خطر پيروى از غير اهل بيت (ع)

حدیث

الكافى : عن بعض أصحابنا ، عن عبد العظيم بن عبد اللَّه الحسنى ، عن مالك بن عامر ، عن المفضل بن زائدة ، عن المفضّل بن عمر ، قال :

قالَ أبو عَبدِ اللَّهِ عليه السلام : مَن دانَ اللَّهَ بِغَيرِ سَماع عَن صادقٍ ألزَمَهُ اللَّهُ - الَبَتَّةَ - إلَى العَناءِ ، ومَنِ ادَّعى‌ سَماعَاً مِن غَيرِ البابِ الَّذى فَتَحَهُ اللَّهُ فَهُوَ مُشرِكٌ ، وذلكَ البابُ المَأمونُ عَلى‌ سِرِّ اللَّهِ المَكنُونِ .[1]

ترجمه‌

حضرت عبد العظيم عليه السلام - به سند خود - : امام صادق عليه السلام فرمود : «كسى كه خدا را بدون شنيدن [ آداب آن ] از راستگويى عبادت كند ، خداوند قطعاً او را گرفتار مشقت خواهد كرد و كسى كه مدّعى شنيدن [ حقايق دين ] از غير درى شود كه خدا آن را گشوده، مشرك است و آن ، درى است مورد اعتماد در حفظ راز مكنون الهى» .

شرح‌

اين حكمت ، به خطر پيروى نكردن از اهل بيت عليهم السلام در زندگى اشاره دارد . براى توضيح، بايد به نكات زير توجّه شود :

۱ . روايتِ ياد شده، در واقع، تفسيرى است بر آيه يكصد و نوزدهم از سوره توبه كه مى‌فرمايد :

(يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّدِقِينَ . اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! از خدا پروا كنيد و با صادقان باشيد) .

ترديدى نيست كه كامل‌ترين مصاديق اين آيه نورانى ، اهل بيت عليهم السلام هستند ؛ چرا كه به دليل ويژگى «عصمت» ، از صداقت كامل در گفتار و كردار برخوردارند و به همين جهت تنها مى‌توان به طور مطلق ، از آنها پيروى نمود . بر همين اساس هم در احاديث معتبر[2] تصريح شده كه منظور از «صادقان» در آيه ياد شده ، خاندان رسالت اند .

۲ . نخستين خطرى كه متوجّه محرومان از پيروى اهل بيت عليهم السلام مى‌شود ، گُم كردن راه درست بندگى خداست كه موجب حيرت و سرگردانى و مشقّت دنيوى و اخروى است . در بخش اوّل روايت ياد شده ، به اين خطر اشاره شده است .

۳ . دومين خطرى كه در كمين كسانى است كه همراه اهل بيت نيستند ، خطر شرك است . اين خطر، ويژه كسانى است كه از رهبرانى جز خاندان رسالت پيروى مى‌نمايند . بنا بر اين ، منظور از «شرك» در اين جا ، شرك عملى ، يعنى شرك در اطاعت و فرمانبرى است ، چنان كه در آيه ۳۱ از سوره توبه آمده :

(اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَنَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَ حِدًا لآَّ إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَنَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ . آنها دانشمندان و راهبان خود را اربابانى در برابر خدا قرار دادند و [نيز] مسيح فرزند مريم را ، با آن كه مأمور نبودند جز اين كه خدايى يگانه را كه هيچ معبودى جز او نيست، بپرستند . او پاك است از آنچه همتايش قرار مى‌دهند) .

در اين آيه نيز مقصود از شريك قرار دادنِ «اَحبار (دانشمندان)» و «رُهبان (راهبان)» با خدا ، شرك در اطاعت و فرمان‌بردارى است ، چنان كه در برخى از احاديث، به اين موضوع ، تصريح شده است .


[۱] الكافى : ج 1 ص 377 ح 4 ، بحار الأنوار : ج‌2 ص‌105 ح‌68 .

[۲] ر . ك : الكافى : ج 1 ص 208 ح 1 و 2 .