103
مَنهَجُ اليقين

مَنهَجُ اليقين
102

[ گناهان كبيره و صغيره ]

و إيَّاكُمْ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ أنْ تَركَبُوهُ .
يعنى : حذر و پرهيز نماييد از ارتكاب چيزهايى كه خداى تعالى ، شما را از آنها نهى فرموده .
و مراد از آن چيزهايى كه خداى تعالى نهى فرموده ، مى تواند بود كه اعمّ از صغائر و كبائر باشد ؛ زيرا كه نهى رسول و ائمّه ـ صلوات اللّه عليهم ـ ، نهى الهى است ، و مى تواند بود كه مخصوصِ كبائر باشد .
و در منقسم شدن گناه به صغيره و كبيره ، و همچنين در تفسير اين دو قِسم ، ميانه علما اختلاف واقع شده . جمعى بر آن رفته اند كه همه گناهى ، كبيره است ، به جهت آن كه همه در معنى ِ مخالفت الهى شريك اند و مخالفت ، بزرگ و كوچك نمى باشد . و گفته اند كه اطلاق كبيره و صغيره بر گناهان ، امرى است اضافى ؛ يعنى گناهى را كه با ديگرى بسنجيم ، مى تواند كه نسبت به او كبيره باشد و نسبت به گناهى ديگر ، صغيره . مثلاً بوسيدن زن نامحرم نسبت به زنا كردن ، صغيره است و نسبت به نظر كردن از روى شهوت ، كبيره است . و همچنين ، غصب كردن يك درهم ، نسبت به غصب نصفِ درهم ، كبيره است و نظر به غصب مالِ بسيار ، صغيره است .
و شيخ طبرسى رحمه الله در تفسير مجمع البيان ، اين قول را به جميع علماى شيعه ، نسبت داده . و از عامّه ، جمعى به اين قول ، قائل شده اند ، مثل ابن عبّاس و جمعى از مفسّرين . و اين مذهب ، به حَسَب ظاهر ، دليلى ندارد ؛ بلكه ظاهرِ آيه و احاديث ، آن است كه گناه بر دو قِسم باشد و اگر كسى از كبائر اجتناب نمايد ، صغائر را خداى تعالى ، به فضل عميم خود ببخشد ، چنانچه فرموده : «إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِيمًا» . ۱ و اگر چه مخالفتِ [ خداى ] بزرگ ، بزرگ است ؛ امّا معصيت بنده حقير ، در جنب كَرَم او حقير است و اگر مخالفت ، مقتضاى حكمت نمى بود ، همه را مى بخشيد و از براى بخشيدن بسيارى از كبائر ، مثل اسباب توبه و شفاعت و اعمال خير ، اسباب مقرّر فرموده .
و گمان اين حقير ، آن است كه نسبت دادن اين مذهب به علماى شيعه ، از راه اشتباهى است كه شيخ طبرسى رحمه الله در فهميدن عبارت تبيان شيخ طوسى ـ قدّس اللّه روحه ـ نموده ؛ زيرا كسى كه در اين دو كتاب تأمّل مى كند ، مى داند كه سخنان شيخ طبرسى ، در اكثر مواضع ، [ از شيخ طوسى ] مأخوذ است و كلام شيخ طوسى در اين مقام ، خالى از اجمال و ابهام و خلافِ مقصود نيست.
و جمعى كثير از علما (مثل محقّق و اكثر متأخّرين) ، قائل اند به آن كه گناه ، دو قِسم مى باشد ، چنانچه ظاهر آيه و احاديث است و تفصيل ادلّه و بحث و جواب ، در كتاب حدائق الحقائق ، در شرح خطبه اوّل ، مذكور است . و جمعى كه به اين قول قائل اند ، اختلاف نموده اند در آن كه معنى كبيره ، كدام است . بعضى گفته اند كه كبيره ، معصيتى است كه خداى تعالى ، وعيد به عذاب جهنّم در آن مصيبت ، فرموده باشد ، و از بعضى احاديث ، اين معنى ظاهر مى شود . ۲
و بعضى گفته اند كه كبيره ، گناهى است كه وعيد شديد در كتاب يا سنّت بر آن واقع شده باشد و حديث عبد العظيم بن عبد اللّه الحسنى كه كلينى رضى الله عنه در كافى ۳ و ابن بابويه رحمه الله در چند كتاب خود روايت نموده ، ۴ بر اين معنى ، خالى از دلالتى نيست . و بعضى گفته اند كه گناهى است كه بخصوصه وعيد بر او در شرع وارد شده باشد . و از حديث مذكور ، بر اين معنى استدلال مى توان كرد .
و بعضى گفته اند كه معصيتى است كه موجب حد شود . و بعضى گفته اند كه معصيتى است كه شارع ، حد بر او مترتّب ساخته باشد يا تصريح به وعيد ، فرموده باشد . و بعضى گفته اند كه گناهى است كه مُشعر باشد به كمىِ اعتناى فاعل آن به دين . و بعضى گفته اند كه گناهى است كه حرمتش به دليل قطعى ، معلوم شده باشد .
و بعضى از اين اقوال ، وجهى ندارد ؛ بلكه ظاهر بعضى اخبار ۵ ، منافى آنهاست.
و اقوال در عدد كبائر ، مختلف است ، به حَسَب اختلاف تفاسير ، و احاديث هم به حَسَب ظاهر در تفسير كبيره و عدد ، اختلافى دارند . و جمع بين الأخبار ، به اين نحو ممكن است ؛ واللّه يعلم كه مراد «بما أوعد اللّه عليه النار» و مثل آن ، اعم باشد از آن كه نهى و وعيد ، در كلام مجيد ، وارد شده باشد يا در احاديث اصحاب عصمت ـ صلوات اللّه عليهم أجمعين ـ ؛ زيرا كه نهى و وعيد ايشان ، نهى و وعيد الهى است و آنچه ظاهرا دلالت بر اخصّ از اين معنى كند ، حمل مى توان كرد بر بيان معنى اى كه مخصوص بعضى از افراد آن كلّى است ، نه آن كه مراد ، تحديد امر كلّى باشد و تخصيص پنج يا هفت و مثل آن ، در بعضى از احاديث ، از براى آن باشد كه نسبت به باقى ، اكبر و اَقبح باشند يا آن كه مناسب حال سائل يا سامعين ، اقتصار بر آنها باشد يا بنا بر غرضى ديگر كه ايشان به آن عالم اند و وعيد به نار و مثل آن ، شامل ذمّ شديد بوده باشد و بنا بر اين ، دايره كبيره ، واسع و ميدان عدالت ، تنگ مى شود ؛ و اللّه ولىّ التوفيق !
و در اين مقام ، آنچه از معاصى به اتّفاق ، كبيره است يا حديثى صريح ، دلالت بر آن مى كنند ، ذكر مى كنيم . إن شاء اللّه تعالى.

1.. سوره نساء ، آيه ۳۱ .

2.. الكافى ، ج ۲ ، ص ۲۷۶ ، ح ۱ و ۲ .

3.. همان ، ج ۲ ، ص ۲۸۵ ـ ۲۸۷ ، ح ۲۴ .

4.. كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۳ ، ص ۵۶۳ ، ح ۴۹۳۲ ؛ علل الشرائع ، ج ۲ ، ص ۳۹۱ ، باب ۱۳۱ ، ح ۱ .

5.. الف و ج : - «اخبار» .

  • نام منبع :
    مَنهَجُ اليقين
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 213763
صفحه از 527
پرینت  ارسال به