نسبت اجتماعی«حق – وظیفه» در گفتمان دینی( تحلیل محتوای موردی نهج‌البلاغه و نهج الفصاحه)

نویسنده : پديدآورنده : سید محمود نجاتی حسینی

صفحه 43-80

نشریه : اسلام و علوم اجتماعی

چکیده :

بحث«حق– وظيفه» اصالتاً مملوك مفهومي فلسفه غربي (فلسفه هاي سياسي- اجتماعي و اخلاقي- حقوقي) و علوم اجتماعي مدرن (نظريه شهروندي) است. از اين حيث و خصوصاً از جهات نظري اين مفهوم مركب، كه البته بايد آن را نوعي معادله اجتماعي متوازن در تعامل اجتماعي خود - ديگري نيز تلقي كرد، انصافاً خوش درخشيده و از لحاظ عملي نيز به ارتقاي شان مدني فرد مدرن انجاميده و به تبع منجر به تبديل subject رعيت (مكلف نامحق) به citizen شهروند (فرد مسئول محق) شده است. در ادبيات فقهي اسلامي (اعم از شيعه و سني) به خاطر گفتماني نبودن جاپايي از اين نسبت كم تر مي توان ديد، اما در ذيل و متن معارف اسلامي و شيعي جاري مي شود مباني فكري و عقيدتي اين نسبت اجتماعي مهم ميان مسلمين، كه ناظر به اداي وظيفه و زان سو مطالبه حق به مثابه يك امر عقيدتي كه مبتني بر حقانيت عمل به آموزه هاي ديني اسلامي در زندگي فردي مسلمين است، را استنباط نمود.
با توجه به اين مهم، در اين مقاله با استفاده از تكنيك تحليل محتوا [content analysis]، تلاش شده است تا مباني فكري و عقيدتي نسبت اجتماعي حق – وظيفه از اين منظر ديني واكاوي شود. به اين منظور- و نه در سويه مقايسه- لازم ديديم تا ابتدا برخي از ملاحظات معرفتي نظري اين نسبت، كه مندرج در فلسفه غربي و علوم اجتماعي مدرن است و معمولاً در متن نظريه شهروندي مرتب شده است، را به صورتي فشرده مرور نماييم. به همين منوال نيز لازم شد كه مباني فكري عقيدتي نسبت اجتماعي حق – وظيفه در گفتمان ديني هم در ادامه بحث اول به دست داده شود. و نهايتاً واجب شد كه مستنداتي هم از گفتمان ديني متعارف در زيست جهان اسلامي ارائه شود. و به اين قرار به تحليل نهج الفصاحه (گفتارهاي منسوب به پيامبراسلام ص) و نهج البلاغه (متعلق به امام علي ع) اكتفا كرديم.
از يافته هاي استنباطي از اين دو متن ديني مهم و مقبول مي توان به خاستگاه هاي شكل گيري شهروندي ديني [religious citizenship ] رسيد، كه متاسفانه مفهومي غريب و پديده اي مهجور در زيست جهان اسلامي معاصر است. درست همان گونه كه غربي ها از بطن فلسفه سياسي اجتماعي و اخلاقي حقوقي مدرن و عرفي شان به مفهوم- پديده شهروندي عرفي [secular citizenship] نائل شدند.

کلیدواژگان : حق، وظیفه