تاریخ کعبه

پرسش :

سرگذشت بنای کعبه چه بوده است؟



پاسخ :

اين موضوع ، متواتر و قطعى است كه بنيان گذار كعبه ، ابراهيم خليل عليه السلام است. كسانى كه در آن زمان در اطراف كعبه سكونت داشتند، عبارت بودند از : اسماعيل، پسر ابراهيم عليه السلام و تيره جُرْهُم[۱]از قبايل يمن. كعبه ، ساختمانى است تقريباً چهار گوش و زواياى چهارگانه آن به سوى جهات چهارگانه است و اين ، موجب مى شود كه بادها در برخورد به آن بشكنند و لذا هر چند هم كه شديد باشند ، به كعبه آسيبى نمى رسانند.

ساختمان كعبه مدّت ها به همان وضعى بود كه ابراهيم عليه السلام ساخته بود، تا آن كه ـ همان گونه كه در روايتى از اميرمؤمنان نقل كرديم ، آمده است ـ عَمالِقه و سپس بنى جُرهُم [يا بالعكس] آن را تجديد بنا كردند.

پس از آن كه در قرن دوم پيش از هجرت، كار سرپرستى كعبه به قُصىّ بن كِلاب، يكى از اجداد پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد ، او كعبه را ويران كرد و دوباره آن را محكم ساخت و سقف آن را با چوب درخت خرماى هندى و شاخه هاى نخل پوشاند و در كنار آن «دار النَدوة» را بنا كرد و اين دار الندوه ، مركز حكومت و مشورت او با يارانش بود. او سپس چهار جهت كعبه را ميان طوايف قريش تقسيم كرد و آنها، خانه هاى خود را گردا گرد كعبه ساختند و درهاى خانه ها را رو به روى آن تعبيه كردند.

پنج سال پيش از بعثت، سيل ، كعبه را ويران كرد و اين طوايف ، كار ساختن آن را ميان خود تقسيم كردند و بنّاى آن ، ياقوم رومى بود. يك نجّار مصرى هم او را كمك مى كرد. وقتى نوبت به جا گذاشتن حجر الأسود رسيد، در اين كه كدام طايفه افتخار نصب آن را از آنِ خود كند ، ميانشان اختلاف و مشاجره در گرفت. سرانجام ، تصميم گرفتند محمّد صلى الله عليه و آله را كه در آن هنگام ، ۳۵ سال داشت و همگان به خردمندى و نظر استوار او ايمان داشتند، داور قرار دهند. پيامبر خدا ، ردايى خواست و حجر الأسود را در آن قرار داد و آن گاه به قبايل گفت كه اطراف آن را بگيرند و بلندش كنند. وقتى به محلّ نصب سنگ در رُكن شرقى رسيد، پيامبر صلى الله عليه و آله خودش سنگ را برداشت و در جايش نصب كرد.

چون از لحاظ هزينه و بودجه ساختمان در مضيقه افتادند، به ناچار ، ارتفاع آن را كوتاه گرفتند كه تا امروز نيز در همان حد ، باقى مانده است. مقدارى از صحن آن را كه واقع در طرفِ حِجر اسماعيل بود، به دليل كوتاه گرفتن بنا، از حدود ساختمان خارج كردند.

ساختمان كعبه به همين صورت بود، تا زمانى كه عبد اللّه بن زبير در روزگار يزيد بن معاويه بر حجاز ، مسلّط شد. فرمانده سپاه يزيد در مكّه، به نام حُصَين، با عبد اللّه جنگيد و كعبه را به منجنيق بست كه در اثر آن ، كعبه ويران شد و جامه و مقدارى از چوب هاى آن ، آتش گرفت. در اثناى جنگ بود كه يزيد ، در گذشت و حُصَين از ادامه دادن جنگ ، دست كشيد. ابن زبير ، تصميم گرفت كعبه را خراب كند و مجدّداً آن را بسازد. براى اين كار از يمن ، گچ پاكيزه آورد و خانه كعبه را با آن گچ ، ساخت و حِجر اسماعيل را به داخل كعبه بُرد و درِ آن را از كفِ زمين گرفت و از طرف مقابل آن نيز درى تعبيه كرد تا مردم از يك در ، داخل و از در ديگر ، خارج شوند. ارتفاع كعبه را نيز ۲۷ گز قرار داد. وقتى كار ساختمان كعبه به اتمام رسيد، داخل و خارج خانه كعبه را با مُشك و عَبير ، معطّر ساخت و با پارچه ديبا آن را پوشاند. كار ساختمان در هفدهم رجب سال ۶۴ هجرى به پايان رسيد.

پس از آن كه عبد الملك بن مروان به خلافت رسيد، فرمانده خود حَجّاج بن يوسف را به جنگ عبد اللّه بن زبير فرستاد و او با ابن زبير جنگيد و بر او پيروز شد و به قتلش رساند و وارد خانه كعبه شد و تغييراتى را كه ابن زبير در آن داده بود ، به اطّلاع عبد الملك، رساند. عبد الملك ، دستور داد آن را به همان شكل اوّلش در آورد. حجّاج از ضلع شمالى كعبه ، شش گز و يك وجب ، خراب كرد و آن ديوار را روىِ پىِ قريش ساخت و درِ شرقى را هم از كف زمين بالاتر بُرد و در غربى را مسدود كرد و سپس ، كف آن را با سنگ هايى كه اضافه آمده بود ، فرش كرد.

هنگامى كه سلطان سليمان عثمانى در سال ۹۶۰ ق ، به حكومت رسيد، سقف كعبه را تغيير داد. سپس ، سلطان احمد عثمانى كه در سال ۱۰۲۱ ق ، به پادشاهى رسيد، كعبه را مرمّت كرد. در سال ۱۰۳۹ ق ، سيل عظيمى به راه افتاد و قسمتى از ديوارهاى شمالى و شرقى و غربى كعبه را خراب كرد. سلطان مراد چهارم، از پادشاهان عثمانى، دستور داد خرابىِ آنها را ترميم كردند، كه از آن زمان تا كنون[۲]به همان وضع ، باقى مانده است و آن ، سال ۱۳۵۷ قمرى و سال ۱۲۸۳ شمسى بود.[۳]


[۱]. جُرهُم: تيره اى است از مردم يمن كه در مكّه سُكنا گزيدند و اسماعيل، پسر ابراهيم عليه السلام ، از ميان آنان زن گرفت و بدين سان ، با هم خويشاوند شدند. اين قبيله سپس در حرم ، دست به خلافكارى و كج روى زدند . لذا خداوند بزرگ، آنها را نابود كرد (لسان العرب : ج ۱۲ ص۹۷) .

[۲]. مقصود ، زمان نگارش اين متن (تفسير الميزان) است .

[۳]. الميزان في تفسير القرآن : ج ۳ ص ۳۵۸ .



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت