107
مَنهَجُ اليقين

[ دوم . نااميد شدن از رحمت الهى ]

دويّم از جمله كبائر ، يأس از روح اللّه است ؛ يعنى نااميدى از رحمت بى منتهاى الهى . و «رَوح» ، در اصلِ لغت ، نسيمى را مى گويند كه آدمى را از آن ، لذّت و راحت حاصل شود . و يأس از رحمت الهى ، فى الحقيقه ، انكار كَرَم و قدرت بر مغفرت است . و در كلام مجيد فرموده كه : «إِنَّهُ لَا يَاْيْئسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ» ؛ ۱ يعنى : به درستى كه نااميد از رحمت الهى نمى شود كسى ، مگر كفّار .

[ سوم . امن از مكر الهى ]

سيّم اَمن از مكر اللّه ، يعنى ايمنى ، و ترسان نبودن از غضب الهى است ، و چون بسيارى از غضب هاى الهى در وقتى متوجّه بدان مى شود كه مستغرق انواع نعمت هاى الهى باشند (مثل صحّت و سلامت و وفور مال و كثرت اولاد و تسلّط بر مردمان و نفاذ حكم) ، پس غضب كردن در چنين حالتى ، شبيه است به آن كه كسى با كسى در مقام حيله باشد و خلاف آنچه در خاطر دارد ، ظاهر سازد . لهذا اطلاق لفظ مكر ، بر غضب واقع مى شود و گاه هست كه جزاى مكر و مكافات آن را «مكر» مى نامند . و بر اين وجه ، حمل نموده اند قول الهى را كه فرموده : «وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ» ؛ ۲ يعنى : ايشان ، مكر مى كنند و خداى تعالى ، مكر مى كند ؛ و خدا ، بهترين مكركنندگان است .
و اوّل ، از راه مشابهت و دويّم ، از قبيل مشاكله است و خداى تعالى ، در كلام مجيد فرموده كه : «فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ» ؛ ۳ يعنى : ايمن از مكر الهى نمى شوند ، مگر طايفه زيان كاران .
و ايمنى از غضب الهى ، فى الحقيقه ، انكار معصيت خود و قهر الهى و قدرت بر عِقاب است و منافى خوف و ترس از خداى تعالى است ، همچنانچه يأس از رحمت الهى ، منافى رجا و اميدوارى به كَرَم الهى است و چنان نيست كه خوف ، هر چند در نهايت مرتبه كمال باشد ، منافات با رجا داشته باشد ، يا آن كه به مرتبه يأس و نااميدى از رحمت الهى منتهى شود ، يا آن كه اميد ، وقتى كه در مرتبه كمال باشد ، به معنى امن از مكر و غضب الهى راجع شود ؛ زيرا كه در تقصير در بندگى الهى ، دو جهت هست ، هر دو در مرتبه خود ، در مرتبه كمال : يكى ، معصيت بنده كه با وجود نهايتِ حقارت و بى قدرى و تربيت يافتن از ابتداى فطرت تا وقت معصيت به انواع نعمت هاى الهى ، جرئت بر مخالفت و تمكين نكردن امر و سهل شمردن اطّلاع جناب اقدس او بر فعلِ بدِ خود كه كرده است و باعث خوف و ترس ، اين معنى است . و شك نيست كه ملاحظه و تأمّل در اين معنى ، مستلزم اشدّ مراتب خوف است كسى را كه بصيرتى بوده باشد .
و جهت ديگر ، كَرَم و بزرگى الهى است كه اگر جميع نعمت ها كه آفريده ، به يكى از بندگان خود عطا كند ، نقصى به خزانه او نمى رسد و به هر يكديگر ، اضعافِ مضاعفه آن مى تواند بخشيد . و اگر همه خلايق ، منكر خدايى و پادشاهى او شوند ، در بزرگى او نقصى به هم نمى رسد و ضررى به او عايد نمى شود و قادر است بر آن كه ايشان را فانىِ مطلق و به اكراه ، مطيع و منقاد سازد . و ملاحظه اين معنى ، موجب رجا و كمال اميد است و در همه احوال ، بنده از تقصير ، و خداوند از كَرَم ، خالى نمى باشد .
پس خوف و رجا ، در همه حال بايد كه موجود باشد و ملاحظه بدى خود ، باعث يأس و قنوط نشود ، و نظر به كَرَم الهى ، باعث ايمنى و اغترار نگردد . و به اين معنى ، حضرت سيّد السّاجدين ، در مقام طلب عفو و رحمت در بعضى ادعيه صحيفه كامله ، اشاره فرموده به لفظى كه حاصل معنايش اين است كه : خداوندا! اگر مرا در معرضِ عفو خود در آورى و از عذاب ۴ خود ، نجات بخشى ، اين كَرَم را نسبت به كسى فرموده خواهى بود كه انكار نمى نمايد استحقاقِ عقوبت تو را و خود را از مستوجب عذاب بودن ، مبرّا نمى داند . و اين فضل و كَرَم را درباره كسى خواهد بود كه ترستش از تو ، بيشتر است از طمعى كه در بابِ بندگى تو دارد ، و نااميدى اش از نجات يافتن ، زياده از اميد خلاصى است ، نه آن كه يأسش از قبيل قنوط و نااميدى از كَرَم تو باشد يا آن كه طَمَعى كه از كَرَم تو دارد ، از قبيل اغترار و اميدش به عمل خود باشد ؛ بلكه يأسش از اين جهت است كه نظر به اعمال خود كه مى كند ، حَسَنات خود را نسبت به سيّئات ، قليل و بى قدر مى بيند و عذر و حجّت خود را در باب تقصيراتى كه كرده ، سست و ضعيف مى يابد . امّا چون نظر به كَرَم و بزرگى تو مى كند ، مى داند كه تو سزاوار آنى كه به تو مغرور بشوند صدّيقان ، با وجود عباداتى كه كرده اند ، و نااميد از كَرَم تو نباشند گناه كاران ، با وجود معاصى كه از ايشان صادر شده ؛ زيرا كه تو ، آن خداوند بزرگ مرتبه اى كه فضل و كَرَم خود را از كسى باز نمى گيرى و حقّ خود را به تمامى از كسى بازيافت نمى نمايى . ۵
و از اين كلام شريف ، ظاهر مى شود كه منشأ خوف بنده ، ملاحظه اعمال قبيحه است ، و منشأ اميد و رجا ، نظر به كَرَم و رحمت بى منتهاى سبحانى . و ظاهر مى شود كه خوف ، ممدوح است و قنوط ، مذموم . و همچنين ، رجا خوب است و اغترار ، خوب نيست .

1.. سوره يوسف ، آيه ۸۷ .

2.. سوره انفال ، آيه ۳۰ .

3.. سوره اعراف ، آيه ۹۹ .

4.. ب و ج : «غضب» .

5.. صحيفه سجّاديه ، دعاى ۳۹ .


مَنهَجُ اليقين
106
  • نام منبع :
    مَنهَجُ اليقين
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 210768
صفحه از 527
پرینت  ارسال به