355
مَنهَجُ اليقين

[ صبر و رضا به قضاى الهى ]

وَ لَنْ يُنَالَ شَى ءٌ مِنَ الْخَيْرِ عِنْدَ اللّه ِ إلّا بِطَاعَتِهِ وَ الصَّبْرِ وَ الرِّضَا ؛ لأِنَّ الصَبْرَ وَ الرِّضَا مِنْ طَاعَةِ اللّه ِ .
وَ اعْلَمُوا أنَّهُ لَنْ يُؤمِنَ عَبْدٌ مِنْ عَبيدِهِ حَتّى يَرْضَى عَنِ اللّه ِ فِيمَا صَنَعَ اللّه ُ إلَيْهِ وَ صَنَعَ بِهِ عَلَى مَا أحَبَّ وَ كَرِهَ ، وَ لَنْ يَصْنَعَ اللّه ُ بِمَنْ صَبَرَ وَ رَضِىَ عَنِ اللّه ِ إلّا مَا هُوَ أهْلُهُ وَ هُوَ خَيْرٌ مِمَّا أحَبَّ وَ كَرِهَ .
و نمى رسد كسى به مرتبه اى از مراتب خوبى يا ثواب الهى ، مگر به طاعت و بندگى و صبر كردن و راضى بودن به آنچه خداى تعالى براى او خواسته ( ؛ زيرا كه صبر و رضا ، از شرايط بندگى الهى است يا آن كه صبر و رضا ، از افراد طاعت است و قبول بعضى از عبادات ، مشروط است به اطاعت و پرهيزگارى ، چنانچه ظاهر۱كلام الهى است كه فرموده :«إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»؛۲

يعنى : قبول نمى كند خداى تعالى ، مگر از متّقيان . و بدانيد كه صاحب ايمان نمى شود هيچ بنده اى از بندگان الهى تا وقتى كه راضى شود از خداى تعالى در احسان كه ياد كند و مكروهى كه به او رسانَد ، خواه آن بنده را خوش آيد و خواه نيايد .
و خداى تعالى ، نسبت به كسى كه در مقام صبر و رضا از خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ باشد ، نمى كند ، مگر آنچه را كه خداى تعالى ، سزاوار و لايق به آن است و آن بهتر است از براى بنده ، از آنچه خودش خواهد و نخواهد۳.

و احاديث در باب صبر و رضا به قضاى الهى ، قبل از اين مذكور شد . و آنچه در اين كلام شريف واقع شده كه تا كسى صاحب مرتبه رضا نباشد ، مؤمن نيست ، مى تواند بود كه بر معنى حقيقى محمول باشد ، و مراد آن باشد كه كسى كه به قضاى الهى راضى نباشد ، از اين جهت كه تجويز نمايد كه در قضاى الهى ، نسبت به او ظلمى و ستمى واقع شود و يقين نداند كه فعلِ قبيح از خداى ـ عزَّ و جلَّ ـ صادر نمى تواند شد ۴ و هر چه مى كند ، از روى عدل يا تفضّل است ، از جمله مؤمنين نخواهد بود . و مى تواند بود كه مراد از ايمان ، كمال ايمان باشد و مراد از صبر و رضا ، اطمينان و آرامِ نفس و مضطرب نشدن در وقت نزول مصائب ، و شكر الهى را ترك ننمودن باشد . و اين معنى ، هر چند تمام تر و بهتر باشد ، ايمان ، كامل تر خواهد بود .
و از جمله آنچه در باب صبر وارد شده ، روايت كرده ۵ محمّد بن يعقوب كلينى رضى الله عنه از حضرت على بن الحسين عليه السلام كه فرمود : سرّ طاعت ، صبر و راضى بودن از خداى تعالى است . و هر بنده اى كه صبر كند و از خداوند تعالى ۶ راضى شود در آنچه براى او مقدّر ساخته باشد ، خداى تعالى ، در آنچه آن بنده خواهد يا نخواهد ، نمى كند ، مگر آنچه خير آن بنده در آن باشد . ۷
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : زُهد ، ده درجه دارد و بالاترين مراتب زُهد ، پايين ترِ مراتب وَرَع است و اعلاىِ مراتب وَرَع ، اَدْناىِ مراتب يقين است و اعلاىِ مراتب يقين ، اَدْناىِ مراتب رضاست . ۸
و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه از آن حضرت سؤال كردند كه : مؤمن ، به چه چيز مى داند كه مؤمن است ؟ فرمود : به تسليم امر الهى و راضى بودن به آنچه بر سرِ او آيد از شادى و اندوه . ۹
و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : خداى تعالى ، به حضرت موسى عليه السلام خطاب كرد كه : يا موسى بن عمران ! هيچ چيز نيافريده ام كه پيش من ، دوست تر باشد از بنده اى كه به من ايمان آورده باشد ؛ زيرا كه اگر او را مبتلا سازم ، براى آن است كه ۱۰ خير او در آن است ، و اگر به عافيت بدارم ، براى آن است كه خيرِ او در آن است ، و اگر چيزى از متاعِ دنيا را از او نگاه دارم ، جهت آن است كه خير او در آن است ، و من داناترم به آنچه صلاحِ حال بنده من در آن است . پس بايد كه بر بلاى من ، صبر كند و شكر نعمت من به جا آورد و به قضاى من ، راضى باشد تا من ، او را پيش خود ، از جمله صدّيقين بنويسم ، هرگاه به رضاى من عمل كند و فرموده مرا اطاعت كند .

1.. الف و ج : - «ظاهر» .

2.. سوره مائده ، آيه ۲۵ .

3.. ب : - «و نخواهد» .

4.. الف : «نمى شود» .

5.. ج : + «است» .

6.. ب : - «بودن از خداى تعالى است . و هر بنده اى كه صبر كند و از خداوند تعالى» .

7.. الكافى ، ج ۲ ، ص ۶۰ ، ح ۳ .

8.. همان ، ص ۶۲ ، ح ۱۰ .

9.. المحاسن ، ج ۲ ، ص ۳۲۸ ، ح ۸۵ .

10.. الف : - «به من ايمان آورده باشد ؛ زيرا كه اگر او را مبتلا سازم ، براى آن است كه» .


مَنهَجُ اليقين
354
  • نام منبع :
    مَنهَجُ اليقين
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 210715
صفحه از 527
پرینت  ارسال به