مذمت عیب جویی

امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند:

کَفی بِالمَرءِ عَیباً اَن یَنظُرَ فی عُیوبِ غَیرِه ما یَعمی عَلَیهِ مِن عَیبِ نَفسِهِ؛
در عیب انسان همین بس که در عیوب دیگران بنگرد و از دیدن همان عیب در خودش نابینا باشد.
کافی، ج ۲، ص ۴۶۰
شرح حدیث:

این نکته، با تعبیرهای مختلف، از پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم و ائمه معصومین علیه السّلام نقل شده است:
تأکید پیشوایان بر این نکته، نشانه ی اهمیت آن است و غفلت از آن، موجب انحطاط اخلاقی و ماندن در باتلاق عیوب و نقصانها می شود.
انسان معمولاً «خودخواه» است و صفت «حبّ نفس» دارد.
این صفت ناپسند، سبب می شود نتواند عیوب خود را ببیند و بشناسد، در عوض، پیوسته از این و آن عیب می گیرد، غیبت می کند، آبرو می برد، در حالی که همان عیبها در خود او هست.
در توصیه های اخلاقی بزرگان آمده است که با دوستانتان قرار بگذارید عیبهایتان را صمیمانه به شما بگویند و شما هم بپذیرید و اصلاح کنید. آنچه این برنامه را موفق و کارساز می کند، «نقدپذیری» است. اگر کسی بنا نداشته باشد تذکرات دوستانه ی دیگران را بپذیرد، هیچ وقت عیوبش اصلاح و برطرف نخواهد شد. اگر کسی عیبهای خود را ببیند، به عیبجویی از دیگران نمی پردازد.
در ادبیات ما، اشعاری وجود دارد که می گوید: طاووس، با آن همه زیبایی که در بال و پرخویش دارد و مغرورانه راه می رود، همین که چشمش به پاهای زشت خویش می افتد، خجل می شود. صائب تبریزی گوید:

دیدن پا بهتر است از بال و پر طاووس را               عیب خود را در نظر بیش از هنر داریم ما

و این درس اخلاق برای همه ماست. باز هم از شعرهای اوست:

با وجود صد هنر، بر عیب خود دارم نظر           بال طاووسی نمی گرداند از پا، فارغم
(کلیات صائب تبریزی، ص۸۵۷.)

عیبجویی از دیگران برای کسی که خودش عیب دارد، زیبنده نیست.