چهل حدیث امام کاظم سلام الله علیه

چهل حدیث امام کاظم سلام الله علیه

چهل حديث از سخنان گهربار حضرت امام موسى بن جعفر الكاظم سلام اللّه عليه:

  1. تَفَقَّهوا في دينِ اللّهِ ، فَإِنَّ الفِقهَ مِفتاحُ البَصيرَةِ .[1]

در دين خدا ، ژرفكاوى كنيد ؛ زيرا دين شناسى ، كليد بصيرت است .

  1. كَثرَةُ الهَمِّ يورِثُ الهَرَمِ .[2]

فراوانى غصّه ، موجب پيرى است .

  1. مَنْ صَدَقَ لِسانُهُ زَكى عَمَلُهُ، وَ مَنْ حَسُنَتْ نيَّتُهُ زيدَ فى رِزْقِهِ، وَ مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِإ خْوانِهِ وَ اءهْلِهِ مُدَّ فى عُمْرِهِ.[3]

 هر كه زبانش صادق باشد اعمالش تزكيه است، هر كه فكر و نيّتش نيك باشد در روزيش توسعه خواهد بود، هر كه به دوستان و آشنايانش نيكى و احسان كند، عمرش طولانى خواهد شد.

  1. لَيسَ مِن أخلاقِ المُؤمِنينَ الغِشُّ ولَا الأَذى .[4]

دَغَلى و آزاررسانى ، از اخلاق مؤمنان نيست .

 

  1. مَن بَذَّرَ و أَسرَفَ زالَت عَنهُ النِّعمَةُ .[5]

 هر كس ولخرجى و اسراف كند ، نعمت از او زايل مى شود.

  1. لِكُلِّ شَيْي ءٍ دَليلٌ وَ دَليلُ الْعاقِلِ التَّفَكُّر.[6]

 براى هر چيزى، دليل و راهنمائى است و راهنماى شخص عاقل، تفكّر و انديشه مى باشد.

  1. لَيْسَ الْقَبْلَةُ عَلَى الْفَمِ اِلاّ لِلزَّوْجَةِ وَالْوَلَدِ الصَّغيرِ.[7]

 بوسيدن لب ها و دهان براى يكديگر در هر حالتى صحيح نيست مگر براى همسر و يا فرزند كوچك.

  1. مَنِ اسْتَشارَ لَمْ يَعْدِمْ عِنْدَ الصَّوابِ مادِحا، وَ عِنْدَالْخَطإ عاذِرا.[8]

 كسى كه در امور زندگى خود با اهل معرفت مشورت كند، چنانچه درست و صحيح عمل كرده باشد مورد تعريف و تمجيد قرار مى گيرد و اگر خطا و اشتباه كند عذرش پذيرفته است.

  1. إنَّ اللّهَ يُبغِضُ البَطنَ الَّذي لا يَشبَعُ.[9]

خداوند ، شكمى را كه سير نمى شود ، دشمن مى دارد .

  1. إنَّ اللّهَ جَلَّ وعَزَّ يُبغِضُ العَبدَ النَّوّامَ الفارِغَ .[10]

خداوند عز و جل بنده پُر خوابِ بيكار را دشمن مى‏دارد .

  1. رَأسُ السَّخاءِ أداءُ الأَمانَةِ .[11]

سرآمد سخاوت ، بازگرداندن امانت است .

  1. لا رِبحَ إلّا لِمَن باعَ اللّهَ نَفسَهُ . [12]

 سود نبُرد ، مگر آن كس كه خويشتن را به خدا فروخت.

 

  1. وَجَدْتُ عِلْمَ النّاسِ فى اءرْبَعٍ: اءَوَّلُها اءنْ تَعْرِفَ رَبَّكَ، وَالثّانِيَةُ اءنْ تَعْرِفَ ما صَنَعَ بِكَ، وَالثّالِثَةُ اءنْ تَعْرِفَ ما اءرادَ مِنْكَ، وَالرّبِعَةُ اءنْ تَعْرِفَ ما يُخْرِجُكَ عَنْ دينِكَ[13]

 تمام علوم جامعه را در چهار مورد شناسائى كرده ام:
اوّلين آن ها اين كه پروردگار و آفريدگار خود را بشناسى و نسبت به او شناخت پيدا كنى.
دوّم، اين كه بفهمى كه از براى وجود تو و نيز براى بقاء حيات تو چه كارها و تلاش هائى صورت گرفته است.سوّم، بدانى كه براى چه آفريده شده اى و منظور چه بوده است.
چهارم، معرفت پيدا كنى به آن چيزهائى كه سبب مى شود از دين و اعتقادات خود منحرف شوى يعنى راه خوشبختى و بدبختى خود را بشناسى و در جامعه چشم و گوش بسته حركت نكنى .

  1. إ نَّ اءهْلَ الاْ رْضِ مَرْحُومُونَ ما يَخافُونَ، وَ اءدُّوا الاْ مانَةَ، وَ عَمِلُوا بِالْحَقِّ.[14]

 اهل زمين مورد رحمت - و بركت الهى - هستند، مادامى كه خوف و ترس - از گناه و معصيت داشته باشند -، اداى امانت نمايند و حقّ را دريابند و مورد عمل قرار دهند.
 

  1. بِئْسَ الْعَبْدُ يَكُونُ ذاوَجْهَيْنِ وَ ذالِسانَيْنِ.[15]

 بد شخصى است آن كه داراى دو چهره و دو زبان مى باشد، - كه در پيش رو چيزى گويد و پشت سر چيز ديگر -.
 

  1. اَلْمَغْبُونُ مَنْ غَبِنَ عُمْرَهُ ساعَة.[16]

 خسارت ديده و ورشكسته كسى است كه عُمْر خود را هر چند به مقدار يك ساعت هم كه باشد بيهوده تلف كرده باشد.
 

  1. مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ تَمَكَّنَ مِنْهُ عَدُوُّهُ يعني الشّيطان.[17]

هر كسى عقل و تدبيرش را مورد استفاده قرار ندهد، دشمنش - يعنى؛ شياطين إ نسى و جنّى و نيز هواهاى نفسانى - به راحتى او را مى فريبند و منحرف مى شود.
 

  1. لايَخْلُو الْمُؤْمِنُ مِنْ خَمْسَةٍ: سِواكٍ، وَمِشْطٍ، و سَجّادَةٍ، وَ سَبْحَةٍ فيها اءرْبَعٌ وَ ثَلاثُونَ حَبَّة، وَ خاتَمُ عَقيقٍ.[18]

 مؤمن هميشه همراه خود پنج چيز بايد داشته باشد: مسواك، شانه، مهر و جانماز، تسبيح براى ذكر گفتن انگشتر عقيق به دست راست داشتن در حال نماز و دعا و...
 

  1. ـ في مَعنَى «اللّهِ» ـ : اِستَولى عَلى ما دَقَّ وجَلَّ .[19]

ـ در معناى «اللّه » ـ : [يعنى] بر هر ريز و درشتى استيلا دارد .
 

  1. رَحِمَ اللّهُ عَبْدا تَفَقَّهَ، عَرَفَ النّاسَ وَلايَعْرِفُونَهُ.[20]

 خداوند متعال رحمت كند بنده اى را كه در مسائل دينى و اجتماعى و سياسى و... فقيه و عالم باشد و نسبت به مردم شناخت پيدا كند، گرچه مردم او را نشناسند و قدر و منزلت او را ندانند.
 

  1. ما قُسِّمَ بَيْنَ الْعِبادِ اءفْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ، نَوْمُ الْعاقِلِ اءفْضَلُ مِنْ سَهَرِالْجاهِلِ[21]

 چيزى با فضيلت تر و بهتر از عقل، بين بندگان توزيع نشده است، تا جائى كه خواب عاقل - هوشمند - افضل و بهتر از شب زنده دارى جاهل بى خرد است.
 

  1. اءداءُالاْ مانَةِ وَالصِّدقُ يَجْلِبانِ الرِّزْقَ، وَالْخِيانَةُ وَالْكِذْبُ يَجْلِبانِ الْفَقْرَ وَالنِّفاقَ.[22]

 امانت دارى و راست گوئى، هر دو موجب توسعه روزى مى شوند؛ وليكن خيانت در امانت و دروغ گوئى موجب فلاكت و بيچارگى و سبب تيرگى دل مى باشد.
 

  1. اِيّاكَ وَالْمِزاحَ، فَاِنَّهُ يَذْهَبُ بِنُورِ ايمانِكَ، وَيَسْتَخِفُّ مُرُوَّتَكَ.[23]

 بر حذر باش از شوخى و مزاح بى جا چون كه نور ايمان را از بين مى برد و جوانمردى و آبرو را سبك و بى اهميّت مى گرداند.

 

  1. اِذا ماتَ الْمُؤْمِنُ بَكَتْ عَلَيْهِ الْمَلائِكَةُ وَ بُقاعُ الاَرضِ.[24]

 زمانى كه - دانشمند - مؤمنى وفات يابد و بميرد، ملائكه ها براى او گريه مى كنند.
 

  1. اءلْمُؤْمِنُ مِثْلُ كَفَّتَىِ الْميزانِ كُلَّما زيدَ فى ايمانِهِ زيدَ فى بَلائِهِ.[25]

 مؤمن همانند دو كفّه ترازو است، كه هر چه ايمانش افزوده شود بلاها و آزمايشاتش بيشتر مى گردد.
 

  1. مَنْ اَرادَ اءنْ يَكُونَ اءقْوىَ النّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ علَى اللّهِ.[26]

 هركس بخواهد (در هر جهتى) قوى ترينِ مردم باشد بايد توكّل در همه امور، بر خداوند سبحان نمايد.
 

  1. اءبْلِغْ خَيْرا وَ قُلْ خَيْرا وَلاتَكُنْ إ مَّعَة.[27]

 نسبت به هم نوع خود خير و نيكى داشته باش، و سخن خوب و مفيد بگو، و خود را تابع بى تفاوت و بى مسئوليت قرار مده.
 

  1. تَفَقَّهُوا فى دينَاللّهِ، فَاِنَّ الْفِقْهَ مِفْتاحُ الْبَصيرَةِ، وَ تَمامُ الْعِبادَةِ، وَ السَّبَبُ اِلَى الْمَنازِلِ الرَفيعَةِ وَالرُّتَبِ الْجَليلَةِ فِى الدّينِ وَالدّنيا.[28]

 مسائل و احكام اعتقادى و عملى دين را فرا گيريد، چون كه شناخت احكام و معرفت نسبت به دستورات خداوند، كليد بينائى و بينش و انديشه مى باشد و موجب تماميّت كمال عبادات و اعمال مى گردد؛ و راه به سوى مقامات و منازل بلندمرتبه دنيا و آخرت است.
 

  1. فَضْلُ الْفَقيهِ عَلَى العابِدِ كَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَى الْكَواكِبِ، وَ مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ فى دينِهِ لَمْ يَرْضَ اللّهُ لَهُ عَمَلاً.[29]

 ارزش وفضيلت فقيه بر عابد همانند فضيلت خورشيد بر ستاره ها است. و كسى كه در امور دين فقيه و عارف نباشد، خداوند نسبت به اعمال او راضى نخواهد بود.
 

  1. عَظِّمِ العالِمَ لِعِلْمِهِ وَدَعْ مُنازَعَتَهُ، وَ صَغِّرِالْجاهِلَ لِجَهْلِهِ وَلاتَطْرُدْهُ وَلكِنْ قَرِّبْهُ وَ عَلِّمْهُ.[30]

 عالم را به جهت عملش تعظيم و احترام كن و با او منازعه منما، و اعتنائى به جاهل مكن ولى طردش هم نگردان، بلكه او را جذب نما و آنچه نمى داند تعليمش بده.
 

  1. صَلوةُ النّوافِلِ قُرْبانٌ اِلَى اللّهِ لِكُلِّ مُؤ مِنٍ.[31]

 انجام نمازهاى مستحبّى، هر مؤمنى را به خداوند متعال نزديك مى نمايد.
 

  1. مَثَلُ الدّنيا مَثَلُ الْحَيَّةِ، مَسُّها لَيِّنٌ وَ فى جَوْفِهَا السَّمُّ الْقاتِلِ، يَحْذَرُهَاالرِّجالُ ذَوِى الْعُقُولِ وَ يَهْوى اِلَيْهَاالصِّبْيانُ بِاءيْديهِمْ.[32]

 مَثَل دنيا همانند مار است كه پوست ظاهر آن نرم و لطيف و خوشرنگ، ولى در درون آن سمّ كشنده اى است كه مردان عاقل و هشيار از آن گريزانند و بچّه صفتان و بولهوسان به آن عشق مى ورزند.
 

  1. مَثَلُ الدُّنيا مَثَلُ ماءِالْبَحْرِ كُلَّما شَرِبَ مِنْهُ الْعطْشانُ اِزْدادَ عَطَشا حَتّى يَقْتُلُهُ.[33]

 مَثَل دنيا (و اموال و زيورآلات و تجمّلات آن) همانند آب دريا است كه انسانِ تشنه، هر چه از آن بياشامد بيشتر تشنه مى شود و آنقدر ميل مى كند تا هلاك شود.
 

  1. مَنْ نَظَرَ بِرَاءيْهِ هَلَكَ، وَ مَنْ تَرَكَ اءهْلَ بَيْتِ نَبيِّهِ ضَلَّ، وَمَنْ تَرَكَ كِتابَ اللّهِ وَ قَوْلَ نَبيِّهِ كَفَرَ.[34]

 هركس به راءى و سليقه خود اهميّت دهد و در مسائل دين به آن عمل كند هلاك مى شود، و هركس اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله را رها كند گمراه مى گردد، و هركس قرآن و سنّت رسول خدا را ترك كند كافر مى باشد.
 

  1. إ نَّاللّهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوّامَ، إ نَّاللّهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَالْفارِغَ.[35]

 همانا خداوند دشمن دارد آن بنده اى را كه زياد بخوابد، و دشمن دارد آن بنده اى را كه بيكار باشد.
 

  1. التَّواضُعُ: اءنْ تُعْطِيَ النّاسَ ما تُحِبُّ اءنْ تُعْطاهُ.[36]

 تواضع و فروتنى آن است كه آن چه دوست دارى، ديگران درباره تو انجام دهند، تو هم همان را درباره ديگران انجام دهى.
 

  1. يُسْتَحَبُّ غَرامَةُ الْغُلامِ فى صِغَرِهِ لِيَكُونَ حَليما فى كِبَرِهِ وَ يَنْبَغى لِلرَّجُلِ اءنْ يُوَسِّعَ عَلى عَيالِهِ لِئَلاّ يَتَمَنَّوْا مَوْتَهَ.[37]

 بهتر است پسر را در دوران كودكى به كارهاى مختلف و سخت، وادار نمائى تا در بزرگى حليم و بردبار باشد؛ و بهتر است مرد نسبت به اهل منزل خود دست و دل باز باشد و در حدّ توان رفع نياز كند تا آرزوى مرگش را ننمايند.
 

  1. لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ فى كُلِّ يَوْمٍ، فَإِنْ عَمِلَ حَسَنا إ سْتَزادَ اللّهَ، وَ إ نْ عَمِلَ سَيِّئا إ سْتَغْفَرَاللّهَ وَ تابَ اِلَيْهِ.[38]

 از شيعيان و دوستان ما نيست، كسى كه هر روز محاسبه نَفْس و بررسى اعمال خود را نداشته باشد، كه اگر چنانچه اعمال و نيّاتش خوب بوده، سعى كند بر آن ها بيفزايد و اگر زشت و ناپسند بوده است، از خداوند طلب مغفرت و آمرزش كند و جبران نمايد.
 

  1. قَليلُ الْعَمَلِ مِنَ الْعاقِلِ مَقْبُونٌ مُضاعَفٌ وَ كَثيرُالْعَمَلِ مِنْ اءهْلِ الْهَوى وَالْجَهْلِ مَرْدُودٌ.[39]

 اعمال شخص عاقل مقبول است و چند برابر اءجر خواهد داشت گرچه قليل باشد، ولى شخص نادان و هوسران گرچه زيادكار و خدمت و عبادت كند پذيرفته نخواهد بود.

  1. ثَلاثَةٌ يَجْلُونَ الْبَصَرَ: النَّظَرُ إ لَى الخُضْرَةِ، وَالنَّظَرُ إ لَى الْماءِالْجارى، وَالنَّظَرُ إ لَى الْوَجْهِ الْحَسَنِ.[40]

 سه چيز بر نورانيّت چشم مى افزايد: نگاه بر سبزه، نگاه بر آب جارى و نگاه به صورت زيبا.
 

  1. إ نَّ الاْ رْضَ لا تَخُلُو مِنْ حُجَّةٍ، وَ اءنَا وَاللّهِ ذلِكَ الْحُجَّةُ.[41]

 همانا زمين در هيچ موقعيّتى خالى از حجّت خدا نيست و به خدا سوگند كه من خليفه و حجّت خداوند هستم.
 

  1. سُرْعَةُالْمَشْىِ تَذْهَبُ بِبَهاءِالْمُؤْمِنِ.[42]

 با سرعت و شتاب راه رفتن، بهاء و موقعيّت مؤمن را مى كاهد.


[۱] تحف العقول : ص410

[۲] تحف العقول : ص 403

[۳] تحف العقول: ص 388، س 17

[۴]  الكافي: ج 8 ص 126 ح 95 

[۵] تحف العقول : ص 403

[۶] تحف العقول : 386

[۷] تحف العقول: ص 302

[۸] نزهة الناظر و تنبيه الخاطر: ص 123، ح 13

[۹]  المحاسن : ج 2 ص 231 ح 1706

[۱۰] الكافي : 5 / 84 / 2

[۱۱] نزهة الناظر : ص 190 ح 406

[۱۲] أعلام الدين : ص 120.

[۱۳] كافى: ج 1، ص 50، ح 11،

[۱۴] تهذيب الا حكام: ج 6، ص 350، ح 991

[۱۵]  تحف العقول: ص 291

[۱۶] نزهة الناظر و تنبيه الخاطر حلوانى: ص 123، ح 6.

[۱۷] نزهة الناظر و تنبيه الخاطر: ص 124، ح 15.

[۱۸] بحارالا نوار: ج 98، ص 136، ح 76،

[۱۹] الكافي : ج 1 ص 115 ح 3

[۲۰] نزهة النّاظر و تنبيه الخاطر حلوانى: ص 122، ح 2.

[۲۱] تحف العقول: ص 213،

[۲۲] تحف العقول: ص 297

[۲۳] وسائل الشّيعة: ج 12، ص 118، ح 15812.

[۲۴] اصول كافى: ج 1، ص 38

[۲۵] تحف العقول: ص 301

[۲۶] بحارالا نوار: ج 75، ص 327، ضمن ح 4.

[۲۷] تحف العقول: ص 304

[۲۸] تحف العقول: ص 302، بحارالا نوار: ج 10، ص 247، ح 13.

[۲۹] تحف العقول: ص 303

[۳۰] تحف العقول: ص 209

[۳۱] وسائل الشيعة: ح 4 ص 73، ح 4547.

[۳۲] تحف العقول: ص 292

[۳۳] تحف العقول: ص 292

[۳۴] اصول كافى: ج 1 ص 72 ح 10.

[۳۵] وسائل ج 17 ص 58 ح 4.

[۳۶] وسائل الشّيعة: ج 15، ص 273، ح 20497.

[۳۷] وسائل الشّيعة: ج 21، ص 479، ح 27805.

[۳۸] وسائل الشّيعة: ج 16، ص 95، ح 21074.

[۳۹] الكافي : ج 1 ص 17 ح 12

[۴۰] وسائل الشّيعة: ج 5، ص 340، ح 3، محاسن برقى: ص 622، ح 69.

[۴۱] كافى ج 1 ص 179 ح 9.

[۴۲] خصال: ج 1 ص 9 ح 30.