343
مَنهَجُ اليقين

[ مطلوب بودن كثرت دعا و سوال از درگاه الهى ]

و قال عليه السلام : أكْثِرُوا مِنْ أنْ تَدْعُوا اللّه َ فَإنّ اللّه َ ؛ يُحِبُّ مِنْ عِبَادِهِ الْمؤمِنِينَ أنْ يَدْعُوهُ وَ قَدْ وَعَدَ اللّه ُ عِبَادَهُ الْمؤمِنينِ بالإسْتِجَابَةِ وَ اللّه ُ مَصَيِّرٌ دَعَاءَ الْمُؤمِنينَ يَوْمَ القيَامَةِ لَهُمْ عَمَلاً يَزِيدُهُمْ بِهِ فِى الجَنَّةِ .
فَأكْثِروا ذِكْرَ اللّه ِ مَا اسْتَطَعْتُمْ فِى كُلِّ سَاعَةٍ مِنْ سَاعَاتِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ ؛ فَإِنَّ اللّه َ أمَرَ بِكَثْرَةِ الذِّكْرِ لَهُ وَ اللّه ُ ذَاكِرٌ لِمَنْ ذَكَرَهُ مِنَ الْمُؤمِنِينَ .
وَ اعْلَمُوا أنَّ اللّه َ لَم يَذْكُرْهُ أحَدٌ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤمِنِينَ إِلّا ذَكَرَهُ بِخَيْرٍ ، فَأَعْطُوا اللّه َ مِنْ أنْفُسِكُمُ الإِجْتِهادَ فِى طَاعَتِهِ ؛ فَإنَّ اللّه َ ـ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ـ لا يُدْرَكُ شَىْ ءٌ مِنَ الْخَيْرِ عِنْدَهُ إلَا بِطَاعَتِهِ وَ اجْتِنَابِ مَحَارِمِهِ الَّتِى حَرَّمَ اللّه ُ فِى ظَاهِرِ القُرآنِ وَ بَاطِنِه ؛ فَإنَّ اللّه َ ـ تبارك وتَعالَى ـ قَالَ فِى كتَابِهِ وَ قَوْلُهُ الْحَقُّ :«وذَرُوا ظَاهرَ الاْءثْمِ وَ باطِنَهُ».
وَ اعْلَمُوا أنَّ مَا أمَرَ اللّه ُ بِهِ أنْ تَجْتَنِبُوهُ فَقَدْ حَرَّمَهُ ، وَ اتَّبِعُوا آثَارَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله وَ سُنَّتَهُ فَخُذُوا بِهَا ، وَ لاَ تَتَّبِعُوا أهْوَاءَكُم وَ آراءَكُم فَتَضِلُّوا ؛ فَإنَّ أضَلَّ النّاسِ عِنْدَ اللّه ِ مَنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ وَ رَأْيَهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللّه ِ .

و فرمود آن حضرت ـ صلوات اللّه عليه ـ كه : دعا و سؤالِ مطالب از خداى تعالى ، بسيار بكنيد ؛ زيرا كه خداى تعالى ، دوست مى دارد از بندگان مؤمن خود ، آن كه او را بخوانند . و به تحقيق كه وعده فرموده است خداى تعالى ، مؤمنان را به استجابت خدا و برآوردن حاجات . و خداى تعالى ، مى گردانَد در روز قيامت ، دعاى مؤمنين را عملى صالح كه موجب زيادتىِ مراتب ايشان در بهشت شود . پس ياد خداى تعالى ، بسيار كنيد۱يا نام او بسيار بر زبان رانيد در ضمن دعا و غير دعا ، هر قدر كه توانيد در هر ساعت۲
از ساعت هاى شب و روز ؛ زيرا۳كه خداى تعالى ، امر كرده به آن كه او را ذكر بسيار بكنيد ، (چنانچه فرموده :«اذْكُرُواْ اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا * وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً»؛۴يعنى : ذكر خدا ، بسيار بكنيد و تسبيح او به جاى۵آوريد در اوّلِ روز و آخرِ روز) .
بعد از آن فرمود كه : خداى تعالى ، به خوبى ياد مى كند هر كس را از بندگان مؤمنش كهذكر الهى به جاى۶آورد . پس در سعى كردن در بندگى الهى ، امساك مورزيد ؛ زيرا كه به هيچ چيز از احسان و ثواب الهى نمى توان رسيد ، مگر به اطاعت اوامر و اجتناب و پرهيز نمودن از چيزهايى كه خداى تعالى حرام كرده ( ، خواه آنها ( كه به ظاهرِ قرآن حرام كرده ـ كه حرمتش را ساير مردم مى توانند فهميد ـ ، و خواه آنها كه حرمتش از باطنِ قرآن ظاهر مى شود كه به غير از خازنان علوم ربّانى ، كه ائمّه طاهرين ـ صلوات اللّه عليهم أجمعين اند ـ ، كسى بعد از رسول ـ صلوات اللّه عليه و آله ـ عالِم به آنها نيست ) ؛ زيرا كه خداى تعالى ، در كتاب خود فرموده ـ و قول الهى ، حق و صدق است ـ فرموده كه : ترك كنيد آنچه از گناهانْ ظاهر است و آنچه پنهان است . و بدانيد كه آنچه را خداى تعالى فرموده كه از آن اجتناب كنيد ، آن را حرام كرده . و پيروى مكنيد خواهش ها و رأى هاى خود را ، و اگر چنين كنيد ، گم راه مى شويد ؛ زيرا كه گم راه ترينِ مردم نزد خداى تعالى ، كسى است كه پيروىِ خواهش و رأى خود كند ، نه آن كه خداى تعالى ، او را هدايت كرده باشد .

1.. ب و ج : «بكنيد» .

2.. الف : «ساعتى» .

3.. ب : - «زيرا» .

4.. سوره احزاب ، آيه ۴۱ و ۴۲.

5.. الف : «جا» .

6.. الف : «جا» .


مَنهَجُ اليقين
342

[ نهى از شهره شدن در ميان ديگران ]

وَ قَالَ عليه السلام : دَعُوا رَفْعَ أيْدِيكُمْ فِى الصَّلاةِ إلَا مَرَّةً وَاحِدَةً حِينَ تُفْتَحُ الصَّلاةُ ؛ فَإنَّ النَّاسَ قَدْ شَهَرُوكُمْ بِذلِكَ ، وَ اللّه ُ الْمُسْتَعَانُ ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلَا بِاللّه ِ .
و فرمود آن حضرت ـ صلوات اللّه عليه ـ كه :
دست ها را در نماز ، زياده از يك نوبت ، وقتى كه شروع در نماز مى كنيد (يعنى در تكبيرات غيرِ تكبيرة الإحرام) ، دست ها را برمداريد ؛ زيرا كه مخالفان ، دست برداشتن در حالت تكبير را علامت تشيّع مى دانند و شما را به اين معنى شهرت داده اند و به اين علامت ، به يكديگر مى شناسانند و خداى تعالى ، محلّ طلبيدن معاونت و مددكارى است . پس از او مدد بايد طلبيد (در دفع شرّ ايشان يا در قيام به لوازم تقيّه كه از اعظمِ عبادات است ، و گرويدن از حال معصيت و قوّت بر طاعت يا خلاصى از شرّ دشمنان) و قوّت بر دفع ايشان ، ميسّر نيست ، مگر به استعانت به خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ .

و بدان كه خلافى نيست ميانه عامّه و خاصّه در آن كه دست برداشتن در تكبيرة الإحرام ، مأمورٌ بِه است و در وجوب و استحبابش خلاف است و مشهور ميانه علماى شيعه ، استحباب است و سيّد مرتضى رضى الله عنه قائل شده به آن كه در همه تكبيرات نماز ، دست برداشتن ، واجب است ، ۱ و در باقى تكبيرات نماز ، مشهور ميانه علماى شيعه ، استحباب است .
و از عامّه ، ابو حنيفه و ابراهيم نَخَعى و ثورى مى گويند كه : در غير تكبير احرام ، دست برداشتن ، جايز نيست و باقى عامّه ، سنّت مى دانند . و چون در زمان حضرت امام جعفر صادق عليه السلام ، سنيان در غير تكبيرة الإحرام ، دست بر نمى داشته اند ، لهذا امر فرموده به آن كه شيعيان از جهت تقيّه ، دست برندارند .

1.. الإنتصار ، ص ۱۴۷ .

  • نام منبع :
    مَنهَجُ اليقين
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 211002
صفحه از 527
پرینت  ارسال به