323
مَنهَجُ اليقين

مَنهَجُ اليقين
322

[ آزمون هاى الهى براى كافران ]

فَإنْ سَرَّكُمْ أمْرُ اللّه ُ فِيهِمُ الَّذِى خَلَقَهُمْ لَهُ فِى الأَصْلِ (أصل الخَلق) مِن الكُفْر الَّذى سَبَقَ فِى عِلْمِ اللّه ِ أنْ يَخْلُقَهُمْ لَهُ فِى الأْصلِ وَ مِنَ الَّذِينَ سَمَّاهُمُ اللّه ُ فِى كِتَابِهِ فِى قَوْلِهِ :«وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ»۱، فَتَدَبَّرُوا هَذَا وَ اعْقِلُوهُ وَ لَا تَجْهَلُوهُ ، فَإنَّهُ مَنْ جَهِلَ هَذَا وَ أشْبَاهَهُ مِمَّا افْتَرَضَ اللّه ُ عَلَيْهِ فِى كِتَابِهِ مِمَّا أمَرَ اللّه ُ بِهِ وَ نَهى عَنْهُ ، تَرَكَ دِينَ اللّه ِ ، وَ رَكِبَ مَعَاصِيَهُ ، فَاسْتَوْجَبَ سَخَطَ اللّه ِ ، فَأكَبَّهُ اللّه ُ عَلَى وَجْهِهِ فِى النَّارِ .
پس اگر شما را خوش مى آيد امر الهى كه در باب ايشان مقرّر فرموده و ايشان را در اصلِ خلقت براى آن مخلوق ساخته ، و آن امر ، عبارت است از كفرى كه علم اَزَلى الهى تعلّق گرفته بود به آن كه ايشان را براى كفر ، خلق كند ؛ يعنى خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ مى دانست كه ايشان به اختيار خود، كافر خواهندشد و با وجود آن كه چنين مى دانست، ايشان را براى حكمت و مصلحتى چند كه در خلقِ بندگان از اشرار و اَخيار۲و تكليف نمودن ايشان در دنيا از روى اختيار بود ، خلق نمود ، بعد از آن كه فرمود كه : اگر شما را مسرور مى سازد امر الهى درباره ايشان (يعنى مخالفان) و درباره آن جماعتى كه خداى تعالى، ايشان را در كتاب خود نام برده، آن جا كه فرموده كه: «گردانيديم از جمله ايشان، امام و پيشوايى چند كه متابعان خود را به آتش جهنّم، دعوت نمايند» ، پس تفكّر و تدبرّ در اين معنى بكنيد و بفهميد و به آن جاهل مباشيد ؛ زيرا كه كسى اين معنى و هر چه مثل آن باشد از آنچه خداى تعالى بر او واجب ساخته در كتاب خود و امر و نهى فرموده، نداند، دين خداى تعالى را از دست گذاشته ومرتكب معصيت هاى الهى شده، يا دين را ترك مى كند ومرتكب معاصى مى شود. پس مستوجب غضب الهى مى گردد و خداى تعالى ، او را بر رو ، به آتش جهنّم مى اندازد .
و بدان كه در نسخه هاى روضه كتاب كلينى ، اختلاف هست و ترتيب اجزاى اين حديث در بعضى از نسخ صحيحه ، برخلاف ترتيبى است كه در اكثر نسخه ها هست ، و ترتيب نسخه هاى مشهوره ، به نحوى است كه مذكور شد و بنا بر اين ، جزاى شرط كه فرموده : «فَإنْ سَرَّكُمْ أمْرُ اللّه ِ فِيهِمْ» ، مى تواند بود كه امر به تدبّر در اين معنى باشد ؛ يعنى : اگر شما از اين معنى مسرور مى شويد كه ايشان از اهل كفر باشند و به عذاب الهى معذّب باشند ، در باب صبر و تحمّل كه شما را به آن وصيّت كردم ، تأمّل كنيد ۳ و كارى مكنيد كه مخالف صبر باشد تا خداى تعالى ، شما را نجات بخشد و ايشان را به جهنّم برده ، انتقام شما را از ايشان بكِشد. و مى تواند بود كه جزاى شرط مقدّر باشد و مراد آن باشد كه اگر كفر و مُعاقب شدن ايشان در برابر بدى ها و آزارى كه به شما مى رسانند ، شما را مسرور مى سازد ، پس شكر الهى به جا آوريد و از صبر و تحمّل خود ، دل تنگ مباشيد. يا آن كه : اگر از كفر ، شما را خوش مى آيد و طاقت الهى داريد ،[ از ] آنچه گفتم ، اطاعت مكنيد. و بنا بر اين ، مراد از كلام ، تهديد خواهد بود و بر اين دو تقدير ، «فَتَدَبّروا هذا وَاعْقِلوه» ، ابتداى كلام خواهد بود .
و موافق آنچه در بعضى نسخه هاست كه ذكر كرديم ، پيش از لفظ «أمر اللّه » ، كلامى است كه در اواخر وصيّت ، خواهد آمد به اين نحو كه فرموده : «يَعْملُونَ فِى دُولَتِهِمْ بِمَعْصِيَةِ اللّه ِ وَ مَعْصِيَةِ رَسُولِهِ صلى الله عليه و آله لِيَحِقَّ عَلَيْهِمْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ وَ لَيُتِمَّ أمْرُ اللّه ِ فِيهِمْ الَّذِى خَلَقَهُمْ لَهُ فِى الأَصْلِ (أصْلِ الْخَلْقِ)» تا آخر آنچه مذكور شد. يعنى : آن جماعت كه پيشوايان ضلالت اند و در دنيا بر اهل بيت عليهم السلام غالب شده اند ، در دولت خود به معصيت خداى تعالى و معصيت رسول صلى الله عليه و آله عمل مى كنند از براى آن كه عذاب الهى بر ايشان ، ثابت و لازم شود ، و تمام شود ۴ امر الهى كه ايشان را براى آن خلق كرده ، كه آن كفر است ؛ يعنى كفرى كه در علم الهى بود ، ظاهر شود . و در اين صورت ، لفظ «هذا» در كلام گذشته ، اشاره به شناختن ائمّه معصومين عليهم السلام و بطلان ائمّه جور خواهد بود .
و بعد از لفظ «فإن سَرَّكُم» ، كلامى است كه در آخر ، مذكور مى شود ، به اين نحو كه فرموده : «أنْ تَكونُوا مَعَ نَبِىِّ اللّه ِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله وَالرُّسُلِ مِنْ قَبْلِهِ فَتَدَبَّروا ما قَصَّ اللّه ُ عَلَيْكُمْ فِى كِتَابِهِ الْكَرِيمِ مِمَّا ابْتَلَى بِهِ أنْبِياءُ وَ أتْباعَهُمْ مِنَ الْمُؤْمِنينَ ، ثُمَّ سَلَوُا اللّه َ تَعالى أنْ يُعْطِيَكُمُ الصَّبْرَ عَلَى الْبَلاَءِ» تا آخر كلامى كه در آخر ، مذكور است ؛ يعنى : اگر شما را اين معنى مسرور مى سازد كه با حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و انبياى سابق عليهم السلام باشيد ، فكر كنيد در حكاياتى كه خداى تعالى در قرآن مجيد ، ذكر ۵ كرده از مبتلا شدن پيغمبران و اَتباع ايشان از مؤمنان. بعد از آن، از خداى تعالى سؤال كنيد كه شما را صبر بر بلا عطا كند.
و شكّى نيست كه ترتيب كلام به اين طريق ، مناسب تر و معنى كلام ، ظاهرتر است . و گمان اين حقير آن است كه اوراق منتسخ ۶ ، از هم پاشيده بود ۷ و در جمع كردن ، اشتباهى شده. و در دو سه موضع ديگر كه در ترتيبْ اختلاف هست ، إن شاء اللّه تعالى ، اشاره مى كنيم و در زياده و كم ، ميان نسخه ها اختلافى نيست و همه متّفق اند .

1.. سوره قصص ، آيه ۴۱ .

2.. ب و ج : «اخيار و اشرار» .

3.. ب و ج : «بكنيد» .

4.. ب : - «تمام شود» .

5.. ب و ج : «ياد» .

6.. منتسخ: يعنى نسخه اى كه نسخه از روى آن استنساخ (نوشته) شده است .

7.. الف : - «بود» .

  • نام منبع :
    مَنهَجُ اليقين
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 213769
صفحه از 527
پرینت  ارسال به