سیاست علوى در رویارویى با انحراف ها

پرسش :

سیاست امام على(ع) در رویارویى با انحراف ها چگونه بود؟



پاسخ :

امام على علیه السلام ، با آنچه در جـامعه گذشتـه است، آشنـایى ژرف و دقیقى دارد، از چگونگى آنچه بر مردم رفته است، دقیقاً آگاه است، و چه سانىِ خوگرفتن مردم با انحراف ها را مى داند، و اكنون، آهنگ اصلاح دارد؛ هم عمق فاجعه را مى داند و هم دشوارى زدودن آن را از زوایاى جامعه. از این رو، على علیه السلام ، نه شتابزده عمل كرد و نه بى برنامه. او اصلاحاتى را كه باید انجام مى داد، دو دسته كرد:

۱ . مبارزه با فساد ادارى و اقتصادى،

۲ . مبارزه با انحراف فرهنگى.

سیاست اصلاح ادارى و اقتصادى

على علیه السلام ، برخورد با انحراف هاى ادارى و اقتصادى و مبارزه با مفاسد ادارى و اقتصادى را از نخستین روزهاى حكومت، آغاز كرد. كارگزاران ناشایسته، فسادآفرین و زشت كردار را از كار بركنار كرد و اموال به یغما رفته از بیت المال را بازگرداند.

امام، در آغازین روز خلافت، با اشارتى تأمّل برانگیز، آهنگ سیاست اصلاحى خود را باز گفت:

وَاعلَموا أنّی إن أجَبتُكُم رَكِبتُ بِكُم ما أعلَم ، ولَم اُصغِ إلى قَولِ القائِلِ وعَتبِ العاتِبِ .[۱]بدانید اگر به درخواست شما جواب مثبت دهم ، با شما آن گونه كه مى دانم ، رفتار خواهم كرد و در این راه ، سخن سخنسرایان و سرزنش ملامتگران را نخواهم شنید .

یعنى شما باید با من همراه شوید، نه من با شما. همراهى شما با من، بدان سان است كه من مى دانم. على علیه السلام ، مردى است حق مدار، سنّت شناس و ذوب در خدا. نكته تأمّل برانگیز، این است كه امام، نشان مى دهد كه مى داند این همراه سازى، سختى ها درپى خواهد داشت؛ بلكه فراتر از آن، سرزنش ها، بهانه جویى ها و جوسازى ها به دنبال دارد؛ ولى شعار او این است كه من، حق مدارم و حق را پاس مى دارم نه چیز دیگر را.

آن گاه، روز دوم خلافت، از جایگاه والاى رهبرى جامعه، و با توجّه به مسئولیت عظیم رهبرى، با صراحت فرمود:

ألا إنَّ كُلَّ قَطیعَةٍ أقطَعَها عُثمانُ ، وكُلَّ مالٍ أعطاهُ مِن مالِ اللّهِ فَهُوَ مَردودٌ فى ¨ بَیتِ المالِ ، فَإِنَّ الحَقَّ القَدیمَ لا یبطِلُهُ شَیءٌ ، وَلَو وَجَدتُهُ وقَد تُزُوِّجَ بِهِ النِّساءُ وفُرِّقَ فِی البُلدانِ ، لَرَدَدتُهُ إلى حالِهِ ، فَإِنَّ فِى العَدلِ سَعَةٌ ، ومَن ضاقَ عَنهُ العَدلُ فَالجَورُ عَنهُ أضیقُ .[۲]بدانید هر زمینى را كه عثمان بخشید و هر ثروتى را كه از اموال خداوندى هدیه كرد ، به بیت المال بازمى گردد ؛ چرا كه حقوق گذشته را چیزى از میان نبرَد و اگر این ثروت ها را بیابم در حالى كه مهریه زنان شده یا در شهرها توزیع شده است ، به جایگاهش بازگردانم ؛ چرا كه عدالت را گشایشى است و هر آن كس عدالت برایش تنگ باشد ، ستم بر او تنگ تر خواهد بود .

امام، در خطابه اى شورانگیز، بیدارگر و تأمّل آفرین، در همین روز، به گستردگى درباره مسئولیت زمامداران جامعه در تحقّق بخشیدن به عدالت اجتماعى سخن گفت و تأكید كرد كه در بهره بردارى از اموال عمومى، به هیچ كس امتیاز ویژه اى نخواهد داد؛ و آنان كه از طریق غصب اموال عمومى، ملك، آب، اسب هاى عالى و كنیزكان زیبا فراهم آورده اند، بدانند كه على، همه آنها را مصادره خواهد كرد و به بیت المال، بازخواهد گردانْد.

این سخنان كه چونان صاعقه اى فرود مى آمد و به سانِ پتكى سنگین، بر سر كسانى كه بُرده بودند و خورده بودند و اكنون، نگران بودند، مى نشست و بسى سنگین بود و دلهره آفرین؛ و چنین بود كه بازتاب فریاد عدالتخواهى على علیه السلام ، پیش از هر جا در میان چهره هاى سرشناس بود، و آنان، آغازین مخالفان حكومت علوى شدند.

این شعارها فراز آمد و مردمان ، با آهنگى جز آنچه تاكنون مى شنیدند ، آشنا شدند.

در سومین روز حكومت على علیه السلام ، مردم براى دریافت حقوق خود از بیت المالْ مراجعه كردند. امام، به عبیداللّه بن ابى رافع، كاتب خود، فرمود:

از مهاجران آغاز كن . آنان را فراخوان و به هر كدامْ سه دینار بده . آن گاه انصار را بخواه و همان گونه با آنان رفتار كن . هر كس كه آمد ، سیاه و قرمز و . . . ، با وى همان گونه رفتار كن كه با مهاجران و انصار و . . .[۳]

بزرگان قوم، دیدند كه طرح عدالت اقتصادى على علیه السلام ، شعار نیست؛ عمل است و بسى جدّى. در محضر كاتب امام، اشكال تراشى ها آغاز شد. او رویدادها را گزارش كرد. امام، نه تنها از آغاز مخالفت ها، آن هم از سوى چهره هاى پر طَمطُراق، تكان نخورد و در ادامه راه، تردید نكرد، بلكه با قاطعیت، بر ادامه اصلاحاتْ تأكید كرد و فرمود:

وَاللّهِ إن بَقیتُ و سُلِّمتُ لَهُم لَأُقیمَنَّهُم عَلَى المَحَجَّةِ البَیضاء .[۴]به خداى سوگند ، اگر بمانم و سالم باشم ، آنان را بر راه روشن ، استوار خواهم داشت .

خونخواهى عثمان، از همین جا آغاز شد! آیا تأمّل برانگیز نیست كه برخى از زراندوزان، بیعت خود را با امام، به دو شرط، مشروط ساخته بودند:

۱ . على علیه السلام به ثروت هایى كه آنان در دوران حكومت عثمان به چنگ آورده بودند، كار نداشته باشد؛

۲ . قاتلان عثمان را شناسایى كند، دستگیر كرده، بكشد.

امّا امام مى دانست كه خونخواهى عثمان، بهانه اى بیش نیست. آنچه براى آنان مهم است، جلوگیرى از بازپس گیرى ثروت هاى نامشروع و اموال برهم هشته بر جاى مانده از روزگار عثمان است. امام، در این باره، پیشنهادهاى گونه گونى را شنیده بود و همه پیشنهادهاى سازشكارانه و متضاد با احقاق حقوق و مبتنى بر پایمال شدن بیت المال را با قاطعیت، رد كرده بود.

سیاست اصلاح فرهنگى

در بخش هایى از دانش نامه امیرالمؤمنین علیه السلام ، چرایى و چگونگى قیام مردم علیه حكومت عثمان، گزارش شده است كه از جمله مهم ترین آنها خیزش در هدفگیرى و حركت علیه فساد ادارى و مفاسد اقتصادى بود.[۵]مردم، از گشاده دستى ها و خودى نوازى هاى بى مبنا، به ستوه آمده بودند و حاكمیت هاى ناشایسته و زمامداران نالایق و بى كفایتى را كه فقط وابستگى به خلیفه، باعث نصب آنها شده بود، برنمى تابیدند. از این روى، دگرگونى هاى ادارى و مبارزه با فساد اقتصادى، زمینه اى كاملاً مساعد داشت. بدین سان، على علیه السلام اصلاحات ادارى و اقتصادى را با همه مشكلاتى كه درپى داشت، از آغازین روزهاى حكومتْ شروع كرد. امّا به انجام رساندن اصلاحات فرهنگى و فكرى و مبارزه با دگرسانى هاىِ ارزشى و تحریف هایى كه در ابعاد مختلف در حكومت اسلامى روى داده بود، زمینه مساعدى نداشت. على علیه السلام باید درنگ مى كرد، زمینه را آماده مى ساخت و مبارزه را آغاز مى كرد. به دیگر سخن، آن حركت، نیازمند ثبات بیشتر و استقرار فزون تر در حكومت بود. چنین بود كه على علیه السلام فرمود:

لَو قَدِ استَوَت قَدَمای مِن هذِهِ المَداحِضِ لَغَیرتُ أشیاءَ .[۶]اگر گام هایم از این فتنه ها استوار آید ، امورى را دگرگون خواهم كرد .

امام، به آسانى و بدون درنگ، نمى توانست به آنچه در طول ۲۵ سال ریشه دوانده بود و ذهن ها و زبان ها، جان ها و منش ها بدان خو گرفته بود و براى مردم، فرهنگى دیگر ساخته بود، مبارزه كند.

این پیكار، بى گمان، نارضایتى هاى گسترده اى را درپى مى داشت و گرهى بر گره ها مى افزود و فرصت را براى اصلاحات دیگر نیز از دستْ مى گرفت. باید شكیبایى پیشه مى شد، تا روزگارى كه زمان برچیدن میوه فرا مى رسید.

بارى، على علیه السلام اصلاحات را بر اساس برنامه اى دقیق و چشم اندازى روشن و اهدافى مشخّص، در جهت برگرداندن جامعه به سیره و سنّت نبوى آغاز كرد و گام اوّل را در جهت ایجاد و گسترش عدالت اجتماعى و جارى ساختن اصلاحات ادارى و اقتصادى برداشت و تا آخرین لحظه هاى زندگى ادامه داد، تا جامعه اى به تمام معنا «اسلامى» و مبتنى بر ارزش هاى قرآنى و آموزه هاى الهى پى افكند. افسوس كه كج اندیشى ها، زشت خویى ها، نامردمى ها و ستمگرى ها، آن مرد عدالت و ایمان را از رسیدن به تمامى آن اهدافْ باز داشت.

آنچه اكنون بدان مى پردازیم، گزارشى است از اصولى ترین اصلاحات علوى در زمینه هاى ادارى، فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى، قضایى، امنیتى، نظامى و بین المللى، بر اساس نصوص حدیثى و تاریخى، و نیز تبیین مبانى اصلاحات. بى گمان، شرح كامل مبانى سیاسى امام و توضیح و تفسیر چگونگى اصلاحات او، مجالى فراخ تر مى طلبد.


[۱]بنگريد به : ص ۱۴۱ (ح ۸) .

[۲]بنگريد به : ص ۲۰۳ (ح ۷۲) .

[۳]بنگريد به : ص ۱۸۵ (ح ۶۲) .

[۴]بنگريد به : ص ۱۸۵ (ح ۶۲) .

[۵]بنگريد به : دانش نامه امير المؤمنين : ج ۳ ، ص ۱۵۷ (موجبات شورش بر عثمان) .

[۶]بنگريد به : ص ۲۰۴ (ح ۷۳) .



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت