منجى در آيين هندو

پرسش :

آیین هندو در باره منجی چه می گوید؟



پاسخ :

هندوييسم نامى است براى يك سنّت دينى بسيار متنوع كه طى سه هزاره اخير در هند تحول يافته و امروزه باورها و اعمال بيش از پانصد ميليون هندو را شكل مى دهد كه هشتاد درصدشان در هند زندگى مى كنند. زندگى دينى هندوها را جز با درك مفهوم «وحدت در كثرت» نمى توان فهميد؛ زيرا آيين هندو به هيچ روى ويژگى هاى اديان يك پارچه را ندارد؛ نه بنيان گذار مشخّصى دارد، نه عقيده واحدى، و نه كتاب مقدس يگانه اى كه همگان پذيرفته باشند. در اين آيين حتّى قانون نامه اخلاقى يا يك نظام الهى واحد، و يا مفهوم يگانه اى از خدا كه محور باشد، وجود ندارد.

هندوييسم سنّتى است كه شمار فراوانى از مواضع دينى بسيار متنوع را در بر مى گيرد كه در آن هم كيش هاى بومى كوچكى ديده مى شود كه فقط در چند روستا شناخته شده اند، و هم به فرقه هاى بزرگى چون آيين ويشنوه يا ويشنو، و آيين شيوه يا شيوا بر مى خوريم كه داراى ميليون ها پيرو، اسطوره شناسى هاى غنى، معابد، شمايل نگارى ها و الاهيات خاص خود هستند و هر يك از آنها را مى توان در جاى خود يك «دين» خواند.[۱]با اين اوصاف شايد بتوان آيين هندو را داراى متنوع ترين گرايش ها و فرقه ها دانست؛ با اين حال مى توان از سه فرقه و مذهب اصلى ياد كرد: مذهب ويشْنويى، شيوايى، و شاكته اى. به هر روى اين تنوع اعتقادى باعث شده كه اصول اعتقادى مشترك ميان مذاهب و فرقه هاى هندويى چندان زياد نباشد. در باره منجى هم گرچه زمينه بحث آن در همه مذاهب هندو وجود دارد، اين آموزه در مذهب ويشْنو نمود بيشترى يافته است و به همين دليل ما هم در اين مجال اندك تنها به بررسى آن در همين يك مذهب مى پردازيم.

محور اصلى اين مذهب پرستش ويشْنو، به عنوان خداى متعال، و تنزلات او در زمين است. گرچه آموزه اَوَتارَه (تنزل خدا) را در ديگر مذاهب هندويى نيز مى توان يافت، اين مفهوم از آموزه هاى بنيادين ويشنوپرستان به شمار مى رود. به اعتقاد آنان هر گاه آيين و دين به خطر مى افتد، خداوند جايگاه آسمانى خويش را ترك و خود را به شكل و شمايلى زمينى متنزل مى كند تا خطر را رفع، و دو باره نظم را برقرار كند. در مجموع ده بار چنين تنزل هايى رخ مى دهد كه آخرين آنها «كَلْكى» يا «كَلْكين» نام دارد. در متون مقدس ويشنويى آمده است:

آن جا كه نيكوكارى از رونق افتد و تبه كارى بالا گيرد، من در قالب تن مجسم مى شوم و يا در ميان مردم آيم تا از اساس خير نگهبانى كنم و بنياد شر بر افكنم. من در هر دور پيدا آيم تا آيين راستى برقرار سازم.[۲]

بررسى موضوع منجى موعود در آيين هندو، مانند هر دين ديگرى، از بررسى چگونگى انعكاس اين آموزه در متون مقدس و اصلى آغاز مى شود.[۳]بنا بر متون هندويى ادوار جهان شامل چهار دوره است. آخرين دوره كه «كلى يوگَه» ناميده مى شود و مدّت آن ۴۳۲ هزار سال است، بدترين دوره به شمار مى رود. در اين دوره فضيلت رخت بر مى بندد و در اين اوضاع و احوال مردم به دنبال راه نجات مناسب مى گردند و چشم به راه نجات بخشى هستند كه آنان را از اين مهلكه نجات دهد. در اينجاست كه آموزه نجات يا منجى موعود با آموزه اَوَتاره ها به هم مى آميزد و انسان ها را به صلاح و بهبود وضع جهان اميدوار مى كند.

كلْكى آخرين تنزل خداوند در كلى يوگه (دوره آخر) خواهد آمد. در اين دوره راستى و درست كارى از ميان رفته و تنها يك چهارم آيين برقرار است. بنا بر اين يكى از وظايف كلْكى مبارزه با ناراستى ها و نادرستى هاست. در پورانه ها آمده است:

هر كس هر كجا باشد به دست كلْكى از پاى در مى آيد، آنان كه بى دين، آزمند، رياكار، بدعت گذار و ستم كارند، و صدها و هزاران برهمنان مسلح گرداگرد او خواهند بود،[۴]يك ارتش كامل اسب و فيل سوار و ارابه سوار پشت سر او خواهند بود.

در مهابهاراته نيز آمده است:

او پادشاه خواهد بود و چرخاننده چرخ، پيروزمند از طريق قانون، او جهان پرآشوب را به سوى آرامش مى برد. در حالى كه برهمنان گرد او جمع مى شوند، آن براهمه نسل تمام اجنبى هاى پست را در هركجا كه باشند بر مى اندازند.[۵]

موعود هندويى به لحاظ ماهوى موعودى شخصى و نيز متعين است؛ چراكه انسانى با نام و نسب خانوادگى و حتّى محل تولد مشخّص است كه قرن ها پيش از ظهور، ويژگى هايش را در متون ثبت كرده اند. اين موعود شخصى به رغم اين كه با هيبتى انسانى پا بدين جهان مى گذارد، داراى جنبه الوهى است؛ زيرا به باور هندوها او تنزل خدا و بلكه خود خداست.

بر پايه متون هندويى، وظيفه اصلى موعود برقرارى و استقرار دَرْمه[۶]است. وقتى كه دَرْمه به طور كامل مستقر شود، جهان از دو حيث معنوى و اجتماعى به كمال نزديك تر مى شود. پس مى توان منجى هندويى را هم زمان داراى دو كاركرد اجتماعى و معنوى دانست؛ امّا چنانكه ديديم، بيشتر گزارش هايى كه در باره فعاليّت هاى كلكى داده اند، از سنخ امور اجتماعى، همچون برانداختن ريشه ظلم و فساد، نابود كردن تبه كاران و برپايى عدل و امنيت است. بنا بر اين نقش كلكى، دست كم در بيان متون دينى هندو، عمدتاً اجتماعى به نظر مى آيد.

درباره دامنه رسالت آن منجى نمى توان به آسانى اظهار نظر كرد. برخى متون از جهان شمولى رسالتش خبر مى دهد؛ امّا بعضى ديگر چنين مى نمايد كه رسالتش تنها قوم و ملت، يا پيروان آيينى خاص را در برمى گيرد. مثل فرازى از اَگْنى پورانه (از متون پورانه اى) كه مى گويد: «او قانون اخلاقى را در ورنه هاى چهارگانه به شيوه اى مناسب برقرار مى سازد». از آنجا كه قوانين «ورنه» يا طبقات اجتماعى از ويژگى هاى خاص آيين هندوست كه بر اساس آن، افراد خارج از طبقات را «مَلِچَّه» ( غير آريايى، ناشريف) و حتّى نجس (چَنْداله) مى دانند، شايد بتوان گفت موعودباورى در آيين هندو، مانند خود اين آيين، «قوم مدار» (آريايى محور) است و منجى موعود آن نيز، حتّى اگر در پى نجات جهانيان باشد، آن را بر محور ارزش هاى طبقاتى هندويى دنبال مى كند؛ مگر آن كه در مفهوم هايى مانند «هندو» و «آريايى» به تأويل دست بزنيم.

برخى بر اين باورند كه كلْكى، آرمانى جز احياى درمه و بازگرداندن عصر طلايى (كرِته يوگه) ندارد. بنا بر اين در زمره موعودهاى «رو به گذشته» قرار مى گيرد. امّا از زاويه اى ديگر مى توان گفت آرمان موعود هندويى، هم رو به گذشته دارد و هم رو به آينده؛ زيرا در آيين هندو تاريخ، زمان و حركت جهان، دَوَرانى است. اين دايره ها هر چند ممكن است نام هاى مختلف داشته باشد، ماهيتشان يكى است. در اين نگرش، گذشته و آينده مفهوم مطلق خود را از دست مى دهد، و تنها در صورتى معنا مى دهد كه آن را در نسبت با نقطه اى مفروض لحاظ كنيم. پس مى توان گفت موعود هندويى نه رو به گذشته دارد و نه آينده.

از همين جا به اين نتيجه نيز دست مى يابيم كه موعود هندويى داراى نوعى كاركرد كيهانى است. آرمان موعود هندويى، كه همانا برقرارى كامل درمه است، فقط با پايان يافتن يك دور تاريخ (يك مهايوگه) و بازگشتن به دوره نخست از ادوار چهارگانه تاريخ (كرِته يوگه) محقّق خواهد شد. آن اوضاع آرمانى، كه شايد با كمى تسامح بتوان آن را «بهشت زمينى» نام نهاد، جز با بازگشت تاريخ و مجموعه اى از تحولات كيهانى فراهم نمى گردد. بنا بر اين قيام و اقدام موعود هندويى با تغييراتى جدى در كل عالم همراه است و همين بس است تا موعود هندويى را در زمره موعودهاى كيهانى و نيز به نوعى در ميان موعودهاى پايانى جاى دهد.


[۱]فرهنگ اديان جهان: ص ۶۷۵ - ۶۷۶.

[۲]گى تا (بهگودگى تا) سرود خدايان: فصل چهارم.

[۳]مى توان ادعا كرد كه تنوع متون در هيچ دين و آيينى به اندازه متون هنديى نيست. در اينجا تنوع چشمگيرى از لحاظ حجم، تعداد، زبان، موضوع و حتّى حجيت و مقبوليت متون ديده مى شود. به طور معمول و سنّتى متون هندويى را به دو دسته شْروتى (شنيده شده) و سْمِرتى (در ياد آمده) تقسيم مى كنند كه دومى شرح و تفسير اوّلى است. متون شْروتى شامل رْگ وِده، يجوروِده، سامَه وِده و اَتْهَروَه وِده، بْراهْمَنه ها، آرَنيكه ها و اوپَه نيشَدها است. متون سْمِرتى شامل شاسْتْره ها (يا قانون نامه ها) مانند مَنو سْمِرتى، حماسه ها مانند مَهابِهارَته، رامايانه و پورانه ها مى باشد. پورانه ها نقش بيشترى در تكوين انديشه منجى موعود هندويى داشته اند.

[۴]مى توان ادعا كرد كه تنوع متون در هيچ دين و آيينى به اندازه متون هنديى نيست. در اينجا تنوع چشمگيرى از لحاظ حجم، تعداد، زبان، موضوع و حتّى حجيت و مقبوليت متون ديده مى شود. به طور معمول و سنّتى متون هندويى را به دو دسته شْروتى (شنيده شده) و سْمِرتى (در ياد آمده) تقسيم مى كنند كه دومى شرح و تفسير اوّلى است. متون شْروتى شامل رْگ وِده، يجوروِده، سامَه وِده و اَتْهَروَه وِده، بْراهْمَنه ها، آرَنيكه ها و اوپَه نيشَدها است. متون سْمِرتى شامل شاسْتْره ها (يا قانون نامه ها) مانند مَنو سْمِرتى، حماسه ها مانند مَهابِهارَته، رامايانه و پورانه ها مى باشد. پورانه ها نقش بيشترى در تكوين انديشه منجى موعود هندويى داشته اند.

[۵]مى توان ادعا كرد كه تنوع متون در هيچ دين و آيينى به اندازه متون هنديى نيست. در اينجا تنوع چشمگيرى از لحاظ حجم، تعداد، زبان، موضوع و حتّى حجيت و مقبوليت متون ديده مى شود. به طور معمول و سنّتى متون هندويى را به دو دسته شْروتى (شنيده شده) و سْمِرتى (در ياد آمده) تقسيم مى كنند كه دومى شرح و تفسير اوّلى است. متون شْروتى شامل رْگ وِده، يجوروِده، سامَه وِده و اَتْهَروَه وِده، بْراهْمَنه ها، آرَنيكه ها و اوپَه نيشَدها است. متون سْمِرتى شامل شاسْتْره ها (يا قانون نامه ها) مانند مَنو سْمِرتى، حماسه ها مانند مَهابِهارَته، رامايانه و پورانه ها مى باشد. پورانه ها نقش بيشترى در تكوين انديشه منجى موعود هندويى داشته اند.

[۶]ميزان اخلاقى يا عدالت عامى كه مراعاتش بر همه كس فرض است (آيين هندو: ص ۳۱).



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت