149
مَنهَجُ اليقين

مَنهَجُ اليقين
148

[ بيستم : تكبّر ]

بيستم از جمله كبائر ـ چنانچه در حديث اعمش و حديث «شرايع» وارد شده ـ تكبّر است و چون در اين وصيّت ، نهى از تكبّر و تجبّر بخصوص وارد شده ، تفصيل بعضى از اخبار ، در شرح كلام آينده ، مذكور مى شود ، إن شاء اللّه تعالى!

[ بيست و يكم : شُربِ خَمر ]

بيست و يكم از جمله كبائر ـ چنانچه از حديث عبد العظيم و حديث «شرايع دين» و احاديث ديگر ( كه بعضى از آنها مذكور مى شود ، إن شاءاللّه تعالى ) ، ظاهر مى شود ـ ، شراب خوردن است ، و حق تعالى ، در كلام مجيد فرموده «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ * إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَ وَةَ وَالْبَغْضَآءَ فِى الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَوةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ * وَأَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ» ؛ ۱ يعنى : اى جماعتى كه ايمان آورده ايد! به درستى كه نيست شراب و قمار و بت ها ـ كه كفّار مى پرستند ـ ، و اَزْلام ـ كه عبارت است از تيرها كه به نوعى خاص از آن ، فال مى گرفته يا قمار مى باخته اند ـ ، مگر چيزى نجس از كار شيطان . پس ، از او دورى كنيد تا شايد ، رستگار باشيد . به درستى كه نمى خواهد شيطان ، مگر انداختن عداوت و دشمنىِ شديد در ميان شما در وقت خوردن شراب و باختن قمار يا به سبب اين دو فعل ، و آن كه منع كند شما را از ذكر الهى به دل يا زبان يا هر دو و از نماز گزاردن . پس آيا شما ترك خواهيد كرد اين دو فعل را ، و فرمان بُردارى مى كنيد خدا و رسول را ؟ و بپرهيزيد و ترسان باشيد از مخالفت ، و اگر رو بگردانيد و اطاعت نكنيد ، پس بدانيد كه نيست بر پيغمبرِ ما ، غير از رسانيدن آنچه فرمايم ؛ رسانيدنى ظاهر يا ظاهركننده .
و در اين آيات ۲ ، چند نوع تأكيد و مبالغه در نهى از خوردن شراب و باختنِ قمار هست . از آن جمله ، تأكيد به كلمه «إنّما» كه دلالت بر حصر مى كند . ديگر آن كه شراب و قمار را با پرستيدن بت ، قرين ساخته . ديگر آن كه امور مذكوره را به نام «رِجْس» مسمّا ساخته . ديگر آن كه از عمل كسى شمرده كه از او به غير شر ، سر نمى زند . ديگر آن كه از همه انواع نزديكى به آنها به ظاهر لفظ اجتناب ، نهى فرموده . ديگر ، دورى از آنها را سبب رستگارى ساخته تا ظاهر شود كه نزديك شدن به آنها ، موجب زيان كارى و عقوبت است . ديگر آن كه بيان مفسده شراب و قمار فرموده كه آن ، عداوت و دشمنى و منع از ذكر الهى است كه اعظمِ مفاسد است . ديگر ، تهديد فرموده به لفظ استفهام كه : آيا ترك اين فعلِ شنيع ، خواهيد كرد ؟
و احاديث در باب عِقاب و اظهار شناعت و قُبح شُرب خَمر ، بسيار است . از آن جمله ، محمّد ابن يعقوب رضى الله عنهدر كافى و شيخ طوسى رحمه الله در تهذيب ، از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت كرده اند كه لعنت فرموده خمر را و آن كس كه [ آن را ] مى فِشارد يا ديگرى براى او مى فِشارد يا كسى كه [ آن را ] مى كُوبد و آن كه آب از او مى گيرد و آن كس كه [ آن را ] مى فروشد و آن كس كه [ آن را ] مى خرد و آن كه ساقى [ آن ] مى شود و آن كه قيمتش را مى خورَد و آن كس كه شراب مى خورد و هر چه شراب را بارِ او كنند و آن كه بار را به جهتِ او برَند . ۳
و ابن بابويه رحمه الله در خصال ، از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله در شراب ، ده كس را لعنت كرده : آن كسى كه درختش را مى نشانَد ، و آن كه [ آن را ] نگهدارى مى كند ، و آن كه [ آن را ] مى فشارد ، و آن كه [ آن را ] مى خورَد ، و آن كه ساقى [ آن ] مى شود ، و آن كه بارش مى كنند ، و آن كه بار را به جهتِ او مى برند ، و آن كه مى فروشد ، و آن كه [ آن را ] مى خرَد ، و آن كه قيمتش را مى خورَد . ۴ و در ثواب الأعمال و حديث مناهى ، به همين طريق ، روايت كرده . ۵ و كلينى رحمه الله در كافى ، به اين مضمون نيز روايت كرده ۶ .
و شيخ طوسى و كلينى ـ رضى اللّه عنهما ـ در چندين حديث ، روايت كرده اند كه : كسى كه مُدمِن خمر باشد ، مثل كسى است كه بت پرستد و روز قيامت ، كافر محشور خواهد شد ۷ و در تفسير مُدمِن خَمر فرموده اند كه : آن ، كسى است كه هر گاه شراب به دستش آيد ، بخورَد . ۸
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده اند كه فرمود : مدمن خمر ، آن كسى نيست كه هر روز شراب خورَد ؛ بلكه آن كسى است كه با خود قرار داده كه هر وقت شراب به دستش آمد ، بخورد . ۹
و از محمّد بن داوذيه روايت كرده اند كه گفت : سؤال كردم در عريضه اى كه به خدمت حضرت ابى الحسن عليه السلام نوشته بودم از حال كسى كه شُرب مُسكر كند . در جواب نوشته بودند كه : شارب الخمر ، كافر است . ۱۰
و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده اند كه فرمود : كسى كه مُسكرى ، يعنى چيزى مست كننده بياشامد ، خداى تعالى ، چهل روز نمازِ او را قبول نمى كند و اگر بار ديگر بخورد ، خداى تعالى ، از طينت خِبال به خوردِ او مى دهد . راوى پرسيد كه : طينت خِبال ، كدام است؟ فرمود كه : آنچه از فَرْج زناكاران ، بيرون مى آيد . ۱۱
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده اند : كه كسى كه مُسكرى بياشامد ، چهل روز ، نماز او مقبول نيست و اگر در عرض چهل روز بميرد ، «ميتة جاهلية» خواهد بود ؛ يعنى مثل آن جماعت خواهد بود كه در زمان جاهليت ، كافر مُرده اند و اگر توبه كند ، خداى تعالى ، توبه اش را قبول مى كند . ۱۲ و به مضمون اين دو حديث ، چندين حديث روايت كرده اند .
و ابن بابويه رحمه الله در كتاب خصال و ثواب الأعمال ، از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : كسى كه شراب خورَد ، نماز او تا چهل روز ، مقبول نيست و اگر نماز را در آن چهل روز ، ترك كند ، عذاب او مضاعف مى شود از براى آن كه تركِ نماز كرده . ۱۳
و در خصال ، در حديث ديگر ، روايت كرده كه : نمازِ شاربِ خمر را در ميان آسمان و زمين ، نگاه مى دارند . پس اگر توبه كند ، به او برمى گردد . ۱۴
و ظاهر آن است كه مراد از برگشتن ، آن است كه در نامه عملش ثبت مى شود و قبول مى شود . و از اين جا ظاهر مى شود كه نماز كردن او در مدّت چهل روز ، دو فايده دارد : يكى آن كه عذاب ترك نماز بالكلّيه بر او لازم نشود ، و دوم آن كه اگر توفيق توبه بيابد ، قبول شود .
و كلينى در كافى و شيخ طوسى در تهذيب و ابن بابويه در علل شرائع ، از حسين بن خالد روايت كرده اند كه گفت : به حضرت امام رضا عليه السلام گفتم كه : حديثى از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله به ما رسيده كه : كسى كه شراب بخورد ، تا چهل روز ، نماز او قبول نمى شود . فرمود كه : راست گفته اند . گفتم كه : چرا چهل روز ، قبول نمى شود ، نه زياده و نه كم ؟ فرمود كه : خداى تعالى ، آفريدن آدمى را چنين مقدّر و مقرّر فرموده كه چهل روز ، نطفه باشد . بعد از آن ، از آن حالت مى گردانَد و چهل روز عَلَقه مى باشد ، يعنى خون بسته . بعد از آن ، تغيير مى دهد و چهل روز ، مُضغه مى باشد ، يعنى پاره گوشت . پس هر گاه شراب مى خورد ، چهل روز ـ كه مدّت گرديدن اوست از حالى به حالى ـ ، در طبع او مى ماند . و همچنين ، هر غذايى كه آدمى مى خورد ، چهل روز در طبعش باقى مى ماند . ۱۵
و در كتاب كافى و علل الشرائع ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده اند كه : شخصى از آن حضرت پرسيد كه : شراب خوردن ، بدتر است يا نماز نكردن ؟ فرمود : شراب خوردن . بعد از آن فرمود كه : مى دانى چرا شراب خوردن ، بدتر است؟ گفت : نه . فرمود : از براى آن كه به حالتى مى رود كه خداى خود را نمى شناسد . ۱۶
و كلينى و شيخ طوسى ـ رضى اللّه عنهما ـ از يونس بن ظبيان روايت كرده اند كه گفت : حضرت امام جعفر صادق عليه السلام به من فرمود كه : يا يونس بن ظبيان ! از جانب من به عطيّه بگو كه : كسى كه يك جرعه شراب مى خورد ، لعنت مى كند او را خداى تعالى و ملائكه او و پيغمبران او و مؤمنان . پس اگر آن قدر بخورد كه مست شود ، روحِ ايمان ، از بدن او مفارقت مى كند و در او جا مى كند روحى بدِ ملعون . پس نماز را ترك مى كند . و اگر تركِ نماز كند ، سرزنش مى كنند او را ملائكه ، و خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ به او خطاب مى كند كه : اى بنده من ! كافر شدى و ملائكه ، تو را سرزنش كردند . بدا به حال تو ، اى بنده من !
بعد از آن ، حضرت فرمود : بدا [ به ] حالش ، چنانچه نهايت مرتبه بدى باشد ! واللّه كه توبيخ و سرزنش خداوند جليل ـ جلّ اسمُه ـ يك ساعت ، سخت تر است از عذاب هزار سال !
بعد از آن ، حضرت فرمود كه : «مَّلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُواْ أُخِذُواْ وَ قُتِّلُواْ تَقْتِيلاً»۱۷ ؛ يعنى : جماعتى ملعون[ اند ] كه هر كجا دست بر ايشان يابند و [ آنها را ] ببينند ، بگيرند و بكُشند ، كُشتنى سخت يا بسيار . بعد از آن فرمود كه : يا يونس ! ملعون است كسى كه امر الهى را ترك مى كند . اگر به صحرا مى رود ، صحرا هلاكش مى كند و اگر به دريا مى رود ، غرقش مى كند . پس او مغضوب است به غضب خداوند بزرگ مرتبه ۱۸ . و آن كه بعضى از اهل معاصى ، مهلتى مى يابند ، يا ترحّمى است از جانب الهى يا توفيق توبه بيابند يا از باب استدراج و غضب است ـ اگر از اهل توبه نيستند ـ تا كسب معصيت ، بيشتر كنند و مستوجب عذاب اليم شوند و حجّت الهى در آن مهلت يافتن ، بر ايشانْ تمام تر باشد .
و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده اند كه فرمود : روز قيامت ، شارب الخمر مى آيد با روىِ سياه و زبانى از دهنْ بيرون آمده ، و آب دهنش بر سينه اش سَيَلان مى كند و بر خداى تعالى ، لازم است كه به او بياشامانَد از طينت خِبال ، يا فرمود كه : از چاه خِبال . راوى مى گويد كه گفتم : چاه خِبال ، كدام است ؟ فرمود كه : چاهى است كه چركِ زناكاران ، به آن جا مى ريزد . ۱۹
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده اند كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده كه : كسى كه شراب مى خورد بعد از آن كه خداى تعالى بر زبان من حرام كرده ، پس لايق نيست به آن كه هر گاه زنى از جماعتى خواهد ، به او دهند ، و هر گاه شفاعتى و التماسى كند ، بايد كه قبول نكنند ، و اگر حكايتى كند ، تصديقش نكنند و امانتى به او نسپارند . پس كسى كه بر او اعتماد كند و امانتى به او بسپارد ، با وجود آن كه حالِ او را داند ، آن كسى را كه امانت به او سپرده ، بر خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ ضمانى نيست و اجرى نخواهد داشت و عوضى از براى او در دنيا نخواهد بود . ۲۰
و كلينى رحمه الله از آن حضرت ، روايت كرده كه خداى تعالى فرموده كه : كسى كه چيزى مست كننده بياشامد يا به طفلى كه نفهمد ، بياشامانَد ، از آب حَميم جهنّم به خوردِ او خواهم داد ، خواه آمرزيده شود و خواه از اهل عذاب باشد . و كسى كه ترك چيزهاى مست كننده از براى طلب رضاى من كند ، به او مى دهم از رَحيق مختوم ، يعنى شراب صافى خالصِ بهشت كه ظرفش سر به مُهر باشد و با او از كرامت هاى خود مى كنم آنچه نسبت به دوستانِ خود كنم . ۲۱
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : شارب الخمر ، روز قيامتْ حاضر مى شود با رويى سياه و كُنجِ لبْ كَج شده و زبانْ بيرونِ افتاده ، و فرياد مى كند كه : العطش ، العطش ! ۲۲
و ابن بابويه رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : شارب الخمر ، اگر بيمار شود ، عيادتش مكنيد ، و اگر بميرد ، در [ تشييع ] جنازه اش حاضر مشويد و اگر گواهى داد ، قبول مكنيد و اگر زنى از شما خواهد ، به او مدهيد ؛ زيرا كه كسى كه دختر خود را به شرابخوار مى دهد ، چنان است كه او را به زنا [ دهد ] يا به آتش كشيده باشد ، و كسى كه دختر خود را به مردى مخالف مذهب دهد ، البتّه قطع رَحِم او كرده ، و كسى كه شارب الخمر را محلّ امانت كند ، او را بر خداى تعالى ، ضَمانى نخواهد بود ؛ يعنى حفظ مالش نمى كند . ۲۳
و كلينى و شيخ طوسى ـ رحمهما اللّه ـ ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده اند كه شخصى به آن حضرت گفت كه : فرزندى كه از ما متولّد مى شود ، خمر به او مى دهيم . فرمود كه : كسى كه خمر يا مست كننده اى به فرزندى كه تولّد كند ، بدهد ، خداى تعالى ، از حَميم جهنّم به خوردِ او مى دهد ، هر چند او را بيامرزد . ۲۴
و كلينى رحمه الله در كافى و ابن بابويه در ثواب الأعمال ، از آن حضرت ، روايت كرده اند كه فرمود : آن جماعتى كه از چيزى مست كننده ، سيراب مى شوند ، تشنه مى ميرند و تشنه محشور مى شوند و تشنه داخل جهنّم مى شوند . ۲۵
و از آن حضرت ، روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : شفاعت من نمى رسد به كسى كه نمازش را سبُك گيرد و در سرِ حوض ، بر من وارد نمى شود . لا واللّه ! يعنى به خدا قسم كه [ وارد ] نمى شود ! شفاعت من نمى رسد به كسى كه چيز مست كننده اى بخورد و در سرِ حوض ، بر من وارد نمى شود. لا واللّه ۲۶ ! و همين حديث را ابن بابويه رحمه الله در كتاب علل الشرائع، روايت كرده. ۲۷
و در ثواب الأعمال و كافى ، از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام و حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده اند كه : خداى تعالى ، از براى معصيت ، خانه اى قرار داده و از براى آن خانه ، درى و از براى آن در ، قفلى و از براى آن قفل ، كليدى ، و كليد معصيت ، شراب است . ۲۸
و در ثواب الأعمال ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : خوانندگى ، آشيانه مرغ نفاق است و خوردن شراب ، كليد همه بدى هاست و شراب خورنده ، تكذيب مى كند كتاب خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ را ، و اگر تصديق مى كرد ، حرام خدا را حرام مى دانست . ۲۹
و از آن حضرت ، روايت كرده كه پرسيدند كه : كسى كه مُسكرى مى خورد ، چه حال دارد؟ فرمود كه : نماز او چهل روز ، قبول نمى شود و چهل روز ، توبه ندارد و اگر در [ آن ]چهل روز بميرد ، به جهنّم مى رود . ۳۰
و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه آن حضرت به مسجد الحرام آمد . جمعى از قريش گفتند كه : اين پسر رسول ، خداى اهل عراق است كه او را مى پرستند ! پس بعضى از ايشان گفتند كه : كاش كسى را مى فرستاديد تا از او چيزى مى پرسيد . پس جوانى از جمله ايشان ، به نزد آن حضرت آمد و گفت : يا عمّ! اكبرِ كبائر كدام است؟ فرمود: خوردن شراب. پس باز گشته ، به ايشان گفت . گفتند : باز گرد و مرتبه ديگر ، سؤال كن . چون مرتبه ديگر پرسيد ، فرمود : به تو نگفتم ـ اى پسر برادر ـ كه شُرب خَمر است ؟ به تحقيق كه شُرب خَمر ، صاحبش را مى اندازد به زِنا و دزدى و كشتن كسى كه خداى تعالى حرام كرده ، مگر به حق ؛ و مى اندازد صاحبش را در شرك به خدا و كارهاى شراب ، زيادتى مى كند و بالا مى رود بر هر گناهى ، همچنان كه درختش بر بالاى همه درخت ها مى رود . ۳۱
و بدان كه همچنان كه خمر ، حرام است ، نبيذ و هر چيزى كه مست كننده باشد (مثل نبك و بوزه و غير آنها) ، حرام است و نبيذ ، آبى است كه خرما در آن مى نداخته اند تا به مرتبه اى متغيّر مى شده كه مست مى كرده . و بر حرمت نبك ، علما نقل اجماع كرده اند و هر چه از دواها و پنج ها كه متعارف شده كه داخل معاجين مى كنند ، اگر مست كننده باشد ، حرام است و آنچه بسيارش مست كند ، اندكش هم حرام است ، هر چند آن قدر اندك [ باشد كه ]باعث مستى ، مطلقا نشود .

1.. مائده ، آيه ۹۰ ـ ۹۲ .

2.. الف : «باب» .

3.. الكافى ، ج ۶ ، ص ۴۰۳ ، ح ۱۰ ؛ تهذيب الأحكام ، ج ۹ ، ص ۱۰۴ ، ح ۱۸۷ .

4.. الخصال ، ص ۴۴۴ و ۴۴۵ ، ح ۴۱ .

5.. ثواب الأعمال ، ص ۲۴۴ .

6.. الكافى ، ج ۶ ، ص ۳۹۸ ، ح ۱۰ .

7.. تهذيب الأحكام ، ج ۹ ، ص ۱۰۸ ، ح ۴۷۰ـ۴۷۳، ؛ الكافى ، ج ۶ ، ص ۴۰۵، ح ۲ـ۷ .

8.. تهذيب الأحكام ، ج ۹ ، ص ۱۰۹ ، ح ۴۷۶ .

9.. تهذيب الأحكام، ج ۹ ، ص ۱۰۹ و ۱۱۰ ، ح ۴۷۷ ؛ الكافى ، ج ۶ ، ص ۴۰۵ ، ح ۲ .

10.. تهذيب الأحكام ، ج ۹ ، ص ۱۰۸ ، ح ۴۶۹ ؛ الكافى ، ج ۶ ، ص ۴۰۵ ، ح ۹ .

11.. تهذيب الأحكام ، ج ۹ ، ص ۱۰۶ ، ح ۴۶۱ ؛ الكافى ، ج ۶ ، ص ۴۰۰ ، ح ۳ .

12.. تهذيب الأحكام ، ج ۹ ، ص ۱۰۷ ، ح ۴۶۳ ؛ الكافى ، ج ۶ ، ص ۴۰۰ ، ح ۱ .

13.. الخصال ، ص ۵۴۳ ، ح ۱ ؛ ثواب الأعمال ، ص ۲۴۳ .

14.. الخصال ، ص ۵۳۴ ، ح ۱.

15.. الكافى، ج ۶، ص ۴۰۲، ح ۱۲؛ تهذيب الأحكام، ج ۹، ص ۱۰۸، ح ۴۶۸ ؛ علل الشرائع، ج۲، ص ۳۴۵، باب ۵۲ ، ح ۱.

16.. الكافى ، ج ۶ ، ص ۴۰۲ ، ح ۱ ؛ علل الشرائع ، ج ۲ ، ص ۴۷۶ ، ح ۱ .

17.. سوره احزاب ، آيه ۶۱ .

18.. الكافى ، ج ۶ ، ص ۳۹۹ ، ح ۱۶ .

19.. الكافى ، ج ۶ ، ص ۳۹۶ ، ح ۳ ؛ تهذيب الأحكام ، ج ۹ ، ص ۱۰۳ ، ح ۱۸۳ .

20.. الكافى ، ج ۶ ، ص ۳۹۶ ، ح ۲ ؛ تهذيب الأحكام ، ج ۹ ، ص ۱۰۳ ، ح ۱۸۲ .

21.. الكافى ، ج ۶ ، ص ۳۹۷ ، ح ۷ .

22.. همان ، ح ۸ .

23.. كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ۴ ، ص ۵۸ ، ح ۵۰۹۱ .

24.. الكافى ، ج ۶ ، ص ۳۹۷ ، ح ۶ ؛ تهذيب الأحكام ، ج ۹ ، ص ۱۰۳ ، ح ۱۸۴ .

25.. الكافى ، ج ۶ ، ص ۴۰۰ ، ح ۱۷ ؛ ثواب الأعمال ، ص ۲۴۳ .

26.. الف : - «و شفاعت من نمى رسد به كسى كه چيز مست كننده اى بخورد و در سرِ حوض ، بر من وارد نمى شود لا واللّه ! » .

27.. علل الشرائع ، ج ۲ ، ص ۳۵۶ ، ح ۱ .

28.. ثواب الأعمال ، ص ۲۴۴ ؛ الكافى ، ج ۶ ، ص ۴۰۳ ، ح ۶ .

29.. ثواب الأعمال ، ص ۲۴۴ .

30.. همان ، ص ۲۴۵ .

31.. همان ، ص ۲۴۵ .

  • نام منبع :
    مَنهَجُ اليقين
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 213761
صفحه از 527
پرینت  ارسال به