253
مَنهَجُ اليقين

مَنهَجُ اليقين
252

[ امورى كه در آنها غيبت جايز است ]

و بدان كه علما ، بعضى از افراد غيبت را استثنا نموده اند . و شيخ زين الدين رحمه الله در رساله غيبت ، ده قِسم ذكر كرده كه بعضى از آنها محلّ خلاف و دليل بعضى محلّ تأمّل است .
و از جمله آنچه استثنا شده است ، شكايت كردن مظلوم است پيش كسى كه اميد رفع به وجهى از وجوه از او داشته باشد. ديگر ، غيبت كردن در مقام نهى از منكر كه خواهد آن كس ۱ شنود ۲ و ترك كند ، و اين قِسم ، وقتى جايز است كه شروط نهى از منكر ، متحقّق باشد و افشا كردن عيب را باعث ترك داند ، و اگر چنين نباشد ، بايد كه او را در خلوتْ نصيحت كند. ديگر ، ذكر كردن عيب در مقام مشورت ، مثل آن كه كسى سؤال كند از حال كسى ۳ كه خواهد با او معامله كند يا دخترى به او دهد يا از او بگيرد و بر حقيقتِ حال آن كس ۴ اطّلاع نداشته باشد. در اين صورت ، ذكر كردن عيوبى را كه در آن كس موجود باشد و خيرخواهى مشورت كننده بى آن به عمل نيايد ، تجويز نموده اند . و از بعضى احاديث ، ظاهر مى شود ، و از قدر ضرورت تجاوز نمودن ، جايز نيست .
ديگر ، غيبت ديگر كسى كه مجاهر به فسق باشد و پروا نكند از آن كه مردم ، فسق او را بدانند . و بر اين قِسم ، دلالت مى كند آنچه ابن بابويه رحمه الله در امالى ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : هر گاه فاسق ، فسق خود را به علانيه كند ، او را حرمتى نيست و غيبت نيست . ۵
و حِميَرى رحمه الله در كتاب قرب الإسناد ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه از پدر خود عليه السلام روايت مى فرمود كه : سه كس هستند ۶ كه ايشان را حرمتى نيست : كسى كه به خواهش خود ، بدعتى كرده باشد و كسى كه به ناحق ، دعوى امامت كند ، و فاسقى كه به ظاهر و علانيه ، فسق كند . ۷
و ابن بابويه رحمه الله در امالى و عيون اخبار رضا عليه السلام ۸ ، از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده كه از پدران خود ـ صلوات اللّه عليهم أجمعين ـ روايت فرموده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : كسى كه هرگاه معامله با مردم كند ، بر ايشان ظلم نكند و سخنى كه به ۹ ايشان گويد ، دروغ نگويد و وعده اى كه كند ، خُلف ننمايد ، پس چنين كس ، مروّتش كامل ۱۰ و عدالتش ظاهر ۱۱ و برادرىِ او واجب است و غيبتش حرام است . ۱۲
و ظاهر اين احاديث ، آن است كه غيبت نمودن مجاهر به فسق و شخصى كه صاحب بدعتى باشد ، مطلقا جايز است. و ممكن است كه مراد ، غيبت كردن او در خصوص همان فسق و بدعت باشد و غيبت كردن ايشان در غير آن فسق و بدعت از فسوق و عيوبى كه اخفا نمايند ، جايز نباشد . واللّه تعالى يعلم !
و آن كه بعضى گفته اند كه مراد از آن كه فاسق را غيبت نيست ، آن است كه غيبت فاسق ، جايز نيست ، از لفظ بعيد است و بعضى احاديث كالصّريح ، بر ۱۳ خلاف اين معنى است .
ديگر ، ياد كردن كسى است به عيبى ظاهر كه در او باشد (مثل كورى يا لنگى) ، از براى آن كه مردم بدانند كه مراد ، كدام شخص است ، و اين تجويز ، در صورتى است كه آن شخص را به غير از آن صفت نتوان شناسانيد و ضرورتى شرعى در ذكر آن شخص بوده باشد و با وجود آن از روى تحقير ، ذكر نكنند.
و ظاهر آن است كه ضرورت شرعى ، وقتى حاصل مى شود كه مفسده اى در ذكر نكردن آن شخص ، اعظم از غيبت باشد ، و آن كه مفسده در كدام صورت و چه مقام ، اعظم است ، محلّ تأمّل و اشكال است و اگر چنين غرضى متعلّق نباشد ، از آن كلام ، ساكت بايد بود . و از حديث سابق كه در معنى غيبتْ مذكور شد ، چنان ظاهر مى شد كه ذكر كردن كسى به امور ظاهره ، مثل تندى و تعجيل ، داخل غيبت نيست و بنا بر اين ، شايد كه ذكر اين قسمِ عيوب ، غيبت نباشد ، هرگاه از روى استحقار نبوده باشد ؛ ليكن سند آن حديث ، موافق اصطلاح متأخّرين ، صحيح نيست و حديث ديگر موافق آن مضمون به نظر نرسيده و عمومات اخبار و ظاهر آيه ، معارض آن حديث است . و جمعى كه به لقبى مشهور شده اند كه متضمّن حقارتى باشد ، ذكر ايشان به آن لقب ، ظاهر آن است كه داخل غيبت ۱۴ باشد و از خصوص آن در آيه و حديث ، نهى وارد شده .
و ابن بابويه رضى الله عنه در عيون اخبار رضا عليه السلام ، از حضرت امام رضا عليه السلام روايت كرده كه : آن حضرت ، روزى شعرى خواند. مردى گفت : خداى تعالى ، تو را عزيز بدارد ! اين شعر از كيست؟ فرمود كه : شعر يكى از عراقيانِ شماست. گفت : اين شعر را ابو العتاهيه شاعر ، به اسم خود براى من خواند. حضرت فرمود كه : اسم مادرش را بگذار و اين قِسم ياد كردن را ترك كن ؛ زيرا كه خداى تعالى مى فرمايد كه : «وَ لَا تَنَابَزُواْ بِالْأَلْقَابِ» ، ۱۵
و شايد كه آن مرد ، راضى نباشد به آن كه او را چنين ياد كنند . ۱۶ و ترجمه ظاهر لفظ الهى آن است كه : مخوانيد يكديگر را به لقب ها .
و چند نوع ديگر از غيبت را استثنا كرده اند و دليل بعضى از آنها ، محلّ تأمّل است .
و از احاديث مذكوره ، مذمّت گوش كردن غيبت و نشستن در مجلسى كه در آن جا غيبت مؤمنى را ۱۷ كنند و فضيلت رد كردن غيبت از مؤمنان ، ظاهر شدند . و كفّاره غيبت بعد از توبه و طلب كردن اِبراء ذمّه از آن كس كه غيبتش كرده اند ، اگر ممكن باشد ، آن است كه طلب آمرزش از براى او بكنند ، چنان كه شيخ المفيد ـ قدّس اللّه روحه ـ در مجالس و شيخ طوسى رحمه الله در امالى ، از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت كرده اند كه فرمود : كفّاره غيبت كردن ، آن است كه طلب آمرزش بكنى از براى آن كسى كه او را غيبت كرده باشى . ۱۸

1.. ج : «شخص» .

2.. ب : «بشنود» .

3.. ج : «مردى» .

4.. ب و ج : «مرد» .

5.. همان ، ص ۹۳ ، ح ۶۹ .

6.. الف : «كس اند» .

7.. قرب الإسناد ، ص ۱۷۶ ، ح ۶۴۵ .

8.. ج : - «رضا» .

9.. ب : «با» .

10.. ب و ج : + «است» .

11.. ب و ج : + «است» .

12.. عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ۱ ، ص ۳۳ ، ح ۳۴ ؛ الخصال ، ص ۲۰۸ ، ح ۲۸ .

13.. ب : «در» .

14.. ب : «عيب» .

15.. سوره حجرات ، آيه ۱۱ .

16.. عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ۱ ، ص ۱۹۰ و ۱۹۱ ، ح ۷ .

17.. الف : - «را» .

18.. الأمالى ، مفيد ، ص ۱۷۲ ، ح ۷ ؛ الأمالى ، طوسى ، ص ۱۹۲ ، ح ۳۲۵ .

  • نام منبع :
    مَنهَجُ اليقين
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 214828
صفحه از 527
پرینت  ارسال به