205
مَنهَجُ اليقين

[ شكستن پيمان ديگران ]

و امّا نقضِ عهدى كه كسى با كسى بسته باشد و آن ، معنى غَدْر است ، پس كلينى رحمه الله روايت كرده كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام در اثناى خطبه اى فرمود كه : يا ايّها الناس ! اگر نه آن بود كه غَدْر بد مى بود ، هر آينه ، من از جمله جماعتى بودم كه به حيله و تدبير ، كارها را بهتر از ديگران به راه مى برند ؛ وليكن هر غدر و بى وفايى اى را فجورى لازم است ، و هر فجورى را كفرى يا كفرانى لازم است ، و به تحقيق كه غَدر و فجور و خيانت ، در آتش جهنّم اند. ۱
و سيّد رضى ـ رضى اللّه عنه ـ ، اين كلام را در كتاب نهج البلاغة ، ذكر كرده و روايت او بر اين زياده اشتمال دارد كه : هر صاحب غَدرى را لَوايى ، يعنى عَلَمى هست كه در روز قيامت ، او را به آن علامت ، مردم خواهند شناخت. ۲

[ بيست و هفتم : قطع رحم]

بيست و هفتم از جمله كبائر ـ چنان كه از حديث حضرت عبد العظيم ظاهر مى شود ـ ، قطعِ رَحِم است و حضرت امام جعفر صادق عليه السلام به آيه اى كه در باب نقض ِ عهد مذكور شد ، استدلال فرموده بر آن كه قطعِ رحِم ، از جمله كبائر است و از آن استدلال ، ظاهر مى شود كه مراد از «مَآ أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ »۳
كه در آيه واقع شده ، صِله رحِم است يا امرى كه اعمّ از صِله رحِم باشد. و بر اين معنى دلالت مى كند آنچه كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه از پدر خود روايت فرمود كه : حضرت على بن الحسين عليهم السلام به من وصيّت فرمود كه : يا بُنَىَّ ! ملاحظه كن پنج كس را كه با ايشان ، مصاحبت نكنى و با ايشان ، سخن نگويى و در هيچ راهى با ايشان ، همراه نباشى. گفتم : اى پدر ! كدام اند آن پنج كس؟ فرمود كه : احتراز كن از مصاحبت كذّاب ؛ زيرا كه او به منزله سراب است. نزديك مى كند از براى تو دور را ، و دور مى كند نزديك را (و سراب ، سفيدى اى است كه قبل از زوال و بعد از زوال ۴ ، در بيابان ها مرئى مى شود كه تشنه ، متوجّه آن مى شود و گمانش آن است كه بر سرِ آب مى رود).
بعد از آن فرمود كه : پرهيز كن از مصاحبت فاسق ؛ زيرا كه تو را به يك لقمه يا كمتر مى فروشد. و پرهيز كن از مصاحبت بخيل ؛ زيرا كه تو را مدد نمى كند به مالش ، در وقتى كه احتياجت به او بيشتر از همه احوال باشد. و بپرهيز از مصاحبت احمق ؛ زيرا كه اراده مى كند كه به تو نفعى برساند و ضرر مى رساند. و بپرهيز از مصاحبت كسى كه قطعِ رحِم خود مى كند ؛ زيرا كه من ، او را در كتاب الهى ملعون يافته ام در سه موضع . ۵
حق تعالى فرموده : «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِن تَوَلَّيْتُمْ أَن تُفْسِدُواْ فِى الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُواْ أَرْحَامَكُمْ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمَى أَبْصَارَهُمْ» ؛ ۶ يعنى : آيا نزديك هستيد شما و متوقّع از شما اين معنى هست كه اگر والى و حاكم بر مردم شويد ، فساد در روى زمين بكنيد و قطعِ رحِم هاى خود بكنيد. اين چنين جماعت ، آنهايند كه خداى تعالى ، ايشان را لعنت كرده ؛ يعنى از رحمت خود، دور كرده. پس ايشان را كَر ساخته و چشم هاى ايشان را كور ساخته.
و فرموده كه « وَ الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِى الْأَرْضِ أُوْلَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ»۷ ، و ترجمه اين آيه مذكور شد . و در سوره بقره فرمود كه ۸ : «الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِى الْأَرْضِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» . ۹
واز جمله احاديثى كه در باب قطعِ رحِم وارد شده ، آن است كه كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : حذر كنيد از خصلتى كه باعث استيصال مى شود ؛ زيرا كه آن ، خصلت مردان را مى ميرانَد. راوى سؤال كرد كه : آن ، كدام است؟ فرمود كه : آن ، قطعِ رحِم است. ۱۰
و از بعضى از اصحاب آن حضرتْ روايت كرده كه گفت : به آن حضرت گفتم كه : برادران و ۱۱ بنى عمّ من ، خانه را بر من تنگ كرده اند و مرا ملجأ ساخته اند به يك يورت ۱۲ از آن خانه ، واگر من سخن بگويم ، آنچه در دست ايشان است ، از ايشان مى گيرم. حضرت فرمود كه : صبر كن ، كه خداى تعالى ، به زودى از براى تو ، راه گشادى مى سازد. پس من برگشتم و مرگى در سال صد و سى و يك ، واقع شد. واللّه كه ايشان ، همه مُردند و يك كس از ايشان نمانْد ! بعد از آن ، من بيرون آمدم و چون به خدمت آن حضرت رسيدم ، پرسيد كه : حال اهل بيتِ تو چون شد؟ گفتم : واللّه كه همه مُردند و يك كس از ايشان ، زنده نماندْ ! فرمود كه : اين ، به سبب سلوكى بود كه با تو كردند و چون با تو عقوق ورزيدند و قطعِ رحِم كردند ، مستأصل شدند يا قطع شدند. آيا تو مى خواهى كه ايشان ، زنده باشند و بر تو تنگ گيرند؟ گفتم : آرى. واللّه كه مى خواهم ! ۱۳
و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه : سه خصلت است كه صاحب آنها نمى ميرد تا وقتى كه وَبال آنها را ببيند : ظلم و زيادتى بر مردم ، و قطع كردن رحِم ، و قَسَم دروغ كه كسى با خداى تعالى ، مبارزت به آن نمايد. و از طاعات ، چيزى كه ثوابش زودتر به صاحبش مى رسد ، صِله رحِم است و به درستى كه جمعى فاجر كه با يكديگر تواصل مى كنند ، اموال ايشان ، زياد مى شود و صاحب ثروت مى شوند. و به درستى كه قَسَم دروغ و قطعِ رحِم ، خانه ها را بى صاحب مى كند و نقل مى كند رحِم را ، و نقل رحِم ، موجب انقطاع نسل است. ۱۴
و از حضرت امير المؤمنين عليه السلام روايت كرده كه در بعضى از خطبه هاى خود ۱۵ فرمود كه : پناه مى گيرم به خداى تعالى از گناهانى كه زود ، فانى مى سازد ! پس عبد اللّه بن الكوّاء يَشكُرى برخاست و گفت : يا امير المؤمنين ! آيا گناهانى مى باشد كه زود ، فانى سازد؟ فرمود كه : آرى ؛ و آن ، قطعِ رحِم است. به درستى كه اهل بيتى كه اجتماع كنند و با يكديگر مواسات كنند ۱۶ ، هر چند از جمله فجّار باشند ، خداى تعالى ، ايشان را روزى مى دهد. و اهل بيتى كه از يكديگر ، جدايى كنند و با يكديگر صِله ننمايند ، خداى تعالى ، ايشان را محروم مى سازد ، با آن كه از جمله اتقيا باشند. ۱۷
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه : مردى به خدمت آن حضرت ، شكايت كرد از خويشان خود. فرمود كه : خشم خود را فرو خور و چنين كن . گفت كه : ايشان ، چنين و چنين مى كنند. فرمود كه: تو مى خواهى كه مثل ايشان باشى وخداى تعالى، به هيچ يك از شما نظر نكند؟ ۱۸
و از آن حضرت ، روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : قطع مكن رحِم خود را ، هر چند كه ايشان ، تو را قطع كنند. ۱۹
و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده كه : احتراز كنيد از عقوق والدين ؛ زيرا كه بوى بهشت را مى توان شنيد از هزار ساله راه ؛ و نمى شنود آن را كسى كه عاقّ والدين باشد ، و كسى كه قطعِ رحِم خود كند ، و مرد پيرى كه زِنا كند ، و كسى كه اِزار خود را از روى تكبّر بر زمين كشد. به درستى كه كبريايى ، مخصوص خداوند عالميان است. ۲۰

1.. همان ، ص ۳۳۸ ، ح ۶ .

2.. نهج البلاغة ، ج ۲ ، ص ۱۸۰ ، خطبه ۲۰۰ .

3.. بقره ، آيه ۲۷.

4.. ب : - «بعد از زوال» .

5.. تاريخ مدينة دمشق ، ج ۴۱ ، ص ۴۰۹ .

6.. سوره محمّد ، آيه ۲۲ و ۲۳.

7.. سوره رعد ، آيه ۲۵ .

8.. الف و ب : - « «وَ الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَـقِهِ وَ يَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِى الْأَرْضِ أُوْلَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ » » ، و ترجمه اين آيه مذكور شد . و در سوره بقره فرمود كه» .

9.. سوره بقره ، آيه ۲۷ .

10.. الكافى ، ج ۲ ، ص ۳۴۶ ، ح ۲ .

11.. ب : - «و» .

12.. يورت يا يورد: يعنى منزل و در اينجا به معنى اطاق .

13.. همان ، ص ۳۴۶ و ۳۴۷ ، ح ۳ .

14.. همان ، ص ۳۴۷ ، ح ۴ .

15.. ب و ج : - «خود» .

16.. ب : + «و» .

17.. همان ، ص ۳۴۷ و ۳۴۸ ، ح ۷ .

18.. همان ، ص ۳۴۷ ، ح ۵ .

19.. همان ، ح ۶ .

20.. همان ، ص ۳۴۹ ، ح ۶ .


مَنهَجُ اليقين
204

[ كفّاره شكستن پيمان و نذر و قَسَم ]

و در مخالفت عهد ، كفّاره لازم مى شود و كفّاره اش ـ چنانچه از دو حديث بى معارض ، ظاهر مى شود ـ ، بنده آزاد كردن يا دو ماه پى در پى روزه گرفتن يا شصت مسكين را طعام دادن است. و همچنين در مخالفت نذر و قَسَم نيز كفّاره لازم مى شود . و كفّاره خُلفِ نذر ، موافق قول جمعى از علما ، مثل كفّاره عهد است ـ كه مذكور شد ـ و كفّاره مخالفت يمين ، يعنى قَسَمى كه ياد نمايد بر آن كه كارى كه مشروع باشد ، بعد از اين به جاى آورد و مخالفت يمين نموده ، آن كار را نكند ، ده مسكين را طعام دادن يا پوشانيدن يا آزاد كردن بنده است ، و اگر از اين هر دو عاجز شود ، سه روزْ روزه گرفتن است. و در كفّاره يمين ، خلافى نيست و در نذر و عهد ، خلاف شده ، چنانچه در كتب فقه مذكور است .

[ پيمان شكنى با امام ]

و امّا مخالفت عهد امام و نقض بيعت ، پس آن ، عبارت از نَكثْ است و موجب خروج از ايمان مى شود. و حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله حضرت امير المؤمنين عليه السلام را خبر داده كه : بعد از من ، مقاتله خواهى كرد با ناكثين و قاسطين و مارقين. ۱ ناكثين ، آنها بودند كه متابعتِ عايشه و طلحه و زبير در نقضِ بيعت آن حضرت كردند و حرب جَمَل ، با ايشان بود و ايشان را «اصحاب جمل» به جهت آن مى گفتند كه تا شتر عايشه نيفتاد ، ايشان نگريختند و حضرت امير المؤمنين عليه السلام ايشان را مخاطب ساخته ، مى فرمود : «كُنْتُمْ جُنْدَ الْمَرْأَةِ وَأتْباعَ الْبَهيمَةِ رَغَا فَأجَبْتُمْ وَعُقِرَ فَهَرَبْتُمْ» ؛ يعنى : شما لشكرِ زن و اتباعِ حيوانى بى زبان بوديد. چون فرياد كرد ، اجابتش كرديد ، و چون دست و پايش را به شمشير زدند ، گريختيد .
و قاسطين ، معاويه و اصحاب او بودند و «قسط» ، به معنى جور آمده ، چنانچه به معنى عدل آمده ، و «قاسط» به معنى جائر و ظالم است ، و «مُقْسِط» ، به معنى عادل .
و مارقين ، خوارج نهروان هستند كه از دين بيرون رفتند ، چنانچه تير از نشانه بيرون جَهَد ، و «مروق» ، عبارت از آن است .
و اين حديث را عامّه و خاصّه ، همگى روايت نموده اند و كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه : هر كسى كه با امامى غَدْر كند ، روز قيامتْ حاضر مى شود و كُنجِ لب او كج شده خواهد بود تا به جهنّم رود ، و هر كس كه بيعت امامى را نَكْث كند ، با جُذام مبعوث شده ، به جهنّم خواهد رفت. ۲

1.. ج : + «و» .

2.. الكافى ، ج ۲ ، ص ۳۳۷ ، ح ۲ .

  • نام منبع :
    مَنهَجُ اليقين
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 210721
صفحه از 527
پرینت  ارسال به