كفن پيامبر(ص)

پرسش :

كفن پيامبر(ص) چگونه بود؟



پاسخ :

احاديث متعدّدى[۱]، كفن پيامبر(ص) را توصيف كرده اند. در اين ميان، بيشتر احاديث شيعه و اهل سنّت بر سه تكّه بودن اين كفن اتّفاق نظر دارند. همچنين بر جنس و رنگ اين تكّه ها نيز اتّفاق اجمالى وجود دارد و آنچه به ظاهر ناسازگار مى نمايد نيز با توجّه به آنچه مى آيد، قابل جمع بندى است.

گفتنى است: تمام اين احاديث، از نظر سندى، قابل اعتماد نيستند و جمع ميان همه آنها ضرورى نيست ؛ امّا مى توان جمع بندى زير را در دو بخش تعداد تكّه هاى كفن و نيز ويژگى هاى آنها ارائه داد:

يك. تعداد تكّه هاى كفن

همه احاديث اين باب، به صراحت، سه تكّه بودن كفن را گزارش كرده اند و اين، با فقه شيعى ـ كه كفن را مشتمل بر سه تكّه ازار (لُنگ)، قميص (پيراهن) و ردا (سرتاسرى) مى داند ـ، همسو و هماهنگ است. تنها در حديثى كه از امام صادق عليه السلام گذشت، آمده است:

كانَ ثَوبا رَسولِ اللّهِ(ص) الَّذى أحرَمَ فيهِما يَمانِيَّينِ: عِبرِىٌّ وَ ظَفارِ، وَ فيهِما كُفِّنَ.[۲]

دو لباسى كه پيامبر خدا(ص) در آنها مُحرم شد، يمنى بودند، از عبره و ظَفار، و ايشان در همانها هم كفن شد.

در اين حديث، كفن پيامبر خدا(ص)، همان لباس احرام ايشان دانسته شده كه مى دانيم دو تكّه بوده است، چنان كه متن حديث نيز به اين دو تكّه بودن، تصريح دارد: «أحرم فيهما».

امّا جمع اين حديث با احاديث ديگر، بدين گونه است كه مقصود اصلى در اين حديث، بيان جنس جامه احرام پيامبر(ص) است و حديث در پى بيان تعداد تكّه هاى كفن ايشان، آن هم به گونه دقيق و كامل نيست. به سخن ديگر، حديث از نظر تعداد تكّه هاى كفن، در مقام بيان نيست. افزون بر اين، زبان حديث، زبانى اثباتى است ؛ يعنى مى گويد دو تكّه جامه احرام پيامبر(ص) جزو كفن ايشان بوده ؛ امّا در باره اين كه جزء سومى هم وجود داشته يا نه، سخنى ندارد و به اصطلاح، «اثبات شى ء، نفى ما عدا نمى كند»، بويژه آن كه در نظر آوريم كه دو جزء اصلى كفن، همانند دو تكّه احرام، بالا و پايين بدن را مى پوشانَد و ردا به عنوان جزء سرتاسرى، مانند يك روانداز، روى آن دو قرار مى گيرد.

دو. ويژگى هاى كفن

ويژگى هاى متعدّدى براى تكّه هاى كفن پيامبر(ص)، گزارش شده اند. اين ويژگى ها را مى توان در چهار دسته زير جاى داد:

 برخى، به مكان تهيّه آنها ناظرند، مانند: يمانى، ظفارى يا ظفرى، عبرى، صُحارى و نجرانى،

 برخى، به جنس آنها ناظرند، مانند: قطن، كرسف، سحولى، حبرى،

 برخى، به شكل آنها ناظرند، مانند: قميص (پيراهن)،

 برخى، به رنگ آنها ناظرند، مانند: حمراء و ابيض و بُرد (پارچه راه راه).[۳]

پيش از آن كه اين تعارض هاى ابتدايى را جزء به جزء حل كنيم، خاطرنشان مى كنيم كه اجزاى كفن، به دليل تعدّد و سه تكّه بودن مى توانند از محل هاى گوناگون و با جنس و رنگ هاى متفاوت باشند. بر اين پايه تنها، تعارض گزارش هايى بايد حل شود كه در يك جزءِ بخصوص و يا در همه آنها دو صفت مختلف بيان كرده اند.

 در بخش مربوط به مكان، پنج صفت، گزارش شده است كه همه آنها ناظر به يمن و مناطق گوناگون آن هستند كه در بافتن پارچه هاى پنبه اى و كتانى مهارت داشته و از اين رو برد يمانى، بسيار مشهور بوده است. در واقع، همه اين مناطق، نزديك به هم و در يمن قرار دارند. ظفار و ظفر نيز دو گويش يا دو نامِ يك منطقه است. صُحارى ـ كه آن را به صورت نامشخّص، قريه اى در يمن خوانده اند ـ نيز قابل انطباق بر هر يك از اين جاى هاست. از اين رو، تنها، تعارض ميان عبرى و ظفار و نجران است كه مى تواند ناظر به تكّه هاى مختلف كفن باشد. افزون بر اين، نجران در نزديكى يمن قرار دارد و محتمل است به اعتبار تهيّه و آوردن حُلّه كفن از نجران، آن را نجرانى و به اعتبار مبدأ اصلى رشتن و نسج آن، يمنى خوانده باشند. از اين رو، تنافى و تعارضى حقيقى، ميان گزارش هاى مرتبط با مكان تهيّه تكّه هاى كفن نيست.

 در بيان جنس كفن، چهار صفت بيان شده كه اين صفات نيز با هم تنافى ندارند. كرسف، همان قطن به معناى پنبه است و سحولى، پارچه نرمى بوده كه در يمن مى بافته اند. مى دانيم كه پارچه نرم، بويژه در روزگاران قديم، از پنبه درست مى شده است. صفت چهارم (حبرى) نيز اشاره به آن دسته از پارچه هاى يمنى دارد كه از پنبه يا كتان تهيّه مى شده است.

 در ويژگى شكلى كفن، برخى گزارش ها به وجود حُلّه و بُرد و قميص (پيراهن) در كفن پيامبر(ص) تصريح كرده اند كه به دليل تعدّد تكّه هاى كفن، تعارضى با هم ندارند ؛ امّا تنها يك روايت از عايشه، وجود قميص (پيراهن) و عمامه و بُرد را در كفن پيامبر(ص) نفى كرده است. اين روايت در دو بخش قميص و بُرد، با ديگر احاديث باب، متعارض و از اين رو شاذ و غير قابل اعتناست.

 در باره رنگ كفن، يك حديث ـ كه به روايت عايشه است ـ، هر سه تكّه كفن را سفيدرنگ مى داند، يك حديث، دو تكّه از كفن را سفيد و يك تكّه را مخطّط (راه راه) مى داند و يك حديث، به وجود حُلّه حمراء در آن، اشاره كرده است.

دو حديث اخير هر دو از يك راوى (ابن عبّاس) و در يك منبع (السنن الكبرى) هستند. از اين رو با هم تعارض و تساقط مى كنند. بنا بر اين، حديث نخست، بيشتر قابل اعتماد است ؛ زيرا با سيره فعلى بسيارى از مسلمانان در استفاده از كفن سفيد، سازگارتر است. اين سيره بر فرمان پيامبر خدا(ص) بنا نهاده شده است كه فرمود:

لَيسَ مِن لِباسِكُم شَى ءٌ أحسَنَ مِنَ البَياضِ فَأَلبِسوهُ وَ كَفِّنوا فيهِ مَوتاكُم.[۴]

هيچ يك از جامه هايتان، به نيكويىِ جامه سفيد نيست. پس آن را به تن نماييد و مردگانتان را نيز در آن كفن كنيد.

اين فرمان را محدّثان شيعه و اهل سنّت گزارش كرده اند.[۵]

نتيجه سخن

كفن پيامبر(ص)، سه تكّه داشته است. يك تكّه مانند پيراهن، بالاتنه را و يك تكّه مانند ازار پايين تنه را پوشانده و تكّه اى ديگر بر روى آن دو افكنده شده است. اين سه تكّه همه پيكر مبارك پيامبر(ص) را فرا مى گرفته است. جنس اين تكّه ها نرم و بافته شده از پنبه يا كتان، و محصول يمن بوده است. رنگ همه يا دست كم دو تكّه از اجزاى كفن، سفيد بوده است.


[۱] . به قلم فاضل ارجمند ، جناب آقاى عبد الهادى مسعودى .

[۲] . ر . ك : ص ۳۳۰ ح ۱۰۲۴ .

[۳] . برخى ، بُرد را تهيّه شده از پشم مى دانند . در اين صورت ، بُرد ، ناظر به جنس خواهد بود .

[۴] . الكافى : ج ۳ ص ۱۴۸ ح ۳ .

[۵] . ر . ك : الكافى : ج ۳ ص ۱۴۸ ح ۲ ـ ۳ ؛ مسند ابن حنبل : ج ۵ ص ۱۰ .



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت