا بيمار نمى شوند. اين پديده ، برخى دانشمندان را به مطالعه و بررسى بيشتر واداشت (كوباسا از اساتيد دانشگاه نيويورك نخستين كسى است كه به اين مسئله پرداخته و در سال ۱۹۷۹ ميلادى نظريه سخت رويى را ارائه كرده است) . نتايج اين تحقيقات ، نشان داد كه علّت اين تفاوت، اختلاف در ويژگى شخصيتى افراد است. افرادى كه در برابر رويدادهاى سخت، مقاوم و بردبارند، دچار بيمارى هاى جسمانى و روانى نيز نمى شوند . اين تحقيقات، موجب ارائه نظريه سخت رويى» (Hardiness Theory) شده است. بر اساس اين نظريه، افرادى كه در برابر سختى ها، سرسخت و مقاوم هستند، از سلامت روانى و جسمانىِ بالاترى برخورداراند (ر . ك : «سخت رويى، ساختار وجودى شخصيت» ، مجلّه پژوهش هاى روان شناختى : ش ۳ و ۴ ص ۷۶ به بعد) .

[۱۱]آيين زندگى : ص ۲۹ - ۳۰ .

[۱۲]ر . ك : ص ۸۱ (به كار بستن عوامل شادى آفرين) .



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت