تاريخ : دوشنبه 1395/12/23
کد خبر: 57179
ضرورت رجوع به ائمه(ع) برای فهم مشترک در قرآن کریم

ضرورت رجوع به ائمه(ع) برای فهم مشترک در قرآن کریم

آدام بمبا با تشریح کارگاه وجوه افتراق و اشتراک در فهم متن بین مستشرقان و علمای اسلامی گفت: برای رسیدن به این فهم مشترک نیازمند این هستیم که به ائمه و منابع آنها رجوع کنیم.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، آدام بمبا، عضو هیئت علمی دانشگاه اسلامی مالزی در کارگاه وجوه افتراق و اشتراک در فهم متن بین مستشرقان و علمای اسلامی که از سری کارگاه‌های همایش بین‌المللی مطالعات میان رشته‌ای قرآن کریم در محل دانشگاه قرآن و حدیث برگزار شد؛ وی با اشاره به مراتب تحصیل خود گفت:
با توفیقات خداوند، پدر و مادر و دوستانم توانستم مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترا را در حوزه علوم قرآن طی کنم و در این موضوع بحث و نظر ارائه کنم.
مستشرقان معتقدند چون قرآن توسط انسان خلق شده است باید با دید عقلی به آن نگاه کرد اما در میان مسلمانان تاکید شده است که منابع قرآن از طریق تفسیر قرآن به قرآن مورد مطالعه قرار گیرد. همان طور که می‌دانید قرآن خودش تفسیر کننده بخش‌های خودش است. بنابراین از این طیف میان علمای اسلام و مستشرقان تفاوتی وجودی ندارد چرا که هر دو معتقدند قرآن باید با دید عقلی مورد مطالعه قرار گیرد.
 تفاوت اصلی میان مستشرقان و علمای اسلام در این است که علاوه بر فهم قرآن احادیث ائمه(ع) در آن موثر است و ما چون نمی‌توانیم از ائمه(ع) و صبحت‌های آنها یک برداشت معرفتی انسان داشته باشیم نیازمند این هستیم که برای رسیدن به یک فهم مشترک به ائمه(ع) رجوع کنیم.

وی در ادامه با اشاره به محور جلسه که وجوه تشابه و تفاوت در صحن متن بین مستشرقان و علمای اسلامی بود گفت:
اشکال تشابه در میان مستشرقان و اسلام شناس را در ۱۰ نکته طبقه بندی کرده‌ایم، اولین وجه تشابه نگاه کلی به قرآن است مستشرقان معتقدند که قرآن منبع انسانی دارد ولی مسلمانان اعتقاد دارند که قرآن از سوی خدا نازل شده است و یک منبع الهی است این اولین تفاوت میان خاورشناسان و علمای مسلمانان در نگاه به قرآن است.
وی ادامه داد:
اگر ما معتقد باشیم که قرآن منبع سماعی و آسمانی دارد برخوردمان با این امر متفاوت می‌شود؛ مستشرقان معتقدند که قرآن از سوی اکرم(ص) و تیزهوشی ایشان است و همچنین بعضی فکر می‌کنند که آیات قرآن از پیامبر(ص) و برخی معتقدند از ایشان و دیگران رسیده است و این یکی دیگر از تفاوت‌های میان علمای اسلام و مستشرقین است.
آدام بمبا با اشاره به وجه تشابه و تفاوت میان علمای اسلام و خاورشناسان در فهم متن قرآن تصریح کرد: منابع در نظر این دو متفاوت است از دیدگاه مستشرقان قرآن کتابی انسانی است اما از دیدگاه علمای اسلام الهی است. اما در این جهت با هم مشترک هستند که منبع قرآن وجودی فراتر از انسان دارد.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: چون نگاه مستشرقان به قرآن بشری است در نتیجه در قالب عقل بشر قرار می‌گیرد اما علمای اسلام با مستشرقین در این زمینه متفق هستند که عقل باید در فهم قرآن مورد بررسی قرار گیرد.
بمبا با تاکید بر اینکه خداوند متعال بزرگتر از آن است که در بعد عقل درک شود افزود: قرآن خود دعوت کننده به تدبر قرآن است و خود قرآن این تدبر و دعوت در آیات خود را برای کسانی ذهن پاک و سالمی دارند، مورد تاکید قرار داده است.
وی تصریح کرد:
ما مسلمانان معتقد هستیم که عقل باید در فهم قرآن و در چهارچوب ایمان به خدای متعال قرار گیرد اما عده‌ای از علمای اسلام معتقدند که فقط با عقل می‌توان قرآن را درک کرد و همچنین برخی دیگر معتقدند که عقل توانایی فهم قرآن را ندارد و از آن عاجز است.بنابراین ما به سه گروه افراط کنندگان، تفریط کنندگان و میانه رویان روبرو هستیم. بی تردید آنکه افراط و تفریط ندارد درست و صحیح است.
استاد دانشگاه گفت:
محور سوم در این موضوع نگاه دقیق مختص قرآن است مستشرقان معتقدند چون قرآن توسط انسان خلق شده است باید با دید عقلی به آن نگاه کرد اما در میان مسلمانان تاکید شده است که منابع قرآن از طریق تفسیر قرآن به قرآن مورد مطالعه قرار گیرد. همان طور که می‌دانید قرآن خودش تفسیر کننده بخش‌های خودش است. بنابراین از این طیف میان علمای اسلام و مستشرقان تفاوتی وجودی ندارد چرا که هر دو معتقدند قرآن باید با دید عقلی مورد مطالعه قرار گیرد.
وی با اشاره به تفاوت اصلی میان مستشرقان و علمای اسلام گفت: این تفاوت در این است که علاوه بر فهم قرآن احادیث ائمه(ع) در آن موثر است و ما چون نمی‌توانیم از ائمه(ع) و صبحت‌های آنها یک برداشت معرفتی انسان داشته باشیم نیازمند این هستیم که برای رسیدن به یک فهم مشترک به ائمه(ع) رجوع کنیم.
بمبا با اشاره به محور چهارم این موضوع تصریح کرد: قرآن یک منبع برگرفته از کتاب مقدس الهی است و این موضوع و روش مورد اعتقاد مستشرقان نیست اما برای تعداد زیادی این اعتقاد وجود دارد که قرآن برگرفته از یک کتاب مقدس به خصوص تورات است و همین نگاه در برخی از علمای اسلام وجود دارد که یک نگاه قدیمی است؛ ما این نگاه را به نام اسرائیلیات می‌دانیم که در میان مستشرقان و مسلمانان درجه و تفاوتی در این زمینه وجود دارد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: مسلمانان معتقدند که اسرائیلیات برای فهم برخی آیات قرآن مفید است ولی مستشرقان معتقدند که قرآن از تمام کتب پیشین گرفته شده است و برگرفته از معارف زمان گذشته و کتب قدیمی است.
وی با اشاره به محور پنجم افزود:
زبان عرب و آداب آن مسئله دیگر این موضوع است بی تردید قرآن کریم با زبان عربی نازل شده است و برای فهم قرآن باید به این زبان مراجعه کرد؛ علوم زبان عربی از جمله نحوه و صرف را باید مورد توجه قرار داد و مستشرقان معتقدند باید به آداب عربی مراجعه کرد اما تفاوت در این است که برخی از مستشرقان معتقدند که زبان عربی به زبان عاشوری و آرامی برمی‌گردد ولی در یک نقطه ظریف مشترک هستند و آن میانه روی است.
وی افزود:
برخی از مسلمانان در این زمینه افراط دارند و برخی نیز تفریط می‌کنند بنابراین برخی مسلمانان معتقدند که باید کل قرآن را براساس مباحث عربی درک کرد و فهمید و برخی از آنها ترجمه قرآن به زبان‌های دیگر را حرام می‌دانند چنانچه برخی احادیث مانند حدیث لحن در مورد زبان عربی آمده است آنها معتقدند طبق این حدیث هر چیزی که طبق قرآن باشد درست است و غیر آن نادرست است. خاورشناسان در این زمینه با علمای اسلام تفاوت زیادی ندارند
بمبا تصریح کرد:
محور ششم کنار گذاشتن روش‌های لغوی در فهم قرآن است قالب بسیاری از خاورشناسان قرآن را تابع بررسی‌ها و کارهای که در این زمینه انجام شده است می‌دانند و معتقدند که دین برگرفته از روش‌های غربی و پرورش یافته در یک محیط غربی است لذا اگر این شیوه به قرآن تحکیم شود معانی دقیقی از قرآن به دست نمی‌آید و این چیز عمدی است که از سوی برخی خاورشناسان در نظر گرفته شده است چرا که آنها می‌دانند این کارها با قرآن سازگاری ندارد و اگر قرآن با آنها ترجمه شود معانی درستی استخراج نمی‌شود.
بمبا محور بعدی صحبت‌های خود را اعجاز قرآن دانست و افزود: علمای اسلام معتقدند که اعجاز قرآن با محور اول بحث ارتباط تنگاتنگ دارد چرا که معتقدند که قرآن با اعجاز نازل شده است اما خاورشناسان معتقد به اعجاز آور بودن قرآن نیستند و اینکه قرآن از لحاظ لغوی متن والای دارد. در مقابل برخی از علمای اسلام در مورد قرآن افراط و تفریط کرده‌اند؛ تفاوت این دو در این است که خاورشناسان معتقد به اعجاز قرآن نیستند ولی علمای اسلام معتقدند که قرآن یک معجزه است.
وی در ادامه به محور هشتم بحث خود گفت:
شیوه برگزیدگی موضوع مورد بحث است بسیاری از خاورشناسان این شیوه را انتخاب کردند که آیات خاصی از قرآن انتخاب کنند و به آنها توجه بیشتری کنند اما به فهم آیات توجهی نکنند و اگر به منابع دیگری توجه کنند منابع بسیار ضعیفی است که به عنوان فهم قرآن آن را القا می‌کنند. این شیوه با احادیث جعلی و با انتخاب برخی نقاط ضعف همراه است که با توجه به این نکات موضوعات مورد نظرشان را القا می‌کنند که در میان مسلمانان عده‌ای هم این کار را انجام می‌دهند که می‌توان به این گروه بگویم تفسیر فرقه‌ای قرآن کریم.
این استاد دانشگاه ادامه داد: این متون به هیچ وجه قابل اعتماد نیست اما شیوه میانه در علمای اسلام مورد تاکید است که باید بر سنت پیامبر اسلام(ص) در فهم قرآن کریم و ائمه (ع) استفاده کرد. محور آخر شیوه تحقیق لغوی است؛ شیوه بررسی فهم قرآن از قرآن مستشرقان با علمای اسلام متفاوت است و بسیاری از خاورشناسان در بررسی‌های که انجام شده با عمق بسیاری وارد شدم که در مقابل برخی علمای اسلام در بررسی واژه‌های قرآنی به تاثیر آن پرداخته‌اند که در نتیجه بسیاری از منابع علمای اسلام دقیق و بدون ایراد است؛ شیوه میانه در میان علمای اسلام این است که آنها به متن قرآن توجه می‌کنند و آن را منبع خود می‌دانند.
بمبا در پایان گفت:
با توجه به بررسی محور‌های اعلام شده به این نتیجه می‌رسیم که میان نظر علمای اسلام و مستشرقان یک راه میانه وجود دارد که ما باید به آن عمل کنیم که در آن افراط و تفریط مورد پذیرش نیست و این نکته اختلاف تفاوت و توافق در فهم قرآن است. 

خبرگزاری فارس :
خبرگزاری ایکنا :
خبرگزاری ایرنا :