325
مَنهَجُ اليقين

مَنهَجُ اليقين
324

[ ممنوعيت عمل به رأى و قياس در احكام الهى ]

وَ قَالَ: أَيَّتُهَا الْعِصَابَةُ الْمَرْحُومَةُ المُفْلِحَةُ ، إنَّ اللّه َ أتَمَّ لَكُمْ مَا آتَاكُمْ مِنَ الْخَيْرِ .
وَ اعْلَمُوا أنَّهُ لَيْسَ مِنْ عِلْمِ اللّه ِ وَ لَا مِنْ أمْرِهِ أَنْ يَأْخُذَ أحَدٌ مِنْ خَلْقِ اللّه ِ فِى دِينِهِ بِهَوىً وَ لَا رَأيٍ وَ لَا مَقَايِيسَ ؛ قَدْ أنْزَلَ اللّه ُ الْقُرْآنَ ، وَ جَعَلَ فِيهِ تِبْيَانَ كُلِّ شَىْ ءٍ ، وَ جَعَلَ لِلْقُرْآنِ وَ لِتَعَلُّمِ الْقُرْآنِ أَهْلاً لَا يَسَعُ أهْلَ عِلْمِ الْقُرْآنِ الَّذِينَ آتَاهُمُ اللّه ُ عِلْمَهُ أنْ يَأْخُذُوا فِيهِ بِهَوىً وَ لَا رَأْىٍ وَ لَا مَقَايِيسَ ، أغْنَاهُمُ اللّه ُ تَعَالَى عَنْ ذَلِكَ بِمَا آتَاهُمُ اللّه ُ مِنْ عِلْمِهِ وَ خَصَّهُمْ بِهِ وَ وَضَعَهُ عِنْدَهُمْ كِرَامَةً مِنَ اللّه ِ أكْرَمَهُمْ بِهَا ، وَ هُمْ أهْلُ الذِّكْرِ الَّذِينَ أمَرَ اللّه ُ هَذِهِ الْاُمَّةَ بِسُؤالِهِمْ ، وَ هُمُ الَّذِينَ مَنْ سَأَلَهُمْ ـ وَ قَدْ سَبَقَ فِى عِلْمِ اللّه ِ أنْ يُصَدِّقَهُمْ وَ يَتَّبِعَ أَثَرَهُمْ ـ أرْشَدُوهُ وَ أعْطَوْهُ مِنْ عِلْمِ الْقُرْآنِ مَا يَهْتَدِى بِهِ إلَى اللّه ِ بِإذْنِهِ وَ إلى جَميعِ سُبُلِ الْحَقِّ ، وَ هُمُ الَّذِينَ لَا يَرْغَبُ عَنْهُمْ وَ لا عَنْ مَسْأ?لَتِهِمْ وَ عَنْ عِلْمِهِمُ الَّذِى أكْرَمَهُمُ اللّه ُ بِهِ وَ جَعَلَهُ عِنْدَهُمْ إلَا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ فِى عِلْمِ اللّه ِ الشَّقَاءُ فِى أصْلِ الْخَلْقِ تَحْتَ الأظِلَّةِ ، فَاُولئِكَ الَّذينَ يَرْغَبُونَ عَنْ سُؤالِ أهْلِ الذِّكْرِ وَ الَّذِينَ آتَاهُمُ اللّه ُ عِلْمَ الْقُرْآنِ وَ وَضَعَهُ عِنْدَهُمْ وَ أمَرَ بِسُؤَالِهِمْ ، وَ اُولئِكَ الَّذينَ يَأْخُذُونَ بِأهْوائِهِمْ وَ آرَائِهِمْ وَ مَقَايِيسِهِمْ حَتّى دَخَلَهُمُ الشَّيْطَانُ ، لأنَّهُمْ جَعَلُوا أهْلَ الْاءيمَانِ فِى عِلْمِ الْقُرآنِ عِنْدَ اللّه ِ كَافِرِينَ ، وَ جَعَلُوا أهْلَ الضَّلَالَةِ فِى عِلْمِ الْقُرآنِ عِنْدَ اللَّهِ مُؤْمِنينَ ، وَ حَتّى جَعَلُوا مَا أحَلَّ اللّه ُ فِى كَثِيرٍ مِنَ الْأمْرِ حَرَاما ، وَ جَعَلُوا مَا حَرَّمَ اللّه ُ فِى كَثِيرٍ مِنَ الْأمْرِ حَلَالاً ، فَذَلِكَ أصْلُ ثَمَرَةِ أهْوَائِهِمْ.

و فرمود كه : بدانيد اى طايفه اى كه رحمت الهى شامل حال شما شده و رستگارى از غضب و عِقاب الهى ، شما را روزى شده. يعنى بدانيد ـ اى شيعيان ! ـ كه خداى تعالى ، تمام كرده و كامل ساخته احسانى [ را ] كه به شما كرده و چيزى [ را ]كه به شما عطا فرموده (كه عبارت از مذهب تشيّع است كه روزىِ شما كرده ) ، آن را ناقص نگذاشته و تمام كرده ، و آنچه شما به آن محتاجيد از معارف و احكام علم ، آنها را به خازنان علوم۱خود ـ كه اهل البيت عليهم السلام هستند ـ ، عطا كرده (و ممكن است كه مراد ، تمام شدن دين به ظهور قائم عليه السلام باشد و تعبير به لفظ ماضى ، بنا بر آن باشد كه اراده اى ازلى به اتمام آن ، متعلّق شده و در علم الهى تمام شده) .
بعد از آن فرمود كه : بدانيد كه در علم الهى و فرموده او نيست كه كسى از خلايق ، در امر دين ، به خواهش و آنچه در نظرش خوب نمايد يا به نوعى از انواع قياس ، عمل نمايد. به تحقيق كه خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ قرآن را فرستاده و همه چيز را در قرآن ، بيان كرده و جمعى را اهل قرآن كرده و ايشان را اهليّت علم قرآن يا ياد گرفتن قرآن داده . و آنها كه اهل قرآن اند و خداى تعالى ، علم قرآن را به ايشان داده ، ايشان را نيست كه در قرآن يا در دين، به خواهش خود يا براى خود يا به قياس ها ، عمل كنند . و خداى تعالى ، ايشان را از اين معنى ، مستغنى ساخته به آنچه از علم خود به ايشان داده و ايشان را به آن علم ، مخصوص ساخته و آن علم را نزد ايشان گذاشته . و اين ، كرامتى است از جانب خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ كه ايشان را به آن ، گرامى داشته و ايشان اند اهل ذكر كه خداى تعالى ، امّت حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله را امر فرموده به آن كه احكام را و آنچه ندانند ، از ايشان سؤال كنند. و ايشان اند آن جماعتى كه كسى كه از ايشان سؤال كند و در علم سابق الهى بوده باشد كه تصديقِ ايشان بكند و پيروىِ ايشان بكند ، او را به راه حق ، راه نمايى مى كنند و از علم قرآن به او آن قدر عطا مى كنند كه راه بندگى و قرب الهى را به اذن خداى تعالى بيابد و به همه راه هاى حق ، هدايت يابد۲. و ايشان اند آن جماعتى كه از ايشان و از سؤال از ايشان و از علمى كه خداى تعالى ايشان را به آن گرامى داشته و آن علم را نزد ايشان گذاشته ، كسى رو نمى گردانَد ، مگر آنها كه علم سابق الهى به شقاوت ايشان ، در اصل آفرينش در عالم ارواح ، تعلّق گرفته. پس اين جماعت اند آنها كه از اهل ذكر[ ند ] و جمعى كه خداى تعالى ، علم قرآن را۳به ايشان عطا فرموده۴و نزد ايشان گذاشته و مردم را به سؤال از ايشان امر كرده ، سؤال نمى كنند و رو مى گردانند. و اين جماعت ، آنهايند كه به خواهش و رأى خود و به قياس۵عمل كرده اند تا آن كه شيطان ، در ايشان تصرّف كرده و اضلال نموده ؛ زيرا كه ايشان ، جماعتى را كه اهل ايمان اند ، در علم قرآن ، كافر مى دانند و جماعتى را كه اهل ضلالت و گم راهى هستند ، در علم قرآن ، مؤمن مى شمارند ، و تا آن كه آنچه خداى تعالى حلال كرده ، در بسيارى از امور ، حرام كردند و آنچه خداى تعالى حرام كرده ، دربسيارى از مواضع ، حلال كردند. پس اين است اصل ثمره و فايده خواهش هاى ايشان . و منافع دنيوى و اغراض باطله كه در ضمن عمل به رأى و قياس ، منظور ايشان است ، فرعِ اين ثمره است .

بدان كه اين كلام شريف ، صريح است در آن كه عمل به هوا و رأى و قياس ، جايز نيست. و هوا ، عبارت از خواهش و ميل نفس است ؛ يعنى عمل كردن به آنچه طبع ، مايل به آن باشد ، بى آن كه متابعتِ دليلى شرعى كند ۶ . و رأى ، عبارت است از آنچه در نظر ، مُستَحسَن باشد ، بى دليلى شرعى .
و قياس ، عبارت است از ادلّه عقليه كه افاده ظنّى كند ، بى آن كه مستند به دليلى شرعى باشند .
و ظاهر اخبار ، آن است كه قياس ، منحصر نيست در الحاق حكم جزئى از جزئيات به جزئى ديگر ؛ بلكه اين معنى از جمله جزئيات قياس است. و ظاهر آن است كه اختلاف علما در باب استنباط احكام از آيات و احاديث ، و فهميدن اخبار و جمع ميانه ادلّه اى كه به حَسَب ظاهر ، معارضه و منافاتى ميان ايشان باشد ، خصوصا در زمان غيبت و حرمان از ادراك خدمت و سؤال از اهل بيت عصمت و طهارت ـ صلوات اللّه عليهم أجمعين ـ ، داخل در عمل به رأى و قياس نباشد. و در زمان حضور ، ظاهر آن است كه عرصه ، تنگ تر باشد ، و در مواضع اشتباه ، توقّف بايد كرد تا امرى صريح ، ظاهر شود .

1.. ب : «علم» .

2.. ب : «نمايد» .

3.. الف : - «را» .

4.. ب : «فرمود» .

5.. الف : «مقائيس» .

6.. ج : «كنند» .

  • نام منبع :
    مَنهَجُ اليقين
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 212979
صفحه از 527
پرینت  ارسال به