223
مَنهَجُ اليقين

مَنهَجُ اليقين
222

[ حد و اندازه اقدام به امور خيريه ]

و امّا صرف نمودن مال بسيار در مصارف خير ، مثل بناى مسجد و رَباط ۱ و ساختن پل ها و ضيافت مؤمنين و تصدّقات ، پس اگر به حدّى نرسد كه از مرتبه مناسب حال او ، عرفا ، بيرون رود و باعث پريشانى و احتياج خود و عيال شود ، شكّى در آن نيست كه خوب است و اسراف نيست . و اگر از آن مرتبه به در رود ، جمعى از علما آن را نيز داخل اسراف مى دانند ، و جمعى مى گويند كه در خير ، اسراف نمى باشد ، همچنان كه خير در اسراف نيست . و حديثى كه عيّاشى در تفسير [ خود ] از عبد الرحمان بن الحجّاج روايت كرده كه گفت : از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كردم از تفسير قول الهى كه فرموده : «وَ لَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا»۲ ، فرمود : «كسى كه در غيرِ طاعت الهى خرج مى كند ، مُبذِر است و كسى كه در راه خير صرف مى كند ، ميانه رو است» ، ۳ مؤيّد اين معنى است ؛ وليكن ظاهر كلام الهى كه فرموده : «وَ لَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا» ، ۴ آن است كه در خيرات هم از حد ، تجاوز نبايد نمود . ۵ و ترجمه لفظ آيه آن است كه : در عطا كردن ، امساك بسيار ۶ مكن ، مثل كسى كه دستش به گردنش بسته باشد ، و هر چه دارى ، به مردم مده ، مثل كسى كه دست خود را بگشايد ، گشادنى كامل كه هيچ در دستش نمانَد تا به سبب امساك بسيار ، نزد عقلا مستحقّ لَوْم ۷ و مذمّت باشى و به سبب جود زياد ، مغموم و متحيّر بمانى و به جهت مايحتاجٌ اِليه خود ، چاره اى نتوانى كرد .
و ظاهرتر در وجه جمع ، آن است كه حديث مذكور را حمل كنيم بر ۸ صورتى كه انفاق در راه خير ، باعث پريشانى عطاكننده نباشد تا موافقِ ظاهر آيه باشد. و كلينى رحمه الله در تفسير آيه مذكوره ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : اِحسار ، عبارت از پريشانى است . ۹
و از عِجلان روايت كرده كه گفت : نزد آن حضرت عليه السلام بودم كه سائلى سؤال كرد. آن حضرت برخاست و از زنبيلى كه خرما داشت ، دست خود را پُر كرده ، به او داد. پس ديگرى سؤال كرد. برخاست و به او نيز داد. همچنين تا سه كس سؤال كردند. پس ديگرى سؤال كرد. فرمود كه : خداى تعالى ، روزى دهد ما و تو را ! يا [ فرمود : ] روزى دهنده ما و توست. بعد از آن فرمود كه : كسى چيزى از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله سؤال نمى كرد از چيزهاى دنيا كه به او عطا ننمايد. روزى زنى ، پسر خود را گفت : برو به پيش آن حضرت و از او چيزى بطلب ، و اگر بگويد : «ندارم» ، بگو : پيراهن خود را به من ده. آن پسر ، چنان كرد. پس آن حضرت ، پيراهن خود را به او داد. پس خداى تعالى ، آن حضرت را به ميانه روى امر كرد و فرمود : «وَ لَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا» . ۱۰
و از آن حضرت ، روايت كرده كه مردى سؤال كرد از تفسير قول الهى كه فرموده : «وَءَاتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ» ؛ ۱۱ يعنى : بدهيد حقّ زرع و نخل را (و آنچه در آيه مذكور شده) در روزِ چيدنِ ثمر آنها ، و اسراف مكنيد ؛ زيرا كه خداى تعالى ، دوست نمى دارد اسراف كنندگان را. حضرت فرمود كه : فلان مرد از انصار ، زراعتى داشت و وقتى كه حاصل آن را برمى داشت ، همه را تصدّق مى كرد و خود و عيال ، بى چيز مى ماندند. پس خداى تعالى ، آن را داخل اسراف گردانيد . ۱۲
و از آن حضرت ، روايت كرده كه اين آيه را تلاوت فرمود كه : «وَ الَّذِينَ إِذَآ أَنفَقُواْ لَمْ يُسْرِفُواْ وَ لَمْ يَقْتُرُواْ وَ كَانَ بَيْنَ ذَ لِكَ قَوَامًا» ؛ ۱۳ يعنى : آن جماعتى كه هر گاه خرج كنند ، اسراف نمى كنند و اِقتار نمى كنند و انفاق ايشان ، عدل و ميانه است ، نه زياده و نه كم. بعد از آن ، مُشتى سنگ ريزه برداشت و در دست ، نگاه داشت ، چنانچه هيچ نريخت و فرمود كه : اين ، اِقتارى است كه خداى تعالى در كتاب خود ذكر كرده. پس مُشتى ديگر برداشت و دست را سُست كرد تا همه ريخت و فرمود كه : اين ، اسراف است. و مشتى ديگر برداشت و بعضى را نگاه داشت و بعضى را ريخت و فرمود كه : اين ، قوام ، يعنى عدل و ميانه روى است . ۱۴
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : اگر كسى آنچه داشته باشد ، در راه خدا صرف كند ، خوب نكرده و توفيق نيافته. آيا حق تعالى نفرموده كه : «وَلَا تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُواْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» ؟ ۱۵ ؛ يعنى : خود را به دست خود ، به هلاك ميندازيد ۱۶ و احسان كنيد ؛ زيرا كه خداى تعالى ، احسان كنندگان را دوست مى دارد . پس فرمود : مراد از «محسنين» ، عدل كنندگان و ميانه روان اند . ۱۷
و از اين احاديث ، ظاهر شد كه اسراف در صرف نمودن مال در راه هاى خير نيز جارى مى شود و هر گاه خيرات و تصدّقات به حدّى رسد كه موجب پريشانى شود ، اسراف خواهد بود .

1.. رَباط : كاروان سرا .

2.. سوره اسراء ، آيه ۲۶ .

3.. تفسير العيّاشى ، ج ۲ ، ص ۲۸۸ ، ح ۵۳ .

4.. سوره اسراء ، آيه ۲۹ .

5.. ب : «نبايد تجاوز نمود» .

6.. ب : + «زياد» .

7.. لَوْم : سرزنش ، نكوهش .

8.. الف و ب : «در» .

9.. الكافى ، ج ۴ ، ص ۵۵ ، ح ۶ .

10.. همان ، ص ۵۵ و ۵۶ ، ح ۷ .

11.. سوره اعراف ، آيه ۳۱.

12.. همان ، ص ۵۵ ، ح ۵ .

13.. سوره فرقان ، آيه ۶۷.

14.. الكافى ، ج ۴ ، ص ۵۴ و ۵۵ ، ح ۱ .

15.. بقره ، آيه ۱۹۵.

16.. ب : «نيندازيد» .

17.. الكافى ، ج ۴ ، ص ۵۳ ، ح ۷ .

  • نام منبع :
    مَنهَجُ اليقين
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 214893
صفحه از 527
پرینت  ارسال به