145
مَنهَجُ اليقين

[ هجدهم : سبُك شمردن حج ]

هجدهم از جمله كبائر ، استخفاف به حجّ است ـ چنانچه در حديث اعمش ۱ و حديث «شرايع دين» كه ابن بابويه در عيون از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده ، ۲ وارد شده ـ ، و ظاهر آن است كه مراد به استخفاف ، اهتمام نكردن و تأخير كردن حج به جهت كارهاى دنيا يا از راه كاهلى باشد ؛ زيرا كه تأخير نمودن و ترك كردن فريضه اى از فرايض الهى كه در آن باب ، تأكيدات واقع ۳ شده باشد به جهت امور دنيوى يا غير آن ، البته استخفاف و ترك احترامِ امر الهى است و در حديث عبد العظيم ، واقع شده كه ترك هر يك از فرايض الهى ، از جمله كبائر است . ۴ و ظاهر ، آن است كه مراد به فرايض ، چيزهايى باشد كه وجوب آنها از قرآن ، ظاهر شود و شيخ زين الدين رحمه الله نقل اجماع علما كرده بر آن كه تأخير كردن حج با وجود شرايط وجوب ، كبيره است و حق تعالى از ترك حج ، به لفظ «كفر» تعبير كرده ، در آن جا كه فرموده : «وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِىٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ » ؛ ۵ يعنى : حقّ ثابت الهى است بر مردمان ، حجّ خانه كعبه ، هر كه را مقدور باشد يافتن راهى به رفتن حج ، و كسى كه كافر شود ، پس به درستى كه خداى تعالى ، بى نياز است از عالميان .
و كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه : كسى كه بميرد و حَجّة الإسلام به جا نياورده باشد با آن كه احتياج و پريشانى بر او مسلّط نشده باشد يا بيمارى اى كه به آن ، قدرت بر رفتن نداشته باشد ، او را عارض نشده باشد يا صاحبْ سلطنتى ، او را مانع نشده باشد از رفتن به حج، پس خواهد يهودى بميرد و خواهد نصرانى . ۶
و از ابو بصير روايت كرده كه گفت پرسيدم از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام تفسير كلام الهى كه فرموده «وَ مَن كَانَ فِى هَـذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِى الْأَخِرَةِ أَعْمَى وَ أَضَلُّ سَبِيلاً » ؛ ۷ يعنى : هر كس كه در اين دنيا كور باشد ، در آخرت ، كور و گم راه تر خواهد بود . فرمود كه : اين ، آن كسى است كه حج را تأخير مى كند و با خود مى گويد كه : «به حج خواهم رفت» ، تا وقتى كه اَجَلش برسد . ۸
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه : كسى كه بميرد ، در حالتى كه صحيح باشد ، يعنى بيمارى اى نداشته باشد كه مانع از رفتن حج باشد ، و مالدار باشد ، پس او از جمله آنهايى است كه خداى تعالى فرموده كه : «وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى» ؛ ۹ يعنى : او را كور ، حشر مى كنيم در روز قيامت . و فرمود : بلى ! خداى تعالى ، چنين كسى را از ديدن راه حق ، نابينا ساخته . ۱۰
و از حضرت امير المؤمنين عليه السلام روايت كرده كه : به فرزندان خود مى فرمود : ملاحظه كنيد خانه خداوند خود را كه از شما خالى نمانَد و اگر خالى گذاريد ، ديگر مهلت نمى يابيد . ۱۱
و ابن بابويه رحمه الله در فقيه ، از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه : حرف خانه كعبه نزد آن حضرت ، مذكور شد . فرمود كه : اگر مردم ، يك سال ترك خانه كعبه كنند ، مهلت نمى يابند ۱۲
و در حديث ديگر ، روايت كرده كه : البتّه ، عذاب الهى بر ايشان ، نازل مى شود . ۱۳
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه : اگر مردم ترك حج كنند ، بر حاكم لازم است كه ايشان را جبر كند كه به حج روند و در آن جا بمانند و اگر ترك زيارت حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله كنند ، ايشان را جبر كند كه ۱۴ به زيارت روند و در مدينه بمانند و اگر خرجى نداشته باشند ، از بيت المال مسلمانان ، به ايشان چيزى بدهد . ۱۵ و ظاهر اين حديث ، آن است كه توطّن جمعى در مكّه و مدينه ، به جهتِ معمورى اين دو بَلَده طيّبه و همچنين ، رفتن جمعى از مردم به زيارت حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله يا هر كه مستطيع باشد ، واجب باشد .
و ابن بابويه رحمه الله در باب زيارت ائمّه عليهم السلام از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده كه فرمود : هر امامى را عهدى و پيمانى در گردنِ دوستان و شيعيان او هست ، و از جمله تمام نمودن وفا به آن عهد، زيارت قبور ايشان است . پس كسى كه ايشان را از روى رغبت و تصديق به آنچه در باب زيارت فرموده اند ، زيارت كند ، ائمّه ، شفيع او خواهند بود در روز قيامت . ۱۶
و در چند حديث ، وارد شده كه كسى كه صاحب مال باشد و از جهت پيرى يا بيمارى يا مانعى ديگر به حج نتواند رفت ، مى بايد كه كسى را به نيابت خود به حج فرستد ۱۷ و در بعضى احاديث ، چنين است كه : شخصِ پريشانى ۱۸ را بفرستد كه حج نكرده باشد . ۱۹
و كلينى رحمه الله از اسحاق بن عمّار روايت كرده كه گفت : به خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام عرض نمودم كه : مردى در باب رفتن به حج ، با من مشورت كرد و او مردى ضعيف الحال ، يعنى صاحب مال يا قوت بسيار نبود . پس من به او گفتم كه : به حج مرو . حضرت فرمود كه : چه بسيار سزاوارى تو به آن كه يك سال بيمارى بكشى! بعد از آن ، يك سال بيمار بودم . ۲۰
و در احاديث ، وارد شده كه : كسى كه حج را از براى مطلبى از مطالب دنيا تأخير مى كند ، حاج برمى گردند و كار او ساخته نشده . و وارد شده كه : گناه آدمى ، مانع مى شود از توفيق رفتن به حج.

1.. الخصال ، ص ۶۱۰ ، ح ۹ .

2.. عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ۱ ، ص ۱۳۴ ، ح ۱ .

3.. ج : «وارد» .

4.. الكافى ، ج ۲ ، ص ۲۸۵ و ۲۸۶ ، ح ۲۴ .

5.. سوره آل عمران ، آيه ۹۷ .

6.. الكافى ، ج ۴ ، ص ۲۶۸ ، ح ۱ .

7.. اسراء ، آيه ۷۲ .

8.. الكافى ، ج ۴ ، ص ۲۶۹ ، ح ۲ .

9.. طه ، آيه ۱۲۴ .

10.. الكافى ، ج ۴ ، ص ۲۶۹ ، ح ۶ .

11.. همان ، ص ۲۷۰ ، ح ۳ .

12.. كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۲ ، ص ۴۱۹ ، ح ۲۸۶۰ .

13.. همان .

14.. الف : - «به حج روند و در آن جا بمانند و اگر ترك زيارت حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله كنند ، ايشان را جبر كند كه» .

15.. همان ، ص ۴۲۰ ، ح ۲۸۶۱ .

16.. همان ، ص ۵۷۷ ، ح ۳۱۶۰ .

17.. همان ، ح ۲۸۶۵ .

18.. منظور از شخص پريشان ، در اين جا ، فردِ نيازمند است .

19.. همان ، ح ۲۸۶۴ .

20.. الكافى ، ج ۴ ، ص ۲۷۱ ، ح ۱ .


مَنهَجُ اليقين
144

[ مقدار و نصاب زكات ]

و بدان كه مقدار زكات در طلا و نقره سكّه دار ، بعد از آن كه به نصاب رسيده باشد و يك سال نگاه داشته باشند ، از قرار چهلْ يكِ مال است و نصاب اوّل طلا ، بيست مثقال شرعى است كه بيست اشرفىِ متعارف باشد و زكاتش نيم مثقال است .
و زكات نقره ، از دويست درهم كه نصابِ اوّل نقره است ، پنج درهم است و [ هر ]درهمى هفتْ عشرِ مثقال است كه ده درهم ، هفت مثقال باشد .
و زكات گندم و جو و انگور و خرما ، بعد از آن كه به سر حدّ نصاب رسيده باشد ، دهْ يك است ، اگر به آب روان و دِيم و مثل اينها حاصل شده باشد ، و اگر به آب كشيدن به گاو يا شتر و مثل آن حاصل شده باشد ، بيستْ يك ، و نصاب اين اجناس ، سيصد صاع است و [ هر ]صاعى ، ششصد و سى مثقال است كه مقدار نصاب به وزن تبريز ـ كه ششصد مثقال باشد ـ ، سيصد و پانزده مَن مى شود و به وزن شاه ، يكصد و پنجاه و هفت من و نيم مى شود .
و زكات گاو و گوسفند و شتر ، تفصيلش طولى دارد و در كتب فقه مذكور است و با آن كه زكات ، مقدار زيادى ندارد كه اداى آن بر مردم دشوار باشد ، در اكثر بلاد اسلامى ، قليلى از مردم به اين امر واجب ، با آن همه تأكيدات و مواعيد عقوبات كه در شرع وارد شده ، قيام مى نمايند و ممكن است كه به جمعى از خويشان و نزديكان كه واجب النفقه ايشان نباشند ، هر گاه مستحق باشند ، بدهند و ضرور نيست كه به كسى كه زكات دهند ، بگويند كه زكات است تا گرفتن بر او شاق باشد با آن كه كسى كه استحقاق داشته باشد ، نگرفتنش خوب نيست .
و در كتاب من لا يحضره الفقيه ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه : كسى كه زكات نگيرد با آن كه از براى او واجب شده باشد ، مثل كسى است كه زكات ندهد. ۱

1.. كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۲ ، ص ۱۳ ، ح ۱۵۹۶ .

  • نام منبع :
    مَنهَجُ اليقين
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 210954
صفحه از 527
پرینت  ارسال به