111
مَنهَجُ اليقين

[ لزوم تساوى خوف و رجا ]

و احاديث در باب تساوى خوف و رجا ، بسيار است . از آن جمله ، كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : در وصيّت حضرت لقمان عليه السلام چيزهاى عجيبى هست و عجيب ترين آنها آن است كه به پسر خود گفته كه : از خداى تعالى ، مى بايد در آن مرتبه خائف باشى كه با وجود آن كه صاحب عبادات جنّ و اِنس باشى ، گويى كه مرا عذاب مى كند ، و به مرتبه اى اميدوار باشى كه با آن كه گناهان جنّ و اِنس ، از تو صادر شده باشد ، گويى كه مرا به رحمت خود مى آمرزد ۱ .
بعد از آن كه فرمود كه : پدرم عليه السلام مى فرمود كه : هيچ بنده مؤمنى نيست كه در دل او دو نور نباشد : يكى نور خوف ، و يكى نور رجا ؛ و اگر اين را به آن سنجند ، زيادتى نكند ، و اگر آن را به اين سنجند ، بيشتر نباشد .
و در حديث ديگر ، وارد شده كه : خوف و رجا در مؤمن ، مثل دو بال مرغ است كه در هر يك كه نقصى پيدا شود ، از پرواز ، باز مى مانَد . ۲
و از حديث اوّل ، به غير از تساوى خوف و رجا ، دو چيز ظاهر مى شود : يكى آن كه رجا نمى يابد كه از راه حُسنِ عمل آمده باشد ؛ بلكه از ملاحظه كَرَم الهى ناشى شده باشد و لهذا ، با عبادت جنّ و اِنس ، مى بايد كه خود را مُعذَّب قرار دهد و خوف ، بايد كه از احتمال نقص كَرَم نباشد و لهذا ، با گناهان جنّ و اِنس ، بايد كه خود را در معرضِ رحمت داند ، و به اين معنى در احتمال سابق ، اشاره شد . و ديگر آن كه محض تساوى خوف و رجا ، كافى نيست ؛ زيرا كه تساوى با وجود قوّت و ضعف و توسّط حال هر دو متحقّق مى شود ؛ بلكه امرى ديگر هم در كار است كه آن ، عبارت از قوّتِ خوف و قوّتِ رجاست . يعنى هر دو در مرتبه كمال ، بايد كه بر ديگرى رجحان و زيادتى نداشته باشند و حالِ مؤمن در ميان خوف و رجا ، بايد كه مثل حلقه اى باشد كه دو ريسمان بر او بسته ، دو صاحب قوّت ، آن را كِشند و آن حلقه در ميان ايشان ، سكون و استقرار تمام داشته باشد و اگر بالفرض ، يكى دست بردارد ، به سرعت تمام ، به طرف ديگر رود . پس اگر به جانب اعمالى كه از طرف خوف مى كِشد ، نظر كند ، غير عذاب ، چيزى نبيند و خود را چنان بيند كه گويا در جهنم ، معذّب است ، و اگر ملاحظه كَرَم نمايد كه از جانب رجا جاذب است ، خود را در بهشت و نعيمِ مخلّد بيند و با ملاحظه طرفين ، ميل به هيچ طرف نداشته باشد . و ميل به طرف خوف ، عبارت از يأس و نااميدى از رحمت الهى است ـ كه از جمله كبائر است ـ و ميل به طرف اميد ، ايمنى از غضب الهى است كه آن نيز در سِلك كبائر است .
و ابن بابويه رضى الله عنه در كتاب أمالى ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : اميد به خداى تعالى ، به حدّى داشته باش كه باعث جرئت بر معاصى الهى نشود ، و خوف به مرتبه اى داشته باش كه تو را از رحمت او نااميد نسازد . ۳
و بدان كه احتمالاتى كه در باب فرق ميانه خوف و يأس ، و رجا و اغترار مذكور شد ، با يكديگر منافات ندارند و مى تواند بود كه هر يك از امور سابقه ، جزء معنى خوف و رجا باشند ، و مى شود كه در كمال ايشان ، مأخوذ باشند ، و مى تواند بود كه بعضى از مقوّمات و بعضى از متمّمات باشند . و اللّه تعالى يعلم !

1.. ب : آمرزد .

2.. اين روايت در مصادر يافت نشد. ولى ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة (ج ۱۱، ص ۱۹۲) از ابو على رودبارى نقل نموده كه وى گفته: «الرجاء و الخوف كجناحى الطائر اذا استويا استوى الطائر و تمّ طيرانه و اذا نقص أحدهما نقص فيه النقص و اذا ذهبا صار الطائر فى حد الموت».

3.. الأمالى ، صدوق ، ص ۶۵ ، ح ۵ .


مَنهَجُ اليقين
110
  • نام منبع :
    مَنهَجُ اليقين
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 211010
صفحه از 527
پرینت  ارسال به