سياست هاى نظامى در حکومت امام مهدی(ع)

پرسش :

سياست هاى نظامى در حکومت امام مهدی(ع) چیست؟



پاسخ :

پيش از اشاره به سياست نظامى دولت مهدوى، چند نكته قابل توجّه است:

 اوّل . تحوّل عظيمى كه در نظام سياسى جهان، در آينده تاريخ به رهبرى امام مهدى عليه السلام پديد مى آيد، كودتا نيست كه قدرت نظامى در آن سرنوشت ساز باشد ؛ بلكه يك انقلاب عميق و فراگير فرهنگى است كه زمينه هاى آن، در طول تاريخ به تدريج در جامعه فراهم گرديده است. اصلى ترين حكمت غيبت ايشان - همان طور كه پيش از اين ، تبيين شد - ،[۱] اين است كه بسترهاى لازم براى تحقّق چنين انقلاب فراگيرى فراهم گردد.

 دوم . بى شك ، نصرت ويژه الهى، در پيروزى نهضت جهانى امام عصر عليه السلام نقش مؤثّرى دارد؛ امّا اين بدان معنا نيست كه پس از فراهم شدن بسترهاى اجتماعى، اين نهضت از طريق اعجاز به پيروزى مى رسد و نيازى به قدرت نظامى و سياست هاى صحيح جنگى ندارد؛ بلكه سنّت الهى ايجاب مى كند كه قدرت نظامى نيز در كنار نصرت الهى و زمينه اجتماعى، در پيروزى نهضت مهدوى مؤثّر باشد . احاديثى كه قيام امام مهدى عليه السلام را گزارش كرده اند نيز مؤيّد اين نظريه اند.

 سوم . اطّلاعات ما در باره امكانات و تجهيزات نظامى، و سياست هاى جنگى در قيام مهدوى، بسيار محدود است. رواياتى كه در اين باره به ما رسيده، اطّلاعات كامل و متقنى را در اختيار ما قرار نمى دهند. به نظر مى رسد نه ضرورت ايجاب مى كرده و نه حكمت اقتضا مى كرده كه اطّلاعات دقيق نظامى اين قيام، پيشگويى شود . از اين رو، آنچه به طور كلّى مى توان در اين باره مطرح كرد ، اين است كه سياست هاى اصولى امام مهدى عليه السلام در جنگ، همان سياست جنگىِ پيامبر صلى اللّه عليه و آله و امام على عليه السلام [۲] است؛ امّا برخى از سياست هاى جنگى امام مهدى عليه السلام كه به طور خاص در احاديث به آنها اشاره شده، عبارت اند از:

۱ . بهره گيرى از نيروهاى جوان و توانمند

بر پايه شمارى از احاديث ،[۳] اكثر قريب به اتّفاق سپاهيان امام مهدى عليه السلام را جوانان تشكيل مى دهند. از امام على عليه السلام روايت شده كه فرمود:

 إنَّ أصحابَ القائِمِ شَبابٌ لا كُهولَ فيهِم إلّا كَالكُحلِ فِي العَينِ ، أو كَالمِلحِ فِي الزّادِ ، وَ أَقَلُّ الزّادِ المِلحُ .[۴]

ياران قائم، جوان اند و پيران ميان آنان نيستند ، جز به اندازه ى سرمه چشم يا نمك در توشه كه كمترين اندازه را ميان ره توشه دارد.

در باره سياست بهره گيرى از نيروهاى جوان در انقلاب جهانى حضرت مهدى عليه السلام چند نكته قابل توجّه است:

۱ - ۱ . سياست جوان گرايى در اديان الهى

از نگاه قرآن و احاديث اهل بيت عليهم السلام ، جوانى، بهارِ خودسازى و سازندگى است . از اين رو، جوان گرايى، سياستى است حكيمانه كه در همه اديان الهى مورد توجّه بوده است .

 خداوند سبحان، پيامبران خود را از ميان جوانان، انتخاب كرده است. پيامبر خاتم صلى اللّه عليه و آله نيز براى جذب قشر جوان به آيين اسلام، اهمّيت ويژه اى قائل بود. از اين رو ، غالب هواداران ايشان در آغاز بعثت، جوانان بودند. نخستين نماينده فرهنگى - پيامبر صلى اللّه عليه و آله ، يعنى مُصعَب بن عُمَير، جوانى نورس بود. نخستين فرماندار پيامبر صلى اللّه عليه و آله پس از فتح شهر مكّه، جوانى ۲۱ ساله به نام عتّاب بن اُسَيد بود.

 همچنين آخرين كسى كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله او را به فرماندهى سپاه اسلام براى جنگ با روم منصوب كرد، جوانى هجده ساله به نام اُسامه بود[۵] و مهم تر آن كه ايشان، در سال پايانى عمر شريف خود، از طرف خداوند متعال، مأموريت يافت تا امام على عليه السلام را كه در آن وقت، جوانى تقريباً ۳۲ ساله بود، براى رهبرى آينده جهان اسلام، معرّفى كند و پيامبر صلى اللّه عليه و آله نيز در غدير خم، اين فرمان الهى را اجرا كرد.[۶]

 امام مهدى عليه السلام نيز هنگام قيام، با آن كه صدها سال از عمر شريفش گذشته، با شكل و شمايل جوان ظاهر مى شود و سياست جوان گرايى در ياران و كارگزاران در حكومت مهدوى ، از جمله سپاهيان ، يكى از سياست هاى اصولى است.

۱ - ۲ . توانمندىِ فوق العاده جسمى و روحى سپاهيان

سپاهيان امام مهدى عليه السلام ، افزون بر برخوردارى از نشاط و شادابىِ جوانى، از نظر جسمى و روحى نيز، فوق العاده نيرومند هستند. در اين باره از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود:

 وَ إنَّ الرَّجُلَ مِنهُم لَيُعطى  قُوَّةَ أربَعينَ رَجُلاً ، وَ إنَّ قَلبَهُ لَأَشَدُّ مِن زُبَرِ الحَديدِ ، وَ لَو مَرّوا بِجِبالِ الحَديدِ لَقَلَعوها .[۷]

به هر يك از آنان (سپاهيان قائم)، نيروى چهل مرد عطا مى شود و دلش از پاره آهن ، محكم تر است و اگر بر كوه هاى آهن بگذرند، آنها را از جا مى كَنَند .

در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام در باره ويژگى هاى ياران امام مهدى عليه السلام آمده است :

 لُيوثٌ بِالنَّهارِ ، رُهبانٌ بِاللَّيلِ ، كَأَنَّ قُلوبَهُم زُبَرُ الحَديدِ ، يُعطَى الرَّجُلُ مِنهُم قُوَّةَ أربَعينَ رَجُلاً ، لا يَقتُلُ أحَداً مِنهُم إلّا كافِرٌ أو مُنافِقٌ ، وَ قَد وَصَفَهُمُ اللَّهُ تَعالى  بِالتَّوَسُّمِ في كِتابِهِ العَزيزِ بِقَولِهِ : «إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَأَيَتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ»[۸] .[۹]

شيرانِ روز و شب زنده دارانِ شب هستند و گويى دل هايشان پاره هاى آهن است . به هركدام از مردانشان ، نيروى چهل مرد داده شده و هيچ يك از آنان را جز كافر يا منافق نمى كشد و خداوند متعال ، آنها را به نشانه شناسى و فراست ، توصيف كرده است، آن جا كه در كتاب عزيزش فرموده است: «بى گمان ، در اين، نشانه هايى براى نشانه شناسان است» .

اين حديث ، دلالت دارد بر اين كه سپاهيان امام مهدى عليه السلام ، علاوه بر توانمندى جسمى و روحى ، از بينش و بصيرتى فوق العاده برخوردارند كه در برخورد با دشمنان ، اشتباه نمى كنند. از اين رو، جز كسانى كه سزاوار قتل هستند، به دست آنها كشته نمى شوند.

۱ - ۳ . بهره گيرى از مديريت و تجربه سال خوردگان

سياست جوان گرايى در حكومت امام مهدى عليه السلام ، قطعاً به معناى استفاده نكردن مطلق از سال خوردگان نيست. بر پايه احاديث فراوانى، شمارِ قابل توجّهى از سالخوردگان كه از دنيا رفته اند، هم زمان با قيام ايشان ، زنده مى شوند و تعدادى از آنها در شمار ۳۱۳ تن ياران ويژه امام عليه السلام هستند كه در مناصب كليدى، اجرايى و قضايى منصوب مى شوند.[۱۰]

۲ . نقش زنان در قيام مهدوى

بر پايه شمارى از احاديث ، زنان نيز در قيام جهانى امام مهدى عليه السلام شركت دارند كه جمعى از آنها جزو كسانى هستند كه پس از مرگ ، رجعت كرده اند:

۲ - ۱ . جمعى از زنان، در شمار خواص اصحاب امام

در حديثى از امام باقر عليه السلام ، تعداد پنجاه زن در شمارِ خواصّ اصحاب امام مهدى عليه السلام ذكر شده اند :

 يَخرُجُ المَهدِيُّ مِنهَا [ المَدينَةِ ]عَلى  سُنَّةِ موسى  خائِفاً يَتَرَقَّبُ ، حَتّى  يَقدَمَ مَكَّةَ . . . وَ يَجي ءُ وَاللَّهِ ثَلاثُمِئَةٍ وَ بِضعَةَ عَشَرَ رَجُلاً ، فيهِم خَمسونَ امرَأَةً يَجتَمِعونَ بِمَكَّةَ عَلى  غَيرِ ميعادٍ ، قَزَعاً كَقَزَعِ الخَريفِ ، يَتبَعُ بَعضُهُم بَعضاً ، وَ هِيَ الآيَةُ الَّتي قالَ اللَّهُ : «أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا» .[۱۱]

مهدى از مدينه به همان گونه كه موسى بيمناك و مراقب بيرون رفت، بيرون مى آيد تا به مكّه برسد... و به خدا سوگند ، سيصد و ده و اندى نفر مى آيند كه پنجاه زن در ميان آنان هستند . همه آنان بى آن كه وعده اى در ميان باشد، مانند ابرهاى پراكنده پاييزى از هر سو گِرد مى آيند و پشت سرِهم مى رسند ، و اين ، همان آيه الهى است : «هر جا كه باشيد ، خداوند همه شما را مى آورد» .

بى شك، تعدادى كه در اين حديث به آن اشاره شده، شمارِ ياران خاصّ امام مهدى عليه السلام است؛ وگر نه، تعداد همه ياران ايشان ، خيلى بيش از اينهاست . اين مطلب در برخى از احاديث نيز، مورد تأكيد قرار گرفته است.

۲ - ۲ . رجعتِ شمارى از بانوان

در حديثى از امام صادق عليه السلام شمارِ زنانى كه پس از مرگ، هنگام قيام امام مهدى عليه السلام رجعت مى كنند و سپاه ايشان را پشتيبانى مى نمايند، سيزده تن ذكر شده است. متن حديث ، چنين است:

 يَكُرُّ مَعَ القائِمِ عليه السلام ثَلاثَ عَشرَةَ امرَأَةً . قُلتُ : وَ ما يَصنَعُ بِهِنَّ ؟ قالَ : يُداوينَ الجَرحى  ، وَ يَقُمنَ عَلَى المَرضى  كَما كَانَ مَعَ رَسولِ اللَّهِ صلى اللّه عليه و آله . قُلتُ : فَسَمِّهِنَّ لي ؟

فَقالَ : القِنواءُ بِنتُ رُشَيدٍ ، وَ اُمُّ أيمَنَ ، وَ حَبابَةُ الوَالِبِيَّةُ ، وَ سُمَيَّةُ اُمُّ عَمّارِ بنِ ياسِرٍ ، وَ زُبَيدَةُ ، وَ اُمُّ خالِدٍ الأَحمَسِيَّةُ ، وَ اُمُّ سَعيدٍ الحَنَفِيَّةُ ، وَ صبانَةُ الماشِطَةُ ، وَ اُمُّ خالِدٍ الجُهَنِيَّةُ .[۱۲]

[امام عليه السلام فرمود :] «سيزده زن همراه قائم هستند». گفتم: با كمك آنها چه مى كند؟ فرمود: «آنان ، زخمى ها را مداوا مى كنند و بيماران را نگاه مى دارند، همان گونه كه با پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله بودند» . گفتم: آنها را برايم نام ببر.

فرمود: «قِنوا دختر رشيد، اُم اَيمَن، حبابه والبى، سميه مادر عمّار ياسر ، زُبيده، اُمّ خالد اَحمَسى ، اُمّ سعيد حنفى، صبانه ماشِطه و اُمّ خالد جُهَنى [از آنان هستند]» .

احتمالاً اين تعداد از زنان نيز، از خواص ياران امام هستند كه مسئوليت پشتيبانى جنگ در پرستارى از رزمندگان مجروح را به عهده خواهند داشت؛ زيرا در غير اين صورت، با توجّه به گستردگى نبرد، تعداد ياد شده، براى پرستارى از همه مجروحان ، كافى نيست.

 بارى ! حديث نخست، به نقش زنان در مديريت نهضت مهدوى و حديث دوم ، به نقش آنان در صحنه نبرد ، اشاره دارد و بر اين اساس، در صورتى كه صدور احاديث ياد شده را بپذيريم، يكى از سياست هاى امام مهدى عليه السلام بهره گيرى از زنان شايسته، در ستاد جنگ خواهد بود.

۳ . ساز و برگ نظامى در قيام مهدوى

يكى از مسائل مهم در تبيين سياست هاى نظامى امام مهدى عليه السلام ، اين است كه سياست ايشان در بهره گيرى از ساز و برگ و ابزار نظامى چيست؟

 پيش از اين اشاره كرديم كه پيروزى قيام مهدوى از طريق اعجاز نيست؛ بلكه سنّت الهى ايجاب مى نمايد كه قدرت نظامى، در كنار نصرت ويژه الهى، و پديد آمدن زمينه اجتماعى، در پيروزى اين نهضت، نقش مؤثّر و تعيين كننده داشته باشد.

 بنا بر اين، در قيام امام مهدى عليه السلام ، از ساز و برگ نظامى و تجهيزات جنگى، استفاده خواهد شد. پرسشى كه در اين باره مطرح است، اين كه از چه نوع تجهيزات نظامى در اين قيام، استفاده خواهد شد، ابزار جنگىِ متناسب با عصر ظهور يا ابزار جنگى صدر اسلام؟

 براى پاسخ به اين سؤال، ابتدا در باره مفاد احاديثى كه در اين باره وارد شده، توضيح مختصرى خواهيم داد و در ادامه به ارزيابى اجمالى سند و تحليل مقصود از آنها خواهيم پرداخت:

۳ - ۱ . مضمون احاديث

احاديثى را كه موضوع ساز و برگ نظامى قيام مهدوى در آنها مطرح شده ، به سه دسته مى توان تقسيم كرد :

 دسته اوّل ، احاديثى كه تصريح كرده اند امام مهدى عليه السلام و يارانش با شمشير با دشمنان مى جنگند ؛ مانند اين حديث كه تجهيزات جنگى امام مهدى عليه السلام را چنين توصيف كرده است :

 دِرْعُهُ دِرْعُ رَسُولِ اللَّهِ صلى اللّه عليه و آله السَّابِغَةُ وَ سَيْفُهُ سَيْفُ رَسُولِ اللَّهِ صلى اللّه عليه و آله ذُو الْفَقَارِ .[۱۳]

زره [امام مهدى عليه السلام ] زره پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله و شمشير او شمشير پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله ، ذوالفقار است.

و در حديثى ديگر، درباره سلاح جنگى ياران امام عليه السلام آمده:

 إِذَا قَامَ الْقَائِمُ نَزَلَتْ سُيُوفُ الْقِتَالِ عَلَى كُلِّ سَيْفٍ اسْمُ الرَّجُلِ وَ اسْمُ أَبِيهِ .[۱۴]

هنگامى كه قائم عليه السلام قيام كند، شمشيرهاى جنگ ، نازل مى گردد، بر هر شمشيرى نام مرد [رزمنده ] و نام پدرش نوشته شده است .

و در حديثى ديگر ، در باره قدرت سلاح ياران امام عليه السلام آمده :

 لَهُمْ سُيُوفٌ مِنْ حَدِيدٍ غَيْرِ هَذَا الْحَدِيدِ، لَوْ ضَرَبَ أَحَدُهُمْ بِسَيْفِهِ جَبَلًا لَقَدَّهُ حَتَّى يَفْصِلَهُ .[۱۵]

آنان ، شمشيرهايى را از آهن، نه اين آهن [معمولى ] ، آهنى كه اگر يكى از آنان به كوهى بزند ، آن را مى دَرَد و جدا مى كند.

و در حديثى ديگر ، در باره سلطه امام مهدى عليه السلام بر دشمنان ، آمده است :

 يَغْشَاهُمُ الْقَائِمُ بِالسَّيْفِ .[۱۶]

قائم عليه السلام با شمشير بر آنها سلطه مى يابد .

اين دسته از احاديث بسيار فراوان اند و همگى بر اين معنا تأكيد دارند كه سلاح نبرد امام مهدى عليه السلام و يارانش، شمشير است.

 دسته دوم ، احاديثى كه دلالت دارند سپاهيان امام عليه السلام ، همانند رزمندگان صدر اسلام، از چارپايان استفاده مى كنند و افزون بر اين، مواد غذايى و نوشيدنى هاى آنان و نيز علوفه مَركب هايشان از طريق اعجاز ، تأمين مى گردد.[۱۷]

 دسته سوم ، حديثى كه در آن آمده است هنگامى كه امام مهدى عليه السلام قيام مى كند ، به نقطه اى از ميدان كوفه اشاره كرده ، مى فرمايد : «اين جا را بكَنيد» و از آن جا دوازده هزار زره و دوازده هزار كلاهخود بيرون مى آورند . سپس ايشان ، دوازده هزار نفر را دعوت مى كند و اين لباس ها را بر آنها مى پوشانَد و بر آنها مى فرمايد : «هر كس را ديديد كه مثل شما لباس نپوشيده، او را بكُشيد!» .[۱۸]

۳ - ۲ . ارزيابى احاديث

احاديث دسته اوّل - همان طور كه اشاره شد - فراوان اند و از نظر سند نيز شمارى از آنها معتبرند؛[۱۹] ليكن دسته دوم از احاديث ، نه فراوان اند و نه از نظر سندى اعتبار دارند.

 امّا حديثى كه در دسته سوم ذكر شده، از نظر سند ، بسيار ضعيف و مفاد ظاهرى آن نيز، غيرقابل قبول است؛ زيرا امكان ندارد كه امام عليه السلام چنين دستورى را صادر نمايد .

 با تأمّل در اين احاديث ، در جمع بندى آنها مى توان گفت: هر چند همان طور كه اشاره شد، مفاد برخى از اين احاديث ، غير قابل قبول است و به طور كلّى ، جزئيات مربوط به ساز و برگ نظامى قيام مهدوى، دليل قاطعى ندارد، ليكن بايد پذيرفت كه همه احاديثى كه جريان قيام مهدوى را گزارش كرده اند، بر اين معنا اتّفاق دارند كه تنها سلاح مورد استفاده در اين قيام ، «شمشير» است؛ امّا اين كه مقصود از به كارگيرى شمشير در اين قيام چيست، دو احتمال مطرح شده است:

 احتمال اوّل اين كه «شمشير» ، در معناى حقيقى آن به كار رفته است. در اين صورت، اين سؤال پيش مى آيد كه چگونه مى توان با استفاده از شمشير بر سلاح هاى پيشرفته مستكبران ، فائق آمد؟

 در پاسخ اين سؤال نيز احتمالات مختلفى ذكر شده، مانند اين كه :

 شمشير در قيام مهدوى ، قدرت خارق العاده اى پيدا مى كند، چنان كه در حديثى اشاره شد كه شمشير ياران امام مهدى عليه السلام از جنس آهن هاى معمولى نيست و قدرتى دارد كه مى تواند كوه را بشكافد[۲۰]،[۲۱] يا اين كه آمده است شمشيرهاى آنان ، شمشيرهاى خاصّى است كه از آسمان نازل مى شود.[۲۲]

 توجيه ديگر اين كه در آن زمان ، تسليحات پيشرفته از كار خواهد افتاد و مردم به ناگزير ، در جنگ از همان ابزارهاى جنگى ابتدايى استفاده خواهند كرد.

 توجيهات مشابه ديگرى نيز مطرح شده كه دليل روشن و قاطعى براى اثبات هيچ يك از آنها وجود ندارد.

 احتمال دوم ، اين است كه «شمشير» در اين احاديث ، نماد ابزار جنگى روز، و كنايه از قدرت نظامى است و علّت اين كه در احاديث از ابزار جنگى روز به «شمشير» تعبير شده ، اين است كه در تاريخ صدور حديث ياد شده ، شمشير ، سلاح كارآمد آن دوران بوده، و براى مردم آن زمان، سلاح هاى پيشرفته امروز، قابل فهم نبوده است، همان طور كه چه بسا در آينده نيز سلاح هايى اختراع شود كه در حال حاضر براى مردم اين زمان ، قابل تصوّر نيست و در قيام امام مهدى عليه السلام همان ابزار مورد استفاده واقع شود.

 گفتنى است دليل روشنى بر هيچ يك از احتمالات و توجيهات ياد شده، وجود ندارد . بنا بر اين ، آنچه مسلّم است اين كه ساز و برگ نظامى قيام مهدوى ، فوق العاده كارآمد خواهد بود و در اين قيام از ابزار نامشروع ، مانند ابزار جنگى كشتار جمعى ، استفاده نخواهد شد؛ امّا سياست جنگى امام مهدى عليه السلام منطبق با كدام يك از احتمالات گذشته است، نمى توان در اين باره اظهار نظر قطعى كرد.

۴ . قاطعيت كامل در برخورد با مستكبران

قيام حضرت مهدى عليه السلام نماد كامل جمال و جلال الهى است . او با كسانى كه با حق، ستيزه جويى نكنند، در نهايت رأفت و مهربانى، رفتار خواهد كرد؛ امّا با مستكبران و معاندان حق و عدل، با نهايت قاطعيت ، برخورد خواهد نمود. همه احاديثى كه امام مهدى عليه السلام را با عنوان «صاحب السيف ؛ صاحب شمشير» توصيف كرده اند، تأكيد مى كنند كه او «لا يظهر إلّا بالسيف ؛ جز با شمشير ، ظاهر نمى شود» كه اين احاديث، به قاطعيت كامل امام عليه السلام در برخورد با حق ستيزان مستكبر ، اشاره دارد .[۲۳]

 نكات قابل توجّه درباره اين سياست ، عبارت اند از :

۴ - ۱ . برخورد قاطعانه با مدّعيان دروغين تشيّع

بر پايه حديثى معتبر، امام مهدى عليه السلام قبل از برخورد با ديگران، با قاطعيت با مدّعيان دروغين تشيّع ، برخورد مى كند و آنان را از بين مى برد. در حديثى كه با سند معتبر از امام صادق عليه السلام نقل شده ، آمده:

 لَو قامَ قائِمُنا بَدَأَ بِكَذّابِي الشّيعَةِ فَقَتَلَهُم .[۲۴]

اگر قائم ما قيام كند ، از دروغگويان شيعه مى آغازَد و آنها را مى كُشد .

اين اقدام، حاكى از آن است كه خطر تظاهركنندگان به تشيّع از ديگر توطئه گران ، بيشتر است.

۴ - ۲ . ريشه كن كردن فتنه

برخورد قاطع و ريشه اى امام مهدى عليه السلام با انواع توطئه ها سبب مى شود زمين از فتنه و فتنه گران ، تهى شود و دين خداوند سبحان، بر سراسر جهان ، حاكم گردد و كامل ترين مصاديق آيه : «وَقَتِلُوهُمْ حَتَّى  لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ ؛[۲۵] با آنان بجنگيد تا آن گاه كه فتنه اى نمانَد و دين ، يكسره براى خدا باشد» ، تحقّق يابد .[۲۶]

۴ - ۳ . رعايت دقيق ارزش هاى اخلاقى در برخورد با دشمنان

يكى از نكات بسيار مهم در سياست هاى جنگى امام مهدى عليه السلام ، توجّه كامل به ارزش هاى اخلاقى است، به گونه اى كه در برخى از احاديث آمده :

 لا يوقِظُ نائِماً وَ لا يُهَريقُ دَماً .[۲۷]

[قائم ] نه خفته اى را بيدار مى كند و نه خونى [به ناحق ] مى ريزد .

بديهى است كه قيامى كه هدف آن، ظلم ستيزى، عدالت محورى و به اجرا در آوردن كامل ارزش هاى الهى است، نمى تواند ذرّه اى از صراط مستقيم حقّ و عدل ، منحرف شود. از اين رو، احاديثى كه دلالت دارند بر اين كه «امام مهدى عليه السلام آن قدر مى كُشد كه مردم مى گويند اگر او فرزند فاطمه بود به ما رحم مى كرد» ،[۲۸]نمى توانند صحيح باشند.

 

 

[۱] ر . ك : ج ۶ ص ۱۹ (پژوهشى در باره مهم ترين وظيفه پيروان اهل بيت عليهم السلام در عصر غيبت) .

[۲] براى آگاهى از سياست هاى جنگى امام على عليه السلام مى توانيد به جلد چهارم دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام : فصل نهم مراجعه فرماييد .

[۳] ر. ك: ج ۸ ص ۲۶۹ (ويژگى هاى ياران امام).

[۴] ر . ك : ج ۸ ص ۲۶۸ ح ۱۵۷۵ .

[۵] براى آشنايى با منابع مطالبى كه مطرح شده ، ر. ك : حكمت نامه جوان: ص ۴۱ (فصل يكم : بهار زندگى) .

[۶] ر . ك : دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام : ج ۲ ص ۲۳۷ - ۳۵۴.

[۷] ر . ك : ج ۸ ص ۲۷۰ ح ۱۵۷۸ .

[۸] حجر : آيه ۷۵ .

[۹] ر . ك : ج ۸ ص ۲۷۶ ح ۱۵۸۶ .

[۱۰] ر . ك : ج ۸ ص ۲۱۵ (فصل چهارم / ياران امام عليه السلام ) .

[۱۱] ر . ك : ج ۷ ص ۳۷۴ ح ۱۳۹۱ .

[۱۲] ر . ك : ج ۸ ص ۲۹۸ ح ۱۶۰۷ .

[۱۳] الغيبة ، نعمانى : ص ۳۰ ح ۳۲ .

[۱۴] الغيبة ، نعمانى : ص ۲۵۲ ح ۴۵ ، بحار الأنوار : ج ۵۲ ص ۳۰۹ ح ۱۲۱ .

[۱۵] مختصر بصائر الدرجات : ص ۸۵ ، بصائر الدرجات : ص ۵۱۲ ح ۴ ، بحار الأنوار : ج ۵۴ ص ۳۳۳ ح ۱۷ .

[۱۶] الكافى : ج ۸ ص ۵۰ ح ۱۳ ، ثواب الأعمال : ص ۲۴۸ ح ۱۰ ، بحار الأنوار : ج ۲۴ ص ۳۱۰ ح ۱۶ .

[۱۷] ر. ك: ج ۸ ص ۳۸۹ (پشتيبانى لشكر و ابزار جنگى).

[۱۸] ر. ك: الاختصاص : ص ۳۳۴ .

[۱۹] ر. ك: ج ۹ ص ۹۹ (قاطعيت امام عليه السلام در رويارويى با مستكبران).

[۲۰] . بصائر الدرجات : ص ۴۹ ح ۴، بحار الأنوار، ج ۵۷ ص ۳۳۲ ح ۱۷ .

[۲۱] . بصائر الدرجات: ص ۴۹۰ ح ۴، بحار الأنوار، ج ۵۷ ص ۳۳۲ ح ۱۷ .

[۲۲] الغيبة، نعمانى : ص ۲۴۴ ح ۴۵، بحار الأنوار : ج ۵۲ ص ۳۵۶ ح ۱۲۱.

[۲۳] ر . ك : ص ۷۹ (فصل هشتم / رويارويى با دشمن) .

[۲۴] ر . ك : ص ۸۶ ح ۱۶۸۶ .

[۲۵] بقره : آيه ۱۹۳ .

[۲۶] ر . ك : ص ۸۹ (برافكندن فتنه از بيخ و بُن).

[۲۷] الفتن : ج ۱ ص ۳۵۸ ح ۱۰۴۰ .

[۲۸] ر . ك : ص ۸۶ ح ۱۶۸۵ . براى توضيح بيشتر، ر. ك: ص ۹۲ (تحليلى بر احاديث كشتار در قيام مهدوى).



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت