131
مَنهَجُ اليقين

[ دهم : بازگشت به عقائد جاهليت بعد از مسلمان شدن ]

دهم ، اعرابى شدن ۱ بعد از هجرت است ، و هجرت ، بعد از زمان حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله آن بود كه اعراب از باديه به خدمت آن حضرت مى آمدند و احكام اسلام [ را ] ياد گرفته ، به لوازم آنها قيام مى نمودند . و مذهب شيعه و جمعى از عامّه [ بر ] آن است كه تا كفر ، باقى است ، هجرت ، باقى است . و از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت كرده اند كه فرموده : هجرت ، منقطع نمى شود ، تا وقتى كه توبه ، منقطع شود ، و توبه منقطع نمى شود تا وقتى كه آفتاب ، از مغربْ طلوع كند . ۲
و حضرت امير المؤمنين عليه السلام در بعضى از خطبه ها كه در كتاب نهج البلاغة مذكور است ، فرموده كه : هجرت ، باقى است به همان نحو كه در اوّلِ اسلام بود ، مادام كه حكمِ تكليف بر اهل زمين ، جارى است ؛ خواه آنهايى كه عقايد خود را پنهان مى دارند ، و خواه آنها كه ظاهر مى كنند و اسم هجرت ، صادق نمى آيد بر هيچ كس ، مگر به آن كه بشناسد آن كسى را كه بر روى زمين ، حجّت است بر خلايق . پس كسى كه او را مى شناسد و اقرار به او مى كند ، او مهاجر است . ۳
و از اين كلام ، ظاهر مى شود كه هجرت ، در زمان ائمّه عليهم السلام باقى بوده به جهت معرفت ايشان . و در زمان غيبت، ظاهر آن است كه هجرت، آمدن به بلادى باشد كه معرفت ايشان يا معرفت شرايع دين و عمل به قواعد شرع ، ميّسر باشد . و علما گفته اند كه : واجب است بيرون آمدن از بلاد شرك بر كسى كه نتواند شعائر دين را در آن جا اظهار نمود ؛ مثل اذان و اقامه نماز و روزه و غير آنها . ۴

[ يازدهم : زِنا ]

يازدهم از جمله كبائر ، زِناست ، خواه با [ زن ] شوهردار ، و خواه ، [ با ] غير آن . و حدّ زنا در غير مُحصن ، صد تازيانه است . و مرد غير محصن ، هر گاه آزاد باشد ، با صد تازيانه ، سرش را مى تراشند و او را يك سال از شهرش بيرون مى كنند ، و بعضى گفته اند كه از شهر بيرون كردن ، مخصوص كسى است كه زنى را به عقدِ دوام ، خواسته باشد و دخول نكرده باشد . و در مُحصن ، خواه مرد و خواه زن ، هر گاه با بالغِ عاقل ، زنا كند ، رَجْم است (يعنى سنگسار كردن) با صد تازيانه ، به قول جمعى از علما ، و سنگسار كردنِ تنها ، به قول جمعى ، اگر جوان باشد و اگر مرد پير ، زنا كند با غير زن پير ، هم سنگسار كردن است و هم صد تازيانه زدن .
و معنى مُحصن ، در مرد و زن ، آن است كه زنى ، شوهرى [ داشته باشد ] يا شوهرى ، زنى داشته باشد ، كه هر صبح و شام به او نزديكى ممكنش باشد و اگر كنيز داشته باشد ، محلّ خلاف است .
و حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در حديث عبد العظيم بن عبد اللّه الحسنى بر آن كه زنا ، كبيره است ، استدلال فرموده به قول الهى كه در وصف بندگان خاصّ خود مى فرمايد : «وَ لَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَ لِكَ يَلْقَ أَثَامًا * يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا» ؛ ۵ يعنى : بندگان الهى ، آنهايند كه با صفاتى كه مذكور شده ، زِنا نمى كنند و كسى كه اين كار [ را ] كند ، مى رسد به گناه ، يعنى [ به ] جزاى گناه [ و ] مضاعف مى شود از براى او ، عذاب در روز قيامت و هميشه مى مانَد در آن عذاب ، با خوارى . ۶
و ابن بابويه رحمه الله در كتاب من لا يحضره الفقيه ، از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت كرده كه فرمود : هيچ كارى نمى كند فرزندم آدم كه در پيش خداى تعالى ، عظيم تر باشد از مردى كه پيغمبرى را بكُشد ، يا خانه كعبه را ـ كه خداى تعالى ، قبله بندگان خود كرده ـ ، خراب كند يا آن كه آب خود را در زنى ، به حرامى بريزد . ۷
و از آن حضرت، روايت كرده كه فرمود : زِنا ، باعث فقر مى شود و خانه ها را خراب مى كند . ۸
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود كه : زمين ، ناله نمى كند به خداى تعالى به آواز بلند ، مثل ناله اى كه از سه چيز مى كند : يكى از خونى كه به ناحق بر زمين ، ريخته شود ؛ ديگر ، غسلى كه كسى از زِنا بكند ؛ يا خوابى كه كسى بر زمين كند پيش از طلوع آفتاب ، تا وقتى كه نزديك به طلوع آفتاب باشد . ۹
و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه در ميان وحى هاى الهى به حضرت موسى عليه السلام بوده كه : اى موسى بن عمران! كسى كه زِنا مى كند ، زِنا به او واقع مى شود ، اگر چه در فرزندان او باشد . ۱۰
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : با پدران ، برّ و احسان كنيد تا فرزندان ، با شما احسان كنند . و دست از زنانِ مردم بِداريد تا مردم ، دست از زنانِ شما بِدارند . ۱۱
و ابن بابويه گفته كه در روايت ابراهيم بن ابى البلاد ، چنين است كه : زنى در زمان حضرت داوود عليه السلام بود ، و مردى مى آمد و مى خواست كه با او ، به زور ، زِنا كند . خداى تعالى ، در دل او انداخت تا به آن مرد گفت كه : هر گاه تو پيش من مى آيى ، مردى پيش ِ زن تو مى رود . بعد از آن كه آن مرد به خانه خود رفت ، ديد كه مردى در پيش ِ زن اوست . پس آن مرد را گرفته ، پيش ۱۲ حضرت داوود عليه السلام برد و گفت ۱۳ : چيزى بر سرِ من آمده كه بر سرِ هيچ كس نيامده . حضرت داوود عليه السلام فرمود كه : كدام است؟ گفت : اين مرد را پيش ِ زن خود يافتم . خداى تعالى ، وحى به آن حضرت فرستاد كه به اين مرد بگو كه : هر چه مى كنى ، مى يابى . ۱۴
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه : سه كس اند كه خداى تعالى ، روز قيامت ، با ايشانْ سخن نمى گويد و نظر مرحمت به ايشان نمى كند و ايشان را تزكيه نمى كند و مر ايشان راست عذابى شديد : يكى ، مرد پيرى كه زنا كند ؛ و ديگر ، مردى كه ديّوث باشد ؛ ديگر ، زنى كه بيگانه به رخت خوابِ شوهرش آورد . ۱۵

1.. خلق و خوى اعراب جاهلى پيدا كردن و مايل به آنها شدن.

2.. مسند ابن حنبل ، ج ۱ ، ص ۱۹۲ ؛ كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۶۵۷ ، ح ۴۶۲۶۲ .

3.. نهج البلاغة ، ج ۲ ، ص ۱۲۹ ، خطبه ۱۸۹ .

4.. بحار الأنوار ، ج ۶۶ ، ص ۲۳۰ ، ذيل ۱۹ .

5.. سوره فرقان ، آيات ۶۸ ـ ۶۹ .

6.. الكافى ، ج ۲ ، ص ۲۸۵ و ۲۸۶ ، ح ۲۴ .

7.. كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۴ ، ص ۲۰ ، ح ۴۹۷۷ .

8.. همان ، ح ۴۹۷۸ .

9.. همان ، ح ۴۹۷۹ .

10.. همان ، ص ۲۱ ، ح ۴۹۸۱ .

11.. همان ، ح ۴۹۸۵ .

12.. ب : «خدمت» .

13.. ب : «عرض كرد» .

14.. همان ، ص ۲۱ و ۲۲ ، ح ۴۹۸۶ .

15.. همان ، ص ۲۱ ، ح ۴۹۸۳ .


مَنهَجُ اليقين
130

[ نهم : گريختن از ميدان جنگ ]

نهم از جمله كبائر ، فرار از زَحْف است ؛ يعنى گريختن از معركه جهاد شرعى در جايى كه دشمن ، زياده از دو برابر نباشد . و از جمله آنچه در نهى و وعيد از آن وارد شده ، قول الهى است كه فرموده : «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الأَْدْبَارَ * وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَا مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَآءَ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ» ؛ ۱ يعنى : اى جماعتى كه ايمان آورده ايد ! هر گاه برسيد به كفّار ، در حالت اجتماع يا در حالت كثرت يا آن كه اندكْ اندك ، شما يا ايشان پيش آييد تا به يكديگر رسيد ، پس پشت مگردانيد به جانب ايشان ، و هر كس كه در آن روز ، پشت به ايشان كند ، به غيرِ آن كه ميل به طرفى كند از براى مصلحتِ جنگ (مثل : درست نمودن سلاح) يا ميل كند به جايى كه جمعى از مددكاران در آن جا باشند ، پس به تحقيق كه لازمِ او مى شود و بر مى گردد به غضبى عظيم از جانب الهى ، و مسكن او جهنّم خواهد بود ؛ و بد محلّ بازگشتى است جهنّم .

1.. سوره انفال ، آيه ۱۵ و ۱۶ .

  • نام منبع :
    مَنهَجُ اليقين
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 210898
صفحه از 527
پرینت  ارسال به