تاريخ: سه شنبه 1395/8/4
پديدآورنده : محمد محمدی ری شهری

497 - نشر خوبی‌ها و پوشاندن بدی‌ها (۲)

نشر خوبی‌ها و پوشاندن بدی‌ها (۲)

اللّهُمّ... ألبِسْنِي زِينَةَ المُتّقينَ في... إفشاءِ العارِفَةِ و سَترِ العائِبَةِ‌.[۱]

در جلسه قبل، در تبیین این فراز دو نکته بیان شد؛ یکی این رهنمود معرفتی بود که اگر انسان متصف به صفات خدایی شود، علاوه بر اخلاق، معرفت او هم رشد خواهد کرد؛ و دیگری این رهنمود سیاسی ـ اجتماعی بود که یکی از عوامل و عناصر وحدت امّت اسلامی همین خصلت، یعنی افشای خوبی‌ها و پوشاندن عیب‌های دیگران است .

نکته سوم یک رهنمود معاشرتی است که انسان باید سعی در پوشش خوبی‌های خود و نشر خوبی‌های دیگران باشد. در روایتی از امیر مؤمنان علی (علیه السّلام) چنین نقل شده است :

إذا صَنَعتَ مَعروفاً فَاستُرهُ؛ إذا صُنِعَ‌ إلَيكَ‌ مَعروفٌ‌ فَانشُرهُ. [۲]

هر گاه خوبى كردى، آن را بپوشان؛ هر گاه به تو خوبى شد، آن را بازگو کن.

این از ویژگی‌های انسان‌های باتقوا است؛ ولی امروزه متأسفانه در جامعه ما عکس آن عمل می‌شود و اگر کسی خوبی کند، آن را نادیده می‌گیرند؛ اما کسی که بدی می‌کند به نشر آن می‌پردازند.

نکته چهارم در باره فایده پوشاندن عیب‌هاست. ثمره پوشاندن عیب‌های دیگران در کلام رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) چنین بیان شده است:

مَن‌ سَتَرَ أخاهُ‌ في فاحِشَةٍ رَآها عَلَيهِ سَتَرَهُ اللَّهُ في الدّنيا والآخِرَةِ. [۳]

هر كه از برادر خود كار زشتى مشاهده كند و آن را پوشيده نگه دارد، خداوند در دنيا و آخرت، عيب‌پوش اوست.

به هر حال ، هرکس ، کم یا زیاد عیب‌هایی دارد، که اگر انسان آبروداری کند و عیب و نقص دیگران را بپوشاند، خدا هم در دنیا و آخرت عیب‌هایش را می‌پوشاند و نمی‌گذارد آبرویش برود.

نکته پنجم خطر افشاگری بدی‌ها است، آن چیزی که متأسفانه امروزه خصوصاً در رسانه‌های مجازی بسیار شایع است. این کار هم در دنیا مضرّاتی دارد و هم در آخرت گرفتاری می‌آفریند. خداوند در قرآن کسانی را که علاقه به افشاگری و شیوع زشتی‌ها و عیب‌های دیگران دارند، این گونه تهدید نموده است:

﴿إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ‌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ﴾.

بى‌گمان كسانى كه دوست دارند درباره مؤمنان، (تهمت) كار زشت شايع شود عذابى‌دردناك در اين جهان و در جهان واپسين خواهند داشت.


[۳]كنز العمّال، متقی هندی، ج۳، ص۲۵۰، ح۶۳۹۲.