225
مَنهَجُ اليقين

مَنهَجُ اليقين
224

[ انواع اسراف ]

و بدان كه از احاديث ، ظاهر مى شود كه اسراف ، بر چند نوع است : يكى ، تجاوز نمودن از حد در انفاق ، اگر چه در راه هاى خير باشد ، چنانچه گذشت .
ديگر ، ضايع كردن مال و بى فايده تلف نمودن ، هر چند آن مال ، اندكى بوده باشد ، مثل ريختن آبى كه در ظرف ، بعد از خوردن بمانَد و پاشيدن هسته خرما و امثال آن ، چنانچه محمّد بن يعقوب كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : ميانه روى ، چيزى است كه خداى تعالى آن را دوست مى دارد ؛ و اسراف ، امرى است كه خداى تعالى آن را دشمن مى دارد و حتّى انداختن هسته خرما ، به جهت آن كه به كارى مى آيد ، و حتّى ريختن زيادتىِ آبى كه بياشامى . ۱
و از آن حضرت ، روايت كرده كه شخصى پرسيد كه : اَدناى مراتب اسراف ، كدام است؟ فرمود : بسيار پوشيدن و مبتذل ساختن جامه نگه داشتنىِ خودت ، و آن كه بريزى آنچه [ را ]در ظرف زياد آيد ، و آن كه خرما را بخورى وهسته آن را اين طرف و آن طرف بيندازى . ۲
و عيّاشى رحمه الله در تفسير [خود] ، از بشر بن مروان روايت كرده كه گفت : [ نزد ] حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رفتم. حضرت ، رُطبى طلبيد. پس يكى از آنها كه حاضر بودند ، هسته خرما را [ دور ] مى انداخت. آن حضرت ، دست او را گرفت و فرمود : اين ، از جمله تبذير است و خداى تعالى ، فساد و ضايع كردن را دوست نمى دارد . ۳
ديگر از جمله انواع اسراف ، صرف مال در مصرف هاى حرام است ، مثل خريدن شراب و آلات قمار ، و چيزى دادن به فواحش و سازنده و خواننده و معركه گيران كه اعمال سيميا و امثال آن مى كنند ، و قمار باختن ، و رشوه دادن به حكّام ، و صرف نمودن در چيزى كه متضمّن ظلمى يا ضرر [ رساندن ] به مؤمنى باشد . و در چنين افعال ، معصيت و مخالفت الهى از دو جهت خواهد بود : يكى از جهت آن كه آن فعل ، فى نفسه ، مخالف شرع است ؛ و ديگر از جهت آن كه صرف كردن مال در آن مصرف ، از قبيل اسراف است ، و بر اين نوع ، حديث عبد الرحمان بن الحجّاج ـ كه قبل از اين به روايتِ عيّاشى مذكور شد ـ ، دلالت مى كند .
ديگر از جمله اسراف ، صرف مال است در چيزى كه به بدن آدمى ضرر رساند ، چنانچه كلينى رحمه اللهروايت كرده كه شخصى از اصحاب حضرت امام جعفر صادق عليه السلام از آن حضرت پرسيد كه : در راه مكّه ، گاه هست كه مى خواهيم كه احرام ببنديم و نوره مى گذاريم و سبوس آرد ، همراه نداريم كه بعد از نوره بر بدن ماليم و به عوض ِ سبوس ، بدن را به آرد ، پاكيزه مى كنيم و از اين معنى ، آن قدر متألّم ۴ مى شوم كه خدا بهتر مى داند. آن حضرت فرمود كه : آيا از ترس اسراف ، متألّم مى شوى؟ گفتم : بلى. فرمود كه : در چيزى كه باعث اصلاح بدن باشد ، اسراف نمى باشد. بسيار است كه مى فرمايم تا آرد پخته را با روغن زيت ، ممزوج مى كنند و بر بدن مى مالم. به درستى كه اسراف نمى باشد ، مگر در چيزى كه باعث تلف مال شود و به بدن ، ضرر رساند. گفتم : اِقتار ـ كه ضدّ اسراف است ـ ، كدام است؟ فرمود كه : آن كه نان را با نمك بخورى و قدرت بر خوردن چيزى ديگر داشته باشى. گفتم : ميانه روى كدام است؟ فرمود : آن كه نان و گوشت و شير و سركه و روغن بخورى ، گاهى از اين و گاهى از آن . ۵
و از اين حديث ، ظاهر مى شود كه صرف مال ، مطلقا در چيزى كه ضرر به بدن داشته باشد ، اسراف است ؛ زيرا كه اگر به مرتبه افراط و تجاوز از حد رسد ، در غير صورت ضرر هم از مقوله اسراف است . و حصرى كه از اين حديثْ فهميده مى شود ، مأوّل است به اسراف كامل يا آن كه حصر ، نسبت به صرف مالى است كه نفع نرساند تا مخالف اخبار بسيار و اتّفاق علما نباشد .

1.. همان ، ص ۵۲ ، ح ۲ .

2.. همان ، ص ۵۶ ، ح ۱۰ .

3.. تفسير العيّاشى ، ج ۲، ص ۲۸۸، ح ۵۸.

4.. متألّم : ناراحت .

5.. الكافى ، ج ۴ ، ص ۵۳ و ۵۴ و ح ۱۰ .

  • نام منبع :
    مَنهَجُ اليقين
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 210979
صفحه از 527
پرینت  ارسال به