زندگی نامه امام رضا علیه السلام (بخش دوم)

زندگی نامه امام رضا علیه السلام (بخش دوم)

عظمت علمى و عملى امام رضا علیه السلام

 عظمت علمى و عملى

۱ . مرجعيت علمى

دانش الهى امام(ع) پيش از آغاز امامتش نيز براى فقيهان مدينه ، آشكار شده بود. ايشان در دوران امامت پدرش نيز در مدينه - كه مركز فقهى جهان اسلام و محلّ تجمع فقيهانى چون مالك بن انس بود - به تدريس فقه اشتغال داشت.[30]ذهبى در باره دانش امام(ع) مى نويسد:

 او در دانش و دين و آقايى، داراى منزلت بود . گفته شده است كه او در دوران مالك بن اَنَس، در حالى كه جوان بود، فتوا مى داد .[31]

با توجّه به گزارش ذهبى و سال وفات مالك (م ۱۷۹ هجرى)، به نظر مى رسد كه امام رضا(ع) پيش از سى سالگى ، فقه تدريس مى كرد و فتوا مى داد. ابن جوزى نيز در كتاب المنتظم، مطلبى را از محمّد بن عمر واقدى (م ۲۰۷ق) نقل مى كند:

 او (على بن موسى(ع) ) در بيست و چند سالگى در مسجد النبى صلى اللّه عليه و آله فتوا مى داد .[32]

بنا بر اين ، جلسات پيش گفته ، سال ها پيش از شهادت امام كاظم(ع) (يعنى پيش از سال ۱۸۳ هجرى) بوده است.

 امام كاظم(ع) نيز پيوسته ديگر فرزندان خويش را براى كسب علم به پسرش على بن موسى(ع) ارجاع مى داد و مى فرمود :

 هَذَا أَخُوكُمْ عَلِىُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا عَالِمُ آلِ مُحَمَّدٍ ، فَاسأَلُوهُ عَنْ أَدْيَانِكُمْ وَ احْفَظُوا مَا يَقُولُ لَكُمْ ، فَإِنِّى سَمِعْتُ أَبِى جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ غَيْرَ مَرَّةٍ يَقُولُ لِى : إِنَّ عَالِمَ آلِ مُحَمَّدٍ لَفِى صُلْبِكَ وَ لَيْتَنِى أَدْرَكْتُهُ ، فَإِنَّهُ سَمِىُّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِىٍّ(ع) .[33]

اين برادرتان على بن موسى الرضاست كه عالم و دانشمند در خاندان محمّد است. پس، از او در باره دينتان بپرسيد و آنچه را كه مى گويد ، برگيريد؛ چه اين كه من بارها از پدرم جعفر بن محمّد شنيدم كه به من مى فرمود: به درستى كه عالم آل محمّد ، در پشت توست و كاش او را درك مى كردم . او همنام امير مؤمنان على(ع) است.

اگر چه آغاز امامت امام رضا(ع) با چالش انحراف واقفيه هم زمان بود؛ ولى جايگاه علمى امام(ع) آن چنان تابناك بود كه حتّى مخالفان نيز در برابر دانش ايشان، متواضع بودند. به بيانِ شيخ مفيد ، برترى امام رضا(ع) پس از پدرش، بر برادرانش و سايرين، روشن بود، بويژه در ظهور دانش، بردبارى، تقوا و اجتهادش ، عامّه و خاصّه بر برترى وى بر ديگران ، هم داستان بوده اند.[34]

 امام صادق(ع) پيش از ولادت على بن موسى الرضا(ع) از ايشان با عناوينى چون «غَوْثَ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ غِيَاثَهَا وَ عَلَمَهَا وَ نُورَهَا وَ فَضْلَهَا وَ حِكْمَتَهَا خَيْرُ مَوْلُودٍ ؛ فريادرسِ اين امّت و ياور و عَلَم و نور و فضيلت و حكمت آن ، كه بهترين مولود و بهترين كودك است»[35] تعبير كرده بودند. اين پيشگويى امام صادق(ع) نيك به وقوع پيوست تا جايى كه مأمون، بارها از دانش امام(ع) تعريف مى كرد و او را اعلمِ علماى دنيا در علوم مختلف مى دانست. [36]وزير مأمون حسن بن سهل(م 215ق) نيز - كه خود عالمى شناخته شده بود - در نامه اى كه طبرى آن را گزارش كرده ، به برترى علمى امام(ع) بر همگان ، اذعان دارد. او در اين نامه نوشته است : «مأمون ، على بن موسى را ولىّ عهد پس از خودش منصوب نمود، چه اين كه وى به عالمان بنى عبّاس و بنى على نظر كرد و فردى را برتر، خداترس تر و دانشمندتر از او نيافت».[37]

 روزى مأمون با امام هشتم ، در باره تفاسير برخى آيات مورد اختلاف ، بحث مى كرد. پس از جلسه از محمّد پسر امام صادق(ع) - كه او نيز در جلسه حاضر بود - پرسيد : نظرت در باره برادرزاده ات على بن موسى چيست؟ محمّد پاسخ داد: على بن موسى، فردى دانشمند است و ما هيچ گاه نديده ايم كه او براى كسب علم ، نزد عالمى برود. خليفه ، وقتى چنين شنيد ، سخن وى را تأييد كرد و گفت :

 إنَّ ابنَ أخيكَ مِن أهلِ بَيتِ النَّبِيِّ ، الَّذينَ قالَ فيهِمُ النَّبِيُّ صلى اللّه عليه و آله : ألا إنَّ أبرارَ عِترَتي وَ أطائِبَ أرومَتي أحلَمُ النّاسِ صِغاراً وَ أعلَمُ النّاسِ كِبارًا، فَلا تُعَلِّموهُم فَإِنَّهُم أعلَمُ مِنكُم، لا يُخرِجونَكُم مِن بابِ هُدًى وَ لا يُدخِلونَكُم في بابِ ضَلالَةٍ .[38]

برادرزاده ات از اهل بيت پيامبر است. همان هايى كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله در حقّ ايشان فرمود: آگاه باشيد كه نيكان خاندان من و پاك ترين هاى تبار من، در خُردى، خردمندترينِ مردم و در بزرگ سالى، داناترينِ ايشان هستند. پس به آنها نياموزيد كه داناتر از شمايند. آنها شما را از درِ هدايت، بيرون نمى برند و به درِ گم راهى واردتان نمى سازند.

مأمون ، نظير اين سخنان را از همان نخستين جلسه پس از بيعت، در ستايش امام(ع) بيان داشته است. شايد بتوان گفت كه بارزترين نمودِ دانش امام(ع) در جلسات مناظره با دانشمندان و بزرگان اديان آن روزگار بوده كه تحسين موافق و مخالف را به دنبال داشته است.[39]

 يكى از بهترين توصيفات از مرجعيت علمى امام(ع) و برترى دانش وى در آن دوره را عالم وشاعر معاصر ايشان، ابراهيم بن عبّاس صولى(م ۲۴۷ق) [40] بيان داشته است. او مى گويد:

 هرگز نديدم كه كه از رضا(ع) سؤالى شود ، مگر آن كه او پاسخ آن را مى دانست . از او داناتر تا آن زمان ، نديده بودم و مأمون از او در باره هر چيزى براى امتحان سؤال مى كرد ، او پاسخ مى داد و سخن ، پاسخ و مثال او ، همواره از قرآن بود .[41]


[1] به قلم فاضل گران قدر جناب آقاى مهدى غلامعلى .

[30] المنتظم: ج 10 ص 119 ش 1114.

[31] سير أعلام النبلاء: ج 9 ص 388 ش 30.125

[32] المنتظم: ج 10 ص 119 ش 1114.

[33] أعلام الورى: ج 2 ص 65.

[34] الإرشاد : ج 2 ص 247 .

[35] الكافى : ج 1 ص 314 ح 14 .

[36] الإرشاد: ج 2 ص 261.

[37] تاريخ الطبرى: ج 7 ص 139.

[38] ر . ك : ح 259 .

[39] ر . ك : الاحتجاج : ج 2 ص 401 .

[40] مستدرك سفينة البحار : ج 5 ص 227 .

[41] ر . ك : ح 1090 .